تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل فرایند جهانی شدن از منظر جامعه شناختی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فرایند جهانی شدن از منظر جامعه شناختی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل فرایند جهانی شدن از منظر جامعه شناختی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فرایند جهانی شدن از منظر جامعه شناختی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل فرایند جهانی شدن از منظر جامعه شناختی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل فرایند جهانی شدن از منظر جامعه شناختی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فرایند جهانی شدن از منظر جامعه شناختی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فرایند جهانی شدن از منظر جامعه شناختی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرایند جهانی شدن از منظر جامعه شناختی :

مقدمه

بحث جهانی شدن را می توان از ابعاد گوناگون مورد توجه قرار داد; مثلا، الگوهای مربوط به رویکردهای توسعه، مکتب نوسازی، مکتب وابستگی و نظام جهانی و یا از ابعاد اقتصادی، به جهانی شدن پرداخت و یا ابعاد سیاسی موضوع را بررسی کرد. در این مقاله سعی بر آن است که، از منظر جامعه شناختی موضوع جهانی شدن مورد توجه قرار گیرد. از آن جا که هنوز تحقیقات و بررسی های جامعی در ایران در این باب صورت نگرفته با استفاده از چند سخنرانی گیدنز، جامعه شناس معروف انگلیسی، به بررسی بخش هایی از این مقوله پرداخته شده است. بخشی از این مقاله اقتباسی از نوشته ها و سخنرانی های ایشان در محافل گوناگون است و در مواردی، اشاراتی با استفاده از مشاهدات نگارنده آمده است. تصور آن است که بحث های گیدنز با آن که واجد برخی ابعاد قابل توجه است، ولی باید به صورت جدی مورد نقد قرار گیرد. از این نظر، می توان این مقاله را مقدمه ای بر شناخت بخشی از نظرات این صاحب نظر تلقی کرد.

نمودی از جهانی شدن

در سال ۱۳۷۱ در یک ماموریت علمی در ژاپن به سر می بردم، در تابستان، همسر و فرزندانم برای مدت دو ماه به دیدنم آمدند. در ژاپن، تلویزیون NHK معمولا فیلم های خوبی به صورت مستند و داستانی پخش می کند. از حدود ۱۵ روز پیش از آمدن خانواده، هر شب راجع به پخش فیلمی تبلیغ می کردند که در فلان شب پخش می شود و دیدن آن برای کودکان کم تر از ۱۲ سال ممنوع است. زمان پخش فیلم رسید. از دختر کوچکم خواستم که بخوابد. او رفت که بخوابد. خواهر بزرگترش هم او را همراهی کرد. هنوز چند دقیقه از شروع فیلم نگذشته بود که صدای خنده بچه ها به گوش رسید و دختر کوچکم آمد و گفت که این فیلم را دیده است. او توضیح داد که در جشن تولد دختر همسایه مان، که پدرش بازاری و از اشخاص متدین است، این فیلم را دیده; هر دو قسمت آن را هم دیده است. فیلمی که ژاپن یک ماه تبلیغ می کرد که می خواهد در فلان شب نمایش بدهد و تاکید می کرد که بچه ها آن را نبینند، بچه من، که فکر می کنم خیلی مواظب او بوده ام، قبلا دیده بود.

امروز در روستاهای دوردست نه تنها شبکه های تلویزیونی، بلکه ماهواره اوقات فراغت آن ها را پر کرده و این یک واقعیتی است که نمی توانیم آن را کتمان کنیم. امروز امواج از مرزها گذشته است. دوست و مهندس معماری نقل می کرد که برای بازدید ساختمانی در مهرآباد جنوبی در بالای ساختمانی چند طبقه رفتم. از دیدن انبوه بشقاب های ماهواره نصب شده در پشت بام خانه های کوچک منطقه متعجب شدم; چون مهرآباد جنوبی منطقه ای است در پایین های شهر تهران و خانه ها کوچک. آن همه بشقاب های ماهواره ها برایم واقعا عجیب بود!

پدیده جهانی شدن در ایران و نظرگاه های متفاوت

این پدیده در ایران به صورت های گوناگون مورد توجه قرار گرفته است:

۱. گروهی آن را به پدیده «تهاجم فرهنگی » تقلیل داده و با گرایش تدافعی در مقابل آن سنگربندی کرده اند و در مقابل پیامدهای یکپارچگی جهانی و بررسی آن به منزله گسترش فرهنگ غربی پای می فشارند.

۲. گروهی دیگر این پدیده را تا حد اقتصاد جهانی تقلیل داده اند و راه حل را در عضویت در نهادهای اقتصاد جهانی می دانند. این نظر هنوز هم در جامعه ما مطرح است.

۳. دسته سوم گروهی هستند که ضمن هشداردادن نسبت به عوارض تهاجم فرهنگی، پیوستن به سازمان تجارت جهانی را متذکر می شوند و در این زمینه، نظراتی نیز ارائه می کنند. اگر این نظرات را قدری جدی تلقی کنیم، متاسفانه باید یادآور شویم که این پدیده را به طور جامع و همه جانبه مورد توجه قرار نداده ایم. جامعه شناسان، که در شرایط امروز ایران محلی از اعراب ندارند یا در حاشیه هستند، این موضوع را جدی تلقی کرده و کسانی مثل جرج ریتزر به بعد فرهنگی موضوع توجه کرده اند، صحبت از مک دونالدی کردن جوامع [ دهکده جهانی ]به میان می آورند و نظام هایی از جمله رسانه های عمومی، آموزش و پرورش، بازتولید فیلم های غربی یا نمایش مستقیم آن ها با حذف برخی صحنه ها را پیشنهاد می دهند. اما گاهی جملات، فضا و گفت وگوهای مربوط به هم را در این فیلم ها نمی توان سانسور کرد. اکنون جامعه شناسان وطنی، که چند سالی را در خارج بوده اند، برخی از ابعاد این پدیده را متوجه شده و شعار جامعه مدنی، آزادی به نوعی که آن ها می خواهند (یعنی آزادی غربی دارای منشا زمینی) سر می دهند و می خواهند با استفاده از وسایل نوین ارتباطی بتوانند به هر طریق ممکن، زندگی کنند; آنچه را نظام جهانی از چند سال پیش به عنوان یک خطمشی درسطح کشورهای جهان سوم پی می گیرد، هر روز به نوعی مطرح می کنند، بدون این که به ساختارهای کلی جامعه ما عنایتی داشته باشند.

چند سال است که سازمان ملل پس از طرح مقوله توسعه پایدار، بر دو مقوله تاکید فراوان دارد و عملا هم این مقولات را به کار می برند: یکی این که ان. جی. او N.G, O را تایید می کند; یعنی سازمان های بین المللی (UN) تایید ان. جو. او است. من در یکی از این گردهمایی ها در استانبول شرکت کرده بودم (کنفرانس هبیسات ۲) بیش از ۱۵ هزار نفر از ان. جو. اوها به نمایندگی، به آن جا آمده بودند; یعنی سازمان های غیر دولتی که امروز مدنظر هستند، حتی می گویند ما به شما کمک می کنیم تا حرف هایمان را به وسیله شما بزنیم، ما اصلا دولت ها را قبول نداریم، ما اصلا با دولت ها صحبت نمی کنیم.

دیگری حکومت های محلی و طرح آن ها در قالب شوراهای محلی است.

این دو مقوله به طور رسمی امروز سیاست و راه کار سازمان های بین المللی است که نه تنها با جریان جهانی شدن منافاتی ندارد، بلکه پیش نیاز آن ها نیز می باشد.

دیدگاه های گوناگون در باب جهانی شدن

مشکل اصلی از ترجمه واژه globalization ناشی می شود. در ایران، این واژه به جهانی شدن، سیاره ای شدن، کوچک شدن جهان، دهکده جهانی، فراگیرشدن جهان، یکپارچگی جهانی ترجمه شده است، اما همان گونه که اخیرا در ترجمه کتابی از گیدنز آمده، او از جامعه جهانی به عنوان «جهان رهاشده » (۱) یاد می کند. این تعبیر، که در ایران با عنوان جهانی شدن ما با آن برخورد می کنیم، انواع و اقسام گوناگونی دارد. مسائل فراوانی ناشی از جهانی شدن است: گسترش فقر و غنا، فروپاشی شوروی (سابق) و اضمحلال مارکسیسم، دگرگونی ارزش های خانواده، بی قوارگی شهرها، افزایش سن ازدواج، فزونی طلاق، گسترش همجنس بازی، ازدیاد اعتیاد و هزاران مساله دیگر از این سنخ، نه تنها در ایران، بلکه در کشورهای بسیاری طی دو سه دهه اخیر ابعاد نگران کننده ای یافته است.

جهانی شدن مقوله ای است که این روزها بیش از مقوله «تهاجم فرهنگی » مساله زاست; یعنی ابعاد مساله جهانی شدن و اثرات فرهنگی آن گسترده تر، عمیق تر و اساسی تر از فقط یک بعد فرهنگی آن است. درباره جهانی شدن و یکپارچگی جهانی، در حال حاضر، چند دیدگاه وجود دارد:

اول. نظریه «دولت – ملت » اومای

اومای ژاپنی در کتابش به نام دولت و ملت، که در سال ۱۹۹۵ نوشته و جامعه روشن فکری اروپا را وادار به واکنش کرده، نظرات نگران کننده ای درباره سرنوشت جهانی شدن ذکر کرده است. او اعتقاد دارد سرعت و پیشرفت جهانی شدن چنان قوی است که دولت ها و ملت ها قدرت مهار آن را ندارند. او نقش قدرت و خطمشی را در بازار بی مرز جهانی مهم دانسته است و جایی برای منافع ملی در آن نمی بیند. به عبارت دیگر، منافع ملی در این بازار جایی ندارد. وی ایالات شمالی امریکا را مثال می زند که در سال های اخیر، یک سوم سرمایه گذاری های ژاپنی ها در آن جا انجام شده است. امهات نظریات این محقق و سایر کسانی را که در این گروه قرار دارند، می توان این گونه ذکر کرد:

۱. رقابتی بین کشورها وجود ندارد; اگر رقابتی باشد، بین مناطق است، نه کشورها. «منطقه » ای هم که عنوان می کند، منطقه سرمایه داری است; منطقه ای که سرمایه ها در آن گرد هم می آیند. برای مثال می گویند: ناامنی هایی که پدید آمده یا حضور چین در هنگ کنگ، موجب مهاجرت سرمایه از هنگ کنگ به سوی کانادا یا نقاط دیگر شده است.

۲. این نظر که دولت ها باید مردم را در مقابل خطر استثمار حفاظت و حمایت کنند، مرده است و حتی حمایت از سرمایه را نیز به دولت واگذار نمی کنند. بازار خود به تحولات جواب داده و اقدامات لازم را صورت می دهد; بازار جهت و محل سرمایه را تعیین می کند.

۳. اطلاعات بدون دخالت دولت ها به سرعت و مستقیم به مصرف کننده می رسد و راه دخالت دولت در این میان، برای تشخیص منافع ملی بسته شده است. افراد به منافع خود می نگرند، به منافع ملی توجه ندارند.

۴. مردم دوست دارند به سبک عمومی و جهانی زندگی کنند; در «دهکده جهانی » ، که ارزش ها متکثر شده، اقتصاد پلورالیستی است و در کشورهای گوناگون، چالش هایی در این زمینه مشاهده می شود; مثل ژاپن که با همه پیشرفتش، دولتش آن چنان که می بایست، توسعه پیدا نکرده است.

۵. این نظر که منابع طبیعی یک ثروت واقعی تلقی می شوند، دیگر منتفی شده است; حتی کشورهای عضو اوپک هم باید این واقعیت را بپذیرند که دیگر نمی توان در درون مرزهای ملی خود زندگی کرد و مرزهای ملی فعالیت های صنعتی را جذب نمی کنند. دولت ها با این موضوع مخالفند و حقایق را منکر می شوند، ولی اطلاعات راه های نفوذ خود را از ورای مرزها گشوده و دولت ها قادر به مهار آن نیستند.

۶. از این پس، دولت ها دارای سه منبع اصلی اقتدار یعنی اخذ مالیات، تسلط و بهره گیری از منابع طبیعی و مهار نیروهای نظامی – انتظامی نخواهد بود. این ها را به عنوان سه منبع اصلی اقتدار تا پیش از جهانی شدن برای دولت ها می دانستند و اومای و طرفدارانش معتقدند که این ها دیگر منبع اقتدار نیستند، بلکه اقتدار بر آگاهی مردم و جریان سریع اطلاعات متکی است. به عقیده این گروه، وظیفه دولت اطلاع رسانی و آموزش، آن هم برای اصل «یکپارچگی جهانی » است. دولت ها چاره ای جز خدمت به رشد و گسترش این پدیده ندارند; یعنی جهانی شدن، آن چنان سریع است که از دولت ها تسلیم نهایی را می خواهند.

۷. حذف مرزها و یکپارچگی جهانی در عرصه تجارت و اقتصاد; شرکت نیسان، فولکس واگن را در ژاپن توزیع می کند، فولکس واگن، نیسان را در اروپا می فروشد، مزدا و فورد با هم ازدواج می کنند و حتی گروه های طرح تحقیق مشترک می سازند و استودیوهای فیلم برداری هالیوود را ژاپنی ها اداره می کنند. آن ها این اختلاط و یا بی مکان شدن سرمایه را به عنوان یک عامل اصلی، که از بین رفتنش مرزها را هم از بین می برد، یاد می کنند.

پس یک عده کسانی هستند که به صورت افراطی معتقد به یکپارچگی جهان هستند و علایمی هم که ذکر شد هم فرهنگی است، هم اقتصادی، هم دارای شکل های گوناگون. پرچمدار این طرز تفکر اومای است که کتاب خود را در ۱۹۹۵ منتشر کرده است. (۲)

دوم. نظریه نهادینه کردن اقتصاد مبتنی بر بازار

برخی جهانی شدن را یک ایدئولوژی می دانند; مانند لیبرالیسم که هدف از آن این است که ایدئولوژی اقتصاد مبتنی بر بازار را در کشورهای گوناگون نهادینه کنند; ایدئولوژی ای که سعی دارد به اشکال گوناگون، اقتصاد جهانی مبتنی بر بازار را گسترش دهد و آن را سرنوشت محتوم مردم بداند. دیدگاه مبتنی بر لیبرالیسم اقتصادی می کوشد مقولات مربوط به راهبردهای جایگزینی واردات، حفاظت از صنایع داخلی، خوداتکایی، محوریت تولید مواد غذایی کشور و چیزهایی دیگر از این قبیل را به مسخره بگیرد، همان نکات کلیدی و اصلی که در انقلاب ما و در قانون اساسی به برخی از آن ها تصریح شده و مورد تاکید قرار گرفته است. این ها جریان اقتصاد جهانی را با چنان سیطره ای مطرح می کنند که هیچ صاحب نظری توان طرح چنین مقولاتی را نداشته باشد. این گروه معتقدند که اقتصاد جهانی در حال درونی شدن است و دارای اساسی پویاست، این پویایی را هم نیروهای غیر قابل مهار، هدایت می کنند. این ها کنشگران اقتصادی را عاملان اصلی این تغییرات می دانند که حتی دولت و ملت هم جلودار آن ها نیستند و آن ها نیز خود را مدیون دولت نمی دانند. از این رو، هر چه را بازار القا کند، انجام می دهند. در واقع، مزیت اقتصادی راه را باز می کند و دخالت دولت به قیمت گرانی تمام می شود.

نقدهای عمده این گروه، که جهانی شدن را اشاعه لیبرالیسم اقتصادی می دانند، را می توان به چند دسته تقسیم کرد:

۱. این که یکپارچگی جهانی پدیده ای بی سابقه نیست. عده ای می گویند که در اواخر قرن ۱۹ و حتی پیش از آن، در مواردی بین کشورهای اروپایی، حتی گذرنامه ای وجود نداشته، رفت و آمدها آزاد بوده و اقتصاد این کشورها ارتباط نزدیکی باهم داشته است. گیدنز سال ۱۸۷۰ – ۱۹۱۴ را مثال می زند و می گوید: هیچ گاه مثل آن زمان بازار یکپارچه نبوده است، ولی پیامدهای منفی ای هم که امروزه ذکر می کنند وجود نداشته است.

۲. تعداد شرکت هایی که در حال انتقال به یکپارچگی جهانی هستند کم و محدودند. بیش تر شرکت ها در قالب کشورها، پایه ای ملی دارند. تجارت بین المللی بر قدرت تولید و فروش ملی استوار است. بنابراین، گرایش به یکپارچگی شرکت های بین المللی امری واقعی نیست.

۳. جریان تحرک سرمایه گذاری و اشتغال از سوی شرکت های توسعه یافته معطوف به شرکت های در حال توسعه است. در عین حال، بیش تر سرمایه گذاری های مقیم خارج در کشورهای پیشرفته متمرکز است و کشورهای جهان سوم در تجارت و سرمایه گذاری در حاشیه قرار دارند.

۴. این اقتصاد با لیبرالیسم اقتصادی یا چیزی که به «جهانی شدن » یا «اقتصاد جهانی » مشهور شده است، فاصله زیادی دارد. آنچه مشهود است تمرکز جریان تجارت و سرمایه گذاری است و جریان مالی که در مثلثی با سه راس ژاپن، اروپای غربی و امریکای شمالی دارای اثر است.

۵. در این دیدگاه، موضوع صرفا از منظر اقتصادی نقد می شود; معتقدند در صورتی که جهانی شدن در بعد اقتصادی شکست بخورد، سایر ابعاد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن نیز به چالش کشیده خواهد شد. (۳)

سوم. نظریه توجه به نیازهای غیرمادی

شاید بتوان دسته دیگری را در این زمینه مطرح کرد; گروهی باشد که این پدیده را سطحی تر از آنچه گذشت می نگرند و معتقدند با حفظ اصول و ارزش های معنوی، می توان و باید به مبارزه با آن برخاست. این راه با عنایت به دستاوردهای فرهنگی و ارزش های از دست داده شده فرهنگی و معنوی دور از دسترس نیست. شاید عمده ترین معضلات این راه، که از دیدگاه غربیان بسیار غریب به نظر می آید، ارتباط و امکان رسانیدن پیام هایی است که ابعاد معنوی را پوشش می دهد. به عبارت دیگر، عنایت به ابعاد درونی انسان که در تحلیل های مربوطبه جهانی شدن تا حدودی مغفول مانده است و انسانیت را تنها از بعد مادیت نمی بیند، بلکه ایجاد تعادل بین نیازهای مادی و معنوی را پی می گیرد.

یکی از صاحب نظران غربی در بحث از نیازهای اساسی انسانی، به دو دسته نیاز مادی و معنوی معتقد است. وی معتقد است به یمن گسترش فن آوری، انسان از نظر تامین نیازهای مادی به حد مصرف انبوه رسیده، ولی از نظر نیازهای معنوی با خسران های زیادی روبه روست. ژان ژاک دو پیرو آرامش روحی، تعادل فکری، اعتماد به نفس و تامین اجتماعی را اساس نیاز معنوی می داند و معتقد است در آرامش روحی، آنچه به فرد مربوط می شود وجود روحیه آزادگی و آزادمنشی است و آنچه مربوط به جامعه است وجود عدالت اجتماعی می باشد، به گونه ای که اگر درآمدها متناسب با کار و کوشش افراد توزیع شده باشد، تعادل فکری از طریق رسوخ دید علمی ایجاد می گردد و با استفاده از هنر و ادبیات، مداومت می یابد. به عبارت دیگر، تعادل فکری به وسیله دید علمی تولید و به وسیله ادبیات و هنر تغذیه می شود. اعتماد به نفس از راه مبارزه با حقارت پدید می آید و تامین اجتماعی نیز فرد را از دست یازیدن به هر عملی برای کسب پول و تامین آتیه خود اعضای خانواده اش باز می دارد توسل به وحی و آنچه شارع مقدس در قرآن کریم برای رستگاری اشرف مخلوقات خود فراهم آورده است، نیاز به بازشناسی روندی دارد که دست کم در نیم قرن گذشته صاحب نظران حقوق بگیر از سرمایه داران فراروی مردم گذاشته اند، به نحوی که دولت ها و سرمایه داران را از عدم دخالت دولت در امور به آن جا می کشاند که مسؤول همه چیز باشند و «دولت رفاه » را مطرح می کنند و امروز مشق «جهانی شدن » را پس از فروپاشی شوروی ارائه داده اند.

جمهوری اسلامی ایران پیش از گفت وگوی تمدن ها لازم است به بررسی مقولات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی امروز دنیا بپردازد و پیام های مناسبی برای گفت وگو با افراد و دولت های لائیک بیابد.

چهارم. نظریه گیدنز

یک دیدگاه جامعه شناختی پدیده جهانی شدن را دنباله جریان های قبلی نمی داند، بلکه آن را پدیده ای می داند بسیار جدید و ادعاهای دیدگاه اول را زیر سؤال می برد. پرچمدار این طرز فکر گیدنز است; جامعه شناس سرشناس انگلیسی. او معتقد است که جهانی شدن فرایندی صرفا اقتصادی نیست که بر اساس اقتصاد بازار قابل فهم باشد و نمی تواند به از بین بردن نهادهای گذشته بپردازد. وی جهانی شدن را نه پایان سیاست و نه پایان دولت – ملت، نه پایان خانواده، نه پایان فرهنگ، بلکه در مواردی، آن را تقویت کننده سیاست های ملی و تصمیم های محلی می شمارد. گیدنز معتقد است که جهانی شدن به معنای یکپارچه شدن جامعه جهانی نیست، برعکس موجب می شود تا در برخی از موارد، با تفرق و پراکنده شدن روبه رو گردد. به عبارت دیگر، نباید آن را توسعه نظام مند دانست. او جهانی شدن را نه تنها پدیده ای اقتصادی نمی داند، بلکه معتقد است اصولا پدیده ای چند بعدی است که پیامدهای بعدی آن در هر گوشه از جهان می تواند اثرات متفاوتی در پی داشته باشد.

ستون اصلی جهانی شدن را می توان در نظریه «ساخت یابی » (۴) وی جست وجو کرد. او مسائل اجتماعی را در سطح جهانی بررسی می کند و راه حل هایی فراگیر ارائه می دهد. وی از دام تقلیل گرایی امور و مسائل اجتماعی می گریزد و از این رو، مسائل مربوط به خانواده، حقوق بشر، فقر و دموکراسی را از طریق دیدگاه جهانی می نگرد. به عبارت دیگر، هر چه را در هر جامعه می گذرد، فقط به ذات همان جامعه نسبت نمی دهد، بلکه آن را وابسته به کل جهان می داند. بدین روی، آنچه در جهان سوم می گذرد با مسائل جهان سرمایه داری ارتباطی تنگاتنگ دارد، اما این ارتباط از نوع مارکسیستی نیست.

اصول نظرات گیدنز درباره جهانی شدن (۵)

نظرات گیدنز درباره جهانی شدن را می توان در مقولات ذیل تشریح کرد:

۱- یکپارچگی جهانی:

بنیان گذاران عصر روشنگری قاعده ای بسیار ساده، اما قوی درباره ارتباط بین شناخت انسان، علوم، فن آوری و دنیای خارج داشتند; آن ها می گفتند: هرچه بیش تر بتوانیم درباره جهان طبیعت، زندگی و تاریخمان بدانیم، بیش تر می توانیم طبیعت را مهار و تاریخ را هدایت کنیم. آن ها می گفتند: چرا تلاش نکنیم تا به طور عقلانی جهان را بفهمیم؟ سخن مارکس معرف این دیدگاه است: «ما باید تاریخ خود را بدانیم تا تاریخ را بسازیم، تاریخ قبلا ناآگاهانه ساخته شده است. »

امروز مبرهن گردیده است که اگر آن ها درست می گفتند، باید اکنون جهان حت سلطه ای سازمان داده شده و قابل پیش بینی بود. از دهه ۱۹۸۰ پوچی چنین برداشتی روشن شد و آنچه مارکس می گفت و می خواست، برعکس شد. امروز جهان با ریسک های مختلفی روبه رو است. ما امید بر سلطه جهان را از دست نمی دهیم، ولی واقعیت این است که اگر نخواهیم آن را جهان رها شده بدانیم، باید بپذیریم که این جهان از عدم قطعیت هایی رنج می برد. جالب آن که برخی از این عدم قطعیت ها از جایی برمی خیزد که نقطه امتیازمان بوده است; یعنی فن آوری. اکنون مشکل اساسی ما این است که جهان رها شده از سیطره مان را به قلمرومان برگردانیم. بشر به مقررات و مهار و هدایت آگاهانه انسانی بیش تری نیاز دارد و ناچاریم رؤیاهای فیلسوفان عصر روشنگری را کنار بگذاریم. از این رو، ما باید به پدیده یکپارچگی جهانی توفیق پیدا کنیم. در غیر این صورت، نمی توانیم دانشمندی اجتماعی باشیم که توان مطالعه پدیده های پیچیده را دارد.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *