توضیحات
فایل پاورپوینت کامل روشنفکری؛ گذشته، حال و آینده؛ گفت وگو با محمد مددپور؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکری؛ گذشته، حال و آینده؛ گفت وگو با محمد مددپور شامل 50 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکری؛ گذشته، حال و آینده؛ گفت وگو با محمد مددپور را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل روشنفکری؛ گذشته، حال و آینده؛ گفت وگو با محمد مددپور با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکری؛ گذشته، حال و آینده؛ گفت وگو با محمد مددپور با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکری؛ گذشته، حال و آینده؛ گفت وگو با محمد مددپور تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکری؛ گذشته، حال و آینده؛ گفت وگو با محمد مددپور را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روشنفکری؛ گذشته، حال و آینده؛ گفت وگو با محمد مددپور :
کیهان، ۲ و ۴/۲/۱۳۸۰
چکیده:
متن زیر حاصل گفت وگویی است که ماهنامه اندیشه حوزه با آقای مددپور انجام داده و روزنامه کیهان آن را نقل کرده است. آقای مددپور با ریشه یابی جریان روشنفکری غرب در رنسانس و مدرنیته، به طبقه بندی روشنفکران ایران قبل و بعد از انقلاب پرداخته است. ایشان جریان روشنفکری در دهه دوم انقلاب را به دو گروه «لیبرال های مسلمان » و «لیبرال های لائیک » تقسیم می کند و گروه اول را به سه گروه «لیبرال های تئوریک »، «لیبرال های پراتیک » و «ژورنالیست های لیبرال » دسته بندی می نماید. به اعتقاد وی، استحاله لیبرالیسم آغاز شده است و این روند به استیلای دین و فرهنگ دینی خواهد انجامید.
ریشه های روشنفکری در غرب
روشنفکر، به معنای واقعی کلمه، مدرنیست و متجدد است. به معنای خاص غربی اش یعنی خودبنیادی و رها شدن انسان از همه امور غیر از خود. این نکته را نخستین بار در زبان شاعران رنسانس، همچون پترارک و بوکاتچو می یابیم. کریستوفر مالرو نویسنده منظومه فاستوس یکی از این افراد است. منظومه فاستوس در واقع سرنوشت انسان روشنفکر را تا مرز نابودی بیان نموده است. دکتر فاستوس انسانی است که حاصل مدارس اسکولاستیک اروپاست. او از این عالم خسته می شود و دوست دارد که در عالم کاری نو بکند. در این ساحت طلب و تمنی و اراده معطوف به قدرت، شیطان با او تماس می گیرد و می گوید: «من همه آن چیزی که می خواهی به تو خواهم داد; فقط به شرط اینکه بعد از توفیقت، روح خودت را به من بفروشی و تسلیم کنی » و او می پذیرد. دکتر فاستوس در واقع روح روشنفکری است که بالاخره شیطان به او مدد می رساند و سیاست و هنر و تکنولوژی و خوشبختی هایی را که در افق انسان آن عصر بود، به او می دهد. همچنین دکامرون بوکاتچو، شاعر ایتالیایی، به واقع منظومه زندگی انسان مدرن و لیبرال است: نقادی شدید از حیات کلیسایی و بزرگ کردن فسادهای اخلاقی و خلاصه چنان که میرزا فتحعلی آخوندزاده می گوید: «چندصباحی هم بگذارید بدون اخلاق سنتی و بدون دین زندگی کنیم. بگذارید ببینیم این زندگی چطوری است.»
به هر حال، روشنفکری در غرب از این شاعران شروع شد و سپس در نقاشان و مهندسانی مثل داوینچی و میکل آنژ و ادیبانی مثل مونتنی، اراسموس، تامس مور و کامپانلا تجلی کرد. البته چون تا قرن شانزدهم فضای اشرافیت و روحانیت و دین وجود داشت، خیلی نمی توانستند فعال باشند. لوتر به عنوان بنیان گذار روشنفکری مذهبی، با تئوری رفورم (اصلاحات) خود، تمام بنیادهای مسیحی رسمی و فراگیر را نابود کرد. او با شعار جدایی دین از سیاست و پروتستانیسم می خواست به مسیحیت نخستین باز گردد; اما نه تنها به مسیحیت نخستین برنگشت، بلکه در واقع مسیحیت موجود را هم نابود کرد. البته طبیعی بود که این مسیحیت چون روح و بنیان نداشت و ریشه اش را از دست داده بود، نابود شود; چون در درون انسان ها انقلابی افتاده بود که خواص و عوام همه بی ایمان شده بودند. مقوله «کلیسا» معادل «امت واحده » در جهان اسلام است. امت یک جامعه است و یک جماعت معنوی. پس این کلیسا که مبتنی بر ایمان مؤمنان است و تمام این سلسله مراتب مخروطی قدرت معنوی و ولایت دینی که در حوزه دین وجود دارد، با سست شدن ایمان مردم فرو می پاشد. اجتماع مؤمنان و آن چیزی که بر فضای فکری اروپا حاکم بود، چه عوام و چه خواص، آن چتر را می شکنند و باران مدرنیته بر سر همه فرو می ریزد. اکثریت جامعه از وحی فراگیر الهی محروم می شود. لوتر برای اولین بار انجیل را به زبان آلمانی ترجمه می کند و زبان یونانی و لاتینی که زبان عمومی است و تمام مسیحیان اروپا از طریق آن وحدت پیدا می کردند، به تدریج از بین می رود.
به این ترتیب، قرن هفدهم قرنی است که اصطلاحا به «قرن خرد و عقل » مشهور است و جامعه غیردینی می شود. در قرن هجدهم که مشهور به «قرن روشنایی و روشنگری » است، زمینه های دموکراسی طبقات متوسط فراهم می شود (انقلاب فرانسه). جوهر روشنفکری و اوج تمامیت یافتن آن در قرن هجده را می شود در اصحاب دائره المعارف و همچنین روشنفکران آلمان و فرانسه دید. در این دوره دین حالت خصوصی پیدا کرده است. البته در بعضی از مواقع کشیش ها و اسقف ها را می کشتند; ولی بعد از مدتی می گویند فایده ندارد; دین را نمی شود ریشه کن کرد; پس بگذارید در همان حوزه خصوصی باشد. سرمایه دارها و بورژوازی که در واقع قدرت سیاسی و اقتصادی روشنفکری هستند، بر اوضاع مسلط می شوند و دین دیگر کاملا در حاشیه قرار می گیرد. قرن نوزده و بیست، عصر بحران روشنفکری است و در نیمه دوم قرن نوزده است که پست مدرن یسم شروع به شکل گیری می کند.
روشنفکری در جهان اسلام
مدرنیته در غرب از قرن هجده به شرق توجه می کند و می خواهد جهان را به کنترل خودش در آورد. در این مرحله است که گام به گام مناطق مختلف را تصرف می کند و در قرن نوزده به جهان اسلام می رسد. عده ای از متفکران جهان اسلام که بر اثر برخورد نظامی با استعمارگران و قدرت های اروپایی شکست خورده و مرعوب شده بودند (به خصوص پس از جنگ های ایران و روس)، احساس کردند که از این پس دوره تاریخی شان به سر آمده و باید به نظام های مدرن روی آورند. در اصل، دارالفنون هم براساس همین ایده به وجود آمد و با اعزام محصل به خارج، یا توسط افرادی که با غرب مراوده داشتند و آثار ترجمه ای غربی ها را می خواندند، موجی از غرب گرایی در جهان اسلام به وجود آمد. اینها که حدود ۴۰ تا ۵۰ روشنفکر هستند، در غرب گرایی ایران بسیار مؤثر بودند.
در شرق متاسفانه غرب گرایان فاقد اصل و ریشه درست و حسابی هستند. خیلی از اینها از نظر اخلاقی و خودباختگی فاسد هستند و عده ای نیز، هم از نظر فکری و هم از نظر مالی فاسدند. این طور نیست که اینها آثار کانت و دکارت را خوانده و ریشه و نحله فلسفی داشته باشند; بلکه یک جنگ فلسفی و ادبی هستند. اکثر اینها در خارج زندگی می کردند. برای روشنفکر، ایده آل ترین سرزمین همان سرزمینی است که آن فکر در آنجا رشد کرده است. غالب روشنفکران عصر مشروطه، مثل آخوندزاده، میرزا ملکم و میرزا آقاخان، زندگی خانوادگی خوب و زن و بچه ای ندارند.
گرایش های روشنفکری در ایران
گروهی از اینها ملحدند. ملحدان به فرهنگ روسی گرایش دارند و به شدت با دین سر جنگ دارند; مثل آخوندزاده و کرمانی. روشنفکری لائیک تمام عیار، چپ نیست. طالب اف و آخوندزاده، طرفدار سرمایه داری و در اصل طرفدار تزاریسم هستند. اما میرزا ملکم خان بیشتر وجهه لیبرالی دارد. آدم سازشکار و فرصت طلبی است و می شود گفت پدر روحانی اکثریت روشنفکر راست معاصر ماست. افراطی گری آقاخان کرمانی و آخوندزاده را ندارد. در مرحله بعد، یک عده بوروکرات و تکنوکرات، امثال میرزا حسین خان سپهسالار هستند. سپهسالار گاهی اوقات وجهه نظر مثبتی داشته; مثلا با آخوندزاده بد بوده و با تغییر الفبای فارسی مخالفت می ورزیده است. برخی می گویند این مخالفت ها ریشه در دعواهایی دارد که در ترکیه داشته اند.
یک جریان دیگر، روشنفکری مذهبی است که از سید جمال شروع می شود. او طرفدار پان اسلامیسم است و حتی با بهایی ها و ازلی ها و آدم هایی نظیر میرزا ملکم و آقاخان کرمانی کنار می آید برای اینکه موجب اتحاد اسلام شود; اما نه به قصد احیای اسلام; بلکه احیای عظمت کسانی که در این منطقه زندگی می کنند از طریق استفاده از علوم دانش های جدید. به اعتقاد من، پان اسلامیسم بیش از آنکه یک نهضت اسلامی باشد، یک نهضت غرب گرایانه است. من در کتاب سیر تفکر معاصر، نظرات فریدون آدمیت، سید جمال و یکی از طرفداران امروزی پوپر [ دکتر سروش] را با یکدیگر مق
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل اخلاق خویشاوندی در آموزه های اسلامی
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.