تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نکته ها و مناسبتها؛ «ماه رجب المرجب»؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نکته ها و مناسبتها؛ «ماه رجب المرجب»، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نکته ها و مناسبتها؛ «ماه رجب المرجب» با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نکته ها و مناسبتها؛ «ماه رجب المرجب» آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نکته ها و مناسبتها؛ «ماه رجب المرجب» به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نکته ها و مناسبتها؛ «ماه رجب المرجب» ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نکته ها و مناسبتها؛ «ماه رجب المرجب»، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نکته ها و مناسبتها؛ «ماه رجب المرجب» را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نکته ها و مناسبتها؛ «ماه رجب المرجب» :

سوم رجب المرجب: شهادت امام هادی(ع)

برخی مقالات منتشر شده در شماره های قبلی ماهنامه مبلغان:

۱- امام هادی(ع) و نکته هایی از آیات وحی (مبلغان، ش ۸۶)؛

۲- امام هادی (ع)، پرچمدار اندیشه و فرهنگ اسلامی (مبلغان، ش ۹۳)؛

۳- امام هادی(ع) در مصاف با انحرافات عقیدتی (مبلغان، ش ۵۷)؛

۴- نگاهی به واپسین سالهای زندگانی امام هادی(ع) (مبلغان، ش ۸۱)؛

۵- برخی از ویژگیهای فردی دهمین پیشوا (مبلغان، ش ۱۰۵)؛

۶- برخی از موانع کمال انسان در کلام امام هادی(ع) ۱ و ۲ (مبلغان، ش ۱۳۴و ۱۴۱)؛

۷- بررسی قیامها و شورشهای دوران امام هادی(ع) (مبلغان، ش ۱۲۹)؛

۸- شمّه ای از فضایل و مناقب امام هادی(ع) (مبلغان، ش ۳۸ )؛

۹- فرازهایی درس آموز از زندگی امام علی النقی(ع) (مبلغان، ش ۹)؛

۱۰- گذری بر زندگانی امام هادی(ع) (مبلغان، ش ۱۴)؛

۱۱- گوشه ای از کرامات امام هادی(ع) (مبلغان، ش ۶۲)؛

۱۲- مبارزات سیاسی امام هادی(ع) (مبلغان، ش ۶۹ )؛

۱۳- نگاهی به شیوه های رهبری امام هادی(ع) (مبلغان، ش ۲۶)؛

۱۴- هفت گفتار از امام هادی(ع) (مبلغان، ش ۲۶)؛

به مناسبت شهادت امام هادی(ع) چند نکته را یادآوری می کنیم:

هادیِ اندیشه ها

همواره در طول تاریخ در برابر اردوگاه الهی، اردوگاه شیطان برپا بوده است. قرآن به تقابل این دو گروه بارها اشاره فرموده، از جمله می فرماید: (أَئِمهً یهدُونَ بِأَمْرِنا)[۱] «پیشوایانی که به فرمان ما هدایت می کردند.» و در بیانی دیگر: (أَئِمَّهً یدْعُونَ إِلَی النَّارِ)[۲] «پیشوایانی که به آتش (دوزخ) دعوت می کنند.»

انسان با شناخت رهبران هر گروه می تواند صراط حق را برگزیند و با اطمینان راه سعادت را بپیماید. امام هادی(ع) در ظلمت بحرانها و آشوبها، دنیای شیعه را به فروغ هدایت آفرین خویش روشن نمود. برای آنکه نقش تاریخ ساز و هدایت بخش امام هادی(ع) روشن گردد، پنج محور اصلی را در سخن و سیره ایشان بررسی کنیم:

الف) تبیین جایگاه امامت

هنگامی که معتصم، خلیفه عباسی ایشان را در روز غدیر احضار نمود، با نوای ملکوتی و عبارات دلنشین خویش، فضایل و مناقب امام علی(ع) را بار دیگر زنده فرمود. زیارت مخصوص امام علی(ع) در روز غدیر، میراث ماندگاری است برای شیعیان تا از نفحات روح افزای آن استفاده کنند.

اشاره به واقع تاریخی غدیر، محور زیارت غدیر است. در فرازی از این زیارت، امام هادی(ع) خطاب به جد بزرگوار خویش عرضه می دارند: «أَشهَدُ یا أَمیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَنَ الشَّاک فِیک مَا آمَنَ بِالرَّسُولِ الْأَمِینِ وَ أَنَّ الْعَادِلَ بِک غَیرَک عَائِذٌ عنِ الدِّینِ الْقوِیمِ الَّذِی ارْتَضَاهُ لَنَا رَبُّ الْعَالَمِینَ وَ أَکمَلَهُ بِوَلَایتِک یوْمَ الْغَدِیرِ؛[۳] ای امیر مؤمنان! شهادت می دهم هر کسی در مورد (ولایت) تو تردید داشته باشد، به رسول اکرم(ص) که امین خداوند است، ایمان نیاورده و کسی که از (ولایت) تو به سوی غیر تو عدول کند، از دین استوار خداوند که پروردگار جهانیان برای ما برگزیده و در روز غدیر با ولایت تو آن را کامل نموده، برگشته است.»

امام(ع) در بخشی از این زیارت برخی از صفات والای امام علی(ع) و نمونه های برجسته ای که در شخصیت جدش امیرالمؤمنین علی(ع) بوده تبیین کرده است که از آن جمله:

– مخالفت با هوای نفس؛ که علی(ع) هیچ چیزی را بر اطاعت و رضای خداوند مقدم نداشت.

– ملازمت آن حضرت با تقوا و پرهیزگاری؛ که همواره با هر خو و خصلت نیکی همراه و به هر عملی که او را می توانست به خداوند نزدیک کند سرگرم بود.

– فروخوردن خشم.

– گذشت و چشم پوشی از ستمگران و متجاوزان به حقش.

– خشم گرفتن او بر تبهکاران و بی دینان.

– خودداری امام از حق خلافت خویش، که انگیزه این خویشتنداری ترس و ناتوانی نبود، بلکه تنها مصالح عالیه اسلام بود و بس.

– و…

امام هادی(ع) در ادامه، صفات جد بزرگوار خویش را چنین بیان می کند: «لَا تَحْفِلُ بِالنَّوَائِبِ، وَ لَا تَهِنُ عِنْدَ الشَّدَائِدِ، وَ لَا تُحْجَمُ عَنْ مُحَارِبٍ؛[۴] و در سختیها و شداید روزگار باکی نداشتی و در مشکلات سستی به خود راه نمی دادی، و از جنگها – در راه اسلام – باز نایستادی….»

همچنین امام(ع) برای تبیین جایگاه اهل بیت(ع)، میراث ارزشمند و جامع دیگری را ارائه فرموده اند که به «زیارت جامعه کبیره» معروف است. این زیارت از فصاحت و بلاغت کم نظیری برخوردار و حاوی عالی ترین درسهای عقیدتی است و بهترین شیوه جهت هدایت فکری جامع اسلامی و موجب برقراری حلق اتصال امت و اهل بیت پیامبر(ص) است.

علماء و بزرگان دین، ضمن انس با زیارت جامعه کبیره، شاگردان خویش را به قرائت آن توصیه می کردند.

در این زیارت که آن را به حق می توان ارادتنامه نامید، حضرت به بیش از دویست فضیلت و منقبت از اهل بیت(ع) اشاره می کنند.

ب) پاسخ به شبهات

در دوران امامت امام هادی (ع) مکاتب عقیدتی و فکری گوناگونی در جامعه گسترش یافته بود. مباحثی چون: دیدن (رؤیت) خداوند، جبرگرایی و یا در مقابل، اعتقاد به اختیار مطلق، خلق قرآن و….[۵]

حاکمان عباسی از دور مأمون به بعد، با هدف شبهه آفرینی هزینه های زیادی را صرف ترجمه کتب فلسفی یونان کردند و حتی نقل شده است که به مترجمین هم وزن کتابهای ترجمه شده، طلا می دادند[۶] حاکمان ستمگر عباسی با ترویج علوم غیراسلامی در میان مسلمانان و ترتیب دادن مناظرات علمی متعدد میان اهل بیت و اندیشمندان سایر مکاتب، سعی در تضعیف مکتب فکری اهل بیت داشتند؛ اما همواره با شکست مواجه می شدند و امام هادی(ع) نیز هر بار هوشمندانه به مقابله با انحرافات فکری می پرداختند.

ج) تربیت شاگرد

یکی دیگر از کارهای مهم امام هادی(ع)، حفظ خط فکری و فرهنگی تشیع و جلوگیری از القائات مخالفان بود که این کار نیازمند تدریس فقه، عقاید و اصول و تربیت شاگردان برجسته و فعال بود. امام(ع) نیز در این راه قدمهای مؤثری برداشتند.

بر اساس نوشته شیخ طوسی، تعداد دست پروردگان پیشوای دهم(ع) و کسانی که از آن حضرت در زمینه های مختلف علوم اسلامی روایت نقل کرده اند بالغ بر نفر می شود.[۷]

شاگردان برجسته ای همچون «عبدالعظیم حسنی(ع)» که باورهای دینی خود را بر امام هادی(ع) عرضه می کرد و «حسن بن راشد» که امام در وصف او فرمودند: «ابْنَ رَاشِدٍ رَحمَهُ اللَّهُ إِنَّهُ عَاشَ سَعِیداً وَ مَاتَ شَهِیداً؛[۸] ابن راشد را خداوند رحمت کند، در این دنیا با سعادت زیست و با شهادت به سرای جاویدان شتافت.» و «ایوب بن نوح» که عمرو بن سعید مدائنی می گوید: «حضرت هادی(ع) به من فرمود: ای عمرو! اگر دوست داری مردی از اهل بهشت را به تماشا بنشینی، به این شخص بنگر!»[۹] و «ابن سکیت» که از بزرگان علم لغت، ادب و شعر و منطق بود. که متوکل او را ملزم نمود دو پسرش «معتز و موید» را درس بدهد. روزی متوکل از او پرسید که دو پسر من نزد تو بهتر هستند یا حسن و حسین؟! ابن سکیت گفت: «به خدا قسم که قنبر غلام علی بن ابی طالب(ع) بهتر از تو و دو فرزند تو می باشد». متوکل به خشم آمد و دستور داد که زبانش را از پشت سرش بیرون کشند و همین باعث شهادت او گشت.[۱۰] و «خیران الخادم» که از بعضی روایات استفاده می شود که «خیران» وکیل امام هادی(ع) بوده و در ذیل روایتی به او فرمود: «اعْمَلْ فِی ذَلِک بِرَأْیک فَإِنَّ رَأْیک رَأْیی وَ مَنْ أَطَاعَک أَطَاعَنِی؛[۱۱] در این مسئله به رأی خودت عمل کن زیرا که رأی تو رأی من است و هر کسی تو را اطاعت کند مرا اطاعت نموده است.»

د) خردورزی و مبارزه با خرافات

خردورزی و تعقل گرایی باعث فضیلت، کرامت و شرافت انسان است و هر کس تعقل گرایی را به حکم تعبدگرایی کنار بزند، در حقیقت تعبد را به تمسخر گرفته است؛ زیرا هر تعبدی نیازمند شناخت و ابزارهای مناسب آن است و اگر کسی کاری به دور از شناخت و ابزارهای لازم آن انجام دهد، در حقیقت کار باطل و ابتری را انجام داده است. بنابراین، باید با شناخت دقیق از جایگاه عقل و خرد، در مسیر تقویت بنیانهای آن باشیم.

امام هادی(ع)با بهره گیری از آیات قرآن و روایات، بر مسئل تفکر و خردورزی تأکید کرده، می فرمودند: «فَأَوَّلُ نِعْمَهِ اللَّهِ عَلَی الْإِنسَانِ صحَّهُ عَقْلِهِ وَ تَفْضِیلُهُ عَلَی کثِیرٍ مِنْ خَلْقِهِ بِکمَالِ الْعَقْلِ؛[۱۲] اولین نعمت خدا برای انسان، سلامت عقل اوست. خداوند انسان را به وسیل کمال عقل بر دیگر آفریده ها برتری داده است.»

یکی از مهم ترین نوشته های آن حضرت(ع) در رد دیدگاه های اهل جبر و تفویض، و اثبات عدل الهی است که در آن دیدگاه اهل بیت(ع) را به عنوان جریان سوم «الْمَنْزِلَهُ بَینَ الْمَنْزِلَتَین»[۱۳] معرفی می فرمایند. امام(ع) در کنار این خردورزی، اجازه نمی دادند دوستان و یارانشان گرفتار خرافه شوند.

«حسن بن مسعود» می گوید: «دَخَلْتُ عَلَی أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) وَ قدْ نکبَتْ إِصبَعِی وَ تَلَقَّانِی رَاکبٌ وَ صَدَمَ کتفِی وَ دَخلْتُ فی زَحمَهٍ فَخَرَقُوا عَلَیَّ بَعْضَ ثِیَابِی فَقُلْتُ کفَانِی اللَّهُ شَرَّک مِنْ یَوْمٍ فَمَا أَیْشَمَک؛ خدمت امام هادی(ع) رسیدم، در حالی که انگشتم خراش خورده و شانه ام در اثر برخورد با راکبی صدمه دیده بود، و نیز در اثر ورود به ازدحام مردم، برخی از لباسهایم پاره شده بود. با خود گفتم: این روز خدا مرا از شرّ تو نجات دهد، چقدر تو شوم بودی!»

«فقَالَ(ع) لِی: یا حَسَنُ! هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِی بِذَنْبِک مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ؛ پس آن حضرت(ع) به من فرمود: ای حسن! تو هم با اینکه با ما آمد و شد داری، گناهت را به گردن بی گناهان می اندازی؟!» [با شنیدن این سخن] حواسم جمع شد و عقلم به من باز آمد و به خطایم پی بردم، پس عرض کردم: مولای من! از خدا آمرزش می طلبم. امام فرمودند: «وَ اللَّهِ مَا یَنْفَعُکمْ وَ لَکنَّ اللَّهَ یُعَاقِبُکمْ بِذَمِّهَا علَی ما لَا ذَمَّ عَلَیْهَا فِیهِ أَ مَا عَلِمْتَ یَا حَسَنُ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْمُثِیبُ وَ الْمُعَاقِبُ وَ الْمجَازِی بالْأَعْمَالِ عاجِلًا وَ آجِلًا قُلْتُ بَلَی یَا مَوْلَایَ قَالَ (: لَا تَعُدْ وَ لَا تَجْعَلْ لِلْأَیَّامِ صُنْعاً فِی حُکمِ اللَّهِ. قالَ الْحسَنُ: بلَی یَا مَوْلَایَ به خدا سوگند! آن [بدگوییها] شما را سودی نبخشد؛ بلکه خداوند شما را به مذمّت کردن بی گناهان مجازات می کند. ای حسن! مگر نمی دانی آن کسی که در برابر اعمال و کردارش در این سرا و آن سرا ثواب دهد و کیفر نماید و تلافی کند، تنها خداست؟ عرض کردم: این گونه است مولای من! فرمود: دیگر تکرار مکن و برای روزها هیچ تأثیری در فرمان و حکم خدا قائل مشو! عرض کردم: چشم، آقای من.»

ھ) ترغیب به زیارت امام حسین(ع)

زمان امام هادی(ع) دوران سخت و پر اختناق بنی عباسی بود، تا جایی که حتی امام نمی توانستند به زیارت بارگاه امام حسین(ع) بروند؛ با این حال دیگران را تشویق و ترغیب به زیارت می فرمودند. ابوهاشم می گوید: زمانی که امام هادی(ع) بیمار بود، نزد ایشان رفتم. فرمود: ابوهاشم! فردی از دوستان ما را به کربلا بفرست تا برای شفای من دعا کند. بیرون آمدم تا فردی را پیدا کنم، به علی بن بلال برخوردم. موضوع را با او در میان گذاشتم و از او خواستم به کربلا برود و برای امام دعا کند. وی شگفت زده شد و گفت: به اعتقاد من امام هادی(ع) برتر از حائر حسینی می باشد؛ زیرا او در شمار صاحب حرم است. بازگشتم و آنچه علی بن بلال گفته بود، به اطلاع امام رساندم. حضرت فرمودند: رسول خدا(ص) برتر از کعبه و حجرالأسود بود. با این حال، گرد خانه خدا طواف می کرد و حجرالأسود را استلام می نمود. برای خدا در روی زمین بقعه هایی است که لازم است خداوند در آن بقعه ها خوانده شود و دعای افراد در این گونه جاها مستجاب است؛ و حائر حسین(ع) از جمل این بقعه هاست.[۱۴]

و) موضع گیری قاطع در برابر خلفا

موضع گیری امام هادی(ع) در برابر خلفای عباسی هم عصر خود بسیار قاطع و محکم بود و هرگز هیچ کدام از آنها را تأیید نکرد و تسلیم هیچ یک از آنان نشد؛ بلکه در فرصتهای مناسب، با کنایه و اشاره و گاهی صریحاً آنها را طاغوت و ظالم خواند و شیعیان را از هرگونه کمک به آنها نهی فرمود.

متوکل عباسی پی در پی کاخ می ساخت، تا جایی که تعداد آنها به بیست کاخ رسید، و هر کدام از آنها نام مخصوصی داشت. یکی از کاخهای مهم متوکل به نام «عماره الجعفری» دو میلیون دینار ارزش داشت.[۱۵] امام هادی(ع)، هنگامی که این کاخ را می ساختند، از کنار آن عبور کرده، به یکی از همراهان فرمود: «إِنَّ هَذَا الطَّاغِیهَ یبْتَلَی بِبِنَاءِ مدِینَهٍ لَا تتِمُّ، وَ یکونُ حتْفُهُ فیهَا قَبْلَ تَمَامِهَا، علَی یدِ فرْعَوْنٍ مِنْ فَرَاعِنَهِ الْأَتْرَاک؛[۱۶] این طاغوت (اشاره به متوکل) گرفتار ساختن شهری است که به پایان نمی رسد و قبل از تکمیل آن به دست فرعونی از فراعنه ترک کشته می شود.»

امام در این گفتار کوتاه، از طرفی هم متوکل را طاغوت خواند و هم کشنده اش را که یکی از افسران ترک به تحریک پسر متوکل بود، فرعون معرفی نمود و از طرف دیگر، از آینده خبر داده و فرمودند قبل از اتمام این کاخ متوکل خواهد مرد.

دهم رجب المرجب: ولادت امام جواد(ع)

برخی مقالات منتشر شده در شماره های قبلی ماهنامه مبلغان:

۱- از حضرت جواد الائمه (ع) بیاموزیم (مبلغان، ش ۱۱۹و۱۱۷)؛

۲- امام جواد(ع) پاسدار حریم وحی (مبلغان، ش ۴۵)؛

۳- امام جواد(ع) غریب بغداد (مبلغان، ش ۴۹)؛

۴- امام جواد(ع) مولودی با برکت (مبلغان، ش ۵۷)؛

۵- امامت جواد الائمه (ع) با نگرشی بر مسئله ارتباط امامت و بلوغ جسمی (مبلغان، ش ۹)؛

۶- برخی از دلایل امامت امام جواد(ع) (مبلغان، ش ۸۵)؛

۷- جایگاه علمی امام جواد(ع) (مبلغان، ش ۷۳)؛

۸- خدمت در سیره و سخن جواد الائمه(ع)(مبلغان، ش ۶۱ )؛

۹- قطره ای از دریای عنایات حضرت جواد(ع) (مبلغان، ش ۸۱)؛

۱۰- نگاهی به سیره تبلیغی امام جواد (ع) (مبلغان، ش ۲)؛

۱۱- نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام جواد(ع) (مبلغان، ش ۱۸۱).

به مناسبت ولادت امام جواد (ع) چند نکته را یادآوری می کنیم:

جود جواد الائمه(ع)

در شرایطی که توطئه های دستگاه حکومت جور عباسی توقف نداشت، سن امام جواد(ع) کم و شبهاتی پیرامون نسب شناسی حضرت مطرح گردید. سیاست و برنام امام جواد(ع) استفاده از جود و بخشش است. در بیان اهمیت نقش تربیتی جود و سخاوت همین بس که امام رضا(ع) در نام خود توصیه به رفتارهای کریمانه می فرمایند.

امام رضا (ع) در نامه ای به فرزند عزیزش نوشت: «من به خاطر حقی که بر تو دارم، از تو می خواهم که هرگاه تصمیم به خارج شدن از منزل داری، از درِ بزرگ داخل و خارج شوی. هنگامی که سوار مرکب خود می شوی، همراه خود طلا و نقره بردار و هر کسی از تو درخواست کمک نمود، به او نیکی کن!»[۱۷]

صدقه مادی

پیشوای نهم (ع) از نظر جود و سخاوت در مرتبه ای قرار داشت که این صفت از ویژگیهای آن حضرت قرار گرفت و به «جواد الائمه (ع)» ملقب گشت. صفدی می نویسد: امام جواد(ع) هر سال بیش از یک میلیون درهم بین نیازمندان مدینه تقسیم می کرد.[۱۸]

امامان(ع) نه تنها بخشنده بودند؛ بلکه به آن توصیه می کردند و به پیروان خود درس جود و سخاوت می دادند. آن حضرت شکر و سپاس داشتن نعمت و ثروت را جود و بخشش آن می دانند و می فرمایند: «اِنَّ للّهِ عباداً یخصُّهُمْ بِدَوامِ النِّعْمَهِ فَلا تَزالُ فِیهِمْ ما بَذَلُوها فَاِنْ مَنعُوها نَزَعَهَا اللّهُ عَنْهُمْ وَ حَوَّلَها اِلی غَیرِهِمْ؛[۱۹] خداوند را بندگانی است که به دوام نعمت مخصوص شان گردانده است و تا هر زمان که ببخشند، از آن نعمتها برخوردارند و اگر دست از بخشیدن بردارند، خدای تعالی از ایشان نعمتها را گرفته، به غیر آنان می دهد.»

دلجویی و مشاوره

در فرهنگ ما گاهی صدقه و بخشش محدود به صدق مادی می گردد و حال آنکه معنای آن در آیات و روایات فراتر از بعد مادی است. در روایات علاوه بر بخشش مادی، مصادیقی برای صدقه و بخشش معرفی گردیده است؛ پیامبر(ص) می فرمایند: «أَفْضَلُ الصَّدَقَهِ أَنْ یتَعَلَّمَ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ عِلْمًا ثُمَّ یعَلِّمَهُ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ؛[۲۰] بهترین صدقه آن است که مسلمان دانشی بیاموزد و به برادر مسلمان خود تعلیم دهد.»

همچنین می فرمایند: «أفضَلُ الصَّدَقهِ حِفظُ اللِّسان؛[۲۱] نگهداری زبان بالاترین صدقه است.»

و می فرمایند: «اَلا اُخْبِرُکُمْ بِأفْضَلَ مِنْ دَرَجَهِ الصّیامِ وَ الصّلوهِ وَ الصَّدَقَهِ؟ اِصلاحُ ذاتِ البَیْنِ فَاِنَّ فَسادَ ذاتِ البَیْن هِیَ الحالِقَهُ؛[۲۲] آیا شما را به چیزی با فضیلت تر از نماز و روزه و صدقه [زکات] آگاه نکنم؟ آن چیز اصلاح میان مؤمنین است؛ زیرا تیره شدن رابطه میان مردم، مهلک است.»

از رسول خدا(ص) سؤال شد: «فَأَی الصَّدَقَهِ أَفْضَلُ؟ قَالَ(ع): أَنْ تَهْجُرَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَیک؛[۲۳] چه صدقه ای بافضیلت تر است؟ حضرت فرمودند: دوری از آنچه خدای عزیز و والا حرام کرده است.»

یکی از مصادیق جود، بذل وقت برای توجه و مشاوره دیگران است که انسان توفیق پیدا کند از فرصت و زمانی که دارد، جهت دلجویی از دیگران و مشاوره دادن به مردم استفاده کند. روزی امام جواد(ع) به عیادت یکی از یاران خود رفت و او را گریان دید. حضرت فرمود: ای بنده خدا! آیا از مرگ می ترسی؟ اگر چرک و کثافات تو را فرا گرفته و موجب ناراحتی شود و جراحات و زخمهای پوستی در بدن به وجود آید و بدانی که شستشوی در حمام، همه ناراحتیها و امراض تو را از بین می برد، آیا دوست داری وارد حمام شده و بدنت را بشویی و از زخمها و آلودگیها پاک شوی؟ بیمار مقداری آرام شد و رو به امام عرض کرد: البته که دوست دارم. امام فرمودند: مرگ برای مؤمن همانند حمامی است که انسان را از تمام رنجها و سختی ها رهایی بخشیده، به سوی شادکامی می برد.[۲۴] بیمار از کلام امام آرام گرفت و عافیت و نشاط پیدا کرد.

امام جواد(ع) در پاسخ نامه «ابراهیم محمد» که دربار ازدواج دخترش از حضرت مشاوره خواسته بود، فرمودند: ای ابراهیم! رسول خدا(ص) می فرمایند: «مَن خطَبَ الیکم فرضیتُم دینَه و امانتَه فَزَوّجوه وَ الا تَفعَلوا تَکن فِتَنهٌ فی الارضِ و فسادٌ کبیر؛[۲۵] اگر خواستگاری برای دختر شما آمد که اخلاق و دینداری او مورد رضایت شما بود، دختر خود را به او بدهید. اگر دختر خود را به همسر مناسب ندادید و پسر و دختر بزرگ شده و بدون همسر باقی بمانند، فتنه و فساد بزرگی دامنگیر جامعه خواهد شد.

امام جواد(ع) در این مشاوره ها به اصلاح و جهت دهی صحیح برخی اعمال و افکار شیعیان توجه داشتند. مردی نزد امام جواد(ع) آمد که بسیار خوشحال و مسرور به نظر می رسید. امام فرمودند: «مَا لِی أَرَاک مَسْرُوراً؛ به چه علت خوشحال هستی؟» عرض کرد: یابن رسول الله! از پدرتان شنیدم که می فرمود: «أَحَقُّ یوْمٍ بِأَنْ یسَرَّ الْعَبْدُ فِیهِ- یوْمٌ یرْزُقهُ اللَّهُ صَدَقَاتٍ وَ مَبَرَّاتٍ- وَ سَدَّ خَلَّاتٍ مِنْ إِخْوَانٍ لَهُ مُؤْمِنِینَ، وَ إِنَّهُ قَصَدَنِی الْیوْمَ عشَرَهٌ منْ إِخْوَانِی [الْمُؤْمِنِینَ] الْفُقَرَاءِ لَهُمْ عِیالاتٌ، قَصَدُونِی منْ بلَدِ کذَا وَ کذَا، فأَعْطَیتُ کلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ فَلِهَذَا سُرُورِی؛ شایسته ترین روز برای شادی یک بنده، روزی است که در آن انسان توفیق نیکی و انفاق به دوستانش را به دست آورد. امروز ده نفر از دوستان و برادران دینی که فقیر و عیالوار بودند، از فلان شهرها نزد من آمدند و من هم به هر کدام چیزی بخشیدم. به همین خاطر خوشحال شدم.» امام به او فرمودند: «لَعَمْری اِنَّک حقیقٌ باَنْ تَسُرَّ اِنْ لَمْ تَکنْ اَحْبَطْتَهُ، اَوْ لَمْ تُحْبِطْهُ فیما بَعْدُ؛ به جانم سوگند! شایسته است مسرور باشی، اگر کار خود را بی اثر نساخته باشی و یا بعد آن حبط و بی اثر نسازی.» او با شگفتی پرسید: با اینکه از شیعیان خالص شمایم، چگونه عمل نیک من پوچ می شود؟ فرمود: با همین سخنی که گفتی، کارهای نیک و انفاقهای خود را حبط کردی. عرض کرد: من که بر آن افراد منت نگذاشتم و آزاری نرساندم! امام فرمودند: خدا فرموده است: (یا اَیها الَّذینَ آمَنُوا لاَ تُبْطِلُوا صدَقاتِکمْ بالْمَنِّ وَ الْاَذی)[۲۶] و نفرموده تنها منت و آزار بر آنان که می بخشید؛ بلکه خواه بر آنان خواه بر دیگری. آیا به نظر تو آزار به آنان شدیدتر است یا آزار به فرشتگان مراقب اعمال تو و ملائک مقرب الهی و یا آزار به ما؟ تو فرشتگان و ما را آزردی و عمل خود را باطل کردی. مرد پرسید: چرا باطل کردم و شما را آزردم؟ حضرت فرمود: اینکه گفتی:

«وَ کیفَ أَحْبَطْتُهُ وَ أَنَا مِنْ شِیعَتِکمُ الْخُلَّص! وَیحَک، أَتدْرِی منْ شیعَتُنَا الْخُلَّصُ؛ چگونه باطل نمودم با اینکه از شیعیان خالص شما هستم؟ وای بر تو! آیا می دانی شیعه خالص ما کیست؟» حضرت در ادامه فرمودند: شیعه خالص ما «حزبیل» مؤمن آل فرعون و «حبیب نجار» صاحب یس و… سلمان، ابوذر، مقداد و عمار هستند. تو خود را در صف این فراد برجسته قراردادی و ما و فرشتگان را آزردی.

آن مرد بعد از اعتراف به تقصیر و استغفار، پرسید: پس چه بگویم؟ امام فرمودند: بگو من از دوستان شما هستم. دوستان شما را دوست دارم و دشمنان شما را دشمن. او چنین گفت، پس امام فرمودند: «اَلاْنَ قدْ عادَتْ اِلَیک مَثُوباتُ صَدَقاتِک وَزالَ عَنْها الاْحْباطُ؛[۲۷] الان پاداش بخششهایت به تو بازگشت و حبط و بی اثری از آنها زایل شد.»[۲۸]

سیزدهم رجب المرجب: ولادت امام علی(ع)

برخی مقالات منتشر شده در شماره های قبلی ماهنامه مبلغان:

۱- امام علی (ع) در نگاه اهل سنت (مبلغان، ش ۱)؛

۲- جایگاه مصلحت و حقیقت در سیاست گزاری امیرمؤمنان (ع) (مبلغان، ش۱۱)؛

۳- برخی از عوامل گمراهی های سیاسی از نگاه امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه (مبلغان، ش ۳۵)؛

۴- راز ولادت امام علی (ع) در درون کعبه (مبلغان، ش ۵۷)؛

۵- علی (ع) میزان عدالت (مبلغان، ش ۶۹)؛

۶- عدالت اجتماعی در کلام و سیر امیرمؤمنان (ع) (مبلغان، ش ۱۱۹)؛

۷- امام علی(ع) در نگاه اهل سنت (مبلغان، ش ۱)؛

۸- امام علی(ع) از منظر دیگران (مبلغان، ش ۱۳۱ و ۱۴۳)؛

۹- شیوه های برخورد با فتنه در نام ۱۸ نهج البلاغه (مبلغان، ش ۱۵۱)؛

۱۰- راز برتر بودن ضربت امام علی(ع) بر عبادت ثقلین (مبلغان، ش ۱۸۲)؛

۱۱- برخورد امیرالمؤمنین علی(ع) با ایرانیان (مبلغان، ش ۱).

به مناسبت ولادت امام علی(ع) چند نکته را یادآوری می کنیم:

حق مداری امام علی(ع)

یکی از روایات متواتر میان شیعه و اهل سنّت، روایتی از پیامبر اکرم(ص) است که می فرمایند: «عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِی یدُورُ حَیثُمَا دَارَ؛[۲۹] علی با حقّ و حق با علی(ع) است و هر کجا علی(ع) باشد، حق به دور او می گردد.»

بخش پایانی روایت «یدُورُ حیثُمَا دَارَ» را دو گونه می توان ترجمه کرد:

– هر کجا علی (ع) باشد، حق به دور او می گردد.

– هر کجا حق باشد، علی(ع) به دور او می گردد.

ترجمه صحیح تر ترجمه اول است. یعنی پیامبر(ص) حضرت علی(ع) را محور قرار داده اند، نه حق را. گاهی می گوییم: هر کجا حق حضور داشته باشد، علی(ع) نیز آنجا است؛ اما گاهی بالاتر از این را می گوییم؛ یعنی می گوییم: مرکز و محور را حضرت علی(ع) قرار می دهیم و حق را دنباله روی ایشان معرفی می کنیم.

برای اثبات و تأیید حق مداری حضرت علی(ع) و اینکه فاعل در «یدُورُ» به حق بر می گردد، نه به حضرت علی(ع) و ترجمه صحیح تر همان ترجمه اول است به چند نمونه اکتفا می کنیم:

۱- خطب رسول خدا(ص) در غدیر خم که حضرت در روز نصب حضرت علی(ع) به خلافت، فرمودند: «اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دَار.»[۳۰]

از این دعای پیامبر(ص) که می فرمایند: خدایا! حق را در مدار حضرت علی(ع)بگردان، فهمیده می شود که حضرت علی(ع)محور حق است، نه حق محور ایشان.

۲- در روایتی که از سؤال ابوذر از اختلاف مردم در مورد امام علی(ع) نقل شده است، صریحاً حق مداری حضرت علی(ع) تصریح شده است: «مَرَّ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ(ع) فَقَالَ النَّبِی(ص): الْحَقُّ مَعَ ذَا الْحَقُّ مَعَ ذَا (مشیراً الی علیّ بن ابی طالب() وَ سئِلَ أَبُوذَرٍّ عَنِ اخْتِلَافِ النَّاسِ عَنْهُ فَقَالَ: عَلَیک بکتَابِ اللَّهِ وَ الشَّیخِ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ(ع) فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) یقُولُ: عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ عَلَی لِسَانِهِ وَ الْحَقُّ یدُورُ حَیثُمَا دَارَ علِی؛[۳۱] علی بن ابی طالب(ع) می گذشت. پیامبر(ص) در حالی که به او اشاره می کردند، فرمودند: حق با ایشان است، حق با ایشان است و ابوذر از اختلاف مردم در مورد حضرت علی(ع) سؤال کرد، ایشان فرمودند: بر شما باد به کتاب الله و بزرگتان علی بن ابی طالب(ع). پس شنیدم که رسول خدا(ص) می فرمودند: علی با حق و حق با علی(ع) است و حق همراه با زبان اوست و هر کجا علی(ع) باشد، حق به دور او می گردد.»

این عبارات نیز به وضوح ادعای ما را ثابت می کند.

۳- حدیث دیگری از رسول خدا(ص) نقل شده است که صریحاً ادعای ما را ثابت می کند. این روایت در بسیاری از منابع اهل تسنن آمده است. پیامبر خدا (ص) فرمودند: «رَحِمَ اللّهُ عَلِیًّا اللّهُمَّ أدِرِ الحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دارَ؛[۳۲] رحمت خدا بر علی(ع). خدایا! حق را همیشه بر مدار او بگردان.»

نقل شده که علامه امینی (ره) قصد کرده بود تمام اشعار در مدح مولا امیرالمؤمنین(ع) را جمع آوری کند. روزی به او خبر دادند که یکی از اساتید سنّی دانشگاه بغداد شعری در مدح مولا سروده است، لذا عازم بغداد شد. وقتی به آنجا رسید، با کاخ زیبا و مجللی برخورد کرد. جلو رفت و در زد. خدمتکار منزل در را باز کرد و گفت: چه می خواهی! علامه فرمود: فلانی منزل هستند؟ خلاصه استاد دانشگاه آمد و تا چشمش به یک شیخ شیعی افتاد، از تعجب چهره اش برافروخته شد و گفت: چه می خواهی؟ علامه فرمود: برای بحث و مناظره نیامده ام. آمده ام تا شعری را که در مدح امیرالمؤمنین علی(ع) گفته ای، بشنوم. استاد دانشگاه از این حرکت علامه خشنود شد و او را به داخل دعوت کرد و پس از مدتی شعر را به علامه ارائه کرد و گفت: من این شعر را پس از سه سال بررسی روایت «عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ معَ علیٍّ وَ یدُورُ الْحَقُّ مَعَ علیٍّ حَیثُ دَار» سروده ام. علامه ناگهان خندید و گفت: پس با این حساب، سه سال از عمر خود را تباه کردی. استاد دانشگاه با چهره ای در هم گفت: چطور؟ علامه فرمود: چون این روایت تنها در حق علی (ع)نیامده است؛ بلکه در وصف عمار یاسر هم آمده. می توانی به کتب خودتان مراجعه کنی، آنگاه خواهی دید که در روایت آمده است: «عَمَّارٌ مَعَ الْحَقِ وَ الْحَقُّ مَعَ عَمَّارٍ یدُورُ معَهُ حیثُ دَارَ؛[۳۳] استاد دانشگاه پس از مراجعه و دیدن روایت دو دستی بر سرش زد و گریان شد. در این حال علامه خندید و گفت: نالان مشو که میان این دو روایت تفاوت از زمین تا آسمان است. در روایت عمار می گوید: عمار با حق است و حق با عمار است و این عمار است که به دور حق می گردد (یدُورُ العمار مَعَ الحق حَیثُ دَارَ)؛ اما در روایت حضرت علی(ع) می فرماید: این حق است که به دور علی می چرخد (وَ یدُورُ الْحَقُّ مَعَ علیٍّ حَیثُ دَار). در همان حال پس از اندکی که علامه از فضایل مولا صحبت کرد، استاد دانشگاه فریاد زد: اَشهَدُ انّ عَلیًّا وَلیّ الله.[۳۴]

حدیث مفاخره

در کتاب «مناقب آل ابی طالب(ع)» تألیف ابن شهر آشوب؛ حافظ قرآن در هشت سالگی و از علما بزرگ شیعه در قرن ششم هجری قمری و همچنین در کتاب «الفضائل» تألیف «شاذان بن جبرئیل قمی» از علما بزرگ قرن هفتم روایتی آمده است که در آن حضرت زهرا (ع) و امام علی(ع) در طی گفتگویی هر کدام فضایل خود را برای دیگری بیان می کنند. این حدیث به «مفاخره» یا «ملاطفه» کلامی امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا(ع) مشهور است.

هر چند این روایت از دیدگاه روایت شناسی، در شمار احادیث صحیح گنجانده نمی شود؛ ولی فضائل مطرح شده در این حدیث در کتب معتبر اهل تسنن و منابع روایی شیعه آمده است.

البته باید توجه داشت که بیان فضایل و برتری های شخصی، لزوما به معنای تکبر و خودستایی نیست و گاه می توان جهت روشنگری بدان اقدام کرد. که نمونه های از آن در بیانات حضرت رسول(ص) نیز ذکر شده است.[۳۵]

گفتنی است که در کنار این شوخی کلامی، باید به دنبال معارف ناب آن بود که بدین بهانه این بزرگواران می خواهند خود را به ما بشناسانند.

در زیر عبارات عربی و ترجم بخشهایی از این حدیث شریف را می آوریم:

«روزی امیرالمؤمنین علی(ع) همراه حضرت فاطمه(ع) به صحرا رفتند و در آنجا در حال تناول خرما بودند که امیرالمؤمنین(ع) به شوخی فرمودند: «یا فَاطِمَهْ! إِنَّ النَّبِی(ص) یحِبُّنِی أکثرَ منک؛ یا فاطمه! به درستی که پیامبر(ص) مرا از تو بیش تر دوست می دارد.» حضرت زهرا(ع) فرمودند: «وَا عَجَبَاهُ منک! یحِبُّک أکثَرَ مِنِّی وَ أنَا ثَمَرَهُ فُؤَادِهِ وَ عُضوٌ مِن أعضَائِهِ وَ غُصنٌ مِن أغصَانِهِ وَ لَیس لَهُ وَلَدٌ غَیرِی؛ شگفتا از تو! تو را از من بیش تر دوست می دارد، در حالی که من میوه دل و عضوی از اعضا و شاخه ای از شاخه هایش هستم و غیر از من فرزندی ندارد؟» حضرت علی(ع)فرمودند: ای فاطمه! اگر مرا تصدیق نمی کنی، بیا نزد پدرت(ص) برویم. آنگاه هر دو نزد پیامبر(ص) شتافتند. حضرت فاطمه(ع) پیش رفت و عرض کرد: ای رسول خدا! کدام یک از ما نزد شما محبوب تریم؛ من یا علی؟

پیامبر(ص) فرمودند: «أنتِ أحَبُّ إِلَیَّ وَ عَلِیٌّ أعَزُّ عَلَیَّ مِنک؛ تو برای من دوست داشتنی تر هستی و علی(ع) از تو نزد من عزیزتر است.»

در آن حال امام علی(ع) فرمودند: آیا به تو نگفتم؟ من پسر فاطمه [بنت اسد] صاحب تقوا و پرهیزگاری هستم.

– و من دختر خدیجه کبرا هستم.

– و من پسر آنم که صفا را بنا نهاد.

– من دختر آنم که او را در شب معراج به سدره المنتهی بردند.

– و من افتخار پرچم اسلامم.

– و من دختر آنم که در شب معراج به قرب حق نزدیک شد و کلام الهی را دریافت کرد و نسبت قرب او به پروردگارش به فاصله دو تیر کمان؛ بلکه کم تر از آن رسید.

– من فرزند زنان پاکم.

– من نیز دختر زنان صالح و با ایمانم.

– من آنم که جبرئیل خدمتکار من است.

– و من آنم که فرشته راحیل در آسمان با من سخن گفت و فرشتگان گروه گروه مرا خدمت کرده اند.

– و من آنم که در جایی بلندمرتبه (خانه کعبه) متولد شدم.

– و من آنم که عقدم در مقام رفیع اعلی بسته شد و اقتدارم در آسمانها جلوه گر گشت.

– من آنم که پرچم پرافتخار اسلام همیشه در دست من بوده است.

– و من دختر آنم که به آسمانها عروج کرده است.

– من فرزند صالح ترین مؤمنانم.

– و من دختر آخرین پیغمبرانم.

این گفتگو و ملاطفه ادامه پیدا کرد تا حضرت علی (ع) فرمود: «وَ أنَا الَّذِی جعَلَ اللَّهُ نَفسِی نَفسَ مُحَمَّدٍ حَیثُ یقُولُ فِی کتَابِهِ العَزِیزِ: (وَ أنفُسَنا وَ أنفُسَکم)[۳۶]؛ من آنم که خداوند جان مرا جان محمد(ص) دانسته، آنجا که فرموده است: جان ما و جان شما.»

حضرت فاطمه(ع) عرض کرد: «وَ أنَا الَّذِی قَالَ فِی: (أبناءَنا وَ أبناءَکم وَ نِساءَنا وَ نِساءَکم)؛ من آنم که خداوند در قرآن عزیز درباره ام فرمود: فرزندان ما و فرزندان شما، و زنان ما و زنان شما.»

این گفتگو ادامه یافت تا حضرت علی (ع) فرمودند: «وَ أنَا بَعدَ الرَّسُولِ خَیرُ البَرِیهِ؛ من آنم که بعد از رسول خدا(ص) بهترین خلق خدایم.»

حضرت فاطمه(ع) عرض کرد: «أنَا البَرَّهُ الزَّکیهُ؛ من پاک ترین زن نیکو کردارم.»

در اینجا بود که رسول خدا(ص) به دخترش فاطمه(ع) فرمود: «لَا تُکلِّمِی عَلِیاً فَإِنَّهُ ذُوالبُرهَانِ… فَهُوَ الشفَاعَهُ یوم القیامَهِ؛ در مقابل علی(ع) سکوت کن که او صاحب برهان است… علی(ع) صاحب شفاعت بزرگ در روز قیامت است.»

حضرت فاطمه(ع) عرض کرد: «وَ أنَا خَاتُونُ یومِ القِیامَهْ؛ و من هم خاتون بزرگ صحرای محشرم.»

پس در این هنگام حضرت زهرا(ع) به رسول خدا(ص) عرض کرد: «لَا تُحَامِ لِابنِ عَمِّک وَ دَعنِی وَ إِیاه؛ پسر عمویت را حمایت مکن و من و او را به هم واگذار.»

– «یا فَاطِمَهُ، أنَا مِن مُحَمَّدٍ عُصَبَتُهُ وَ نُخبَتُهُ؛ ای فاطمه! من نسبت به محمد(ص) چونان رگ و پی اویم.»

– «وَ أنَا لَحمُهُ وَ دَمُهُ؛ من هم گوشت و خون اویم.»

– «أنَا الصُّحُفُ؛ من کتابهای آسمانی ام.»

– «وَ أنا الشرَفُ؛ من شرافت آفرینشم.»

این گفتگو در محضر پیامبر(ص) ادامه یافت تا اینکه حضرت به دخترشان فرمودند: «یا فَاطِمَهُ! قُومِی وَ قَبِّلِی رَأسَ ابنِ عَمِّک، فَهَذَا جَبرائِیلُ وَ مِیکائِیلُ وَ إِسرَافِیلُ وَ عَزرَائِیلُ مَعَ أربَعَهِ آلَافٍ منَ الملَائِکهُ یحَامُونَ مَعَ عَلِی وَ هَذَا أخِی رَاحِیلُ وَ دَردَائِیلُ مَعَ أربَعَهِ آلَافٍ مِنَ المَلَائِکهِ ینظُرُونَ بأعینِهِم؛ ای فاطمه! برخیز و سر پسرعمویت را ببوس که جبرائیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل با چهار هزار فرشته برای حمایت علی(ع) آمده اند و این برادرم راحیل به همراه دردائیل است که با چهار هزار فرشته آمده اند و نگاه می کنند.»

«فَقَامَت فَاطِمَهُ الزَّهرَاءُ(ع) فقَبَّلَت رَأس الإِمَامِ علِی بنِ أبی طَالِبٍ(ع) بَینَ یدَی النَّبِی(ص) وَ قَالَت: یا أبَا الحَسَنِ! بحَقِّ رَسولِ اللَّهِ (ص) مَعذِرَهً إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ إِلَیک وَ إِلَی ابنِ عَمِّک؛ حضرت زهرا(ع) برخاست و سر پسرعمویش علی بن ابی طالب(ع) در حضور پدر بوسید و فرمود: ای ابوالحسن! به حق رسول خدا(ص) از خدا و از شما و از پسرعمویت رسول خدا(ص) معذرت می خواهم.»

«فوَهَبَهَا الإِمَامُ(ع) وَ قَبَّلَت یدَ أبِیهَا؛ پس امام علی(ع) نیز حضرت فاطمه(ع) را مورد بخشش و تفقّد قرار داد و دستان پدر او را بوسید.»[۳۷]

زلزله گوش به فرمان مولا

در عهد ابوبکر زلزله ای آمد و مردم فزع کنان و با شیون نزد ابوبکر و عمر آمدند، دیدند آن دو نیز با فزع و جزع به محضر علی(ع) آمده اند، مردم نیز خود را به درِ منزل حضرت علی(ع) رساندند، علی(ع) از منزل خارج شد و به طرف مردم آمد، در حالیکه از آنچه مردم به خاطرش وحشت زده و محزون بودند، اندوهی نداشت و غمگین نبود. امام(ع)حرکت کرد و مردم هم به دنبال حضرت به راه افتادند، حضرت رفت تا به تپّه ای رسید و بر بالای آن نشست و مردم، اطراف تپّه قرار و آرام گرفته و چشم به دیوارهای شهر دوخته و وحشت زده می دیدند که دیوارها می جنبند و در حال رفتن و آمدن هستند.

حضرت به آنها فرمود: گویا از آنچه می بینید به هول و وحشت افتادید؟ عرضه کردند: چگونه هول و وحشت نداشته باشیم و حال آنکه هرگز مثل این صحنه را ندیده ایم.

حضرت فاطمه(ع) می فرماید: «فحَرَّکَ شَفَتَیْهِ ثُمَّ ضَرَبَ الْأَرْضَ بِیَدِهِ ثُمَّ قَالَ مَا لَکِ اسْکُنِی فَسَکَنَتْ فَعَجِبُوا مِنْ ذَلِکَ أَکْثَرَ مِنْ تَعَجُّبِهِمْ أَوَّلًا حَیْثُ خَرَجَ إِلَیْهِمْ قَالَ لَهُمْ فَإِنَّکُمْ قَدْ عَجِبْتُمْ مِنْ صَنْعَتِی قَالُوا نَعَمْ قالَ أَنا الرَّجُلُ الَّذِی قَالَ اللَّهُ إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها فَأَنَا الْإِنْسَانُ الَّذِی یَقُولُ لَهَا مَا لَکِ یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها إِیَّایَ تُحَدِّثُ؛ امیرالمؤمنین(ع) دو لب مبارک را حرکت داده و سپس دست بر زمین زده و فرمود: تو را چه می شود آرام باش. زمین آرام گرفت، مردم بیش از آن وقتی که حضرت از منزل خارج

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *