توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به معاویه و هشدار به اصلاح امور – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به معاویه و هشدار به اصلاح امور شامل 70 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به معاویه و هشدار به اصلاح امور گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به معاویه و هشدار به اصلاح امور با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به معاویه و هشدار به اصلاح امور از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به معاویه و هشدار به اصلاح امور با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به معاویه و هشدار به اصلاح امور را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نامه امام علی علیه السلام به معاویه و هشدار به اصلاح امور :
در شرح نامه های امام علی علیه السلام در نهج البلاغه در نامه هفتاد و پنجم به معاویه است. نامه های حضرت مثل خطبه های نورانی آن حضرت در نهج البلاغه به دو صورت یاد شده است: بعضی از خطبه ها بدون انتخاب و تلخیص ذکر شده است، بعضی از نامه ها هم این چنین است؛ برخی از خطبه ها را تلخیص کرده اند و بعضی از نامه ها را هم گزینش کردند. این نامه ۷۵ بدون تلخیص ذکر شده است. چهار سطر است که وجود مبارک حضرت امیر بعد از استقرار خلافت برای معاویه مرقوم فرمود و او را دعوت کرد به پیروی از نظام عصر. دو جمله فقط در این نامه نیامده، بقیه همه نامه یعنی همین چهار سطر آمده. نامه هایی که امیرالمؤمنین مرقوم فرمود، اگر قبل از امارت و خلافت ظاهری آن حضرت بود مرقوم می فرمود: «مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِی بن أبِیطَالِب إِلی کذا»؛ اما نامه هایی که بعد از حکومت مرقوم می فرمود، چنین می نوشتند: «مِنْ عَبْدِ اللَّهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِی بن أبِیطَالِب إلی کذا». این نامه هم چون بعد از خلافت نوشته شده با همین لقب های سه گانه یاد شده؛ یعنی «مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی مُعَاوِیهَ بْنِ أَبِی سُفْیان ». معاویه تا عصر فتح مکه که کافر مطلق بود، بعد از فتح مکه دودمان اموی منافق شدند نه مسلمان. زندگی دودمان اموی را دو بخش تشکیل می داد: قبل از فتح مکه کافر بودند که علیه اسلام می جنگیدند، جنگ «بدر» و «حنین» و سایر غزوات را تحمیل کردند، بعد از فتح مکه هم منافق شدند نه مسلمان. در یکی از بیانات نورانی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) هست که «مَا أَسْلَمُوا وَ لَکنِ اسْتَسْلَمُوا»؛ بعد از فتح مکه اینها اسلحه ها را به زمین گذاشتند، ولی آن کینه ها را در دل نگه داشتند؛ اینها «مستسلم» شدند نه «مسلِم»، «مَا أَسْلَمُوا وَ لَکنِ اسْتَسْلَمُوا». این کینه تا زمان سقیفه بود و در زمان سقیفه رشد کرد و حکومت را هم «بلاواسطه یا مع الواسطه» گرفتند. در زمان عمر، او والی رسمی شام شده، چندین سال ولایت شام را در اختیار داشت و چندین سال زمان عثمان هم حکومت شام را در اختیار داشت. حالا که نوبت به وجود مبارک حضرت امیر رسید، طغیان گری او مرموزانه شروع شد و داعیه خلافت داشت. مردم شام را هم از تحصیل معارف و فراگیری قرآن و عصاره سنّت رسول گرامی (علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) باز داشته بود.
حضرت در این نامه حجّت را تمام کرد، فرمود: «مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی مُعَاوِیهَ بْنِ أَبِی سُفْیانَ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ عَلِمْتَ إِعْذَارِی فِیکمْ وَ إِعْرَاضِی عَنْکمْ»؛ فرمود تو سابقه ما را داری، لاحقه ما را داری؛ وضع غدیر را می دانی، وضع سقیفه را می دانی؛ فاصله غدیر تا رحلت پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) تقریباً دو ماه و نیم بود، هجده ذی حجّه آن مراسم جهانی را حضرت به پا کرد، تا هجده محرّم شده یک ماه، تا هجده صفر شده دو ماه، ۲۸ صفر هم حضرت رحلت کرد. خیلی از غدیر نگذشته بود که شما سقیفه را تشکیل دادید. همه اوضاع شما نزد من روشن است و ما جز حق چیزی نگفتیم. نه خودمان طرف حق نرفتیم؛ بلکه حق به طرف ما آمد، ما وقتی دیدیم مردم وفادار نیستند نپذیرفتیم. رساله ای در مجموعه کنز الفوائد کراجکی هست این رساله مفصّل نیست؛ اسم این رساله به نام «العجب» است. مستحضرید که نام کتاب از آن اصول و فصولی گرفته می شود که آن کتاب آن اصول و فصول سازمان پذیرفت. قوانین مرحوم میرزای قمی را چون «قانونٌ قانونٌ» هست، اسم این کتاب را گذاشتند قوانین. فصول مرحوم صاحب فصول در اصول؛ چون «فصلٌ، فصلٌ» هست، اسمش را گذاشتند فصول، کتاب گاهی به این صورت است. اسم این رساله «عجب» است نامی ندارد «عجبٌ؛ عجبٌ». یک سلسله مطالب تاریخی را نقل می کند «عجبٌ»! نیازی هم به تحلیل نمی بیند. می گوید در مدینه بعد از رحلت پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) نه مردی زیر این آسمان به عظمت علی بود، نه زنی زیر این آسمان به عظمت زهرا (سلام الله علیها) بود. این فاطمه چندین شب و روز به مهاجر و انصار پیام داد حضوراً، غیاباً و شفاهاً که بیایید علی بن ابیطالب را یاری کنید. غدیر که فاصله ای نشد همه شما آن صحنه را دیدید و او هم عدل مجسّم است، عدل ممثّل است بیایید علی را یاری کنید. حجت الهی را همین زهرا (سلام الله علیها) تمام کرد و کسی قیام نکرد علی بن ابیطالب را یاری کند، «العجب»!
فصل دیگر بعد از جریان اوّلی و دومی و سومی که مردم بعد از مرگ عثمان تلاش و کوشش کردند به حکومت حضرت امیر رو آوردند، با اصرار حضرت امیر (سلام الله علیه) را که وادار کردند که حکومت را بپذیرد، عده ای علیه حکومت مشروعِ علوی (سلام الله علیه) قیام کردند، زنی که در همین مدینه که شما او را هم می شناسید، این زن مردم مدینه را وادار کرد گفت بیایید علی بن ابیطالب را بکشید، هزار نفر شمشیر کشیدند، «العجب»! این دنیاست! شما این را چگونه توجیه می کنید؟ نه عایشه برای مدینه ناشناس بود، نه فاطمه زهرا! نه علی بن ابیطالب ناشناس بود نه طلحه و زبیر! فرمود من این را چگونه تحلیل بکنم؟ برهان اقامه بکنم تحلیل بکنم؟ این رساله به نام «العجب» است.
یک مطلب مهمی که برای همه ما همیشه لازم است، این است که بدانیم این ائمه چقدر باسواد بودند! منظور من از باسوادی ائمه که واقعاً انسان را متحیر می کند این نیست که اینها خدا و اسمای خدا و از مبدأ تا معاد از معاد تا مبدأ، حقیقت بهشت، حقیقت جهنم، حقیقت قیامت، حقیقت برزخ، اینها را می دانستند، من تعجب نمی کنم! اینها یک چیزی هست در عالم. بهشت جهنم واقعیتی است، خدا واقعیتی است، اسمای خدا واقعیتی است، اما دنیا هیچ واقعیت ندارد اعتبار است. این اعتبار را اینها از کجا یاد گرفتند که دنیا چیست؟ چگونه فریب می دهد؟ دنیا آسمان نیست، آسمان آیت خداست و حق محض است. دنیا زمین نیست، زمین آیت خداست و حق محض است. زمین جز خیر چیزی دیگر نیست، آسمان جز خیر چیزی دیگر نیست. دریا و صحرا و فضا جز نور چیزی دیگر نیستند. هیچ چیزی در عالم نیست مگر اینکه خیر باشد. این دنیا چیست؟ این دنیا را اینها خوب شناختند، معرفی کردند. یک بیان نورانی در خود قرآن کریم سوره مبارکه «حدید» هست که دنیا را در پنج بخش معرفی می کند که اعتبار در قبال حقیقت است. مطالب قرآن آن بخش ها که خیلی مهم باشد یا با کلمه «إعلَم و إعلموا» و اینها شروع می شود یا با «ألا» شروع می شود که هشدار است، اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَهٌ وَ تَفَاخُرٌ بَینَکمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الأمْوَالِ وَ الأوْلاَدِ، دنیا بیش از این پنج عنصر، چیزی دیگر ندارد: یا لهو است، یا لعب؛ یا دوران کودکی است یا دوران نوجوانی؛ یا دوران بازی گری؛ یا دوران میانسالی یا دوران سالمندی؛ یا بازی کردن است که چه کسی گُل می زند چه کسی گُل می خورد؛ یا چه کسی کُشتی می گیرد چه کسی می برد، چه کسی می بازد؟ اینهاست، لهو است و لعب است و مانند آن. یا من دارم و تو نداری است که تَفَاخُرٌ بَینَکمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الأمْوَالِ وَ الأوْلاَدِ. در دوران سالمندی هم به اینکه من این قدر قبیله داشتم و دارم، این قدر مال داشتم و دارم دیگر حالا بهره نمی برد. این را در سوره «حدید» فرمود که دنیا بیش از این پنج فصل ندارد: اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَهٌ وَ تَفَاخُرٌ بَینَکمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الأمْوَالِ وَ الأوْلاَدِ. اینها را کجا یاد گرفتند اینها؟ فرمودند اینها شما را بازی ندهد. یک بیان نورانی سیدالشهداء(سلام الله علیه) دارد، فرمود: «النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ»؛ اکثری مردم بنده دنیا هستند، بنده هیچ! نه بنده زمین اند. خدا درباره آسمان و زمین فرمود: وَ فِی الأرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنِینَ وَ فِی أَنفُسِکمْ أَ فَلاَ تُبْصِرُونَ، زمین «آیت الله» است، آسمان «آیت الله» است، دریا و صحرا و فضا و هوا آیات الهی اند؛ اینها همه خیر هستند. این که من باید به این مقام برسم تو نباید به این مقام برسی من باید داشته باشم، چرا اسم من را اوّل نبردند، چرا این لقب را به من ندادند، چرا من جلو نیفتادم، این می شود دنیا. این از هر مار و عقربی بدتر است، از هر افعی بدتر است از هر سرطان بدخیم بدتر است. این آبروبر است. یک انسان خدای ناکرده به بیماری سرطان مبتلا شد که خدا این بیماری را در اسرع وجه با درمان کافی از بین ببرد! این دیگر آبرویش نمی رود؛ اما در همین نهج البلاغه چند جا کلمه: «وَبِیء، مُوبِیء أوبی» اینها آمده. فرمود اگر به طرف دنیا رفتید، این دنیا مثل آن مزرعه سبز جاذبه دار وباخیز است. این گاو وقتی که نمی داند این علف وبا دارد می خورد و وبا می گیرد. وبا هم یک بیماری آبروبری است؛ مثل سرطان که نیست فقط بکشد. هر لحظه بالا و پایین تاس و لگن؛ نه برای آدم در بیمارستان آبرو می ماند، نه برای خانه. فرمود این «وَبِیء» است، این «مُوبِیء» است، این «اوبی» است، آبروی شما را می برد. این درس را اینها کجا یاد گرفتند؟ آن بیان نورانی سید الشهداء(سلام الله علیه) این است که فرمود: «النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ». «لَعِق، لَعُوق»، «ما تَلعقُ به الألسن»؛ قبلاً مصطکی می جویدند الآن آدامس؛ آدامس تا اندازه ای که در دهن این جوان لذیذ است این را می جود، وقتی تفاله شد تف می کنند و دور می اندازد. این بیان نورانی سیدالشهداء در آن سخن رسمی فرمود: اسلام بسیاری از مردم آدامسی است، «یحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیانُون»؛ همین که می بینند به کام آنها نیست تف می کنند و دور می اندازند. این درس را اینها کجا یاد گرفتند؟ این در کجا نوشته است؟ دنیا هیچ حقیقتی نیست که آدم برود بخواند، کتابش را بخواند، در آزمایشگاه برود چیزی نیست، در فلسفه و کلام پیدا کند اینها حقیقتی ندارند، اینها اعتبارند. یکی از علومی که اینها بلد هستند و خودشان را حفظ کردند و پیروانشان را حفظ می کنند، پرهیز از من و ماست که من باید آنجا بنشینم اینجا جای من است این مقام برای من است، این جز آبروبری در پایان امر چیز دیگری نیست.
همین نامه را وجود مبارک حضرت امیر برای معاویه مرقوم فرمود. فرمود مرا که می شناختی، سابقه من لاحقه من مبارزات من. بعد از رحلت پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) دست ما را بستید ما را خانه نشین کردید ما حرفی نزدیم. عثمان بی رویه اموال مسلمین را صرف می کرد، من صریحاً گفتم شما بین «نثیل و معتلف» دارید زندگی می کنید، این کار را نکنید! این «نثیل و معتلف» در همین خطبه نورانی حضرت امیر است. فرمود: کسانی که
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.