توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مکانیزم تحقق مبانی اقتصاد اسلامی (گفتگو با حجت الاسلام دری نجف آبادی نماینده مجلس شورای اسلامی)، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مکانیزم تحقق مبانی اقتصاد اسلامی (گفتگو با حجت الاسلام دری نجف آبادی نماینده مجلس شورای اسلامی) شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل مکانیزم تحقق مبانی اقتصاد اسلامی (گفتگو با حجت الاسلام دری نجف آبادی نماینده مجلس شورای اسلامی):
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل مکانیزم تحقق مبانی اقتصاد اسلامی (گفتگو با حجت الاسلام دری نجف آبادی نماینده مجلس شورای اسلامی) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مکانیزم تحقق مبانی اقتصاد اسلامی (گفتگو با حجت الاسلام دری نجف آبادی نماینده مجلس شورای اسلامی) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مکانیزم تحقق مبانی اقتصاد اسلامی (گفتگو با حجت الاسلام دری نجف آبادی نماینده مجلس شورای اسلامی) :
بررسی وجوه تمایز سیستم اقتصادی اسلام با سایر مکاتب،حد و حدود مالکیت در اسلام،تعیین مکانیزم و ابزارهای لازم برای مشارکت مردم در فعالیتهای اقتصادی و همچنین تنظیم ضوابط حاکم بر فعالیت بخشهای مختلف جامعه،شیوه ها و اشکال مختلف اجرای حاکمیت اقتصادی اسلام و… از جمله مباحثی هستند که در چهارچوب بحث«نقش دولت در اقتصاد از دیدگاه اسلام»مورد بررسی قرار می گیرند.
در این رابطه خبرنگار ما در گفتگویی با حجت الاسلام دری نجف آبادی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی مسائل فوق را مورد بحث قرار داده است که ذیلا از نظر خوانندگان عزیز می گذرد:
ویژگی های اقتصاد اسلامی
*سئوال:به نظر شما مشخصات یا وجه تمایز سیستمهای مختلف اقتصادی با یکدیگر چیست و در این مورد وجوه تمایز سیستم اقتصادی اسلام را با سایر سیستم ها بیان کنید.
*جواب:بررسی تمایز سیستم اقتصادی اسلام و سیستم های دیگر از لحاظ تئوریک احتیاج به بحثی مفصل دارد که حوزه ها و دانشگاهها باید به آن توجه کرده و ابعاد مختلف آنرا روشن کنند.این بحث ابعاد زیادی دارد و در ضمن یک بحث کوتاه یا یک سخنرانی نمی توان تمامی این ابعاد را بطور کامل بیان کرد،اما بطور مجمل در اینجا به نکاتی اشاره کرده و پاره ای از وجود تمایز میان دو سیستم اقتصادی جهان یعنی کاپیتالیسم و سوسیالیسم را با اسلام بیان می کنیم.
نظام اقتصادی اسلام از لحاظ مبانی،اهداف و روش ها کلا با سیستم های دیگر تفاوت دارد.اصل و اساس در نظام سرمایه داری،بر پایه مالکیت خصوصی و در نظام سوسیالیسم بر پایه مالکیت عمومی و دولتی بر ابزار تولید قرار دارد ولی در طول زمان هر دوی این نظامها به سوی یک شکل خاصی از مالکیت یعنی«مالکیت مختلط»سیر کرده اند.البته با این تفاوت که هر یک ازاین نظامها اساس مالکیت را در نظام اقتصادی خود حفظ کرده اند.
هر یک ازاین دو نظام یک طیف وسیعی را شامل می شوند و لذا از یک چهارچوب مشخص و ثابتی برخوردار نیستند و با توجه به شرایط،تغییراتی در نظام خود بوجود می آورند.بطورکلی در نظام اقتصادی اسلام،اصل بر مالکیت مختلط قرار دارد یعنی دو بخش دولتی و غیر دولتی تواما در اقتصاد ملی نقش دارند.در اسلام مساله به این شکل نیست که یکی از دو بخش اصل باشد و دیگری تنها به عنوان یک گرایش تلقی شود بلکه هر دو بخش در این نظام،از نقش مستقلی برخوردارند و این یک تفاوت عمده میان نظام اقتصادی اسلام و نظامهای دیگر اقتصادی می باشد.
مالکیت مختلط که بعداز دهها قرن و صدها تئوری و عبور از صدها جریان و بحران سیاسی و اقتصادی از سوی نظامهای اقتصادی پیشنهاد شده،در اسلام بصورت یک اصل پذیرفته شده است.
در فرهنگ اسلامی،مالکیت از یک لحاظ به سه شکل مالکیت عمومی،دولتی و خصوصی و به یک اعتبار به دو نوع مالکیت حقیقی و اعتباری تقسیم می شود.مالکیت حقیقی و اصلی ازآن خداوند تبارک و تعالی است و مالکیتی که در اختیار بندگان خدا می باشد مالکیت اعتباری محسوب می شود و در طول مالکیت حقیقی قرار می گیرد. به همین دلیل مردم در مقابل این مالکیت اعم از امکانات طبیعی و…..مسئول می باشند و امانتدار آنها تلقی می شوند.
در نهج البلاغه روایتی به این معنی وجود دارد که می فرماید:«فاتقوا اللّه فی عباده و بلاده فانکم مسئولون حتی عن البقاء و البهائم.»:«پس تقوای الهی را در مورد سرزمین ها و بندگان رعایت کنید چرا که شما در مقابل همه حتی نسبت به سرزمین ها و چهارپایان و جنگل ها و مراتع و غیره مسئول هستید.»نکته دیگر بحث در مورد مسائل مربوط به کار و ارزش کار و رابطه این دو می باشد که خود این مساله به تعریف مالیت و مالکیت در اسلام بر می گردد.به عنوان مثال در اسلام کالاهایی که در نتیجه ربا،غصب،معاملات حرام و….بدست بیاید از مالیت برخوردار نیستند،یا مالیت ندارند و یا از مالیت برخوردار هستند ولی مالکیت ایجاد نمی کنند.
بهترین تعریفی که در مورد مال شده است تعریف مرحوم شیخ انصاری در«مکاسب»است.شیخ می فرماید: (به تصویر صفحه مراجعه شود) «کلما ینتفع به نفعه محلله مقصوده للعقاء،محلله فی الشرع» یعنی هر چیزی که عقلا مطلوبیت و منفعت و ارزش داشته باشد و اضافه بر آن،از لحاظ شرعی نیز حلال باشد،مال نامیده می شود.بنابراین غصب،ربا،رشوه،تقلب احتکار و مسائلی ازاین قبیل از لحاظ شرعی مالیت بوجود نمی آورد. این نیز یک وجه تمایز دیگر میان اسلام و سایر مکاتب اقتصادی است.بطوری که در سیستم های اقتصادی موجود، مال حاصل از ربا و دیگر معاملات حرام و یا قمار موجب مالیت می شود.از جمله محورهای دیگری که در نظام اقتصادی اسلام وجود دارد و موجب تمایز آن از سایر سیستم های اقتصادی می شود،اصل عدالت است.در نظام اقتصادی اسلام یکی از مسائل عمده،مساله عدل و قسط و عدالت اجتماعی است.آیاتی که مربوط به اجراء و ایجاد قسط و عدل در جامعه است ازهمین موضوع حکایت می کند.این عدالت دامنه گسترده ای دارد که یکی از ابعاد آن،عدالت اجتماعی و اقتصادی است.این عدالت گرایی و عدل و قسط در جوهره اسلام وجود دارد،بطوری که یکی از انگیزه ها و اهداف اصلی بعثت انبیاء سوق دادن جامعه به سوی برقراری عدل و قسط و برطرف کردن آثار فقر و محرومیت از جامعه است.وجه تمایز دیگر نظام اقتصادی اسلام،مساله اخلاقی بودن نظام اقتصادی اسلام است.اخلاق و اقتصاد در نظام اسلامی دو چیز جدای از یکدیگر محسوب نمی شوند.مبنای فرهنگ و نظام اسلامی تعلیم و تربیت و اخلاقی شدن انسانها است.