توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مبانی تحول پذیری فقه در گفت وگو با آیت الله سبحانی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی تحول پذیری فقه در گفت وگو با آیت الله سبحانی شامل 115 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی تحول پذیری فقه در گفت وگو با آیت الله سبحانی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی تحول پذیری فقه در گفت وگو با آیت الله سبحانی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مبانی تحول پذیری فقه در گفت وگو با آیت الله سبحانی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی تحول پذیری فقه در گفت وگو با آیت الله سبحانی :
اشاره
برای کسانیکه با مباحث دینی از قدیم الایام مانوسند، استاد جعفرسبحانی نامی آشنا است که سالها اشتغال به تدریس و تحقیق همراه بابهره گیری از قدرت درک و خلاقیت، از ایشان شخصیتی صاحب نظر درمسائل گونه گون دینی ساخته است. ایشان تمامی همت و سرمایه خود رادر راه حراست از کیان معنوی جامعه اسلامی بکار گرفته و از هیچ کوششی در این راه دریغ نورزیده است. تربیت صدها شاگرد و دهها جلد کتاب ورساله خود گواهی صادق بر این پویایی و تلاش نستوهانه است. در این شماره فرصتی دست داد تا به محضر ایشان برسیم و سؤالاتی را در باب مبانی معرفتی و بعضی شبهات در زمینه فقه با ایشان در میان بگذاریم.در اینجا ضمن سپاس از ایشان، توجه خوانندگان فرهیخته را به ماحصل این گفت وگو جلب می کنیم.
– ضمن تشکر از این که وقت خود را در اختیار ماقرار دادید، برای شروع بحث لطفا بفرمایید پیشفرضهای فکری، معرفت شناختی، هستی شناختی و انسان شناختی فقیه چه نقشی در استنباط احکام شرعی دارند؟
آیت الله سبحانی: هیچ فقیهی نمی تواند بدون یکسری پیشفرضهای مسلم، حکمی را استنباط کند، زیرا فقیه یک انسان مجزایی نیست که بدون سوابق زندگی با پدر و مادر ومحیط آموزشی و تماس با اجتماع بتواند حکم الهی را ازکتاب و سنت استنباط کند.
نه تنها ذهن فقیه خالی از پیشفرض نیست بلکه ریاضیدان، فیزیکدان و شیمیدان با یک رشته پیشفرضهای مسلم دست به کشف قوانین می زنند. بنابراین باید در این سؤال قیدی را افزود و آن اینکه پیشفرضها بر دو نوعند:۱- پیشفرض مشترک که نوع دانشمندان با چنین افکاری دست به تحقیق می زنند و مثلا فقیه با یک رشته قواعدادبی، لغوی و اصول مسلم، استنباط می کند که آنها نزد همه معتبرند. همچنین ریاضیدان با پذیرفتن جدول ضرب فیثاغورث یا شیمیدان با پذیرفتن جدول تناوبی عناصرمندلیف دست به تحقیق می زنند.
بنابراین هیچ محققی بدون این نوع پیشفرضهای مسلم نمی تواند دست به تحقیق بزند. پس این نوع پیشفرضهامورد بحث نیست. نکته ای که در مورد فقیه می توان مطرح کرد اینکه محیطی که وی در آن پرورش یافته می تواند دربرخی از افکارش اثر بگذارد. در اینجا نمونه هایی رامی آوریم:
۱- فقهایی که در نقطه ای زندگی می کنند که آب لوله کشی در آنجا کم و یا نایاب باشد و مردم از آب قلیل بهره می گیرند، به خاطر مشکلات موجود، تمایل به عدم انفعال آب قلیل از ملاقات متنجس دارند، در حالی که فقیهانی که در شهرهای بزرگ و بهره مند از نعمت آب لوله کشی زندگی می کنند و آب قلیل برای آنها مطرح نیست، چه بسا با دیدن یک یا دو روایت، فتوا به انفعال آب قلیل بر اثر ملاقات بامتنجس دهند و دلیل مخالف هم چندان مورد نظر آنان قرارنگیرد. نتیجه این که گرفتاریهای فقیه گاهی سبب چاره جویی است. نظیر این قضیه را در مورد مسائل حج نیز مشاهده می کنیم: فقیهی که از شرایط سخت برگزاری مراسم حج آگاه است و از نزدیک مسائل را مشاهده کرده، غالبا احتیاطات اوکم است، برخلاف فقیهی که از دور شاهد ماجراست واحتیاطات او در حج فراوان است. از قدیم الایام گفته انداحتیاج مادر اختراعات است. مسائل مربوط به بیمه وفروش امتیاز و شرکتهای نوظهور یا مسائل مربوط به پیوندعضو که مورد نیاز جامعه کنونی است، فقیه را بیشتر به فکروادار کرده و حکم مسئله را استنباط می کند، درحالی که فقیه دیروز به خاطر بی نیازی از پاسخگویی به این مسائل چندان در فکر جواب برنمی آمد و غالبا آنها را مردود و غیرصحیح تلقی می کرد.
البته این نوع زمینه های نیاز و گرفتاریهای مختلف،درصد کمی از مسائل فقهی را تشکیل می دهد. در مسائل دیگر، این نوع پیشفرضها یا نیازهای مورد ابتلا وجود نداردکه باعث اختلاف در فتوا شود. مثلا احکام مبطلات روزه ونماز هیچگاه تغییر نمی کند.
از این بیان روشن می گردد چیزهایی که اصولا به استنباط فقیه ارتباطی ندارد، بود و نبود آنها در استنباط مؤثرنیست مانند مسائل مربوط به معرفت شناسی که در فلسفه اسلامی و در مبحث وجود ذهنی و یا در جاهای دیگر از آن بحث می شود. همچنین است مسائل هستی شناسی که آیااصالت از آن وجود است یا ماهیت و مسائل مربوط به انسان شناسی، و شناخت غرایز و رو حیات که در افکار یک دانشمند اخلاقی اثر می گذارند نه در طرز فکر فقیه. خلاصه باید فقه را شناخت و مبادی آن را تعیین کرد و در این صورت خواهیم دید که این نوع معلومات در استنباط مؤثرنیست. غالبا آنچه که در فقه مؤثر است نیاز و عدم نیاز است که در صورت نخست فقیه را به چاره سازی وادار می کند. امااین که در نجوم، زمین محوری باشیم یا خورشید محوری،هیئت بطلمیوسی را بپذیریم یا کپرنیکی، هیچکدام از اینها،تاثیری در استنباط احکام فقهی ندارد. بی پایه تر اینکه بگوییم تحول در یکی از علوم ریاضی و فیزیک باعث تحول در علوم اعتباری مثل فقه می شود.
مثلا شناخت فاصله دو ستاره به صورت صحیح تر سبب نمی شود که قواعد ادبی متزلزل شود. اصولا تاثیر یک علم در علم دیگر بدون رابطه امکان پذیر نیست و میان علوم تکوینی و اعتباری رابطه تاثیرآفرین وجود ندارد. لذا ادبیات فارسی و عربی و چینی و رومی بر مبنای قواعد و پیشینه خود، محکم و استوارند در حالی که در علم نجوم، انقلاب کوپرنیکی رخ داد و نظریه بطلمیوسی را بی اعتبار ساخت.
اینکه یادآور شدیم که غالب فقهاء از ابتلاء تاثیرپذیرنداختصاص به فقیه ندارد بلکه نوع بشر و نوع دانشمندان برهمین طریقند. صدسال قبل، کوچکترین گامی در معالجه سرطان برداشته نشده بود چون نادر بود، اما اکنون که شیوع پیدا کرده دانشمندان به خاطر وجود نیاز به تکاپو واداشته شده اند تا به داروی آن دست یابند. سابقا همه مردم ازانرژیهای رایج بهره می گرفتند ولی اکنون می دانند که درآینده با کمبود انرژی فسیلی مواجه خواهد شد، این مسئله سبب و انگیزه شده است که بشر در فکر جایگزین ساختن انرژی خورشیدی و اتمی باشد.
از این نکته نتیجه می گیریم که پیشفرضها دو نوعند:۱- پیشفرضهای عمومی که در ذهن تمامی دانشمندان وجوددارد.
۲- پیشفرضهای خصوصی و خاص مانند محیط زندگی فقیه که می تواند در کیفیت استنباط مؤثر باشد ولی بسیارنادر است.
به هر حال ابتلاء و نیاز فقیه به یکسری مسائل سبب می شود تا فقیه تلاش بیشتری کند و راه حلی برای آنها ازکتاب و سنت پیدا کند، درحالی که فقهای پیشین به خاطرعدم ابتلاء، این تلاشها را انجام نداده اند.
– فقه در امر تشخیص و تحدید موضوع دارای چه نقش جایگاهی است؟
آیت الله سبحانی: موضوعات در فقه اسلامی بر دونوعند: گاهی خود فقه موضوع را تحدید و روشن کرده است مانند این که آب کر انفعال پذیر نیست و همچنین است، حدروزه که در لغت عرب به معنای مطلق امساک است و اسلام آن را از طلوع فجر تا غروب آفتاب محدود کرده است ومانند آن دو است مطاف که خود شارع مشخص کرده است.
نوع دیگر موضوعاتی اند که حکم را روی عنوان کلی قرارداده و تشخیص مصداق و موضوع را بر عهده عرف نهاده است مانند سجده بر زمین که هر چیزی که عرف آن رازمین می داند تحت عنوان زمین قرار می گیرد، یا فقه درمبحث نجاسات، بول و خون را نجس شمرده است ولی تشخیص مصادیق آنها بر عهده عرف است. بنابراین آنجا که خود فقه تمام خصوصیات موضوع را تحدید کرده، فقیه وعرف در نظر تحدید شارع، یکسانند، ولی آنجا که حکم راروی کلی موضوع قرار داده، تشخیص مصادیق آن برعهده عرف نهاده شده است و در آنجا فقیه تابع عرف می باشد.
– در اینجا می رسیم به سؤالی که برای خیلی ها ممکن است مطرح باشد و آن اینکه با توجه به قرائات و تهافتات آراء،حدود آزادی رای فقیه تا کجاست؟ آیا رای فقیه می تواند حریم ضروری دین یا ضروری فقه را مخدوش کند؟
آیت الله سبحانی: کار فقیه، حکم سازی نیست. کار فقیه کشف حکم الهی از کتاب و سنت است. ما باید بین مخترع و کاشف فرق بگذاریم. مخترع از خود مایه می گذارد و غیرموجود را موجود می کند در حالی که کاشف چیزی را که قبلا وجود داشته، اما روی آن پرده افتاده بوده، کشف و ظاهرمی کند. کار نیوتن کشف یک حقیقت واقعی بود که بشر از آن آگاه نبود; یعنی کشف قانون جاذبه که دو جسم بر همدیگربه نسبت مجذور فاصله نیرو وارد می کنند. در حالی که کاربرادران رایت تحقق بخشیدن به ماشینی بود که هیچ نوع سابقه ای نداشت و آنها ضمن الگوبرداری از طبیعت به ضمیمه یکسری قوانین فیزیکی توانستند چیز جدیدی به نام هواپیما را به وجود آورند. البته هر چیز تازه ای نیازمنداستمداد از دانشهای پیشین و الگوپذیری از آنها است. کارفقیه از قبیل نوع اول است نه نوع دوم. بنابراین همه فقهاء،خادمان وحی بوده اند و کوشش می کنند حکم الهی را آنطورکه ست بدست آورند. پیامهای الهی که در اختیار فقیه قرارمی گیرد به صورتهای مختلفی است:
۱- ضروریات دین
۲- ضروریات فقه
لازم است در مورد این دو اصطلاح توضیحی داده شود.مثلا نماز از ضروریات دین است. در حالی که تعلق زکات برجو و گندم از ضروریات فقه است. چنین مسائلی که اتفاق مسلمانان و آیات قطعی و روایات متواتر یا محفوف به قرینه وجود دارد و فقیهان جهان اسلام در طول قرنها درمورد آنها یک رای و نظر داشته اند، قابل کثرت قرائات نیست و یک قرائت بیشتر ندارند. اصلا نباید در آنجا به فکرتجدیدنظر افتاد. همچنین اموری که جزء ضروری دین و فقه نبوده، بلکه از مسائل نظری اند و تقریبا نود درصد این مسائل، از ادله کافی برخوردارند، در آنها نیز طبعا زمینه قرائات مختلف وجود ندارد.
ولی مسائلی که از این حالات بیرون بوده و دلایل آنها ازنظر روشنی به این پایه نمی رسد، در این موارد اختلاف فقهاء مربوط به تعدد قرائت نیست بلکه مربوط به کشف قرائن از داخل و خارج است که حکم را روشن می کند.همچنین احیانا مربوط به کیفیت استظهار و فهم فقیه ازروایت است، همان گونه که افراد در فهم یک قانون از قوانین مدنی یا قانون اساسی اختلاف نظر پیدا می کنند و ممکن است کسی آن را اختلاف قرائت بنامد. این مطلب بدین معنانیست که نوع فقه ما تزلزل دارد. زیرا قسمت اعظم فقه در سه بخش نخست خلاصه می شود و خصوصا در بخش سوم.آری قسمی از مسائل نیز به صورت قسم چهارمند که مایه وزمینه اختلاف فتوا است. البته غالبا لب فتاوا یکی است ولی یک فقیه کم جرات، زیاد احتیاط می کند و دیگری که جرات بیشتری دارد احتیاط کمتر.
آنچه امروز بر سر زبانها افتاده که فقه اسلامی قرائات مختلفی دارد سخن شخص ناآگاه از فقه است که نه فقه راشناخته و نه از مبانی آن آگاه است.
تیم که بفرمایید حکم و حد ثابت و متغیر درفقه کدام است؟
آیت الله سبحانی: از زمانهای دیرینه احکام اسلام را بر دونوع تقسیم کرده اند:
۱- احکام و قوانین، که کوچکترین تغییری از نظر حکم الهی پیدا نمی کنند.
۲- مقررات، در حالی که حکم شرعی هستند ولی تابع شرایط خاصی هستند که با دگرگونی شرایط حکم عوض می شوند.
احکام ثابت مانند وجوب نماز و روزه یا دفاع از کشوراست که از نظر حکم کلی عوض نمی شود (اینکه می گوئیم از نظر حکم کلی عوض نمی شود، برای این است که روی یک رشته عناوین ثانوی حکم فعلیت خود را از دست می دهد مثلا مکلف بیمار می شود و موفق به روزه نمی گردد.این نوع تغییر، موردی است و الا حکم کلی هیچگاه تعییرپذیر نیست.)
مقررات آن رشته آموزهای الهی هستند که لباسی بر تن احکام واقعیه به شمار می آیند. این لباس تقدس ندارد بلکه برمبنای شرایط عوض می شود مثلا وجوب دفاع از حریم وطن اسلامی و جان و مال، از قوانین ثابت اسلامی است ولی روزگاری برای این کار اسب و تیر و کمان لازم بود. قرآن در این باره می فرماید «و اعدولهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل » در این آیه روی اسب انگشت می نهد ولی جنبه مقرراتی دارد چون در آن زمان اسب وسیله پیمودن راهها وهجوم بر دشمن بود ولی امروز در پرتو صنایع، وسایلی اختراع شده است که لزومی ندارد ددیگر از اسب استفاده کنیم و از این صنایع بهره نگیریم زیرا کیفیت دفاع حکم ثابتی ندارد بلکه احکام آن متغیر است. البته این تغییر نیز درچهارچوب قوانین کلی الهی است مثلا در دفاع از خودنمی توانیم آب دشمن را مسموم کنیم یا پیرمردان وسالمندان را بکشیم یا درختان را آتش بزنیم.
اصل نخست در رابطه کشور اسلامی با کشورهای غیراسلامی، حفظ مصالح است و هیچگاه دگرگونی نمی پذیرد ولی ابزار اجرای این اصل کلی گاهی در ارتباطگسترش با دیگران است، گاهی در کاهش رابطه و گاهی درقطع رابطه. هیچگاه اسلام در رابطه مسلمانان با کافران غیر ازیک اصل که همان حفظ مصالح و استقرار مسلمین است،اصل ثابت دیگری ندارد ولی اموری که ابزار پیاده شدن این اصل ثابتند طبق شرایط دگرگون می شوند.
رمز خاتمیت اسلام نیز همین است. آن اصول کلی که مطابق با فطرت انسان و مصالح جامعه است جزء قوانین به شمار می آیند و دگرگونی در حکم کلی راه ندارد ولی کیفیت اجرای آن که جنبه مقرراتی دارد با شرایط فرهنگی واقتصادی زمان پیوسته و گره خورده است.
– در اینجا نکته ای به نظر می رسد که بالاخره راه شناخت احکام و قوانین از مقررات چیست؟
آیت الله سبحانی: راه شناخت آنها به وسیله فقها وکارشناسان شریعت که بر اساس آیات قران و احکام، قوانین را از مقررات جدا می سازند و میزان و معیار آن را بیان کردیم مشخص می شود. همچنین می توان آنها را از راههای زیر نیزبه دست آورد.
۱- حکم مطابق آفرینش انسان از احکام ثابت درشریعت اسلام است و چون آفرینش انسان دگرگونی نمی پذیرد بنابراین حکم خدا هم دگرگونی نمی پذیرد از قبیل لزوم ازدواج و پرهیز از رهبانیت.
۲- چیزهایی که ذاتا حسن و قبح دارند; یعنی فرد اگر ازهمه جا چشم پوشی کند و نفس عمل را تحت مطالعه قراردهد به زیبایی یا زشتی آن حکم می کند مثل حسن عدل، وحسن وفا به میثاق، و یا حسن پاسخ نیکی به نیکی و قبح ظلم و زشتی پیمان شکنی یا پاسخ نیکی به بدی.
۳- چیزهایی که همراه با مصلحت و مفسده عمومی است مانند خمر و میسر که مسلما مفسده عمومی دارد ومانند داد و ستد عادلانه که مصلحت عمومی دارد.
ولی مقررات چیزی است که در آنها هیچیک از این ملاکها نیست و اسلام هم در آن پافشاری ندارد. در حالی که مقررات ناپایدارند و بر یک شیوه نیستند ولی تحت یک رشته قوانین کلی الهی تغییر و تبادل می پذیرند، مثلا اصل مسکن جزء قوانین اسلام محسوب می شود اما کیفیت آن مربوط به شرایط زمان و مکان است ولی در عین حال همین کیفیت نیز باید در چارچوب قواعد کلی، تغییر بپذیرد. مثلاخانه سازی به شکلی باشد که ایجاد مزاحمت برای همسایه نکند.
– بعضی معتقدند انسانها می توانند طبق مصالح ومفاسدی که خود تشخیص می دهند زندگی کنند و دیگر نیازی به دین ندارند. نظر حضرتعالی در این باره چیست؟
آیت الله سبحانی: اینکه گاهی گفته می شود ما خودمصالح و مفاسد را تشخیص می دهیم و بنابراین لزومی ندارد از احکام دین در این موارد پیروی کنیم، اندیشه خامی بیش نیست و پاسخ آن روشن است. اولا بشر قرنهاست که بامصلحان و داعیان توحید روبروست ولی هنوز این بشر بنده گاو و سنگ و مجسمه هاست. مفسده اینها در عین حال که روشن است ولی بشر دست از تقلید از آباء و اجداد خودبرنمی دارد. اگر بنا است علم جایگزین وحی شود، پس دراین مورد نشده است. و هنوز بت پرستی بر دو میلیارد بشرروی زمین حکومت می کند. ثانیا قسمت اعظم ملاکات دین، در ابتدا برای بشر مخفی بوده و اکنون بخشی از آن ازطریق تجربه روشن شده است. ضررهای خوردن گوشت میته و خوک مدتی است که معلوم شده در حالی که قبلابرای انسان مخفی بود. اگر بنا بود قوانین اسلام به خاطراینکه مصالح را درک می کنیم کنار گذاشته شود می بایست بشر در این چهارده قرن پیوسته در مفسده دست و پا بزند.ثالثا آگاهی بشر از مصالح و مفاسد بسیار کوتاه و کمرنگ است. بشر از دریای ناآگاهی فقط دو کیلومتر آن را روشن کرده و با گذشت هر روز بیشتر به جهل خود پی می برد وممکن است تا روز رستاخیز مصالح و مفاسد بسیاری ازاحکام روشن نشود. بسیار نادانی است که انسان ادعا کندعقل بشر می تواند جایگزین وحی شود. از اینشتین پس ازکشف تئوری نسبیت سئوال کردند که نسبت معلومات تو به مجهولات چقدر است، او در کنار پلکان کتابخانه خودایستاده بود و گفت نسبت معلومات به مجهولات بسان نسبت این نردبان با عالم بالاست; یعنی از نردبان علم چندپله بیشتر نرفته ام.
– اینکه می گویند دین با عقلانیت باید جمع شود نظرحضرتعالی در این باره چیست؟
آیت الله سبحانی: اینکه می گویند دین باید عقلانی باشدمقصود این نیست که بشر با عقل کوچک خود رموز وملاکات همه اصول و فروع را درک کند، بلکه دین نباید باخود مخالف باشد. به تعبیر دیگر باید میان عقل و وحی یامیان علم و وحی تعارضی نباشد اما این که حتما چشم اندازعقل به اندازه چشم انداز وحی باشد خیال خامی است. درک نکردن فرد با عقلانی بودن دین منافاتی ندارد،زیرا درموردی که خرد درک می کند، باید کوچک ترین تعارض میان خرد و وحی نباشد.
– امروزه مسئله ای تحت عنوان پیروی از عقل جمعی مطرح است. نظر حضرتعالی در این باره چیست؟
آیت الله سبحانی: پیروی از عقل جمعی اندیشه تازه ای نیست. این همان حسن و قبح عرفی در مقابل حسن و قبح عقلی است. گاهی عرف یک رشته آداب و رسومی درزندگی تصویب می کند که تخلف از آنها را نشانه بی فرهنگی و به کارگیری آنها را نشان کمال می داند. مسلما اسلام باچنین حسن و قبح عرفی مخالفتی ندارد و دست بشر را درآداب و رسوم زندگی باز گذاشته تا به هر شکلی می خواهدزندگی را اداره کند ولی یک شرط دارد که مخالف تشریع الهی نباشد. با یک مثال این مسئله را روشنتر می کنیم.
سابقا عروسیها در خانه های شخصی صورت می گرفت و تعداد مهمانان از صد نفر تجاوز نمی کرد ولی اکنون غالبامراسم ها را در تالارهای عمومی برگزار می کنند. اسلام دست زوجین را در هر دو صورت باز نهاده اما مشروط به اینکه هیچکدام مرتکب خلاف شرع نشوند مثلا اختلاط زن و مردآن هم به صورت غ
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل عدد چهل در منابع دینی
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.