تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل نامه های دو مبارز (اسنادی منتشر نشده از مبارزات آیت الله قاضی طباطبایی و صدوقی)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل نامه های دو مبارز (اسنادی منتشر نشده از مبارزات آیت الله قاضی طباطبایی و صدوقی) شامل 88 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل نامه های دو مبارز (اسنادی منتشر نشده از مبارزات آیت الله قاضی طباطبایی و صدوقی) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل نامه های دو مبارز (اسنادی منتشر نشده از مبارزات آیت الله قاضی طباطبایی و صدوقی) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل نامه های دو مبارز (اسنادی منتشر نشده از مبارزات آیت الله قاضی طباطبایی و صدوقی) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نامه های دو مبارز (اسنادی منتشر نشده از مبارزات آیت الله قاضی طباطبایی و صدوقی) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نامه های دو مبارز (اسنادی منتشر نشده از مبارزات آیت الله قاضی طباطبایی و صدوقی) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نامه های دو مبارز (اسنادی منتشر نشده از مبارزات آیت الله قاضی طباطبایی و صدوقی) :

پژوهشی در مورد زندگانی و مبارزات آیت الله شهید سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی (ولادت ۱۲۹۴.ش، شهادت ۱۳۵۸.ش) در دست انجام بود،[۱] که در حین پژوهش به تعدادی از نامه های آیت الله شهید محمد صـدوقی[۲] (ولادت ۱۲۸۶.ش، شهادت ۱۳۶۱.ش) به آیت الله قاضی طباطبایی و بالعکس، دسترسی حاصل شد. اسناد این نامه ها هم اکنون در کتابخانه ارزشمند و منحصربه فرد آیت الله قاضی طباطبایی در تبریز موجود می باشد و این دسترسی به لطف حـجت الاسلام والمسلمین سـیدمحمدتقی قـاضی طباطبایی، فرزند شهید آیت الله قـاضی طـباطبایی، حـاصل گردید که لازم است در اینجا از ایشان سپاسگذاری به عمل آید. نظر به محدودیتی که در پژوهش فوق داشتیم، موفق به استفاده کامل از این نـامه ها نـشدیم. عـلیرغم اهمیتی که این نامه ها دارند و بعضی هم بـه صورت اعـلامیه در شهر تبریز تکثیر و توزیع شده اند، متاسفانه در «مجموعه اطلاعیه های سومین شهید محراب حضرت آیت الله صدوقی»[۳] درج نشده اند. امید است با اسـنادی کـه بـرای اولین بار در اینجا منتشر می شوند، گوشه هایی از مبارزات هماهنگ این دو شخصیت مهم نـهضت امام خمینی(ره) در منظر دید پژوهشگران و محققان تاریخ انقلاب اسلامی قرار گیرد. این مکاتبات، نقش سیاسی این دو یار صدیق حـضرت امـام را در رهـبری و هدایت مبارزات مردم مسلمان دو خطه قهرمان پرور ایران (تبریز و یزد) به نـمایش مـی گذارند. امام خمینی، رهبر اصلی نهضت، سکان دار این حرکت عظیم اسلامی بود و در مناطق مختلف کشور نیز شاگردان قـدیمی ایـشان ایـن وظیفه را برعهده داشتند؛ از جمله در شیراز آیت الله شهید دستغیب، در مشهد آیت الله شیرازی و شـهید هـاشمی نژاد، در هـمدان آیت الله شهید مدنی، در تبریز آیت الله قاضی طباطبایی و در یزد آیت الله محمد صدوقی.

در نهضت امام خمینی

ارتـباط آیـت الله قـاضی طباطبایی با آیت الله صدوقی به ایام تحصیل ایشان در حوزه علمیه قم بازمی گردد.[۴] آن دو، در این ایـام در مـحضر بزرگان حوزه، از جمله در محضر امام خمینی(ره)، حاضر می گردیدند و در جریان نهضت اسلامی علیه تصویب لایـحه انـجمنهای ایـالتی و ولایتی، هر دو به مبارزه پرداختند.[۵] ارتباط نزدیکتر میان آیت الله طباطبایی و آیت الله صدوقی به سـال ۱۳۴۷ بـازمی گردد. در عید فطر این سال، آیت الله قاضی طباطبایی در خطبه های نماز، طی سخنان شدیدالحنی، ضـمن حـمله بـه دولت صهیونیستی اسرائیل، نام امام خمینی(ره) را در حضور هزاران نمازگزار مطرح کرد. واکنش حکومت به این اقدام جـسورانه، دسـتگیری و تبعید آیت الله قاضی طباطبایی برای مدت شش ماه به بافت کرمان بود.[۶] سـیدرضا حـسینی، رانـنده آیت الله قاضی که ایشان را به بافت انتقال داده است، می گوید: «… حرکت کردیم تا رسیدیم به اصـفهان. چـون آقـا [آیت الله قاضی] مریض احوال بودند، شب را همانجا استراحت کردیم و من از داروخانه ای داروهای آقـا را گـرفتم. مامورین همراه، تحت تاثیر برخورد و رفتار و گفتار آقا قرار گرفته بودند و در بین راه نظر آنها برگشته بود و بـا آقـا با مهربانی و محبت رفتار می کردند. صبح از اصفهان راهی شدیم و شب رسیدیم بـه یـزد. در دروازه شهر یزد، چند نفر جلوی ما را گـرفتند و گـفتند: مـا را آیت الله صدوقی فرستاده اند. امشب آیت الله قاضی مـیهمان آیـت الله صدوقی هستند. مامورین می ترسیدند و زیاد علاقه نداشتند به این امر، اما به هـر شـکلی بود، با جلب رضایتشان راهـی بـیت آیت الله صـدوقی شـدیم و… صـبح موقع حرکت به بافت کرمان، آیـت الله صـدوقی رو به آقای قاضی کردند و فرمودند: شما ناراحت نباشید، ما عادت کرده ایم بـه ایـن مسائل. باید تحمل کنیم.»[۷]

آیت الله قـاضی به محض اسکان در مـنزل آقـای شفیعی، کارمند فرمانداری بافت، بـا ارسـال نامه هایی به مراجع تقلید، از جمله به آیت الله العظمی میلانی خبر تبعید خود را اطـلاع داد ولی سـاواک از ارسال نامه ها جلوگیری کرد. آیـت الله مـیلانی پس از اطـلاع از تبعید آیت الله طـباطبایی، در اولیـن نامه اش به مرحوم طـباطبایی، از سـفارش ایشان نزد آیت الله صدوقی سخن می راند: «… تسلّاگویانم و حقیقتا قرآن مجید و روایات مأثوره و تاریخ احـوال مـعصومین برترین موجب آرامش قلب است… از حـالات مـبارکه مستحضرم و بـه انـواع دعـوات یادآورم و چندی قبل نـوشتم به جناب مستطاب آقای صالحی در کرمان و به جناب مستطاب صدوقی در یزد که از آن وجود مسعود عـالی تـفقد نمایند که تا به حدی تـمکن داشـته بـاشند. اقـدامات بـه عمل آوردند، ولی تـعجب در ایـن است تاکنون معلوم نشده که تمکن پیدا کرده اند یا نه. بالجمله انتظار دارم از حال مبارک و از هر آنـ چه مـنظور داشـته باشید، مسبوقم بدارید و تاکنون از حضرت عالی مـرقوم نـرسیده اسـت، اگـرچه بـعضی نـقل نمودند که مرقوم فرموده اید… [امضا سیدمحمدهادی الحسینی المیلانی]»[۸]

آیت الله العظمی میلانی در نامه دیگر خود به آیت الله قاضی طباطبایی، به اقدامات انجام گرفته توسط آیت الله صدوقی اشاره نموده است: «تـسلیم و تحیت وافر به عرض می رسانم و یُعِز علّی که به بافت نامه می نویسیم و البته آن سفرکرده یک قافله دل همراه دارد و جمعیت دلشده نگران و متاثرند. ولی بدیهی است خود وجود شریف عالی تاثری ندارید؛ چـون در سـبیل حق گویی از وطن دور شده اید. حضرت آقای صالحی از کرمان نامه مرقوم فرمودند و بعدا باز از طهران در موقع عزیمتشان به حج مرقوم فرمودند که آن قدری که توانایی داشتند اقداماتی درباره حضرت عالی نموده اند و هـمچنین حـضرت آقای صدوقی از یزد نامه مرقوم فرمودند و نوشتند و بعض رفقای طهران که بالواسطه امکان سببیت دارند، اقداماتی نمودند. مع ذلک متعجبم که هنوز در آنجا تـشریف داریـد. تلگرافا [جهت] تشکر از تلگراف تـبریک، مـرحمتی گویان تبریک عرض کردم، نمی دانم واصل شد یا نه. اینک جناب مستطاب آقای فضلی که از رفقای مخصوصین می باشند، به عوض خودم به حضور عالی اعـزام مـی دارم…

[امضا] سیدمحمدهادی الحسینی المـیلانی»[۹]

عـلاوه بر سفارشاتی که توسط حضرت آیت الله میلانی و حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی به علمای نزدیک به محل اقامت اجباری وی در بافت شده بود، با توجه به آشنایی آیت الله صدوقی و آیت الله قاضی، از هـمان روزهـای آغازین تبعید، باب نامه نگاری بین ایشان باز بود. ساواک کرمان در گزارشی اعلام می دارد نامه ای از آیت الله قاضی طباطبایی به آیت الله محمد صدوقی ارسال شده است: «نظریه: رهبر عملیات. قبلا آیت الله مـیلانی [بـه] وسیله نـامه، تبعید قاضی طباطبایی را به آیت الله صدوقی اطلاع داده بود و نیز آیت الله صدوقی نامه ای جهت نامبرده ارسال [کرده] کـه نامه مزبور در پاسخ نامه صدوقی می باشد. [گزارش دهنده: صوفی]»[۱۰]

نامه ای که آیـت الله صـدوقی بـنابر گزارش ساواک به آیت الله قاضی ارسال داشته، در میان نامه های در دسترس ما وجود نداشت؛ اما خوشبختانه جواب آیـت الله قـاضی موجود می باشد:[۱۱] «یزد ــ حضور مبارک بندگان حضرت مستطاب ملاذالانام شیخ الفقهاء العظام حجت الاسلام والمسلمین آیـت الله آقای آقـامیرزامحمد صـدوقی دام ظله العالی مشرف باد:

۲۲ ذی الحجه /۸۸[۱۳]

بسمه تعالی

به شرف عرض مبارک عالی می رساند: پس از تقدیم تحیات و تسلیمات وافـر، دستخط مبارک زیارت شد و از الطاف و مراحم کامله فوق العاده متشکر بوده و دعاگو هستم و بـحمدلله تعالی به سلامتی روزگـار مـی گذراند و از مهمان نوازی آقایان کمال تشکر دارم و امیدوارم ان شاءالله تعالی هر موقع مراجعت رخ داد و میسور شد، به محضر مبارک سلام عرض و هر وقت مایل باشند که با زیارت دستخط مبارک سرافراز بفرمایید، به وسیله فرمانداری بـافت به مخلص می رسد و راه مکاتبه و تلگراف باز می باشد و بیشتر از این مزاحم اوقات مبارک نشده و عریضه را در اینجا خاتمه می دهد…

[امضا] محمدعلی قاضی طباطبایی»[۱۲]

در هشتم اردیبهشت سال بعد (۱۳۴۸.ش) آیت الله صدوقی نامه ای دیگر بـه بـافت ارسال داشت. ازآنجاکه این نامه ها نه از طریق پست ــ که تحت کنترل ساواک بود ــ بلکه به وسیله افراد مطمئن ارسال می شد، در گزارشهای ارسالی ساواک کرمان به اداره کل سوم انعکاس نیافته اند. نـامه آیـت الله صدوقی چنین است: «به عرض محترم بندگان عالی می رساند: بعد از اهداء تحیت و تقدیم ادعیه صالحه، ادامه صحت و استقامت مزاج مبارک را از پیشگاه مقدس حضرت احدیت عز سلطانه مسئلت می نماید و ایـن که هـمیشه مورد عنایات و توجهات خاصه حضرت ولی الله العظم حجت بن الحسن العسکری ــ ارواحنا فداه ــ بوده و از مکاره برکنار باشید. غرض، عرض ارادت و تقدیم سلام بود و چنانچه قابل باشد [که] اوامری باشد، ارجاع فرمایند التماس دعـا دارمـ… ایـام افاضات مستدام باد.

حررالحقیر مـحمد الصـدوقی. صـفرالخیر ۱۳۸۹»[۱۳]

شش ماه اقامت اجباری آیت الله قاضی طباطبایی به جرم حق گویی و حمایت از ملت مظلوم فلسطین و نهضت امام خمینی(ره) پایان یافت، ولی ساواک با بازگشت او بـه تـبریز مـوافق نبود. اداره کل سوم ساواک، به ساواک تـبریز ابـلاغ کرد یکی از فرزندان آیت الله قاضی برای انتقال ایشان به محل جدید تبعید (زنجان)، راهی بافت کرمان گردد.[۱۴] در مسیر انـتقال آیـت الله قـاضی طباطبایی به تبعیدگاه جدید، فرصتی فراهم آمد تا بین ایـشان و آیت الله صدوقی در یزد دیداری دیگر صورت پذیرد. حاج قلی گلشن، از نزدیکان آیت الله قاضی، به همراه فرزند ایشان، محمدرضا قاضی طـباطبایی، راهـی بـافت شدند. آقای گلشن در خاطرات خود از این دیدار می گوید: «… از بافت حرکت کـردیم. در کـرمان به منزل خواهر خانم شفیعی،[۱۵] همسر میزبان آیت الله قاضی در بافت، وارد شدیم و بعد از کرمان، حرکت کردیم بـه سـمت قـم. قبل از قم در اصفهان و یزد توقف داشتیم. در شهر یزد میهمان آقای صدوقی شـدیم. صـبح زود بـه منزل ایشان رسیدیم. صبحانه را در منزل آیت الله صدوقی صرف کردیم. مرحوم صدوقی خیلی خدمت و احـترام کـرد.»[۱۶]

ارتـباط این دو آیات عظام، در سالهای بعد نیز همچنان ادامه یافت. آیت الله قاضی در سال ۱۳۵۰ نامه ای را بـه همراه تـعدادی از کتابهای تالیفی خود که چاپ شده بودند، به وسیله یکی از نزدیکان خود، آقای سـیدهاشم سـیداصفهانی، بـه نزد آیت الله صدوقی ارسال داشت. آیت الله صدوقی در جواب، نامه زیر را نوشتند: «به عرض مـقدس عـالی می رساند: بعد از اهداء تحیت و تقدیم ادعیه صالحه، صحت و استقامت مزاج مبارک را از پیشگاه حـضرت احـدیت عـز سلطانه مسئلت می نماید و امید است که کماکان مشمول عنایات خاصه حضرت ولی عصر ارواحنا فداه بـوده از هـر گزندی برکنار باشید. مرقوم کریمه [به] وسیله سیدبزرگوار جناب آقای حاج میرهاشم سیداصفهانی دام تاییده زیـارت شـد. کـتابهای مرحمتی، موجب مزید تشکر گردید. از الطاف کریمه و مراحم عمیمه زایدالوصف ممنون و انتظار دارم که سالهای مـتمادی بـرادران ایـمانی از مهر انارت اثر بهره مند و ظل ظلیل پرورش کافه مسلمین مستدام و پاینده باشد. بی نهایت اشـعاف درک مـحضر شریف را دارم و سعادت نوید دیدار و استفاضه از آن مقام شامخ روحانی را از خدای بزرگ خواهانم. از جناب آقای نظام المحدثین پرسشی فـرموده بـودید. متاسفانه ایامی که به زیارت بیت الله الحرام مشرف بودم، ایشان وارد منزل شـده و پس از صـرف نهار، استراحت و در خواب به عالم باقی شـتافته و بـرای هـمیشه چشم از این جهان پوشیده، به رحمت ایـزدی داخـل می شود. خدایش رحمت و با موالیان گرامیش محشور فرماید. در خاتمه، مراتب ارادت را تجدید و خدمت کـلیه آقـایان و مخصوصا آقازادگان کرام عرض سـلام. مـصدع، ملتمس دعـای مـخصوص هـستم. در انجام فرمایشات مفتخرم. والسلام علیکم و رحـمت الله و بـرکاته. ایام افاضات مستدام باد.

[امضا] حررالاحقر محمدالصدوقی. ۵ صفر الخیر ۱۳۹۱»[۱۷]

چهلم شهدای تـبریز در یـزد

در آبان سال ۱۳۵۶، خبر رحلت غریبانه فـرزند ارشد امام(ره) ــ حاج آقا مـصطفی خمینی(ره) ــ ایـران را در سوگ و ماتم فرو برد. عـلیرغم مـیل حکومت، مراسم ترحیم حاج آقا مصطفی به مجالس تجلیل و بزرگداشت رهبر دور از وطن نهضت تـبدیل شـد و علنا نام امام خمینی بر سـر زبـانها افـتاد. رژیم در موضع انـفعالی، بـزرگترین اشتباه خود را با انـتشار مـقاله توهین آمیز در روزنامه اطلاعات (۱۷/۱۰/۱۳۵۶) مرتکب شد. قیام نوزدهم دی قم، در اعتراض به این اهانت شکل گـرفت.[۱۸] چـهلم شهدای قیام قم توسط آیت الله قـاضی طـباطبایی در تبریز، بـه قـیامی سـرنوشت ساز تبدیل شد که نـهضت را در مرحله جدید شتاب بیشتری داده و به سراسر ایران گسترش داد.[۱۹] دهم فروردین سال ۱۳۵۷ نیز چهلم شهدای قـیام مـردم تبریز علیه نظام شاهنشاهی بود. آیـت الله صـدوقی طـی اعـلامیه ای، بـرگزاری مراسم چهلم شـهدای تـبریز را این چنین به اطلاع اهالی غیور یزد رساند: «… برادران ایمانی! چهل روز از شهادت مجاهدان تبریز می گذرد. چهل روز از شهادت مـسلمانان غـیور تـبریز که به حمایت از قرآن و روحانیت و تکریم از مـقام عـالی شـهیدان قـم بـرخاسته بـودند، گذشت. اهالی محترم تبریز دین خود را به اسلام شرافتمندانه ادا نمودند. نه تنها تبریز باید در راه اسلام و قرآن قیام نماید، این وظیفه مقدس را عموم برادران شیعه دارند. این جلوه تـشیع همه جا و همگانی است. به پیروی از اعلامیه های صادره از ناحیه مقدسه آیات عظام و مراجع بزرگ عالیقدر شیعه، بالاخص زعیم بزرگوار نائب الامام حضرت آیت الله العظمی الخمینی ــ متع الله تعالی المسلمین بطول بقائهم الشریف ــ که عزای عـمومی اعـلام نموده اند، بدین وسیله پیام شهدای قم و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *