تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مقایسه دو کشور ایران و ژاپن!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مقایسه دو کشور ایران و ژاپن بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مقایسه دو کشور ایران و ژاپن از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مقایسه دو کشور ایران و ژاپن شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مقایسه دو کشور ایران و ژاپن استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مقایسه دو کشور ایران و ژاپن با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مقایسه دو کشور ایران و ژاپن قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مقایسه دو کشور ایران و ژاپن حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مقایسه دو کشور ایران و ژاپن به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مقایسه دو کشور ایران و ژاپن :

امروزه ما گفته های زیادی را در مورد علل و عوامل عقب افتادگی و توسعه نیافتگی ایران می شنویم که هر کدام از این گفته ها با تیر آفتاب نگاه خود یک علت را نشانه گرفته اند. قبل از اینکه به اصل مطلب پرداخته شود بهتر است بدانیم عقب ماندگی و توسعه نیافتگی به چه معناست؟

عقب ماندگی به طور خلاصه وضع یک جامعه نسبت به جوامع دیگر در زمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی اقتصادی و بهداشت و… می باشد و توسعه به معنای رشد جوامع از لحاظ سرمایه و علم و صنعت و همچنین نهادهای سیاسی و پیشرفت تکنولوژی می باشد.

ایران:

اگر به گذشته های خیلی دور در ایران نگاهی گذار داشته باشیم به ملتی بر می خوریم که اکثراً در روستاها سکونت دارند و تعداد کمی از آنها در شهر زندگی می کنند. مردم در روستاها کالاهای کشاورزی خود را تولید و مصرف می کردند و مردم در شهر نیز نیازهای غذایی خود را از نواحی کشاورزی اطراف شهر تأمین می نمودند.

که این تولید اقتصادی به خاطر نبود ارتباطات بوده است. حتی زمانی که حمل و نقل در ایران وضعیت بهتری پیدا کرد باز به خاطر مزاحمت مأموران دولتی و راهزنان ارتباطات اجتماعی رونقی چندان پیدا نکرد. پس می توان گفت که ایران در یک مدت زمان معینی در انزوا قرار داشته است و طی سالهای بعد با آمدن سلسله های مختلف وضعیت ایران تا حدودی بهبود پیدا می کند بخصوص در زمان سلسل قاجار که مدت زمان زیادی را بر مردم ایران حکومت کرده اند و تقریباً می توان گفت که در این دوره ایران متوجه غرب و شگفتی های آن می شود.

آری ایران غرب را لمس کرد و غرب نیز تأثیر خود را بر اقتصاد و بازار، عقاید روشنفکران و نظام ارتش ایران گذاشت. بخصوص بعد از شکست ایران از روسها و تحمیل دو معاهد ننگین گلستان (۱۱۹۲) و ترکمن‏چای (۱۲۰۷) و به فتحعلی شاه قاجار و همچنین عقدنام پاریس (۱۲۳۶)، افرادی نظیر عبارس میرزا، میرزا محمد تقی خان فراهانی معروف به امیر کبیر بر آن شدند تا اصطلاحاتی را در ایران انجام دهند. اصطلاحاتی نظیر مجهز کردن ارتش به توپخان سیار و اعزام دانشجویان ایرانی با اروپا، تأسیس مدرسه دارالفنون… که متأسفانه به خاطر توطئه های سیاسی این اصطلاحات با شکست مواجه شدند اکثر کسانی که در ایران به فکر اصطلاحات افتادند (نخبگان ) در

چند گروه تقسیم بندی می شوند.

یک گروه که می توان آنها را تشکیل دهند هسته مشروطه خواهی تلقی کرد به شدت تحت تأثیر دمکراسی سیاسی غرب بودند – و خواهان اقتباس روشهای سرمایه و برقراری ارتباط با کشورهای خارجی بودند- این گروه نگرشی عقلی و فرد گرایانه داشتند.

تأثیر دیدگاه این گروه سه نتیجه در برداشت:

۱- ترقی و تربیت ملت از طریق ایجاد مدارس جدید و رایگان و نشر علوم عقلی و تجربی؛

۲- ترقی و گسترش روزنامه نگاری به طوری که می توان پیدایش افکار عمومی در ایران را به تلاش این گروه نسبت داد؛

۳- اصلاح وضع حکومت و تأسیس دولت منتظم بر پای قوانین بین المللی پیشرفته و جدایی حوز دین از سیاست۱»

عقاید این گروه گذشته از معایبی که دارند، باعث شد تا در ایران اصطلاحاتی مانند «وطن» «ملت» و «آزادی» مفاهیم و معانی جدیدی به خود بگیرند.

گروه دوم که به آنها التقاطی می گویند. بر خلاف گروه قبلی که خواهان جدایی دین از سیاست هستند، معتقد بودند که باید بین دموکراسی سیاسی غرب و اصول شریعت اسلامی ارتباط برقرار کنیم. هر چند که به نظر می رسد که این گروه در برخورد با مظاهر تمدن دچار تردید و دودلی می باشد. به هر حال، این گروه مدعی بود که آنچه را که از طرف گروه تجدد طلب به عنوان حقوق سیاسی تبلیغ می شود، می توان در اصول شریعت اسلامی جستجو کرد: «در شریعت نیز خواه طریقه تسنن و خواه تشیع، تمایز قوای سه گانه وجود دارد بدین معنی که پیامبر را ( مقنن) می دانیم، خلفا و بعضی اصحاب را مجری ( قانون و قاضی) به علاوه در امر محاکم و قضاوت و دستور « دوسیه نویسی» از امیرالمؤمنین بوده است. پس دیگر نگویید همه چیز ره آور جماعت غرب است[۱] ».

گروه سوم، گروه آرمانگرای اسلامی که رهبر آنها «سید جمال الدین اسد آبادی» است خواهان اتحاد یک پارچ مسلمین جهان بودند. « این گروه مخالفتی با اخذ بنیان‏های غرب نداشتند و رهبر آنها یعنی اسد آبادی معتقد بود که یکی از دلایل رشد و پیشرفت کشورهای اروپایی رشد علوم تجربی در این ممالک است[۲]». این گروه معتقد بودند که برای مبارزه با استعمار باید دوران درخشان اسلام و فرهنگ آن را احیاء کنیم.

گروه چهارم، این گروه که «سنت گرایان» را تشکیل می دهند، مخالف هر نوع تغییر می باشند زیرا به اعتقاد این گروه این تغییرات باعث اختلال در معتقدات مذهبی مردم می شود. این گروه بسیار با نفوذ و نیرومند بودند و نقش بسیار مهمی در تصمیمات ضد اصلاح‏گرایانه داشتند. «ملاعلی کنی» یکی از نمایندگان این گروه در مخالف با اصطلاحات سپه‏سالار در نامه ای به شاه می نویسد: «کلمه قبیحه آزادی به ظاهر خیلی خوش نماست و خوب و در باطن سراپا نقص است و عیب، به این نهضت دولت را وداع تام و تمام باید نمود. هر کس هر آنچه بخواهد بگوید و از طریق تقلب و فساد، اخذ اموال نماید و آزادی است و شخص اول مملکت همه را آزاد نموده است و در معنی به حال وحوش برگردانیده و احکام و داروغه نشین عاجز نموده است[۳]»

تاریخچه آموزش ایران:

مهمترین موضوع در مطالعه هر کشوری سیستم آموزشی می باشد که یکی از جنبه های زیر بنائی در توسعه هر کشوری می باشد. در ایران سیستم آموزشی به دو بخش تقسیم می شود. ۱- آموزش سنتی ۲- آموزش مدرن

۱- آموزش سنتی:

این سیستم آموزش که به قبل از انقلاب مشروطه برمی‎گردد وابسته به مراکز دینی بودند. این مراکز دو نوع بودند:

الف) مدارس دینی

که ابتدا در جنب مساجد شروع به فعالیت کردند و بیشتر ویژه طلاب بودند که به آموختن دروسی همچون فقه، منطق، حکمت و صرف و نحو عربی می پرداختند. طلبه هایی که در این مدارس بودند به این خاطر که کلاسها دور معین نداشتند و نیز در آمدی هر چند کم به آنها تعلق می گرفت، عجله ای به اتمام تحصیل نداشتند.

ب) مکتب خانه ها:

دومین جایی که در ایران به تحصیل علم می پرداختند مکتب خانه ها بودند که این محل ها توسط طلابی که در مدارس درس خوانده بودند اداره می شدند. روخوانی قرآن، خواندن و نوشتن و بعضی کتب کلاسیک فارسی همچون گلستان سعدی، حافظ، و… مواردی بودند که بیشتر آموزش داده می شوند. ضمن اینکه محتوای بعضی از کتابها به حدی سنگین بودند که حتی خود معلمان نیز ( به خاطر سواد کم) قادر به درک آنها نبودند. مکتب‏خانه‏ها به دو صورت رایگان و خصوصی وجود داشتند که مکتب خانه های رایگان از درآمد مساجد تأمین می شدند و برای فرزندان یتیم و فقیر بودند. و مکتب‏خانه‏های خصوصی برای فرزندان اعیان و اشراف بودند. آنچه که شایان ذکر است عدم دخالت حکومت در اداره و تأمین مخارج این مرکز بود. جنبه های دینی در آموزش ایران تا اوایل دور قاجار وجود داشت

۲- آموزش مدرن:

آنچه باعث مدرن شدن آموزش در ایران شد ارتباط با جهان غرب و انعکاس انقلابات اروپا و همچنین اتفاقاتی که در کشورهای همسایه ایران (نهضت اصلاحی ترکیه و اعلام مشروطیت در ۱۸۷۶ و نیز انقلاب اعرابی پاشا در مصر در سال ۱۸۸۱) [۴]روی داده بود.

اولین مکان آموزش مدرن دارالفنون بود که توسط امیر کبیر در سال ۱۲۶۸- ق (۱۸۵۱- م ) که اولین بار ۳۰ نفر شاگرد داشت که بعدها تعداد آنها به ۳۸۷ نفر رسید. در این مدرسه علومی مانند پیاده نظام، سواره نظام، توپخانه، مهندس، طب، جراحی، داروسازی و… برای پرورش و تربیت متخصصین داخلی ارائه می شد.

از تسهیلات قابل ذکر در آن کتابخانه و چاپخانه بود. دارالفنون را از سه جهت می توان نقط شروع روند حرکت نوسازی در ایران دانست:

۱- باعث تحول عقلایی در ایران شد؛

۲- ترجمه و چاپ کتابهای تازه توسط معلمان؛

۳- بوجود آمدن طبقه روشنفکران

دومین مدرس علمی در ایران مشیریه بود که توسط سپه‏سالار در سال ۱۳۹۰ ق تأسیس شد که بعد از سپه‏سالار فعالیت آن دوامی نیافت. رشدیه که خود یکی از نمایندگان جناح اصلاح طلب بود به دعوت ناصر الدین شاه برای احداث مدارس به ایران آمد که این دوره شروع منظم و پی گیری فعالیت های آموزش مدرن درایران است. که متأسفانه طلاب و علماء با فعالیت های وی مخالفت کردند و این مخالفت ها تا زمان صدراعظمی امین السلطان که فعالیت این مدارس را مخلل کرد، ادامه داشت

آموزش در ایران در سال ۱۳۲۴ با تصویب قانون جنب رسمی یافت که این قانون بر دو ماده تأکید داشت:

۱) همگانی و اجباری بودن تعلیمات ابتدائی؛

۲) توجه به تربیت اخلاقی و علمی و جسمی نوآموزان» [۵]

«سیاست در ایران»

در ایران به خاطر وجود حکومت سلطنتی همیشه ثروت در دست یک نفر تحت عنوان شاه بوده است. «شاه به عنوان یک قدرت مافوق، صاحب کلیه وجوه زندگی اجتماعی و اقتصادی رعایایش شمرده می شد. استبداد ایرانی عبارت بود از انحصار و اعمال قدرت خودکامه در همه سطوح زندگی عمومی که مشروعیتش فقط از یک فرد ناشی می شد. این نظامی نبود که سنت و آداب و قانون در آن ارج داشته باشد، آنچه بود بی قانونی بود و مردم در برابر مطلق برابر بودند [۶]».

اگر قدرت را در ایران به مانند یک هرم در نظر بگیریم در رأس این هرم شخص اول مملکت یعنی شاه قر ار می گیرد و در سلسله مراتب بعد نیز قدرت های فرعی. این قدرت های فرعی می توانستند چنان عمل کنند که جهت تصمیم گیری شاه را به نفع خود تغییر دهند. و این از بی ثباتی ساختار ناشی می شد. یعنی هر زمانی که یک شخص (حتی دون پایه ترین فرد) احساس نا امنی می کرد از طریق راه های مختلف تصمیم شاه را تغییر می داد.

ضمن اینکه افرادی که در این ساختار قرار داشتند به علت اینکه هر زمان امکان برکناری آنها وجود داشت در مدت زمان خدمت خود به فکر «بستن بار» [۷] بودند و در کل احساس مسئولیتی وجود نداشت. از ساختار حکومتی که بیرون بیاییم به پلی بر می خوریم که رابط میان حکومت و مردم است. این پل را می توان مذهب نامید، در ایران از زمان صفویه با اعلام مذهب شیعه، اینکه سلطان سایه خدا بر روی زمین است، مردم را به اطاعت از خود وا می داشتند. و از آنجا که مردم ایران، مردمی مذهب دوست هستند، هر چیزی را که مذهب در آن تأثیر داشت می پذیرفتند و در واقع حکومت با مذهب، مشروعیت سیاسی پیدا می کرد. اما در زمان قاجار این مشروعیت کاهش یافت، چرا که حکومت حمایت علما را از دست داد و علما نیز که بنابر اعتقاد مذهبی خود دخالت در سیاست را حق خود می دانستند بتدریج مخالفت خود را اعلام کردند و مردم نیز که مأمن خود را در مذهب می دیدند به علما پیوستند و اما تحول سیاسی در ایران را باید در زمان سپه‏سالار دانست که وی از نمایندگان جناح تجدد‏طلب به شمار می رفت که اقدامات زیادی را در این مورد انجام داد.

در سال ۱۲۷۵ ه. ق. اول طرح قانونی اساسی ایران در زمان ناصر الدین شاه و به دستور وی عرضه شد. همچنین ناصر الدین شاه به تقلید از غرب چند وزارتخانه تأسیس کرد. بر پایی مجلس مصلحت‏خانه یعنی «پارلمان » از دیگر اقدامات وی بود. که در این مجلس هر شخص در راستای اصلاح امور مملکتی می توانست ابراز عقیده کند؛ و در نهایت نظری را که مورد اتفاق اکثریت بود پذیرفته می شد. مجمع فراموشخانه نیز در این دوره ایجاد شد: «فراموشخانه نخستین جمعیت سیاسی است. اهمیتش به چند چیز است:

۱- فعالیت دسته جمعی ۲- مرام سیاسی مترقی ۳- تأثیر در بیداری افکار… مرام فراموشخانه تألیفی است از اصالت عقل، مشرب انسانیت، فلسفه علمی و تحققی و اصول اعلامیه حقوق بشر، حقوق اجتماعی مهمترین عنصر مرام فراموشخانه است» [۸]

به هر حال، در ایران اقداماتی در جهت توسعه سیاسی انجام گرفت که پایه گذاری آنها سپه‏سالار بود که به طور خلاصه شامل موارد زیر می باشند:

۱- تنظیم نظامنام دستگاه قضایی که مهمترین ماد آن رسیدگی به دعوای اتباع خارجی را بر عهد وزارت امور خارجه قرار می دهد.

۲- تنظیم قانون تنظیمات؛ با تصویب این قانون مجلس تنظیمات تاسیس شده دو هدف داشت؛

۱) مشخص کردن اختیارات حاکمان زیر نظر نظام دولتی و ۲) رابط حاکمان با مردم و چگونگی ادار ولایت ها

از وظایف مهم این مجلس: تقسیم مالیات سرشماری جمعیت، سربازگیری از ایلات این قانون ۴۷ ماده داشت.

۳- تأسیس عدالتخانه:

یکی از کارهایی که تأسیس عدالتخانه در آن سهم مهمی داشت اینکه جرم‏هایی که در نقاط مختلف کشور مجازات‏های مختلفی داشت و هر حاکمی به سیلق خود مجازاتی را برای آن تعیین می کرد به طور یکنواخت در تمام کشور به اجرا در آمد.

۴- قانون اساسی:

طرح اول شامل ده اصل بود. اما شاه با چند اصل آن مخالفت کرد که شامل مشخص کردن حقوق عموم مردم و محدودیت وظایف دستگاه شرع بود.

لایحه دوم قانون اساسی با واقع بینی بیشتری نوشته شد. با تصویب این لایحه وضع قوانین در کابین دولتی انجام گرفت. در سال ۱۲۸۹ این طرح از سوی شاه پذیرفته شد و تحولی مهم در اصول سیاسی ایران به شمار رفت.

در نهایت می توان گفت: کابین سپه‏سالار به کابینه «میجی» شبیه بود. یعنی شاه ادار مملکت را به عهده وزراء گذاشت و قانون‏گذاری حتی اجرای آن به عهد صدر اعظم بود. این کار تا سال ۱۲۹۰ همچنان ادامه داشت و پس از این تاریخ منحل شد.

۵-اصلاحات اقتصادی:

در این دوره شاهد تقلید کشورهای آسیایی از علوم و فنون غربی‏ها بوده و ازجمله اصلاحاتی که سپه‏سالار در این دوره انجام داد موارد زیر: ۱-رشد سرمایه خصوصی داخلی؛ ۲-استفاده از ماشین بخار ۳-راه اندازی راه آهن ۴-

اصلاحات مالیاتی ۵- بر پا کردن ضرابخانه مرکزی که توانست چند نرخی کردن پول را از بین برد.

امضای امتیاز نامه رویتر (توسط سپه‏سالار) با امضای این قرار داد توسط سپه‏سالار، بی طرفی سیاسی خود را در نظام بین المللی بدست آورد، اما او به این امر واقف نبود که تمرکز قدرت اقتصادی یک کشور به دست یک کمپانی، قدرتش را از قدرت دولت بیشتر کند. اگر چه در نوشتن این امتیاز نامه به هیچ عنوان نظارت دولتی عنوان نشده بود. با امضای این قرار داد، عزل سپه‏سالار رقم خورد و دوره اش که تحت عنوان تجدد طلبی و حکومت قانون بود به پایان خود رسید. پس از سپه‏سالار، امین الدوله به وزارت رسید او نیز به اصلاحاتی دست زد اما از سوی مخالفان مورد هجوم مخالفت‏ها قرار گرفت و از کار برکنار شد. تشکیلات دولتی از هم پاشیده شد و دولت با بحران‏های مالی و سیاسی رو به رو شد. در ضمن این اوضاع بود که ملی گرایی و مقاومت عمومی به وجود آمد و جنبش ملی شکل گرفت.

مقدمه انقلاب مشروطه:

نهضت «رزی» اولین گام گسترده مردم در مقابل نظام استبدادی بود که می توان از آن تحت عنوان مقدمه انقلاب مشروطه نام برد.

سازمان دهی انقلاب مشروطه:

سازماندهی انقلاب مشروطه از پیروزی آن (۱۹۰۵ م. ۱۳۲۴ ق) از طریق انجمن‏های سیاسی و مجلس شورا عملی شد این مجمع ها عبارتند از: ۱-انجمن‏های سیاسی و ۲- مجلس اول.

انجمنهای سیاسی که در حدود ۲۰۰ انجمن بود در تهران و شهرستان‏ها فعالیت می کردند اما طبق اصل ۲۱ قانون اساسی تشکیل این انجمن‏ها قانونی اعلام شد.

در مجلس اول که رأی دهندگان از ۶ طبقه نمایندگان آگاه انتخاب می شدند که عبارتند از: ۱- شاهزادگان ، ۲- اعیان و اشراف یا عُمال دیوانی ، ۳- علما و طلاب ۴- تجار، ۵- ملاکین و فلاحین ۶- اصناف ، که پایگاه ۳ طبقه اول مشخص بود ولی سایر طبقات بر اساس ضابطه مشخص می شدند.

مجلس دوم: با توپ بستن مجلس در تعطیلی آن و کشتن و فرار عده ای از مجلسیان دور استبداد صغیر به وجود آمد و یک سال طول کشید بدین ترتیب مقدمات مجلس دوم ریخته شد و محمد علی شاه از سلطنت خلع شد و پسر ۱۴ ساله او احمد شاه به سلطنت رسید. مجلس در ذی القعده ۱۳۲۷ ق. افتتاح شد. در این مجلس ۲ حزب اصلی و ۲ حزب فرعی بوجود آمد. «حزب دموکراتیک» و «حزب اعتدال» (احزاب اصلی) و حزب اتّفاق، حزب ترقّی (احرای فرعی)؛

حزب‏ها همگی شُعباتی در ولایات داشته و صاحب روزنامه و انجمن بودند. در این دوره، هئیت مؤلفه از اعتدالیون تشکیل شد برای حمایت از کابین «سپه‏سالار» سرانجام مجلس در سال ۱۳۳۵ به دلیل نفوذ کشورهای بیگانه منحل شد.

در نهایت، با ذکر توضیحاتی که داده شد سرانجام مجلس دوم سبب شد که دو حزب سوسیالیست که پیشرو فکر آن در ایران میرزا آقاخان کرمانی بود و حزب اعتدالی که همان حزب اجتماعیون و اعتدالیون است مقابل هم قرار گیرند و هیچ یک از قوای سه گانه نتواست بر دیگری احاطه یابد و این‏ها سبب شد زمینه برای نوسازی فراهم شود.

اقتصاد در ایران

بررسی اقتصاد ایران

بررسی اقتصاد ایران در دوران حکومت قاجار بدون احتساب دو کشور روس و انگلیس غیر ممکن است. از ابتدا پای تجارت خارجی به ایران با عصر صفوی آغاز شد علت آن را می توان شاهراه بودن کشور ایران دانست. چه از لحاظ بازرگانی و چه از لحاظ خطوط ارتباطی و خلیج فارس و بنادر… .

نیز می‏توان علت توجه بازرگانان خارجی را وجود کالاهایی چون: مروارید، ابریشم و پارچه های زربافت دانست و ورود چنین بازرگانی علت خوبی برای بستن قرار داد با پادشاهان صفوی بود. در این دوران ایران متحمل شکست‏هایی از روس و انگلیس شد که نتیجه اش را می توان حق کاپیتولاسیون و حقوق گمرکی اندک بر ایران دانست.

تا جایی که ایران میان روس و انگلیس تقسیم شد و همچنان انگلیس بر خلیج فارس احاطه داشت تا جنگ جهانی دوم، نفوذ انگلیس در ایران به حدی رسید که تا سال ۱۹۱۴، «۹۴» شرکت انگلیس در ایران وجود داشت و نفوذ روس در ایران باعث تأسیس بانک استقراضی شد که به خود اجازه عقد قراردادهایی در مورد محصولات کشاورزی ایران می داد و حتی به دولت قاجار و درباریانش وام های بزرگی می داد.

رقابت استعمارگران (روس-انگلیس) به سه نوسازی در ایران

اگر چه دو کشور روس و انگلیس همیشه برای تسلط بر ایران با یکدیگر به رقابت بر می‏خواستند اما سرانجام روسیه در سال ۱۸۹۰ با تسلط خود بر ایران، بر انگلیس پیشی گرفت اما انگلیس هنوز چشم طمع به ایران داشته و خواهان بیرون راندن حریف از میدان بود. رقابت این دو کشور در بدست آوردن امتیازات مختلف در ایران آثار مخرب و ویرانگر بسیاری در بر داشت. رقابت این دو کشور بر سر این موارد بود:

۱- رقابت بر سر احداث راه آهن؛ ۲-رقابت بر سر احداث بانک؛ ۳-رقابت بر سر اعطای وام و ۴-رقابت بر سر تعرف گمرکی

۱- رقابت بر سر احداث راه آهن:

تلاش و رقابت غربیان برای احداث راه آهن در ایران از سال ۱۸۶۴ تا ۱۸۷۱ ادامه داشت و هر یک از دو دولت روس و انگلیس هر کدام برای بدست آوردن این امتیاز مهم دیگری را از میدان بیرون می راند. سرانجام امتیاز راه آهن جُلفا، تبریز را بانک استقراضی روسیه بدست آورد و ساختمان آن ساخته شد. بطوری که طول راه آهن ایران که تا سال ۱۹۲۰، ۲۰۰ کیلومتر بود این رقم در ژاپن به ۲۰۸۰ مایل رسیده بود.

۲-رقابت بر سر احداث بانک:

با دایر شدن بانک جدید شرقی انگلیس تعدادی از شهرهای ایران در سال ۱۳۱۵ ایرانیان با پول کاغذی آشنا شدند. دو سال از تأسیس این بانک نگذشته بود که بانک شاهنشاهی انگلیس آنرا خریداری نموده و امتیاز نامه آن به وسیل شاه به امضا رسید این قرارداد ۶۰ ساله بود در حالیکه نتایج منفی در اقتصاد ایران داشت.

۳- رقابت بر سر اعطای وام

دولتین روس و انگلیس بر سر قرض دادن به ایران با یکدیگر رقابت داشتند از خصوصیات این قروض می توان به این موارد اشاره کرد.

۱- این قروض، قروضی دولتی بوده و بوسیله دولت پرداخت می شد.

۲- این قروض صرف تفریحات مسافرت‏های پر خرج طبق حاکم می شد.

۳- گرفتن قروض جدید برای پرداخت قبلی صرف می شد.

در نتیجه در سال ۱۹۱۴ ایران به روس و انگلیس مبلغ شش میلیون و هشتاد و چهار هزار پوند استرلینگ مقروض شد.

۴- رقابت بر سر تعرفه گمرنگی:

شایان ذکر است که طی قرار داد ۱۹۰۲ با روسیه از تمام کالاهای خارجی در انگلیس و روسی به میزان ۵% گمرک گرفته می شد ولی در ایران در این قرارداد روس‏ها بین تعرفه های مختلف اجناس فرق گذاشتند؛ مثلاً قند که مهمترین ارقام وارداتی روسیه به ایران بود، درصد کمی گمرک تعلق می گرفت اما دولت انگلیس و هندوستان که صادرات چای را بر عهده داشتند به آنها تعرف گمرکی زیادی اختصاص داده می شد. و این کار منجر به عقد قراردادی بین ایران و انگلیس شد که این بار به نفع انگلیس و به ضرر روسیه تمام شد.

سپس می توان گفت که تغییر تعرفه های گمرکی به ضرر ایران بود و به نفع این دو ابرقدرت «روس و انگلیس» و می توان آن به به معنای ضعف ساختار اقتصادی –سیاسی ایران در مقابل این کشورها دانست.

می توان گفت عصر سپه‏سالار مؤید عصر سرمایه داری در ایران است. اولین سرمایه داران صنعتی در این دوره تاجران و مالکان بودند. از جمله اقدامات این مجلس از جمله فردی که خود از پیشگامان سرمایه داری صنعتی بودند حاجی احمد تاجر بود که پیشنهاد بانک دولتی را داد، و فردی دیگر به نام امین الضرب طرحی برای بانک ملی ریخت وی مدتها رئیس ضرابخان ایران بود او که سال ۱۸۵۰ با یک چمدان لباس از اصفهان به تهران آمده بود در سال ۱۸۸۰ به یکی از سرمایه داران ایران تبدیل شد از جمله نقطه عطف در اقتصاد ایران، راه اندازی راه آهن بود که در سال ۱۳۰۳ ناصرالدین شاه آن را به امین الضرب واگذار کرد. به علت کارشکنی های کارگران محلی و مقامات ملی گرچه این طرح افتتاح شد اما از فعالیت باز ماند. از این کارشکنی ها می توان به دزدیدن ابزار آلات توسط اهالی و همکاری نکردن ماموران محلی با مهندسین خارجی که از بلژیک برای ساختن راه آهن آمده بودند می توان یاد کرد. بالاخره در سال ۱۳۱۲ امین الضرب دستور تعطیل عملیات را داد.

استقلال اقتصاد ملی – دولتی در ایران

یکی از اهداف عمد کشورهای آسیایی (مِنجمله ایران) فراگیری علوم و فنون غرب بود. اما در ایران دستگاهی وجود نداشت تا سرمای داخلی را جمع آوری کرده و به سمت تولید هدایت کند. امیر کبیر اولین صدراعظمی بود که اقتصاد را در ایران پایه ریزی کرد. در این دوره با صدر اعظمی امیرکبیر که مصادف با سال« ۱۲۶۷ ق» «۱۸۵۰م» ایران توانست برای اولین بار در نمایشگاه بین المللی که با عنوان «نمونه خانه» یا « مُتع عمومی لندن » شرکت کرد که در این امر ایران، ۲۰ سال از اولین باری که ژاپن در چنین نمایشگاه‏هایی شرکت کرده بود جلوتر بود.

قابل توجه است که نبود هماهنگی میان دستگاه‏های دولتی که خود از نبود رهبر ناشی می شد در اقتصاد کشور تأثیر منفی داشت.

به طور کلی نقاط عطفی که در اقتصاد ایران وجود داشت: ۱- تأسیس بانک ملی؛ ۲- اصلاح نظام گمرکی و ۳- مخالفت با نفوذ آشکار استعمار

۱- تأسیس بانک ملی:

که در آن تجار و صرافان نقش بسزائی داشتند حتی برخی زنان برای تکمیل سرمای بانک، زیورآلات خود را اهدا کردند تا اینکه در سال ۱۳۲۴ «بانک ملی» به فرمان شاه تأسیس شد و حق چاپ اسکناس هم به عهد این بانک گذاشته شد. که بانک باید ۱۰% از عواید خود را به دولت می داد و دولت حتی می توانست یک پنجم از سرمای بانک را بصورت وام دریافت کند. با این حال دولت بر تمامی عملکرد بانک نظارت مستقیم داشت.

۲- اصلاح نظام گمرک:

که با پشتکار امین الدوله و با کمک بلژیکی ها انجام گرفت تا اینکه در سال ۱۳۱۸ ادار گمرکات به عهد دولت گذاشته شد در همین سال صادرات و واردات اجناس مشمول قانون حق کمرگ شد که مقدار آن از روی قیمت جنس و ۵/۰ بود که در نتیجه، عواید گمرکی دولت افزایش یافت.

۳- مخالفت با نفوذ آشکار استعمار:

همان طور که قبلاً ذکر شد، کار تجدّدطلبان « در مجلس اول » مخالفت با استعمار خارجی در ایران بود تا جایی که توانستند، دولت را وادار کنند از دریافت قروض خارجی در ایران خودداری کند.

روابط فرهنگی ایران با غرب

بر خلاف ژاپن که به دلیل انزوا از تماس با غرب دور مانده بود در ایران به دلیل تماس با دنیای خارج برای بهره مندی از فرهنگ مادی غرب به سال‏ها قبل پیش تر از قاجاریان بر می گردد. به طوری که در دوران شاه عباس توجه زیادی به فنون مدرن غربی شد و صفویان نیز به کمک غربیان نیاز داشتند آن هم برای مقابله با دشمن همیشگی خود یعنی عثمانی، پس می بایست از دانش نظامی غرب بهره مند شوند.

می‏توان این را اولین جرقه و اولین گام ایران به سمت تجدد دانست چون چشم و دل ایرانی بیشتر به دنبال سلاحهای جنگی پیشرفته، ماشین دودی فرنگی ( همان ترن یا قطار) دوربین عکاسی و… شده بود که بعدها این خود منجر به جنبش مشروطیت در ایران شد.

بعدها امیرکبیر علاوه بر سازماندهی نظامی اصلاحاتی در زمینه های مالی و اداری و تأسیس مراکز آموزش عالیه سبک فرنگی، نوسازی برخی از صنایع همت گماشت.

بعد از آن ذهن نخبگان ایرانی به ابعاد دیگری از تجدد فرنگی یعنی قانون، آزادی های مدنی و اجتماعی، دموکراسی پارلمان، مطبوعات، و… متوجه شد.

به طور کلی فرهنگ غرب از طریق ۴ کانال وارد ایران شد:

۱- حوزه های فرهنگی خارجی؛ ۲- اعزام دانشجو به خارج؛ ۳- رفت و آمد تجار و سیاستمداران و ۴- ترجمع کتب و آثار خارجی

رفت و آمد تجار و سیاستمداران: از نیمه دوم قرن ۱۹ ایرانیان مهاجر در کشورهای عثمانی، هند، مصر و روسیه، باعث تحولات فکری این جوامع و رشد اندیشه های مشروطه خواهی بود.

ترجمه کتب خارجی:

که اولین بار نسل مترجم ایرانی در دارالفنون تربیت شدند. «ترجم آثار تاریخی فرانسه و روسیه و انگلیس از عمده ترین اقدامات این مترجمان است که خود پایه گذاری نهضت ترجمه در ایران شد. در ضمن در زمان عباس میرزا کتابهایی توسط اروپایی‏ها و ارمنییان که خود به زبان فارسی مسلط بودند ترجمه شد.

چند نمونه ازاین کتاب ها «قواعد کپرنیک با شرح نیوتن» «کتب نظامی گیپرت »«حوادث نامه یا تاریخ محاربات فرانسه» «کتاب چین» «جهان نمای جدید یا جغرافیایی کر زمین » «تاریخ تاپیلون و تقریر در بیان روش تحقیق دکارت» بودند. [۹]

تا اینکه نهضت ترجمه در دوران مشروطه رنگ انتقادی گرفت. چون ادبیات بیش از هر چیز جنبه سیاسی داشت.

با اینکه روابط ایران با غرب باعث تحولاتی در کشور شد اما می توان گفت: بیشتر ایرانیان جنبه تقلید را در نظر می گیرند، گستره ای نسبت به کشورهای دیگر است و غربیان از این پیشنهاد استفاده های مفیدی کردند اما متأسفانه باز شاهد تقلید ایران از کشورهای غربی هستیم اگر چه تقلید باعث پیشرفت می شود اما تقلید کورکورانه و مخالف فرهنگ جامعه بجای اینکه به سود جامعه باشد به ضرر آن جامعه است پس ایران باید قبل از تقلید از هر کشور ابتدا فرهنگ استفاده از آن را در کشور پیاده کند و اصطلاحاً «فرهنگ سازی» کند.

روابط خارجی در ژاپن

دانشمندان علوم اجتماعی و تاریخ نویسان معتقدند که تاریخ برقراری رابطه با غرب در ژاپن با ورود ژنرال پری امریکا در سال ۱۸۵۳ آغاز شد. کار بازکردن دروازه های ژاپن را امریکا انجام داد. آن هم به نمایندگی «ژنرال پری» «۱۸۵۲» امریکا می خواست که ژاپن درهایش را به روی دنیای تمدن بگشاید و با امریکا روابط تجاری داشته باشد. نفوذ خارجیان در ژاپن آنقدر زیاد بود که حق کاپیتولاسیون نقش مهمی در خیزش ملی گرایانه ژاپن ایفا کرد به طوری که در دادگاه‏هایی که برای رسیدگی به جرایم خارجیان برپا می شد. معمولاً خارجیان تبرئه می شدند چون قضاوت این دادگاه‏ها را نیز خارجیان انجام می دادند و ژاپنی ها به این نتیجه رسیدند که در وطن خود قربانی بی عدالتی های خارجیان شده اند. در این زمان جنبش میجی با ۲ شعار بوجود آمد؛ ۱- به امپراطور احترام بگذاریم ۲- وحشی‏ها را بیرون بینداز.

قابل توجه است تنها حوزه ای که غرب در آن نفوذ چندانی نداشت حوز مذهب بود. بعد از پیروزی انقلاب میجی رهبران تصمیم به تجدد نظر در پیمان‏های خارجی نظیر حق کاپیتولاسیون و گرفتن حقوق گمرکی شدند و متوجه شدند برای رسیدن به پای مساوی با قدرت‏های صنعتی جهان باید راه درازی را طی کنند. ژاپنی ها نه تنها به ارتباط با غرب بلکه با کشورهای امریکای لاتین و خاورمیانه علاقه داشتند و هدفشان در این ارتباط صادر کردن جمعیت اضافی خود به آنجا بود ولی خود متوجه شد که این کار هم بدون خطر نیست. و این باعث برتری در زمینه های اقتصادی تکنولوژی، علمی، سیاسی، نظامی و… می شود.

سیاست خارجی میجی در مقابل غرب

به طور کلی ژاپن، کشوری است که ازنظر منابع طبیعی و ماهیت اقلیمی فقیر است. ژاپنی ها به زودی با نیازهای جدیدی که مهمترین‏شان مبادل خارجی بود مواجه شدند. اقتصاد ژاپن مبتنی بر یک نظام فئودالی بود که بر پایه کشت برنج سازمان یافته بود.

ژاپن علاوه بر اینکه از نظر منابع طبیعی ثروتمند نبود دارای سرمایه زیادی هم نبود و موقعیت فئودالها در این نظام بر پای مقدار کشت برنج در هر قلمرو تعیین می شد تا اینکه در پایان «توکوگاوا» اقتصاد کشور شکوفا شد، و محصولاتی مانند «روغن کنجد، توت سفید و نیل، نیشکر و توتون در کنار برنج تولید شدند در این دوره بازرگانان اهمیت یافتند. در قرن ۱۷ و ۱۸ ژاپن از نظر تجاری پیشرفت چشمگیری کرد بطوری که پول جایگزین برنج بعنوان مهمترین وسیله مبادله شد اما سیستم پولی دو عیب داشت.

۱-منجر به ضررهایی در زمین تجارت شد و ۲-خروج بیش از حد طلا از کشور را داشت که به خاطر تفاوت قیمت طلا و نقره بین الملل با طلا و نقره ژاپن بود که این وضعیت در ایران نیز مصداق داشت.

در این میان دولت شوگون تصمیم به اصلاحاتی گرفت از جمله نرخ برابری بین طلا و نقره را بوجود آورد اما این نیز مانع خروج پول از کشور نشد. اما دولت شوگون خود قانون شکنی کرد و وام‏هایی از کشورهای خارجی گرفت و حتی از آنها مهمات و سلاح‏های جنگی خرید که این خود مقدمه دوبار وابستگی ژاپن به بیگانگان بود. در ۱۵ سال اول دوره میجی شاهد توسعه زیربنای صنعتی و اجتماعی بودیم همچون راه‏ آهن – کشتی رانی – بنادر سازی و غیره. که دولت در آنها سرمایه کرده بود. در ۱۰ ساله اول دوره میجی دولت بخاطر ترس از دخالت بیگانگان از کشورهای خارجی وام نگرفت و مالیات بر اساس ارزش زمین بود. لازم به ذکر است که اوایل دوره میجی تنها منبع درآمد بخش کشاورزی بود. یکی از محصولاتی که ژاپن در آن استقلال تام داشت تولید ابریشم خام بود که ۴۰% صادارت ژاپن را به خود اختصاص داده بود. بعد از آن یکی از مهمترین اقلام صادراتی ژاپن چای بود.

– در بین دو جنگ جهانی، ژاپن بعنوان برزگترین تولید کننده ابریشم صنعتی به شمار می آمد. گسترش تولید ابریشم منجر به بوجود آمدن صنعت نساجی شد. تا سال ۱۹۶۰ از نیروی کار ارزان استفاده می شد.

دلایل استفاده بیشتر از زنان به عنوان نیروی کار:

۱- فرزند ارشد در ژاپن مشمول قانون ارث بود و دیگر فرزندان پسر برای کار به مناطق دیگر می رفتند و تنها نیروی کار مطمئن، دختران بودند که از آن‏ها برای کشت و کار استفاده می شد.

۲- حقوق زنان کمتر از مردان بود. زنان ۵۰% و کودکان ۷۵% کمتر از مردان حقوق می گرفتند.

۳- استخدام کارگران زن امکان درگیر شدن و شرکت آن‏ها را در جشن‏ها و اجتماعات کارگری کمتر می کرد.

بعد از صنعت نساجی صنایع دیگری همچون ادوات جنگی، کشتی سازی، آهن و فولاد را آغاز نمودند و چون شرایط کار در بخش دولتی بهتر از بخش خصوصی بود استخدام در این بخش نیز بیشتر صورت می گرفت ولی بر عکس در این صنایع مردان بیشتر از زنان بودند. در صنعت، بطور کمی جمعیت شاغل بسیار کم بود و از لحاظ کیفی مهمترین بخش کارگران صنعتی را زنان تشکیل می دادند.

عواملی که ژاپن را صنعتی کرد و آن را از دیگر کشورها متمایز کرد.

۱- روابط صنعتی در این کشور پدر سالارانه بود (پدری فرزند) (میان کارگر – کارفرما)

۲- پایین بودن بهره دهی تولید که بعد از جنگ جهانی اول بهبود یافت.

۳- صنایع این دوره، صنایع کاربر هستند (صنایعی که به نیروی کار زنان وابسته اند مثل نساجی و غیره)

دوره میجی یعنی از ۱۸۷۰ تا ۱۹۰۰ را می توان به دوره تغییر و فعالیت شدید اقت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *