تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل شهیدستان – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل شهیدستان شامل 22 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل شهیدستان:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل شهیدستان به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شهیدستان به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شهیدستان با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل شهیدستان با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شهیدستان با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شهیدستان را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شهیدستان :

شهید عبدالله میثمی

غروب بود، غروب دوازدهم رجب، هزارو سیصدو سی و چهار هجری شمسی و محله ی «مسجد حکیم » اصفهان . در یکی از خانه های محله، زنی با شادی از اتاق بیرون آمد و گفت: «بچه به دنیا آمد، پسره!»

زن دیگری گفت: «مبارکه باشه، چه وقت خوبی، شب ولادت مولا علی ( علیه السلام) پس اسمش معلوم شد: «رجب » شاید هم «علی » . غنچه ی لبخند، با دیدن بچه، بر لب های پدربزرگ، شکوفا شد .

بعد از خواندن اذان و اقامه در گوش بچه، پدربزرگ قرآنی را بازکرد و خواند:

«انی عبدالله، آتانی الکتاب واجعلنی نبیا» (سوره مریم آیه ۳۰)

عبدالله، آرام خوابیده بود .

داخل مغازه ی سلمانی، سه چهار نفر نشسته بودند . شاگر سلمانی که پسر بچه ی دوازده – سیزده ساله ای بود .

میرزا جعفر گفت: «این آقا رئوف هم دیگه کاسب نمی شه، هر وقت می آییم نیست، یه الف بچه را گذاشته اینجا، معلوم نیست کجا غیبش زده …»

مش صادق گفت: «دنبال تهیه ی جهاز دخترشه، دستش هم تنگه، چه کار کند؟! دنبال فروختن فرش زیر پاشه، اما …

میرزا جعفر گفت: «خب اگه فرش داره، بده به آقا عبدالله خودمون دستش تو کاره کمک آقاش می کنه . – حاج آقا میثمی »

در مغازه به شدت باز شد . آقا رئوف تا گوشه ی مغازه رفت و قالی را انداخت زمین . رو به همه سلام کرد . مش صادق گفت: «باز که برش گرداندی » – می خواهند به قیمت مفت بخرند – مثلا چند؟! – هشت هزار تومان، ده هزار تومان . تا یازده هزارتومان حاضرم بدم .

مش صادق گفت: «آقای این پسر فرش فروش، ببین چی می گه »

عبدالله بلند شد . فرش را با دست لمس کرد . گفت: «می رم براش مشتری پیدا کنم .»

مش صادق گفت: یازده هزار کمتر نفروشی! – به امید خدا .

سلمانی گفت: هرچه فروختی، یازده هزارش را بده به من، بقیه اش نوش جونت!

دو روز بعد «عبدالله » با یک بسته پول به سلمانی مش رئوف رفت . با دیدن عبدالله پرسید: فروختی؟! – بله – به چند؟! بیست و پنج هزار تومان – بچه زرنگی هستی، چهارده هزار تومان سور کردی . من سر حرفم هستم . یازده تومن مال من .

عبدالله بسته ی پول را باز کرد . دو هزار تومان برداشت، بقیه را داد . سلمانی مانده بود در برابر این همه انصاف و انسانیت چه بگوید .

عبدالله، نگاهی به دوستش کرد . دو روزی می شد که دستش خیلی گرفته بود .

دو سه روزی گذشت . صادق خیلی عصبی بود . معلوم بود که ناراحتی اش بر طرف نشده وقتی با هم سوار ماشین شدند تا به جایی بروند، عبدالله فرصت را مناسب دید و شروع به صحبت کرد .

او حرف می زد و آرام آرام دوستش را سبک و سنگین می کرد .

صادق چشم در چشم عبدالله دوخت و گفت: «زمانه خیلی سخت شده، مشکلات بدجوری شیطان را به جان آدم می اندازد … اگر آدم تو فضای مناسبی زندگی نکند، افسارش می افتد دست شیطان و معلوم نیست به کجا بکشاندش .»

عبدالله گفت: «همه گرفتارند باید مشکل را حل کرد . باید صبر داشت . از آنچه به سرت می آید، صد درجه بدتر هم ممکنه . آن وقت از وضعی که که داری خوشحال می شی .»

مگه از سیاهی بالاتر هم رنگی هست؟!

عبدالله ادامه داد: «قبل از انقلاب ساواک ما را دستگیر کرد و برد زندان . اول با چند نفر از رفقای خودمان بودیم . چند روزی گذشت . من فکر می کردم ما خیلی سختی می کشیم; نه غذای خوبی، نه دیدار پدر و مادر، نه کتابی . فردای آن روز، ماموری آمد و مرا برد بازجویی . قانع نشد . راهی شکنجه گاه شدم و دخلم را آورند .

جای سالمی در بدنم نبود . شکنجه برنا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *