تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل واکنش ها به تخریب بقاع بقیع (۲) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل واکنش ها به تخریب بقاع بقیع (۲) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل واکنش ها به تخریب بقاع بقیع (۲):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل واکنش ها به تخریب بقاع بقیع (۲) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل واکنش ها به تخریب بقاع بقیع (۲) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل واکنش ها به تخریب بقاع بقیع (۲) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل واکنش ها به تخریب بقاع بقیع (۲) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل واکنش ها به تخریب بقاع بقیع (۲) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل واکنش ها به تخریب بقاع بقیع (۲) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل واکنش ها به تخریب بقاع بقیع (۲) :

بقیع در غربت

سرانجام وهابی ها با تحکیم پایه های قدرت خود و به رسمیت شناخته شدن از سوی قدرت های بزرگ آن زمان، روز ۸ شوال ۱۳۴۴ ق برابر با ۳۱ فروردین سال ۱۳۰۵ش به سرکردگی عبدالعزیز بن سعود به دنبال اشغال مکه مکرمه به مدینه منوره روی آورده و پس از محاصره این شهر و بیرون راندن مأموران عثمانی، مدینه را تصرف کرده و قبور ائمه بقیع و آثار موجود در این قبرستان را تخریب و تمامی جواهرات و نفایسی را نیز که بزرگان و سلاطین مسلمان و متولیان در طول قرون به ضریح مقدس ائمه: هدیه داده بودند، به غارت بردند.

در این یورش، برخی قبور دیگر همچون قبر حضرت عبدالله پدر پیامبرخدا(ص) را نیز تخریب کردند، اما با توجه به حساسیت قبر پیامبرخدا(ص) و به دلیل تبعات و عواقب آن، از تخریب بارگاه آن حضرت خودداری نمودند (روزشمار تاریخ معاصر ایران، ج۶، ص۴۸ و ۴۹).

ریشه یابی حملات وهابیان به مکه و مدینه

آنچه وهابیان در طول تاریخ حیات خود انجام داده اند، تنها انگیزه دینی و برخاسته از مکتب انحرافی آنان نداشته، بلکه روحیه توسعه طلبی، تجاوزکاری و غارتگری را می توان منشاء اصلی این اقدامات دانست. به عنوان مثال وهابی ها در حمله به کربلا صبح روز عید غدیر یعنی۱۸ ذیحجه۱۲۱۶ق درحالی که مردم شهر برای تجدید بیعت با امیر مؤمنان علی(ع) به نجف اشرف رفته بودند، به فرماندهی «سعود» با حدود ده یا دوازده هزار نفر به کربلا حمله کردندو براساس گزارش مورخان نزدیک به پنج هزار نفر از ساکنان شهر، زائران و جمعی از اتباع ایرانی را با ندای «اقتلوا المشرکین»، «واذبحوا الکافرین» سربریدند (موجانی، تقاریر نجد، ص۸۲).

منابع تاریخی وهابیان نیز بر این واقعه صحّه گذاشته، اعتراف کرده اند که کشته شد گان مسلح نبوده و اکثر آنان در خانه ها و بازار به فجیع ترین شکل به قتل رسیده اند (همان). سپس آنان به حرم امام حسین(ع) حمله کرده، مناره ها و گنبد را تخریب و درهای صحن را شکستند و وارد رواق و روضه شدند، آجرهای طلا را از گنبد به سرقت برده، ضریح و صندوق مقدس روی تربت را شکستند و هر آنچه از طلا و نقره و اشیاء گران قیمت یافتند، تاراج کردند.

آنها علاوه بر جنایات فوق، به مجموعه بی نهایت با ارزش نسخه های خطیو مصاحف شریف موجود در روض حسینی نیز دستبرد زده و به نوشته سلمان هادی آل طعمه ۲۷۲ نسخه نفیس و از جمله قرآنی منسوب به حضرت سجاد(ع) که با خط کوفی کهن بر پوست آهو کتابت شده بود را به غارت بردند (همان، ص۸۴ و ۸۵) از این اقدام وهابیان قطعاً می توان به عنوان جنایت جنگی و نسل کشی یاد کرد.

وهابی ها به هرجا پا می گذاشتند جز تخریب و آدم کشی کاری نمی کردند. در ۲۵ شوال سال ۱۲۱۷ق، وقتی به طائف رسیدند، گنبد و مزار عبدالله بن عباس را تخریب کرده جمع زیادی از اهالی را کشتند و اموال آنان را به یغما بردند، زمانی هم که به مدینه آمدند بخشی از مسجد شریف حضرت حمزه که بیرون قلعه مدینه بود را تخریب کرده، ضریح آن حضرت را شکسته و چلچراغ و قالیچه و اشیای مسی و پرده های گران قیمت آنجا را غارت کردند.

مرقد شریف «علی العُریضی» فرزند امام صادق(ع) در نزدیکی مدینه آن زمان را نیز تخریب و در مقبره را سوزاندند و تابوت شریف آن حضرت را شکستند. وهابی ها در همان سال (۱۲۱۷ ق)، پس از اشغال مکه مکرمه، مقام مولد النبی (ص) و گنبدهای شریفه و گنبد مقام وحی و گنبد تربت شریفه خدیجه کبری و گنبدهای سایر مقابر و مزارها را منهدم و کسوت مقام ابراهیم(ع) را برداشته همراه بردند (موجانی، تقاریر نجد به نقل از اسناد بایگانی نخست وزیری ترکیه، ص۹۴).

در گزارش دیگری آمده است که سعود در سال ۱۲۲۲ق پس از فتح مکه، به مدینه آمد و با جسارت تمام به صورت مسلّح وارد مقبره پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) شد و ذخایر خزانه نبوی را غارت کرد. در میان آثار تاراج شده، تاج منسوب به کسری انوشیروان پادشاه ساسانی بود که اعراب پس از فتح مدائن، آن را به دست آورده بودند و شمشیر هارون الرشید خلیفه عباسی، هدایای سلاطین هند و دیگر تزئینات قبّه که همگی آنها را به تاراج بردند!

بنا به روایت نویسنده «لمع الشهاب»، گنبد و عمارت مضجع حضرت زهرا(ع) و گنبد و عمارات مزارات ائمه بقیع: شهدای احد و حتی مقبره خلیفه سوم عثمان نیز در این سفر، از ویرانی به دستور سعود بر کنار نماندند (همان، ص۱۱۷).

اظهار نظر برخی از همراهان سعود بن عبدالعزیز هنگام غارت اموال حرم نبوی به نام های: عبدالله بن مطلق، غصاب، حباب، احمد الحنبلی و ابراهیم بن سعید حاکی از آن است که سعود بخشی از اموال غارت شده را داخل صندوقی نزد دخترش در درعیه به ودیعت نهاده و بخش قابل ملاحظه ای را نیز به شریف غالب، شریف مکه فروخته است! شریف نیز این بخش از آثار را از طریق داماد خود «محمد عطاس» به هند منتقل و در آنجا به فروش رسانیده اند (موجانی، تقاریر نجد، ص ۱۵۱ و ۱۵۲ به نقل از اسناد بایگانی نخست وزیری جمهوری ترکیه).

به روایت «جونز» صندوقچه ای کوچک از جنس عاج، همچون جعبه جواهر، که در آن سه قرآن دست نویس مزین به یاقوتی روی جلد، سیصد مروارید زیبا و زمردی که به زنجیر طلا آویخته بود را عبدالله بن سعود از این مجموعه با خود به قاهره بردو تحویل «محمدعلی پاشا» خدیو مصر نمود که وی نیز آن را به همراه اُسرا به استانبول فرستاد (همان، ص۱۵۲ به نقل از جونز، ص۳۹۶).

آدم افندی در سندی که مربوط به اواخر ۱۲۱۵ق است درگزارشی از مدینه می نویسد: … شورشی به نام «بدای» از طرف شورشی عبدالعزیز سعود، به همراه جمع وافری به جانب مدینه منوره تعیین و اعزام و تمام اطراف را تابع خود کرده، ضمن محاصره و قطع طریق مدینه منوره، پوشش مرقد شریف حضرت سیدالشهداء سیدنا حمزه را غارت و تعدادی مصاحف شریف موجود در آنجا را پاره و به اطراف و اکناف خسارات متعددی وارد کرده… (همان، ص۲۳۱).

برخی گزارش های ذکر شده مربوط به قبل از سقوط کامل مدینه، و برخی دیگر پس از ورود و تصرف کامل شهر توسط وهابی ها است از مجموع گزارش ها به خوبی معلوم می شود که سعودی ها و وهابی ها هرگز اعتقادی به اسلام نداشته، تمامی اقدامات آنان در راستای افکار منحط و توسعه طلبانه آنان صورت عمل به خود گرفته و جز مطامع دنیوی، استبداد، ظلم و تجاوز به حقوق دیگران هدف دیگری نداشته اند. هرچند با حربه ریا و تزویر به تمامی جنایاتو غارتگری های خود، رنگ و بوی دینی داده و تا به امروز هم، همان روش ها و سیاست ها را دنبال می کنند که نمونه های آن را در سوریه، یمن، عراق، افغانستان، نیجریه و برخی مناطق دیگر مشاهده می کنیم. آنها به نام اسلام، انسان های بی گناه را سر بریدند، خانه های مردم را غارت کرده اموال آنان را به یغما بردند، افرادی را زنده زنده در آتش سوزاندند، زنان و دخترانی را به اسم اسیر جنگی به کنیزی گرفته به فروش رساندند و یا به اسم جهاد نکاح آنان را به فساد کشاندند.

اعزام نماینده ایران به عنوان حافظ منافع به حجاز

با توجه به حوادث پیش گفته، وزارت امور خارجه ایران در نامه ای به رئیس الوزراء اعلام می کند که طبق راپرت سرکنسول شام از وضعیت سیاسی حجاز، لازم است یک نماینده به عنوان حافظ منافع ایران به آنجا اعزام شود (روزنامه اقدام، سال ۱۳۰۵ش، ۲۰ اردیبهشت، ص۲).

در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۰۵ هیأت وزیران مصوب می کند که آقایان میرزا فرج الله خان مستنصر و حبیب الله هویدا از قاهره و شام به دستور پادشاه برای ملاقات با ابن سعود و اجرای تعلیمات تهران به مکه مکرمه عزیمت نمایند و مبلغ دو هزار تومان نیز به عنوان هزینه سفر برای آنان تصویب می کنند (سازمان اسناد ملی ایران، سند شماره ۱۲ ۳۱۰۰۰۱۳۱۸)

اعتراض ها دوباره اوج می گیرد

با انتشار تخریب کامل قبور در بقیع و اماکن دیگر، بار دیگر دروس حوزه هاو نمازهای جماعت علما در نجف و کاظمین تعطیل می شود و علما و بزرگان تلگراف هایی به شاه ایران، افغانستان و مقامات هندوستان مخابره و درخواست رسیدگی به این موضوع مهم را نموده اند.

روز یکشنبه اول خرداد ۱۳۰۵ش مردم نیم ساعت به غروب مانده در صحن مطهر کاظمین تجمع نموده، نامه میرزا علی اکبر همدانی مقیم مدینه را برای حاضران قرائت و سپس با دعا و انابه به ساحت مقدس ولی عصر[ متوسل می شوند (سازمان اسناد ملی ایران، سند شماره ۶۶ -۳۱۰۰۰۳۱۸).

ویس قونسول دولت ایران در نجف در گزارش خود مورخ ۱۷ /۳ /۱۳۰۵ش خطاب به وزیر امور خارجه ایران چنین می نویسد: نظر به اخبار منتشره که وهابی ها در مدینه منوره، قبور ائمه اطهار: را خراب نموده اند، از اول خرداد تمام دروس و نمازهای جماعت را حجج الاسلام تعطیل نموده اند.

شب گذشته که چهار شنبه بود، جمعی از علما و اهالی در مسجد سهله جمع شده، مشغول سوگواری و ندبه و ختم بودند، تلگرافات از طرف حجج الاسلام ایرانی به مرکز و سایر مجامع اسلامی مخابره نمودند و آقایان حجج الاسلام با همدیگر هم رأی و متفق نیستند. اطلاعاً معروض گردید.

متن کامل گزارش تجمع در صحن کاظمین به این شرح است:

مقام منیع وزارت جلیله امور خارجه

آقایان علمای کاظمین به واسطه خبری که راجع به اقدام ابن سعود و اتباع او در خراب کردن قبور ائمه بقیع به ایشان رسیده است، از دو روز قبل نماز[های] جماعت را ترک و گویا به پیشگاه اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاهی. .. و افغانستان و هندوستان و سایر مقامات عالیه تلگرافات عدیده کرده اند و مدرک آنها هم مکتوبی است که میرزاعلی اکبر همدانی مقیم مدینه، به حاج عبدالرحیم اصفهانی مقیم شام نوشته و در ضمن از او خواهش کرده است که مراتب را تلگرافاً به نجف اشرف و طهران اطلاع بدهد. سواد مکتوب میرزا علی اکبر را به انضمام صورت تلگرافات او، اینک برای ملاحظه و استحضار خاطر اولیای آن مقام منیع تقدیم می دارد.

عجالهً این فقره در کاظمینبه و بغداد میان اهل تشیع اثرات خیلی بدی بخشیده ولی از نجف اشرف هنوز خبری نرسیده است. حضرت حجه الاسلام آقای حاج شیخ العراقین چند روز قبل در بغداد بوده و احتمال می دادند که این خبر مقرون به حقیقت باشدو عین مکتوب مدینه و سواد تلگرافات را نیز به همراه خود به نجف بردند که به نظر حضرات حجج اسلام دامت برکاتهم برساند.

روزنامه «.. البغدادیه) اینجا هم که عین آن لَفّاً تقدیم شده شرحی نوشته است که تقریباً صحت وقوع این امر را تایید می کند از جمله می نویسد: پادشاه مصر با قبول شروط ثلاثه ابن سعود، اجازه داده است که محمل مصری به حجاز حرکت کند و البته این شروط بی مدرک نبوده است.

مجدداً معروض می دارد از قرار راپرتی که اخیراً از کاظمین رسیده است آقایان علمای عظام و اهالی کاظمین، پریروز و دیروز را نیم ساعت به غروب مانده در صحن مطهر کاظمین اجتماع و روز اول مکتوب میرزا علی اکبر همدانی را به عموم ابلاغ و روز دوم دعا خوانده و متوسل به امام عصر(عج) شده اند.

اطلاعاً معروض داشت.

کفیل جنرال قونسولگری دولت علیه ایران در عراق عرب اعلم

متن نامه آقای شیخ علی اکبر همدانی مقیم مدینه نیز به این شرح است:

صورت مکتوبی است که از مدینه منوره از طرف حضرت آقای شیخ علی اکبر همدانی به این داعی رسیده:

به عرض می رساند:

ان شاء الله خداوند متعال، وجود شریف حمیده خصال سرکار را، با تمامآقا زاده ها و متعلقین، در کنف حمایت خود از کافه آفات وعاهات محافظت فرماید. بعد از ادآء مراسم دعاگویی معروض محضر محترم می دارد: چندین روز قبل، اخبار مدینه را مفصّلاً به عرض سرکار رسانیدم مع ذلک مکرراً عرضه می دارم تا خوب مطلع شوید.

عرض می شود، الیوم تمام حجاز در تصرف ابن سعود فعّال مایشاء است، احدی از اعراب بدویّه و حربیّه، قدرت بر مخالفت و عصیان ندارد، امرش نافذ و مجری است، چند روز قبل قاضی القضات ایشان از جهت اجرای احکام مذهب خود که حنبلی است و لذا در مجلسی به تمام علماء مدینه گفته، زیارت تمام قبور بدعت و شرک و حرام است و به اتفاق مذاهب اربعه باید خراب کنیم و محو نمائیم آثار قبور را و لذا مدت بیست روز و زیادتر است که ممنوع شدیم از زیارت ائمه بقیع: و سایر قبور مبارکه، ابواب کلّهم مسدود است، عسکریین اخوان، که اتباع ابن سعود می باشند در حرم حضرت رسول(ص) ایستاده اند [و] مردم را منع می نمایند از زیارت حضرت زهرا(ع) و نزدیک شبّاک رفتن علماء مدینه «فی بدوء الأمر کلّهم» موافق نشدند با قاضی القضات و کاغذ را مهر نکردند.

بعد از چند روز به قوّه جبریّه و بعضی را به رشوه و پول با خود موافق نمود و از همه علما امضا [گرفته] و حکم شد بر عدم جواز مشروعیت قبور و مسح أبدان به آنها و توسل جستن و شفیع قرار دادن و قرائت زیارت و بعدالاتفاق امر شد بر انهدام و تخریب قبور شریفه و لذا عسکر آمد با چندین نفر، فرش های قبورشریفه که در بقیع است [را] بردند الآن چند روز است زینت و فرش و چراغ های ائمه بقیع: را بعد از اینکه تمام اسباب های حرم را بردند خراب می کنند، به تمام بناها امر شده که خراب نمایند. حال بر هرکسی که غیرت اسلامیّت دارد و خود را محبّ امیرالمؤمنین و اولاده الطاهرین: می داند، بر او لازم است در این مصیبت عظمی سعی و جدّ وجهد اکید نمایند.

شاید اتفاقی بین جمیع مسلمین که رعیّت هر دولتی هستند بشود و از دولت خود بخواهند رفع و دفع این فتنه [نمایند] ایرانی از دولت ایران بخواهند، افغانی از دولت افغان، امروز که هشتم شوال است مصیبت عظمی واقع شد، شروع نمودند به خراب نمودن قبرهای شریفه، به تمام علماء عتبات اطلاع دهید این صورت تلگراف را بزنید به کاظمین، بغداد، من المدینه الی حجج اسلام سید حسین و غیره عظم الله اجورکم بمصیبه رسول الله و اهل بیته، الوهابیون خربوا قبور الشریفه منتظر اقدامات و جواب کاغذ شریفه هستم ایام عزت مستدام.

شیخ علی اکبر همدانی

اعتراض شیعیان بنارس

در همین زمینه تلگرافی از سوی محمد سجاد رئیس جلسه عمومی از بنارس هند به کنسولگری ایران مخابره می شود که متن آن به این شرح است:

شیعیان بنارس در یک جلسه عمومی اجتماع کرده و با نهایت غم و اندوه بر فجایع قلب گُسل مرتکبه از طرف نجدی ها بر خطّه مکرّمه حجاز، یعنی خراب کردن مزار دختر پیغمبر (براساس نقلی گفته شده که فاطمه زهرا(ع) در بقیع مدفون شده اند) و چهارتن از ائمه و عباس عمّ الرسول و منع اجرای مراسم دینی، که کلیّه مسلمین جهان را عموماً و شیعیان را خصوصاً، مرتعش ساخته است نگریستهو اقدامات آنها را انتقاد نموده و به موجب حدیث موثقه آنها را رافضی دانسته و تصمیم گرفته اند اجازه ندهند حتی یک لحظه هم اماکن مشرّفه را در دست داشته باشند.

حاضرین این جلسه که اتباع صادق دولت انگلیس هستند از آن دولت و دول ایران، افغان و انقره (آنکارای فعلی پایتخت ترکیه)، تقاضا دارند که اهمیت این وقایع و اعتقاد آنها را به این اماکن متبرکه و مقابر ائمه در نظر گرفته و اهتمام در جبران این واقعه بنمایند. حاضرین نفرت و عدم اعتقاد خود را از نقطه نظر اسلامی نسبت به نمایندگی های خلافت و جمعیّه العلماء که به حجاز رفته و مؤتمر اسلامیه که در حجاز تشکیل خواهد شد اظهار و اعلام می دارد. (آرشیو اسناد وزارت امور خارجه، 1305k30.p3.462 -464).

جنایات سعودی ها ادامه می یابد

سعودی ها نیز بی توجه به اعتراض های مردمی، به دنبال توسعه افکار انحرافیو متحجراّنه خود هستند. روزنامه شفق سرخ در تاریخ ۲ /۳ /۱۳۰۵ ش، خبری را منعکس کرده که به موجب آن امیر نجد و سلطان حجاز ابن سعود، قائد و رئیس وهابی هابه قبایل و ایلات عرب سوریه ابلاغیه فرستاده و قبایل عرب را به پذیرش مذهب وهابی دعوت کرده است (روزنامه شفق سرخ، سال ۵، شماره ۵۱۳، ص۴).

اقدام مجدّد علمای بزرگ نجف

در تاریخ ۴ /۳ /۱۳۰۵ش، حضرات آیات عظام سید ابوالحسن اصفهانیو محمدحسین غروی نایینی از نجف خطاب به آقایان امام جمعه خویی و سید محمد بهبهانی ارسال و در آن از علمای شیعه ایران و ملت و حکومت ایران استمداد طلبیده اند، در بخشی از این نامه آمده است:

… قاضی وهابی به هدم قبه و ضرایح مقدسه ائمه بقیع حکم داده، هشتم شوال تخریب [صورت گرفته] و من بعد معلوم نیست با حکومت مطلقه چنین زنادقه وحشی به حرمین [بر سر حرمین چه آید]، اگر از دولت علّیه و حکومت اسلامیه علاج عاجل نشود «علی الاسلام السلام» (روزنامه اقدام، ۶ /۳ /۱۳۰۵ش، ص۲).

به دنبال وصول تلگراف آیات نجف، امام جمعه خویی مدیران جراید تهران رابه منزل خود دعوت نموده، تلگراف واصله را برای آنان قرائت و از عامه مسلمین می خواهد به این موضوع مهم توجه نموده، احساسات اسلامی و تنفر ملی خود را ابراز نمایند (مکی، تاریخ بیست ساله ایران، ج۴، ص۸۶).

روزنامه اقدام در شماره ای که پس از انتشار تلگرام، منتشر شده یعنی ۸ /۳ /۱۳۰۵ش صفحه دوم به تحلیل و بررسی تخریب بقیع و رفتار ابن سعود و وهابی ها پرداخته می نویسد:

جمعی آن حادثه را به خونسردی تلّقی و تصوّر نمودند که منشأ آن سیاست دیگران یا تبلیغ دشمنان وهابی است و حال آن که قضیه مزبوره در عداد شایعات نیست، زیرا از بیانات ابن سعود که چندی قبل در اخبار خارجه منتشر شده بود مفهوم می شود که به حجاج اجازه زیارت مقابر مشرفه داده نشده و بعید نیست که پس از این منع به چنین عمل ناپسندیده مبادرت کرده باشد. در این سرمقاله به ساده انگاری ایران نسبت به ابن سعود هم پرداخته شده می نویسد:

ما قبل از این گمان می کردیم که این حکومت بدوی ساده، در امور مذهبیو عقاید اقوام مختلفه اسلام مداخله نمی کند. اینک می بینیم برخلاف انتظار، لطمه بزرگی به احساسات یک ملّتی وارد کرده که هنوز آن ملّت به سقاخانه معتقد است تا چه رسد به قبور اولیا و ائمه اطهار! (روزنامه اقدام، مورخ ۸ /۳ /۱۳۰۵، ص۲)

تجمعی دیگر

روز چهارشنبه ۱۱ /۳ /۱۳۰۵ شمار زیادی از علما و پیشنمازان و تجار و اصناف در منزل امام جمعه تهران اجتماع کرده به اقدام وهابیون در هتک حرمت حرمین شریفین اعتراض نمودند، امام جمعه، مدرس، بهبهانی و افجه ای هم سخنرانی کردند در این مراسم برقرار پیشین تأکید شد که کمیسیونی مرکب از آقایان: امام جمعه تهران، بهبهانی، آیت الله زاده خراسانی، حاج میرزا محمدرضا کرمانی، سیدحسن مدرس، امام جمعه خویی، مستوفی الممالک، وثوق الدوله، محتشم السلطنه، مشیرالدوله و احتشام السلطنه در مجلس شورای ملی تشکیل شده و موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهند.

امام جمعه خویی و جمعی از علمای دیگر، عریضه مخصوصی هم به رضاشاه نوشته، از او می خواهند تا به فاجعه مدینه و اقدامات وهابی ها رسیدگی نماید، نتیجه این نامه نگاری این است که مقرر می شود روز سه شنبه ۱۰/۳/۱۳۰۵ ش، کمیسیونی برای رسیدگی به عملیات وهابیت در قصر شاه تشکیل و چگونگی پیگیری مشخص گردد. برخی از اعضای این کمیسیون عبارتند از: امام جمعه خویی، میرزا سیدمحمد بهبهانی، امام جمعه طهرانی، سیدحسن مدرس، حاج آقا جمال الدین، میرزا محمدآقا زاده خراسانی، مؤتمن الملک، مشیرالدوله، مستوفی الممالک و وثوق الدوله… (روزنامه شفق سرخ، سال ۵، شماره ۵۱۷، ص۲).

این کمیسیون با حضور شخص رضاشاه تشکیل می شود ولی نتیجه مهمی از آن حاصل نمی گردد روزنامه شفق سرخ در این باره می نویسد:

نظر به اینکه اخذ تصمیمات مقتضی، موکول به مطالبات بیشتر و وصول اطلاعات عمیقه می باشد در جلسه، مذاکرات مقدماتی جریان داشته و تصمیم گرفته شده است که به جلسات کمیسیون ادامه داده شود تا در نتیجه تبادل نظر و مطالعات کاملو وصول راپرت هایی که از نمایندگان ایران در عراق و شامات خواهد رسید، تصمیمات مقتضی اتخاذ گردد، سپس تصمیم گرفته می شود. جلسه بعدی در عمارت مجلس شورای ملی و اتاق هیئت رئیسه منعقد گردد همان، شماره ۵۱۹، ص۲.

دومین جلسه کمیسیون رسیدگی به تخریب قبور، روز جمعه ۱۳ /۳ / ۱۳۰۵ ش، ۳ ساعت مانده به غروب در عمارت مجلس شورای ملی منعقد می گردد و در آن گزارش های واصله و نتایج تحقیقات به عمل آمده و نیز مطالعات هیأت اعزامی ایران به حجاز قرائت و تصمیم بر این می شود که به تمام علمای ایالات و ولایات تلگرام شود تا نظریات خود را نسبت به قضایای وهابی ها به کمیسیون ارجاع داشته تا باعث تسهیل اخذ تصمیمات لازمه گردد! در جلسه قبلی رضا شاه اعلام کرده بود که هر تصمیمی را که این کمیسیون راجع به واقعه مدینه طیبه اتخاذ نماید، امر به اجرای آن صادر خواهد شد (همان، شماره ۵۲۱، ص۲).

کمیسیون بی خاصیت

کمیسیون حرمین شریفین در مجلس شورای ملی، بار دیگر روز چهارشنبه مورخ ۵ /۳/ ۱۳۰۵ش، با حضور رئیس الوزراء و وزیر مالیه تشکیل و تا اوایل شب ادامه می یابد. در این جلسه محتشم السلطنه رئیس کمیسیون درخصوص تشکیل جلسه عمومی که با شرکت علما و رجال به عمل آمده بود گزارشی را ارائه می دهد لیکن هیچ تصمیم مشخصی گرفته نمی شود! (روزنامه ایران شماره ۲۱۶۴، ص۲).

دست به دامان انگلیس علیه ابن سعود!

در تاریخ ۱۳ /۳ /۱۳۰۵ ش، گزارش مهمی از طرف «لرد لوید» کمیسر عالی انگلستان در مصر به لندن ارسال شد که در آن آمده است:

وزیر مختار ایران به دستور دولت متبوعش با من تماس گرفت و درخواست کرد، دولت انگلستان بر پادشاه حجاز فشار بیاورد تا از تخریب بیشتر قبور مقدسه مدینه جلوگیری نماید، وزیر مختار ایران به خشم و انزجار عمیقی اشاره کرد که در ایران به پا خاسته است، باور عمومی کشورهای مسلمان این است که ابن سعود، دوست و متحد انگلیس است. «لوید» در پاسخ به همتای ایرانی اش به سیاست دولت انگلستان استناد کرد مبنی بر اینکه، در امور مذهبی مسلمانان دخالت نمی کند! و اینکه بهتر است این درخواست از طریق نماینده انگلیس در تهران پیگیری شود تا از طریق من!

شیطنت انگلیسی ها از این پاسخ کاملاً روشن است ولی وزیر مختار ایران باز اصرار می کند که خطر قریب الوقوع تخریب مقبره پیامبر(ص) هم وجود دارد، تنها مقبره ای که هنوز سالم مانده است (آرشیو ملی ایران؛ شماره سند: ۱۳۰۸۴/۱۳۹).

علمای تهران جلسه ای هم با «مستوفی الممالک» تشکیل داده در آن جلسه آیت الله مدرس از وی می خواهد با توجه به موقعیت خطیر و حساس پیش آمده، نخست وزیری را قبول کند تا بتواند موضوع اهانت وهابی ها به ضرایح مقدسه ائمه بقیع را جداً مورد تعقیب و پیگیری قرار دهد. مستوفی الممالک ابتدا امتناع ولی پساز آن، با اصرار حاضران ریاست وزرایی را می پذیرد (نیری، زندگی نامه مستوفی الممالک، ص۴۴۱).

فشار افکار عمومی به شاه و دولت روز به روز زیادتر می شود، انگلیسی ها هم اعلام بی طرفی کرده اند و تحلیل آنها این است که تأثیر ما بر ابن سعود به گونه ای نیست که بتوانیم به آن اتکاء کنیم، لذا ترک سیاست بی طرفی هم غیر عقلایی و هم خطرناک است، خصوصاً آن که ما نمی توانیم موفقیت دخالتمان را تضمین کنیم (روزشمار تاریخ معاصر ایران، ج۶، ص۱۱۵).

در گزارش نماینده انگلیس به لندن به این موضوع هم اشاره شده که فشارهای مذهبی، دولت ایران را مجبور می کند تا به ابن سعود و وهابی ها واکنش نشان دهد و نه شاه و نه دولت نمی توانند این اعتراض ها را نادیده بگیرند. سپس می افزاید: الآن شرایط اینجا به قدری تغییر کرده که گروه های مذهبی و شیعی در عمل، بدون استثناء ضدّ بلشویک و حامی انگلیس اند بنابر این دولت انگلیس می تواند از این شرایط و روحیات مذهبی به سود خود بهره ببرد (همان، ص۱۱۴).

سومین جلسه کمیسیون دفاع حرمین شریفین

عصر روز ۱۵ خرداد سال ۱۳۰۵ش، سومین جلسه کمیسیون با حضور علما و رجال سیاسی درباره فاجعه مدینه و حادثه بقیع تشکیل گردید، در این جلسه تلگراف های شخصیت های بعضی ولایات قرائت و بررسی شد و مقرر گردید در کلیه بلاد ایران، مجامع اسلامی مرکب از علما و محترمین تشکیل و مطالعات لازمه در قضیه مؤلمه بقیع به عمل آید. همچنین عموم مسلمین را آگاه و مستحضر دارند که هرگونه تصمیمی از طرف کمیسیون اتخاذ گردد به عموم ابلاغ و به موقع به اجرا گذاشته خواهد شد همچنین مقرر گردید جلسات آتی، روزهای شنبه، سه شنبه و پنج شنبه هفته بعد برگزار شود (روزنامه شفق سرخ، سال ۵، شماره ۵۲۲، ص۲).

سانسور اخبار مربوط به بقیع در جراید

در تاریخ ۱۶ /۳ /۱۳۰۵ش، معاون وزیر امور خارجه طی نامه ای درخواست می کند که هیئتی که برای مشاوره در موضوع قضایای بقیع تشکیل می شود و در جلساتی که منعقد خواهد شد یکنفر شخص بصیر از اعضای وزارت امور خارجه نیز حضور به هم رساند که اگر اقدامی می شود با نظر دولت تطبیق گردد…

همچنین محمود جم از طرف رئیس الوزراء به اداره تشکیلات نظمیه، نامه ای به این شرح مرقوم می دارد:

در موضوع قضایای بقیع، هیئت مشاوره راجع به این کار تقاضا نموده انددر جراید چیزی بدون اطلاع آنها راجع به این مطلب درج نشود از همین قراربه مأمورین سانسور دستور دهید که مدیران جراید را آگاه کرده و به آنها تذکر بدهد که هرچه در این باب می خواهند در جرای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *