توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر رحمت در مواجهه با حرمت شکنان و مرتدّان – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر رحمت در مواجهه با حرمت شکنان و مرتدّان شامل 98 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر رحمت در مواجهه با حرمت شکنان و مرتدّان گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر رحمت در مواجهه با حرمت شکنان و مرتدّان با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر رحمت در مواجهه با حرمت شکنان و مرتدّان از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر رحمت در مواجهه با حرمت شکنان و مرتدّان با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر رحمت در مواجهه با حرمت شکنان و مرتدّان را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیره پیامبر رحمت در مواجهه با حرمت شکنان و مرتدّان :
پیش درآمد
گفتار و رفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله ، که از اوّلی سنّت گفتاری و از دوّمی سنّت کرداری تعبیر می شود، برای همه پیروان آن حضرت حجّت است و بر اساس آموزه قرآنی، آن حضرت اسوه و الگوی مؤمنان معرّفی شده اند. بنابراین، معرفت به این که آن پیامبر الهی در مواجهه به پدیده های گوناگون در جامعه اسلامی، چه واکنشی نشان می داده، از اهمیت فراوانی برخوردار است و از بایسته های تحقیق و پژوهش به شمار می رود.
هر جامعه ای به خصوص جوامع دینی، دارای ارزش ها و مقدّساتی است که نزد مردم آن جامعه دارای حرمت است و شکستن قداست این ارزش ها «حرمت شکنی» محسوب می گردد. پدیده هایی مانند «ارتداد» و بازگشت به آیین گذشته، استهزای پیامبر صلی الله علیه و آله و دین اسلام و دشنام گویی به رهبری امّت اسلامی و هجو آن وجود همام با سرودن اشعار، از جمله پدیده هایی است که از آن ها با عنوان «حرمت شکنی» یاد شده است. آنچه در این جستار مورد بررسی قرار می گیرد موضوع یادشده، در عصر نبوی است؛ هدف پاسخ دادن به پرسمان های ذیل است: آیا در عصر نبوی، حرمت شکنی در شکل ارتداد از دین، استهزا و هجو پیامبر صلی الله علیه و آله و دشنام گویی به آن حضرت و تحقیر مسلمانان توسط افرادی صورت گرفته است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، سیره آن حضرت در برخورد با حرمت شکنان چگونه بوده است؟ و این سیره چه توجیه عقلی و منطقی می تواند داشته باشد؟ پیامدهای این حرکت حرمت شکنانه در جامعه چیست؟ انگیزه مرتدان و مستهزئان چه بوده است؟
با مراجعه به منابع اولیه تاریخ اسلام و از جمله قرآن کریم، معلوم می گردد که چنین پدیده ای در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله وجود داشت و پیامبر رحمت در مواجهه با آن، شدیدا به مقابله برخاسته و مجازات سختی برای مرتدان و استهزاکنندگان در نظر می گرفتند. این شیوه برخورد رسول خدا صلی الله علیه و آله و استثنای حرمت شکنان از قاعده رحمت، برای پیروان آن حضرت قابل توجه است.
قابل ذکر است که این بحث از موضوعات تاریخی است که کارکردهایی سیاسی و اجتماعی برای جوامع اسلامی دارد و از جمله مواردی است که تاریخ را به حال می آورد.
درآمد
تعریف «ارتداد» و استهزاء
لغت شناسان «ارتداد» را به بازگشت از چیزی به غیر آن و نیز به بازگشت از اسلام به کفر و روی برگرداندن از آن تعریف کرده اند.(۱) آیه شریفه «ولا تَرْتَدُّوا علی أَدبارِکُم فَتَنقلبوا خاسرین» (مائده: ۲۱) نیز بر همین معنای یادشده دلالت دارد.
فقیهان نیز در تعریف مرتدّ نوشته اند: «مرتد» کسی است که پس از اقرار به اسلام، دوباره کافر شود.(۲) تصریح به بازگشت از اسلام، ارتداد آشکار و خدشه ناپذیر است؛ اما فقهای اسلام موارد دیگری را نیز موجب ارتداد دانسته اند؛ مانند این که کسی علی رغم مسلمانی و عدم انکار حقّانیت اصل دین اسلام، مقدّسات و ضروریات دین را مورد تمسخر و اهانت قرار دهد و یا رسالت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله را تکذیب کند و یا از سر غرض ورزی، به اشکال و ایجاد شبهه در حقایق مسلّم دین بپردازد.(۳) فقیه گرانقدر مرحوم محمدحسن نجفی در کتاب ارزشمند جواهرالکلام به معنای اخیر تصریح کرده است.(۴)
«استهزاء» از واژه «هزو» به معنای چیزی را به شوخی و ریشخند و مسخره گرفتن است. این کار در صورتی که در مورد مقدّسات و ضروریات دین صورت پذیرد و لازمه آن انکار ضروریات باشد، از جمله مواردی است که منجر به ارتداد از دین خواهد شد و در صورتی که این کار از کسی در خصوص پیامبراسلام صلی الله علیه و آله سر بزند، تحت عنوان «سبّ النبی صلی الله علیه و آله » قرار گرفته، جرم محسوب می گردد.
حرمت شکنان عصر نبوی
موّرخان مسلمان نام کسانی که در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله از دین اسلام بازگشته، مرتد شدند را ثبت و ضبط نموده اند. برخی از اینان به صراحت، از دین اسلام بازمی گشتند و برخی با استهزای پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان و سرودن اشعار هجوآمیز، دشمنی خود را با اسلام علنی می کردند. در میان این افراد، کسانی وجود دارند که سابقه مسلمانی نداشتند و مرتد محسوب نمی شدند، اما جرمشان در هجو و سبّ پیامبر صلی الله علیه و آله و مسخره کردن او با سرودن اشعار هجوآمیز ثابت است.
در ذیل، ابتدا به معرفی «حرمت شکنان عصر نبوی» پرداخته و سپس سیره پیامبر صلی الله علیه و آله در برخورد با آنان ذکر شده است:
۱. عبداللّه بن سعد بن ابی سرح: وی از مسلمانان اولیه و از کاتبان وحی بود که همراه مهاجران مکّه به مدینه هجرت کرد.(۵) او در مدینه فریفته شد و با گریختن به مکّه به قریش پناه برد و در تحقیر مسلمانان و پیامبر صلی الله علیه و آله و قرآن کریم تلاش نمود. عبداللّه در مکّه ادعا می کرد که همانند محمد صلی الله علیه و آله قران نازل می کند.(۶) برخی مفسرّان شأن نزول آیه «وَ من قال ساُنزل مثلَ ما انزلَ اللّه» (انعام: ۹۳) را درباره عبداللّه بن سعد مرتد دانسته اند.(۷) هر یک از موّرخان که نام او را برده اند، به ارتداد نیز تصریح دارند.(۸) برخی از تاریخ پژوهان نوشته اند: قراینی در دست است که نشان می دهد عبداللّه هنگام اقامت در مدینه، همچون جاسوسی دو جانبه به سر می برد.(۹) او مرتکب خیانت به مسلمانان شده بود، به طوری که عمّار یاسر در روز شورا به او گفت: تو چه وقت خیرخواه مسلمانان بوده ای؟(۱۰) پیداست که اگر عبداللّه مرتکب خیانت نشده بود، عمّار یاسر چنین سخنی به او نمی گفت.
ابن ابی سرح وقتی پس از ارتداد، به مکّه گریخت، ادعا می کرد: «من هر طور دلم بخواهد محمد صلی الله علیه و آله را به آن سو وا می دارم. او می گوید: بنویس: عزیزٌ حکیمٌ، من می گویم: علیم حکیم و او تصدیق می کند.»(۱۱) یادآوری این نکته ضروری است که این سخنی است که عبدالله پس از ارتداد و فرار به مکّه، ادعا کرده است، نه این که واقعا چنین کاری صورت گرفته و پیامبر صلی الله علیه و آله سخن او را تصدیق نموده باشند تا این که ما در مقام دفاع از پیامبر صلی الله علیه و آله ، اصل ماجرا را انکار کنیم. این که برخی تاریخ پژوهان در مقام دفاع از پیامبر صلی الله علیه و آله و ردّ اتّهام عبداللّه در تصدیق سخنانش توسط آن حضرت که در جای خود ضروری و قابل تحسین است اصل داستان عبداللّه بن سعد را از نظر روایت جعلی و از نظر درایت ناپذیرفتنی و انگیزه جعل را برخی تعصّبات قومی و قبیلگی دانسته اند، به نظر نادرست می آید.(۱۲) در هر حال، عبداللّه بن سعد از جمله افرادی است که پس از ارتداد و بازگشت از دین، به مکه و به سوی مشرکان آن دیار گریخت و در تحقیر مسلمانان تلاش نمود.
۲. عبداللّه بن خطل: بنابر نوشته ابن هشام، عبداللّه بن خطل مسلمانی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله او را به عنوان کارگزار زکات (مصدّق) به همراه مردی از انصار اعزام نمود. او همچنین غلام مسلمانی داشت که در خدمتش بود. در منزلگاهی به غلام دستور داد حیوانی ذبح کند و غذا تهیه نماید و خودش به خواب رفت. وقتی بیدار شد، غلام دستور او را اجرا نکرده بود. او غلام مسلمان را کشت و سپس مرتد گردید. واقدی می گوید: ابن خطل پس از ارتداد به مکّه گریخت و وقتی مکیان پرسیدند چرا به مکّه آمده است گفت: من دینی بهتر از دین شما نیافتم.(۱۳)
یعقوبی می نویسد: او مرد انصاری را که همراهش بود، کشت و گفت اطاعت تو و محمد صلی الله علیه و آله واجب نیست.(۱۴) آلوسی نیز همانند ابن هشام مقتول را غلام عبداللّه معرفی کرده، می نویسد: او پس از کشتن غلامش مرتد گردید.(۱۵)
بنابراین، این فرد دو جرم مرتکب شد: یکی کشتن مسلمانی و دیگری ارتداد از دین.
۳و۴. فَرْتَنا و قریبه: این دو زن از کنیزان عبداللّه بن خطل بودند که با آوازخوانی، به هجو پیامبر و سبّ و دشنام آن حضرت می پرداختند.(۱۶) مرحوم صاحب جواهر نیز از این دو کنیز، که با آوازخوانی پیامبر صلی الله علیه و آله را هجو می کردند، یاد نموده است.(۱۷)
۵. مقیس بن حبابه:(۱۸) وی مسلمانی بود که برادرش توسط یکی از انصار به خطا کشته شده بود. او با این که دیه برادر مقتول خود را دریافت کرد، قاتل را کشت.(۱۹) مقیس پس از ارتکاب این جنایت، با حالت شرک به سوی قریش بازگشت و مرتد گردید.(۲۰)
یعقوبی به کشته شدن او در حالت کفر و ارتداد تصریح کرده است.(۲۱) بنابراین، مقیس نیز مانند عبدالله بن خطل مرتکب دو جرم شد: قتل نفس و ارتداد از دین.
۶. حویرث بن نقیذ بن وهب: وی از استهزاکنندگان و آزاردهندگان رسول خدا صلی الله علیه و آله در مکه بود. او از جمله افرادی است که هنگام مهاجرت دختران پیامبر صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه به آنان حمله کرد و به زمینشان انداخت.(۲۲) یعقوبی علاوه بر آزار دادن پیامبر صلی الله علیه و آله توسط حویرث می نویسد: او به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله سخنان زشت می گفت.(۲۳)
۷. ساره کنیز عمرو بن هاشم: این زن از آزاردهندگان پیامبر صلی الله علیه و آله بود و علاوه بر آن، به رسول خدا صلی الله علیه و آله دشنام می داد.(۲۴) ساره پیش از فتح مکه هم نامه حاطب بن ابی بلتعه را، برای رساندن خبر حرکت پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی قریش می برد که توسط حضرت علی علیه السلام دستگیر شد.(۲۵) بنابراین، او هم پیامبر را سبّ می نمود و هم برای دشمنان مسلمانان جاسوسی می کرد.
۸. هند بنت عتبه: این زن همسر ابوسفیان و از دشمنان سرسخت رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. او در جنگ اُحُد به همراه همسرش شرکت کرد و هرگاه به وحشی غلام جبیر بن مطعم، می رسید او را به انتقام جویی تحریک می کرد. او به همراه دیگر زنان قریش، شهدای اسلام را در جنگ احد مثله نمود، به طوری که از گوش و بینی آنان برای خود خلخال و گردنبند ساخته بود. هم اوست که کبد حمزه عموی پیامبر صلی الله علیه و آله را به دندان گرفت. بنا بر نوشته مرحوم آیتی، این زن گستاخی و هرزگی را از حدّ گذراند.(۲۶)
۹. هبّار بن اسود: وی نخستین کسی است که به زینب، دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، در حال هجرت از مکه به مدینه، حمله نمود و باعث سقط جنین او گردید.(۲۷)
۱۰. عصماء امّ المنذر بنت مروان: او از زنان تیره بنی خُطمه بود که در مجالس اوس و خزرج، با سرودن اشعار، مردم را علیه پیامبر صلی الله علیه و آله تحریک می کرد. علاوه بر این، او آن حضرت را سبّ می نمود.(۲۸)
۱۱. کعب بن اشرف: او شاعری یهودی بود که با شنیدن خبر پیروزی مسلمانان در جنگ بدر، به مکّه رفت و به قریش تسلیت گفت. وی با سرودن اشعار درباره کشته شدگان بدر، قریش را به انتقام از مسلمانان تحریک می کرد. او پس از بازگشت به مدینه، شروع به سرودن اشعار عشقی و جنسی درباره زنان مسلمان نمود و این کار موجب آزردگی خاطر مسلمانان گردید.(۲۹)
سیره پیامبر رحمت در برخورد با حرمت شکنان
شیوه برخورد پیامبر صلی الله علیه و آله با مرتدان، مستهزئان و دیگر حرمت شکنان، به خصوص در فتح مکّه، قابل توجه است. رفتار ایشان با اهل مکّه شهری که در آن بیست سال ایشان را به انواع گوناگون، آزار و تحقیر کرده بودند نجیبانه و در خور یک پیغمبر رحمت بود؛ بسیاری از بدخواهان و دشمنان را عفو کردند، اما ده تا دوازده نفر را استثنا نمودند.(۳۰) آن حضرت روز پیروزی مکه را روز «مرحمت» نامیدند و برخی اصحاب را که آن روز را روز انتقام و «ملحمه» می نامیدند، نهی فرمودند. ایشان سه گروه را امان دادند: هرکس وارد مسجد گردد؛ هر کس به خانه ابوسفیان وارد شود؛ یا هر که در خانه خود بماند و در را به روی خود ببندد.(۳۱) با این حال، آن پیامبرالهی و الگوی مؤمنان از این قاعده عمومی رحمت، عده ای را با اسم معیّن، استثنا نمودند و فرمودند: هر کجا اینان را یافتید، بکشید، گرچه به پرده کعبه چنگ زده باشند.(۳۲) از یازده نفر افراد یادشده، نُه نفرشان از کسانی اند که در فتح مکّه از قاعده رحمت استثنا شدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله آنان را مهدورالدّم اعلان کردند.(۳۳) این استثنا از قاعده رحمت، نشانگر آن است که گاهی رفتار مخالفان اسلام پیامدهایی به دنبال دارد که نمی توان به سادگی از آن اغماض نمود و با تسامح گذشت. رسول خدا صلی الله علیه و آله هر ستمی را، تا آن جا که متوجه شخص ایشان بود عفو و اغماض می کردند و به انتقام برنمی خاستند و تنها در آن جا خشم می گرفتند که حرمتی از حرمات و حقّی از حقوق الهی و اجتماعی مورد تجاوز واقع می شد.(۳۴) آن حضرت در مسائل اصولی، هرگز نرمش نشان نمی دادند، در حالی که در مسائل شخصی فوق العاده نرم و مهربان بودند. بنابراین، نباید میان این دو (مسائل شخصی و اصولی) خلط شود و اگر قرآن خطاب به رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «فَبِما رحمهٍ من اللّهِ لنتَ لهُم و لو کُنتَ فظّا غلیظ القلب لا نفضّوا من حولک» (آل عمران: ۱۵۹) مراد تندخو و خشن نبودن در رهبری و مدیریت است. نه انعطاف در مسائل اصولی.(۳۵)
بر همین اساس، محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که مردی از قبیله هُذیل، به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله دشنام می گفت. خبر به پیامبر رسید. حضرت فرمودند: چه کسی او را کفایت می کند؟ دو نفر از انصار اعلان آمادگی کردند و به ناحیه «عربه» در نزدیکی مدینه رفتند. آنان مرد دشنام دهنده را یافتند و گردن زدند و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بازگشتند. محمد بن مسلم می گوید از امام باقر علیه السلام پرسیدم: اگر الان هم کسی سبّ پیامبر صلی الله علیه و آله کند، باید کشته شود؟ امام باقر علیه السلام فرمودند: اگر بر خودت نمی ترسی، او را بکش.(۳۶) پیامبری که در مسائل اصولی و رعایت قوانین الهی و آنچه مربوط به حقوق الهی و اجتماعی است، چنین با صلابت و قاطعیت می باشند، در سلوک فردی و شخصی نرم و ملایم هستند. بدین روی، وقتی فردی یهودی به بهانه این که از پیامبر صلی الله علیه و آله طلب کار است، در کوچه جلوی آن حضرت را می گیرد و هرچه پیامبر صلی الله علیه و آله با نرمش رفتار می کنند، یهودی خشونت بیش تری از خود نشان می دهد، این رفتار پیغمبرانه او موجب می شود که یهودی همان جا، مسلمان گردد.(۳۷)
سرنوشت حرمت شکنان
از حرمت شکنانی که نام آن ها برده شد، برخی کشته شدند و برخی امان گرفتند. عبدالله بن سعد بن ابی سرح، که پیامبر صلی الله علیه و آله او را مهدور الدّم معرفی کرده بود، فرار کرد و به عثمان، برادر رضاعی اش پناه برد. عثمان از پیامبر صلی الله علیه و آله در جمع اصحاب برای او امان خواست. حضرت سکوتی طولانی نمودند و سپس فرمودند: بله. رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحابشان فرمودند: «چرا او را نکشتید؟ من سکوت کردم تا یکی از شما گردن او را بزنید.» مردی از انصار گفت: چرا اشاره نکردید؟ فرمودند: «پیامبر با اشاره کسی را نمی کشد.» ابن ابی سرح به بزرگی جرم خود اعتراف داشت و با این که امان یافته بود، امّا بر جان خود هراس داشت.(۳۸)
قابل توجه است که پیامبر صلی الله علیه و آله در حالی که بر اجرای حکم الهی درباره مرتدّی همچون عبدالله بن سعد پافشاری می کنند، اما این نکته اخلاقی را نیز رعایت می کنند که پیامبر صلی الله علیه و آله با اشاره کسی را نمی کشد یا شایسته نیست این گونه بکشد.
عبدالله بن خطل، که به دلیل ارتداد و کشتن مسلمانی بی گناه،
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.