بنابراین اقتصاد نیز به عنوان یکی از اجزای این فرهنگ و نظام با اخلاق پیوندی تنگاتنگ و نزدیک دارد.اگر در فرهنگ اسلامی مسائلی نظیر اسراف،تبذیر، عیاشی،شهوترانی،شهوت پرستی ممنوع شده است و مسائلی از قبیل کار و قداست کار،ارزش حقوق کارگر، زهد،قناعت و…..مطرح است،اینها همه نشانه دخالت و عجین بودن اقتصاد و فرهنگ در بینش اسلامی می باشد و لذا باید نقشی که هر یک از ایندو در ارتباط با یکدیگر دارند،مورد عنایت و توجه قرار گیرد.اخلاق و اقتصاد مکمل یکدیگر می باشند.و نباید اخلاق موجب توقف رشد اقتصادی و یا اقتصاد موجب از میان رفتن ارزشهای اخلاقی شود.یکی دیگر از ویژگیهای اقتصاد اسلامی،ارتباطی است که میان اقتصاد و سایر وجوه نظام و مکتب اسلام وجود دارد.اقتصاد اسلامی از مبانی اعتقادی و جهان بینی سرچشمه گرفته است.نظام اسلامی،نظامی است که دهها محور و بعد دارد که یکی از آنها اقتصاد است.از جمله محورهایی که باید مطرح کرد،این است که اقتصاد در اسلام تنها یک وسیله است و هدف در اسلام،رشد و تعالی انسان است و در درجه دوم رشد و تعالی و استقلال جامعه قرار دارد و اقتصاد وسیله ای در راه تحقق این آرمانها می باشد.در فرهنگهای دیگر،اقتصاد وسیله نیست و هدف تلقی می شود.در شرق و غرب،هدف از آفرینش انسان
(صفحه ۱۰)
مشخص نشده و نهایت خلقت معلوم نیست.در سرمایه داری غرب،انسان یا مشغول پول جمع کردن و یا سرگرم شهوترانی می باشد و تنها در فرهنگ اسلامی است که اقتصاد به عنوان یک وسیله تلقی می شود.در مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است:«در تحکیم بنیادهای اقتصادی،اصل، رفع نیازهای انسان در جریان رشد و تکامل اوست نه همچون دیگر نظام های اقتصادی تمرکز و تکاثر ثروت و سودجویی، زیرا که در مکاتب مادی اقتصاد خود هدف است و بدین جهت در مراحل رشد،اقتصاد عامل تخریب و فساد و تباهی می شود ولی در اسلام اقتصاد وسیله است و از وسیله انتظاری جز کارآیی بهتر در راه وصول به هدف نمی توان داشت.با این دیدگاه برنامه اقتصاد اسلامی فراهم کردن زمینه مناسب برای بروز خلاقیت های متفاوت انسانی است و بدین جهت تامین امکانات مساوی و متناسب و ایجاد کار برای همه افراد و رفع نیازهای ضروری جهت استمرار حرکت تکاملی او بر عهده حکومت اسلامی است».
بنابراین بطورکلی از دیدگاه اسلام،دنیا هدف نمی باشد و به عنوان وسیله تلقی می شود.در اقتصاد اسلامی،اصل آزادی وجود دارد.ولی اصل آزادی در اسلام به مفهومی که در فرهنگ غرب مشاهده می کنیم نیست،این آزادی در محدوده معیارها و اصول اسلامی قرار دارد.آزادی در قلمرو دین و قرآن است.و این آزادی با آزادی لیبرالیسم و یا *در نظام اقتصادی اسلام، اصل بر مالکیت مختلط قرار دارد و بخش های دولتی و غیردولتی هر دو در اقتصاد ملی نقش دارند.
*در نظام اقتصادی اسلام، یکی از مسایل عمده،مسئله عدل و قسط و عدالت اجتماعی است.
آزادی ای که در فرهنگ فرویدیسم وجود دارد تفاوت می کند. آزادی در این فرهنگها عبارتست از بی بندوباری،ولی در اسلام آزادی،حد و حدودی دارد.بنابراین اسلام همچون فرهنگهای غربی،آزادی بی حدوحصر را مجاز نشمرده است، بلکه در اسلام یک آزادی محدود و مشروع و آزادی ای در قلمرو شرع و دین مطرح است.
یک نکته دیگری هم که باید به آن عنایت کرد.مساله انگیزه هاست.انگیزه ها در فرهنگ های مختلف تفاوت می کند.در فرهنگ اقتصادی اسلام،انگیزه فعالیت های اقتصادی زراندوزی،جمع آوری ثروت،احتکار،کنز، غارتگری و استثمار نیست.در نظام اقتصادی اسلامی در درجه اول انگیزه افراد تامین نیازهای فردی و خانوادگی و خودکفایی و بی نیازی از دیگران و در درجه دوم،ایثار و خدمت و کمک به همنوعان است.بنابراین انسانی که از لحاظ فردی نیز احتیاج به کار کردن ندارد،به منظور کمک به همنوع،اقدام به فعالیت و کار و کوشش و تلاش می کند. انگیزه های الهی نظیر ایثار و انفاق و مسائلی ازاین قبیل موجب کار و کوشش و تحرک فرد و جامعه می شود.
از سوی دیگر،در نظام اقتصاد اسلامی،تکاثر چه به شیوه شرقی آن که قدرت اقتصادی جامعه در دست دولت است و چه به شیوه غربی آن که امکانات اقتصادی جامعه در اختیار کارتلها و تراستها می باشد،شکسته شده و ثروت به یک معنی توزیع و پخش شده است و قدرت اقتصاد ملی توأما در اختیار دولت و جامعه قرار دارد و نه دولت کارفرمای مطلق است و نه جامعه.
در اقتصاد اسلامی رابطه نزدیکی میان مصالح فردی و اجتماعی،دنیوی و اخروی و مصالح اقشار مختلف جامعه قرار دارد و به عبارت دیگر اقتصاد اسلامی با توجه به نیازهای انسانی و براساس وحی الهی و فطرت پاک انسانی بنا شده است.در نظام اقتصادی اسلامی،یک محور،محور ولایت فقیه است که اضافه بر تمام مسائل می باید مورد توجه قرار گیرد.اختیاراتی که قانون گزار در رابطه با سیستم قانون گزاری اسلامی دارد،با دو محور ولایت فقیه و عناوین ثانویه و شرایط خاص جامعه در ارتباط می باشد.
این دو محور،از جمله مسائل حیاتی است که سیستم اقتصادی اسلام را پویا کرده و برای مقابله با شرایط و وضعیت های گوناگون توانا می سازد.در حقیقت اگر رهبری جامعه یک رهبری عادل و آگاه باشد و طبق قانون اساسی قانون از کجا آورده اید ابتدا در مورد خود وی اجرا شود،و از حقوق مساوی با سایر افراد جامعه برخوردار باشد،این رهبری،الگو و امام جامعه خواهد بود و هم از لحاظ اخلاقی مورد توجه و پیروی افراد قرار می گیرد و هم از لحاظ سیاسی و اجتماعی،تابعیت و پیروی افراد را به همراه خود خواهد داشت.این شیوه زندگی تنها مخصوص به رهبران الهی است و شما در جهان کمتر رهبری را پیدا می کنید که زندگی اش همانند زندگی حضرت امام و دیگر رهبران جمهوری اسلامی باشد.زندگی رهبران جمهوری اسلامی با زندگی کاخ نشینان کرملین و کاخ سفید و دیگران قابل مقایسه نیست.این نحوه زندگی،شیوه کسری ها و قیصرها می باشد.که از همه امکانات جامعه برای تمایلات خودشان بهره برداری می کنند.
این شیوه زندگی در جامعه تاثیرات بسیار مثبتی دارد و *در اقتصاد اسلامی اصل آزادی وجود دارد.اما این آزادی با آزادی لیبرالیسم و یا آزادی فرویدیستی تفاوت دارد.
*در جامعه به هرحال اختلاف طبقاتی تا حدودی وجود دارد.چرا که استعدادها متفاوت است.
از لحاظ فرهنگی،جامعه را تحت کنترل رهبری قرار خواهد داد.
محور دوم در بحث قانون گزاری در اسلام،مساله مقتضیات زمان و عناوین ثانویه است.شرایط مختلف زمانی و مکانی،دست حاکم را برای بعضی تصمیم گیریها اگرچه مقطعی،باز گذاشته است.در شرایط بحرانی و شرایطی که عظمت و استقلال جامعه مورد تهدید قرار می گیرد،حاکم حق تصمیم گیری نسبت به بسیاری از مسائل را دارد و این مساله تمامی بخشها اعم از تولید و مصرف را در بر می گیرد.
در تمام این مراحل قانون گزار بر مسائل نظارت داشته و آنها را هدایت می کند.به عنوان نمونه،کنترل بر تحصیل سرمایه و جلوگیری از استثمار از جمله مورد مهمی است که قانونگزار بر آنها نظارت دارد.در اسلام زمینه جمع آوری ثروت های کلان و بادآورده از ابتدا از میان رفته است.آن چیزی که منشاء مالکیت بسیاری از افراد می شود،منابع اولیه ثروت و مواد خام،زمینها،جنگلها،معادن،وسائل تولید و…است که اسلام از ابتدا آنها را در اختیار دولت قرار داده است و مالکیت خصوصی در مورد انفال،فیئی و غیره جایز نیست.
یکی از ریشه های مهم سرمایه داری غربی،غارت اموال و منابع عمومی است که اسلام از ابتدا جلوی آنرا گرفته و دست سودجویان را از اموال عمومی کوتاه کرده است.در همین رابطه،نکته قابل توجه،جلوگیری از رباخواری به اشکال گوناگون است،بطوری که ربای قرضی و ربای در معامله در اسلام منع و حرام شده است و قابل توجه است که از جمله راههایی که موجب قدرت سیستم اقتصادی غرب شده است همین سیستم ربوی است.حاکمیت این سیستم موجب وابسته شدن کشورهای جهان سوم به کشورهای غربی شده است و کشورهایی نظیر آرژانتین، برزیل،بولیوی،ترکیه و عراق ازاین جمله اند.با استفاده از همین روش ها است که در حال حاضر،کشورهای جهان سوم در حدود،هزار میلیارد دلار به کشورهای غربی بدهکار می باشند.
اسلام از اساس سیستم ربا را به هر طریق و هر قیمتی ممنوع کرده است.
در فرهنگ اسلامی این کار است که ارزش دارد.در فرهنگ اسلامی کار عبادت است و این نکته ای است که در هیچیک از فرهنگهای دیگر وجود ندارد.ارزش عرق کارگر در اسلام،نظیر خون شهید است و پیامبر اسلام دست کارگر را می بوسد.این کارگر به همان معنای وسیعی که امام فرمودند مورد توجه است و کارگر به مفهوم عام آن است که ارزش می آفریند و لذا منظور فقط کارگر صنعتی نیست.
در مورد شرایط تولید نیز باید گفت که اسلام هر تولیدی را نمی پذیرد.یکی از مسائلی که امروز،در جهان موجب غارتگری می شود،تولیدات نامشروع و تولید ابزار قمار و مشروبات الکلی و غیره است که اسلام از اساس با آن مخالف است.در فرهنگ اسلامی نحوه مصرف نیز کنترل می شود و افراد حق ندارند از حد و حدود قناعت خارج شده و به اسراف و تبذیر بپردازند.
یک نکته دیگر،ساختار اداری و تشکیلاتی و نظام مدیریت است که در فرهنگ اسلامی به آن کاملا توجه شده است.مدیریت در فرهنگ اسلامی با مدیریت در فرهنگهای دیگر تفاوت دارد.مدیریت در نظام های غربی و شرقی تنها به عنوان یک تخصص مطرح است.ولی در فرهنگ ما علاوه بر تخصص،تعهد و تقوا و اخلاص نیز از جمله ویژگی های یک مدیر به شمار می آید.
مالکیت در قانون اساسی
*سئوال-شما به ممنوعیت تکاثر در اسلام اشاره کردید و به وجود آمدن کارتل ها و تراست ها در غرب و تبدیل دولت به یک کارفرمای بزرگ در شرق را جزء مصادیق آن برشمردید.حالا اگر بخواهیم از کلیات خارج شویم و دقیق تر بحث کنیم این مساله مطرح می شود که در ابتدای کار،نه در غرب کارتل و تراست بوده و نه در شرق دولت یک کارفرمای بزرگ بوده است بلکه این مساله در یک روند مشخص و به دنبال جهت گیریهایی که اینها داشته اند صورت پذیرفته است. یعنی این مسائل ناشی از جهت گیری اولیه آنان می باشد.بنابراین بهتر است این بحث را از مقطع دیگری و با یک مثال مشخص مطرح کنیم.بنظر شما در یک واحد تولیدی که با ماشین و دستگاههای صنعتی تولید انبوه می کند و چندین کارگر نیز در اختیار دارد آیا مالکیت این واحد و یا اینکه مالکیت ابزارها و وسایل تولید آن باید در اختیار یک فرد و یا بطورکلی بخش خصوصی قرار گیرد و یا اینکه در اختیار دولت و نظام اجرایی کشور باشد؟غیر ازاین دو حالت اگر حالت دیگری نیز مطرح است مشخصات آن را بیان کنید.
*جواب-در قانون اساسی سه نوع مالکیت مورد تائید قرار گرفته است.قانون اساسی صنایع بزرگ و تجارت خارجی،معادن و آن بخش های تولیدی که منجر به پیدایش سرمایه های کلان می شوند را در اختیار دولت قرار داده است و در بقیه اینها و از جمله نمونه ای که شما اشاره کردید مردم می توانند فعالیت کنند و اینگونه موارد به مالکیت خصوصی افراد نیز درمی آید.
ولی در این زمینه دو راه را می توان پیشنهاد کرد،یکی از این دو راه تعاونی است و راه دیگر بخش غیرتعاونی می باشد.تعاونی نیز می تواند دولتی،غیردولتی و یا مشترک میان دولتی و غیردولتی باشد.
راه دیگری که در این رابطه وجود دارد،ایجاد شرکت های سهامی عام است.که افراد با خرید سهام این شرکتها در سود آن شریک شوند نتیجه ای که ازاین مساله حاصل می شود این است که از یک طرف جامعه به سمت تمرکز حرکت نکرده و از طرف دیگر،نظام دولتی نیز گسترش نیافته است. و این راه یک شکل از سهیم کردن افراد مولد در حاصل کار خودشان می باشد.محاسن این نوع فعالیت و این طریقه بسیار زیاد است.از جمله اینکه افراد به لحاظ سهیم بودن در
(صفحه ۱۱)
محصول کار و سود حاصله از آن،علاقه بیشتری برای فعالیت پیدا می کنند و از سوی دیگر،سرمایه های موجود در جامعه بجای حرکت به سمت بخش خدمات به طرف بخش تولید حرکت می کنند و ما باید کوشش کنیم که سرمایه گذاری در بخشهای تولیدی افزایش یابد.یکی از شیوه های دیگر،اقدام از طریق سیستم بانکی است که کمک زیادی در زمینه رشد و توسعه جامعه انجام می دهد. اگر بانکها در زمینه سرمایه گذاری فعال بشوند،سرمایه مردم که در اختیار نظام بانکی کشور قرار دارد به سمت تولید هدایت می شود.مثلا می توان از طریق سیستم بانکی ۱۰۰ کارخانه سیمان در کشور ایجاد کرد و ازاین طریق به صادرات سیمان اقدام کرد.در اینجا این بحث که آیا این امر به تکاثر منجر می شود یا خیر نیز خودبخود منتفی است زیرا به لحاظ اینکه منابع طبیعی و اولیه ثروت در اختیار دولت و زیر کنترل و نظارت دولت قرار دارد،جلوی غارتگری و تکاثر نیز گرفته می شود.
از طرفی باید فعالیتهای اجتماعی را به سمتی هدایت کرد که جامعه به سمت تعادل و روابط اقتصادی به سمت عدالت اجتماعی برود و از سوی دیگر کل نظام نیز موجب رشد و توسعه اقتصادی بشود.از سوی دیگر در زمینه مالکیت خصوصی بر ابزار تولید،ممکن است احتمال به وجود آمدن تکاثر را بدهیم ولی باید توجه کرد که این مسأله از نظر شرعی در سطح سرمایه گذاری های غیرکلان اصلا قابل طرح نیست و فقط در مورد سرمایه گذاریهای کلان ممکن است مطرح شود.
اشکال حاکمیت اقتصادی
*سئوال-در اینجا این مسأله مطرح است که وقتی مالکیت بر ابزار تولید و بر واحد تولیدی در اختیار افراد قرار بگیرد این همان روابط نظام سرمایه داری می شود و می دانیم که یکی از شرایط حفظ و بقای این نظام توسعه و افزایش سود و بهره است. یعنی نمی شود واحد تولیدی در دست یک فرد قرار بگیرد ولی برای رشد آن حد و سقفی قرار داده شود،در این صورت واحد از ادامه کار خود باز می ماند.
*جواب-از شیوه هایی که در این میان وجود دارد، مسأله مالیاتها است که باید مورد توجه قرار گیرد.اگر بر روی کالاها با توجه به هزینه های گوناگون تولید، قیمت گذاری صورت بگیرد و در پایان سال نیز از آنها مالیات گرفته شود،دیگر زمینه تکاثر وجود نخواهد داشت.
*سئوال-روشهایی که جنابعالی اشاره کردید در جوامع غربی به طور کامل اجراء می شود.یعنی هم قیمت گذاری صورت می گیرد و هم از صاحبان سرمایه مالیات اخذ می شود و با اینحال شاهد ایجاد تکاثر و پیدایش کارتلها و تراستها هستیم.
*جواب-در آنجا در این سطح وجود ندارد.مسأله اصلی در آنجا حفظ حاکمیت سرمایه است.
*سئوال-مسأله مورد بحث ما نیز همین است.آیا در جامعه ما هم این سرمایه،حاکمیت اقتصادی به وجود نخواهد آورد؟
*جواب-چطور ممکن است؟زمانی که دولت بر تمامی امور صاحب سرمایه حاکمیت دارد و دهها مسأله دیگر و از جمله مالیات ها وجود دارد سرمایه می تواند رشد کند؟
*سئوال-در حال حاضر،در آمریکا،در بعضی موارد تا ۹۰ درصد نیز از صاحبان سرمایه،مالیات می گیرند.
جواب:آیا منظور شما«راکفلر»است؟
*سئوال-منظور ما شرکتهای بزرگی است که در آمریکا وجود دارد.
جواب:در این شرکتها دهها هزار نفر عضو می باشند،آیا نظر شما این است که مالکیت را ازاین دهها هزار نفر باید سلب کرد؟توجه کنید که بحث ما بحث امور اجرایی نیست و بحث تئوریک است و ممکن است در عمل یک مشکلاتی به وجود آورد.بنظر من اکنون در این کشور ممکن نیست که یک کارتل به وجود بیاید.دستگاههای گوناگون حکومتی باید با قدرت،درعین حال که جامعه را به سوی رشد و تعالی پیش می برند،عدالت اجتماعی رانیز در جامعه پیاده کنند.در جامعه بهرحال اختلاف طبقاتی تا حدودی وجود دارد. چرا که استعدادها متفاوت است ولی باید جامعه را به جهتی هدایت کرد که اختلاف درآمدها به حداقل برسد و متعادل شود.
*سئوال-بهرحال حد و حدود مالکیت به چه نحو حل می شود؟
جواب:در اسلام هیچ حدی از نظر کمی برای مالکیت وجود ندارد.
روشهای اجرایی اقتصاد اسلامی
*سئوال-زمانی که از لحاظ کمی برای مالکیت حدی تعیین نشود،در هر صورت در این جامعه،صاحبان سرمایه به تولید می پردازند،و این تولید خواه ناخواه منجر به تکاثر و تمرکز ثروت می شود.
جواب:صحبت من این است که اولویت اول در جامعه ما تولید است و ما احتیاج به رشد و توسعه اقتصادی داریم و باید به تولید بها داده شود ولو اینکه یک یهودی نیز به تولید بپردازد.تولید ناخالص ملی،صادرات غیرنفتی و تولید کالاهای
*در کشور ما باید تولید ناخالص ملی رشد کند تا با سیاست های مناسب از طریق بودجه ریزی و برنامه ریزی بتوانیم امکانات را عادلانه بین مردم تقسیم کنیم.
اساسی که جامعه و جنگ از محل آنها اداره می شود باید افزایش یابد.اینها به عنوان اولویت اول مطرح است. در حالیکه قسمت اعظم تولید ناخالص ملی ما مربوط به بخش خدمات است.ما باید کوشش کنیم که صنعت و کشاورزی در تولید ناخالص ملی نقش عمده ای را به دست آورند و در کنار آن انشاء اللّه بتوانیم با برنامه ریزی آنچنان جامعه را هدایت کنیم که دولت بتواند مشکلات موجود از قبیل عدم تعادل بین درآمدها و هزینه های دولت،کاهش قیمت نفت،توطئه های ضد انقلاب و…را حل کند.دولت باید مالیات حقه خود را بطریق صحیحی وصول کند تا این مالیات هزینه های دولتی را تامین بکند و دولت بتواند از محل آنها برای فعالیتهای عمرانی سرمایه گذاری کند.از طرفی دولت باید مالیات حقه خود را مخصوصا از افرادی که درآمد کلان دارند و آنهایی که از طریق وام صاحب درآمد شده اند وصول کند. و دستگاه قضایی نیز باید با صاحبان درآمدهای نامشروع با قاطعیت برخورد کند ولی اگر فردی بطور مشروع در فعالیت اقتصادی استفاده ای کرده است در اینجا یکی از پارامترهایی که در جامعه ما مطرح است این است که از وی مالیات مشروع گرفته شود تا دولت هم بتواند سرمایه گذاری کند و در جامعه پول بریزد و هم اینکه قدرت ایجاد تعادل و قسط اجتماعی را پیدا کند و به مناطق محروم و دورافتاده کمک کند.در مورد ایجاد تعادل اقتصادی در جامعه نکته بسیار اساسی این است که بطورکلی در کشور ما باید تولید ناخالص ملی رشد و گسترش پیدا کند تا با سیاستهای مناسب و با همکاری همه ملت و با کمک بودجه بندی و بودجه ریزی درست و برنامه ریزی صحیح بتوانیم امکانات را عادلانه بین مردم تقسیم کنیم.یکی از اشکالات ما بعد از انقلاب این است که برنامه ریزی صحیح نکرده ایم.علیرغم اینکه برنامه موقت داشته ایم ولی یک برنامه عمیق که در آن محورهای اساسی توسعه،الگوی توسعه اقتصادی و قوانین لازم مشخص شود نداشته ایم که باید برای آن فکری بشود. از طرفی نظام بانکی و سیستم بودجه دو اهرم عمده ای هستند که در اختیار دولت قرار دارند و بنابراین با توجه به تبصره های بودجه و کمک شبکه عظیم بانکی باید بتوانیم با برنامه ریزی صحیح حداقل
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل آخرین سخن امام صادق (ع)
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.