تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل فوکو و انقلاب اسلامی ایران(معنویت گرایی در سیاست)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل فوکو و انقلاب اسلامی ایران(معنویت گرایی در سیاست) شامل 99 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل فوکو و انقلاب اسلامی ایران(معنویت گرایی در سیاست) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل فوکو و انقلاب اسلامی ایران(معنویت گرایی در سیاست) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل فوکو و انقلاب اسلامی ایران(معنویت گرایی در سیاست) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل فوکو و انقلاب اسلامی ایران(معنویت گرایی در سیاست) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فوکو و انقلاب اسلامی ایران(معنویت گرایی در سیاست) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فوکو و انقلاب اسلامی ایران(معنویت گرایی در سیاست) :

حکایت میشل فوکو (۱) و ایران به سالهای قبل از انقلاب اسلامی این کشور بازمی گردد، زمانی که در کنار فیلسوف نامدار دیگر فرانسوی، ژان پل سارتر (۲) ، نامه ها و اعلامیه های تندی را بر علیه شاه و رژیم استبدادی او و به طرفداری از مردم و روشنفکران ایرانی صادر می کردند. (۳) در پای اکثریت قریب به اتفاق اعلامیه های امضا شده توسط سارتر در این زمینه، امضا فوکو نیز به چشم می خورد. ولی اینجا نیز همچون عرصه تفکر و اندیشه، سایه بلند و سنگین سارتر کمتر به فوکو اجازه مطرح شدن را می داد.

تا اینکه در شهریور۱۳۵۶ درست در کوران مبارزات انقلابی مردم ایران و به درخواست یک روزنامه ایتالیایی، روزنامه مشهور کوریر دلاسرا (۴) فیلسوف فرانسوی به تهران آمده و در طی اقامت خود در ایران به پاخاسته نه مقاله با عناوین گویا و جالب توجه برای این روزنامه ارسال می دارد: «ارتش، زمانی که زمین می لرزد» (۵) ، «شاه صد سال عقب است »، (۶) «تهران: ، «قیامی با دستهای خالی » (۸) ، «دهن کجی به اپوزیسیون » (۹) ، «گزارش عقاید» (۱۰) ، «شورش و قیام ایران سوار بر نوارهای ضبط صوت گسترش می یابد» (۱۱) ، «رهبر افسانه ای قیام ایران » (۱۲) ، و «انبار باروتی به نام اسلام » (۱۳) . تنها مقاله فوکو در نشریات فرانسه تحت عنوان «ایرانیان چه رویایی در سر دارند» (۱۴) در مهرماه ۱۳۶۵ در مجله لونوول ابزرواتور (۱۵) به چاپ می رسد. «روح جهانی بی روح » (۱۶) عنوانی است که نویسندگان کتاب «ایران: انقلاب به نام خدا» (۱۷) به مصاحبه خود با فوکو درباره انقلاب ایران می دهند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران فوکو «نامه سرگشاده ای به مهدی بازرگان » (۱۸) نوشته و مقاله ای استفهامی تحت عنوان «قیام بی فایده است؟» (۱۹) منتشر می نماید. فوکو همچنین در دو وبت به حملاتی که علیه او در نشریات صورت گرفته پاسخ می گوید: «پاسخ به یک خواننده زن ایرانی » (۲۰) «پاسخ به میشل فوکو و ایران » (۲۱) عناوین جوابیه های فوکو به کسانی است که او را متهم به طرفداری از انقلاب ایران نموده و به او تاخته اند. (۲۲)

دو چیز در حرکت انقلابی مردم ایران فوکو را بشدت مجذوب خود ساخته و او را شیفته خویش می نماید: «نو بودن آن از یک طرف » و «منحصر به فرد بودنش » از جانب دیگر. تقریبا در تمام مقالاتی که فوکو قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران منتشر کرده، دو چیز کاملا مشهود است: یک نفرت آشکار از رژیم استبدادی شاه و موضع گیری تند علیه این رژیم که در مقالاتی همچون «شاه صد سال عقب است » مشاهده می شود، و یک علاقه و همدردی قابل توجه نسبت به مردم انقلابی ایران و رهبر انقلاب اسلامی این کشور یعنی حضرت امام خمینی(س) که در مقالاتی نظیر «رهبر افسانه ای قیام ایران » به چشم می خورد. در مقالات «تهران: ایمان و اعتقاد در مقابل شاه »، «قیامی با دستهای خالی » و «انبار باروتی به نام اسلام » فوکو «نو بودن » و «یکه بودن » انقلاب ایران را به تصویر می کشد.

تحلیل فوکو از انقلاب و به تبع آن از انقلاب اسلامی ایران، باز تاب دیدگاه ایشان درباره دو مقوله «قدرت » و «تاریخ » است. فوکو در تاریخ نوعی عدم پیوستگی را کشف و مطرح می سازد. تعابیری که او در این زمینه مطرح می نماید بسیار گویاست: آغاز، انقطاع، بریدگی، تحول بنیادین، تغییر شکل، استحاله و … عباراتی هستند که فیلسوف فرانسوی برای بیان این خصیصه در تاریخ به کار می برد. نظریه فوکو درباره تاریخ در واقع بر پایه اعتقادات ایشان به تغییرات بنیادین در اصول حاکم بر تاریخ بنا شده است. این نوع تحلیل و نگرش به تاریخ در آثار فوکو همچون «تاریخ جنون »، (۲۳) «تولد درمانگاه »، (۲۴) و «کلمات و اشیا» (۲۵) کاملا مشهود است. فوکو در غالب آثار خود به نوعی به این امر پرداخته و در «باستان شناسی معرفت » یا «دیرینه شناسی دانش » (۲۶) از تاریخی سخن می گوید که «در عین حالی که تجسم یک شکیبایی طولانی ناگسسته می باشد، حرکتی است پویا که در نهایت کلیه حد و مرزها را در هم شکسته و درمی نوردد.» (۲۷) نظریه فوکو در باب انقلاب بدون شک زاده این نوع دوم نگرش به تاریخ است. انقلاب در واقع گسلی است که تاریخ را به قبل و بعد از خود تقسیم نموده و آغازی نو محسوب می گردد. انقلاب همان حرکت پویا و شدیدی است که حد و مرزهای سنتی حاکم بر تاریخ را پشت سر نهاده و تغییراتی بنیادین را پایه گذاری می نماید.

فوکو به قدرت نه مثل یک مالکیت و مایملک، بلکه یک استراتژی می نگرد، چرا که به نظر او قدرت نه یک نهاد و نه یک ساختار، بلکه «وضعیت استراتژیکی پیچیده » است. به عبارت دیگر در دیدگاه فوکو قدرت نه از مقوله مالکیت و تعلق، بلکه از مقوله استراتژی و تبادل است. فوکو اسباب و ابزار سلطه در قدرت را مختص آن و در اختیار انحصاری و الکیت خصوصی و شخصی صاحبان آن نمی داند، بلکه او این امر را به مسائلی چون آمادگیها، تدابیر، تاکتیکها و نحوه انجام وظایف مربوط می داند. آنچه که فیلسوف فرانسوی در قدرت کشف می کند، بیشتر چیزی چون یک شبکه سیال، فعال و پویاست تا یک انحصار که بتوان آن را به تصرف خود درآورد. به عبارت گویاتر قدرت جریان دارد و قابل حصر در حوضچه فردی هیچ کس نیست. در زبان تشبیه و استعاره او امر قدرت را بیشتر چون یک نبرد جاودانه و ابدی می داند تا قراردادی که آتش بس را فراهم می آورد یا فتحی که استیلای قطعی طرف معینی را محقق می سازد. از نظر فوکو «باید پذیرفت که قدرت بیشتر تمرین مستمر ورزیدگی است تا تسلط محض و چیرگی قطعی. قدرت «امتیاز» کسب نشده یا در انحصار طبقه حاکم نیست، بلکه معلول مجموعه موضع گیریهای استراتژیک آنهاست، که گاهی حتی به همراهی با موضع طبقاتی تحت سلطه می انجامد. قدرت صرفا همچون «باید»ها و «نباید»ها در «مورد کسانی که آن را دارا نیستند» جاری نمی شود، بلکه بیشتر امری است که آنها را احاطه کرده و به وسیله و از خلال آنها جریان می یابد در نتیجه قدرت بر آنها تکیه می کند، همان گونه که آنها در مبارزاتشان بر علیه قدرت به همان اهرمهایی که از جانب آن، علیه شان به کار گرفته می شده است، تکیه می زنند. چهار نکته بیانگر این مطلب است: که اولا، این روابط ریشه در اعماق و لایه های جامعه دارند; ثانیا، نمی توان آنها را صرفا در روابط بین دولت و شهروندان یا در مرزهای بین طبقات اجتماعی جستجو کرد; ثالثا، این روابط قدرت اکتفا به بازیابی و باز تولید خود در سطح افراد، گروهها، حالات و رفتارها و یا حتی در شکل کلی و اجمالی قانون و دولت نمی نمایند; رابعا: اگر چه نوعی استمرار و تداوم در آن یافت می شود «که در این حالت روابط قدرت بر روی چرخ دنده های پیچیده ای جریان می یابد»، ولی در آن نه شباهتی وجود دارد و نه قرابتی. آنچه رخ می دهد ویژگیهای خاص مکانیسم [قدرت] و چگونگی [جریان یافتن] آن است; و بالاخره این روابط همسو و هم جهت نیستند، بلکه نشان دهنده و بیانگر نقاط اختلاف و نزاع بی شمار می باشند، کانونهای بی ثباتی ای که هر یک خطر کشمکش، مبارزه و واژگونی حداقل موقتی روابط قدرت را با خود به همراه دارد.» (۲۸)

بدینسان به علت پیچیده بودن «وضعیت استراتژیکی » قدرت و نیز «کثرت روابط میان نیروها» در حوزه قدرت، هر جا قدرت یافت شود، مقاومت نیز هست. اساسا شبکه روابط قدرت همراه و قرین با اشکال مقاومت می باشد. در نتیجه شرط وجود قدرت، رابطه مستمر آن با مقاومت، مبارزه و آزادی است.

در چهارچوب چنین مبانی نظری، پیگیری متعهدانه روند مبارزات مردم ایران از سالهای قبل از انقلاب و نیز سفر به تهران و قم در جریان اوجگیری قیام مردم، فوکو را از نزدیک با انقلاب ایران آشنا می سازد. چنین پیوند نزدیکی با حرکت انقلابی مردم ایران و مطالعه وسواسی آن، فیلسوف فرانسوی را به این امر مهم رهنمون می کند که در این حرکت انقلابی هیچ یک از دو ویژگی کلاسیک حرکتهای انقلابی معمول و متداول یافت نمی شود: در این حرکت نه اثری از «مبارزات طبقاتی » یا حتی «جبهه بندی اجتماعی » می توان یافت و نه نشانی از یک «دینامیک سیاسی » و «اقدامات انقلابی طبقه پیشرو» (۲۹) وجود دارد. در این انقلاب «نه یک طبقه خاص، حزب معین، ایدئولوژی سیاسی مشخص و نه دسته ای خاص از پیشگامان انقلابی که با خود، همه ملت را به داخل جریان بکشاند»، یافت نمی شود. (۳۰)

به اعتقاد فوکو در ریشه یابی دلیل انقلاب اسلامی ایران، یک نکته کاملا روشن و بدیهی است و آن اینکه این انقلاب نمی تواند با انگیزه های اقتصادی و مادی صورت گرفته باشد. به این دلیل، علل انقلاب اسلامی ایران را که در آن، جهان شاهد «شورش و قیام همه ملت بر علیه قدرتی است که بر آن ستم می شده است »، نمی توان در انگیزه های اقتصادی خلاصه نمود، چرا که «مشکلات اقتصادی ای که ایران در این زمان در حال تجربه آن بود، به آن اندازه مهم و بزرگ نبود که در نتیجه آن، صدها هزار و بلکه میلیونها ایرانی به خیابانها ریخته و با سینه های عریان به مقابله با مسلسلها بپردازند.» (۳۱) پس دلیل انقلاب ایران را باید در جایی دیگر جستجو نمود. باید به سراغ علل و انگیزه های دیگری برای توجیه و تحلیل این حرکت عمیق و گسترده مردم ایران رفت.

بنا به تحلیل فیلسوف فرانسوی، تشیع با تکیه بر موضع مقاومت و انتقادی همیشگی خود، در برابر قدرت سیاسی حاکم و نیز نفوذ عمیق و تعیین کننده خود در دل انسانها بود که توانست همچون یک «مکتب مبارزه و فداکاری » تبدیل به «زبان، آیین و صحنه نمایش پیوسته و دائمی شود که در قالب آن درام تاریخی، ملتی را که حیات خود و آینده اش را در دو کفه یک ترازو قرار داده است می توان جای داد.» (۳۲) بدین ترتیب از دیدگاه فوکو، زبان، شکل و محتوای مذهبی انقلاب اسلامی ایران امری عارضی، اتفاقی و تصادفی نیست. بلکه شیعه چون مکتب مقاومتی که در طول تاریخ به ایفا نقش در مقابل ظلم و ستم قدرتهای حاکمه پرداخته است، آنچنان ملت ایران را در مقابل رژیم شاه به صحنه می آورد که مردم حاضر می شوند حیات خود را در طبق اخلاص نهند تا بلکه به قیمت جان خود هم که شده آینده کشور و ملت را تضمین نمایند.

فوکو ویژگیهایی برای حوادث انقلابی جاری در ایران برمی شمرد که یکی از مهمترین آنها ظهور و تجسم نوعی «اراده کاملا جمعی » است. اراده جمعی همچون یک مفهوم و ابزار نظری به طور معمول «اسطوره ای سیاسی است که به وسیله آن حقوقدانان و فلاسفه تلاش بر تحلیل یا توجیه نهادها[ی حقوقی، فکری، سیاسی، اجتماعی] و غیره می نماید.» به همین جهت هیچ گاه نمی شد تصور کرد که این «اراده جمعی » بتواند روزی جامه عمل پوشیده و در جهان بیرونی ینیت یابد. ولی فوکو با تکیه بر آنچه در ایران سال ۱۳۵۷ به چشم خود دیده است، ادعا می کند که «اراده جمعی یک ملت » را به عیان مشاهده نموده و لمس کرده است; و این اراده جمعی یک «موضوع، یک مقصد و یک هدف بیشتر نداشته است و آن عبارت بوده است از خروج شاه.» (۳۳) انقلاب اسلامی ایران توانسته است به یک مفهوم نظری عینیت بخشیده و «اراده جمعی » ملتی به پاخاسته را به نمایش بگذارد.

به اعتقاد فیلسوف فرانسوی در ایران ۱۳۵۷ تنها و تنها یک جبهه بندی قابل مشاهده بود: یک جبهه بندی «بین قاطبه ملت ایران از یک طرف و قدرت سیاسی حاکم که با داشتن سلاحها و پلیس احساس خطر می کرد»، از جانب دیگر فوکو در ایران ملتی را می یابد که «با دستان خالی به مقابله با حکومتی برخاسته بود که بدون شک یکی از مجهزترین ارتشهای دنیا را در اختیار داشت و پلیسی که غالبا خشونت و شکنجه را جایگزین ظرافت و مدارا می نمود»، اداره می شد. رژیمی که علاوه بر چنین اقتدار داخلی، نه تنها «آشکار و به طور مستقیم توسط ایالات متحده امریکا حمایت می شد و بر آن تکیه داشت »، بلکه از «حمایتهای جهانی » قاطعی نیز برخوردار بود. در عمل، شاه ایران علاوه بر قدرت نظامی و حمایتهای معنوی قدرتهای بزرگ و نیز سلاح کارای نفت که به طور کامل بقا و دوام او را تضمین می نمود، از کلیه اهرمهای لازم دیگر برای حفظ کیان خود بهره مند بود. به اعتقاد متفکر فرانسوی در مقابل رژیمی با چنین جایگاه و خصوصیاتی بود که مردم ایران جرات برپایی تظاهرات مستمر و متعددی را می نمود و به این ترتیب «یک ملت به گونه ای پیوسته و خستگی ناپذیر اراده خود را به نمایش گذاشته بود.»

فیلسوف فرانسوی، در کنه تظاهرات انبوه و مستمر مردم ایران، موفق به کشف رابطه ای معنی دار و عمیق بین عمل جمعی، آیین مذهبی و رفتاری از نوع حقوق عمومی می شود. از دیدگاه فوکو آنچه مردم ایران در سال ۱۳۵۷ در حال انجام آن بودند «عملی است سیاسی و قضایی که در قالب و درون آیین مذهبی به صورت دسته جمعی صورت می پذیرد.» (۳۴)

به اعتقاد فوکو «روح انقلاب اسلامی » در این حقیقت یافت می شود که ایرانیها از خلال انقلاب خود، در جستجوی ایجاد تحول و تغییر در خویش بودند. برای آنها تغییر رژیم، تغییر نظام سیاسی – اقتصادی و برکناری شخصیتها و افراد فاسد شاه از حکومت و… ضروری و حیاتی بود، ولی هیچ یک از اینها هدف اصلی و اساسی انقلاب به شمار نمی رفتند. هدف اصلی ایجاد یک تحول بنیادین در وجود فردی و اجتماعی، در حیات اجتماعی و سیاسی و در نحوه تفکر و شیوه نگرش بود. ایرانیان در صدد ایجاد تحول در تجربه و نحوه زیستن خود بودند. آنان قبل از هر چیز خود را هدف قرار داده بودند. در تحلیل فوکو «درست همین جاست که اسلام ایفا نقش می کند: مذهب برای آنان همچون یک عهد و پیمان و نیز ضمانت نامه و تضمینی بود برای اینکه آنچه را که به وسیله آن می توانستند به گونه ای بنیادین ذات و شخصیت خود را متحول سازند، بیابند.» آنان راه اصلاح را در اسلام یافتند و با اسلام قبل از هر چیز و هر کس به سراغ خود رفتند. اسلام برای آنان هم دوای درد فردی بود و هم درمان بیماریها و نواقص جمعی، آنان راه اصلاح امور خود را در انقلابی یافته بودند که تکیه بر اسلام نماید. در رهیافت فوکو، ایرانیها بالاخره در دین اسلام به عنوان یک نیرو و توان انقلابی «چیزی به مراتب بیشتر از خواست و اراده اطاعت هر چه وفادارانه تر از ایمان و عقیده » یافتند. به اعتقاد فوکو آنچه که در انقلاب اسلامی ایرانیان یافت می شد «قصد و اراده آغازی نوین در کل زندگیشان از طریق تجدید حیات یک آزمون و تجربه معنویت گرایانه بود که به زعم خودشان در بطن اسلام شیعی آنها یافت می شد.» اینجا بود که اسلام دیگر «افیون ملتها» نبود، چرا که این بار «امید جهانی ناامید» (۳۵) محسوب می گشت. بدین ترتیب انقلاب اسلامی ایران فیلسوف چپ گرای فرانسوی را وا می دارد که جمله ناشناخته ای از مارکس را جانشین فرازی مشهور از او در باب اهمیت و جایگاه دین نماید. با انقلاب اسلامی ایران است که دین از «افیون » بودن، برای ملتها خارج شده و به «امیدی » برای جهانیان تبدیل می شود.

بدینسان فوکو در ایران در جستجوی کشف و تبیین یک نظام ارزشی نوین است.در انقلاب اسلامی ایران او در پی یافتن نظام ارزشی است که به قیام ایرانیان معنی ومفهوم می بخشد. (۳۶) او به دنبال آن چیزی است که بتواند به گونه ای عینی، واقعیت حرکت انقلابی مردم ایران را تبیین نماید. جهت پی بردن به این نظام ارزشی فوکو روش علمی خاصی را در پیش می گیرد. شیوه علمی فوکو برای کشف نظام ارزشی مفروض، جهت تحلیل عینی پدیده سیاسی – اجتماعی انقلاب اسلامی ایران، بدین گونه است که او با یک سؤال مشخص و بسیط به سراغ عناصر عمل کننده در انقلاب، یعنی آحاد شرکت کننده در تظاهرات خیابانی می رود. در تهران و قم سؤال او از ایرانیان این است: «شما چه می خواهید؟» (۳۷) چهار پنجم پاسخهای دریافتی عبارتند از «حکومت اسلامی ». (۳۸) بدین گونه است که فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی به ریشه یابی انقلاب اسلامی ایران می پردازد.

سؤال بعدی فوکو نه از ایرانیان، بلکه از خود اوست. این حکومت اسلامی که ایرانیان به خاطر آن خود را به کشتن می دهند، چیست؟ روش در پیش گرفته شده برای یافتن پاسخ این پرسش نیز مراجعه مستقیم به عاملان (۳۹) خود این حرکت انقلابی است. پاسخ ایرانیان به پرسش اول که در آن از انگیزه قیام سؤال شده بود، بدون ابهام و واضح بود. اکثریت آنان هد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *