تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟ یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟ شامل 47 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟ را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟ با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟ بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟ با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟ وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟ با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟ مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟ :

رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم شرایط امروز کشورمان را این چنین توصیف کردند: «یک روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید که با شِعب ابی طالب و محاصره ی اقتصادی مسلمآنها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاه های بدمحاسبه گر خیال می کنند ما امروز در شرائط شِعب ابی طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابی طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم»[۱] اما شرایط بدر و خیبر با شرایط شعب ابی طالب چه تفاوت هایی دارد؟ حجت الاسلام والمسلمین مهدی طائب، کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام به بیان این تفاوت ها پرداخته است.

محاصره شعب ابی طالب یکی از نقاط حساس و سرنوشت ساز تاریخ اسلام است. لطفاً درباره چرایی وقوع این محاصره و اثرات آن توضیح دهید.
خدای متعال در قرآن به مسلمانانی که در مواجهه با فضای عملیات روانی دشمن قرار داشتند – دشمنی که می کوشید مؤمنین را مأیوس کند و آنها را به این باور برساند که راهی جز تسلیم ندارند و مقاومت یا اقدامات تقابلی یا تهاجمی شان بی اثر است- می فرماید «و اذکُرُوا»؛ به یاد آورید که «إذ أنتُم قلیلٌ» شما کم بودید و اصلاً قدرتی نداشتید و «یتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ»[۲] مشرکان شما را مثل دانه از زمین برمی داشتند، زیر پا لگدمال می کردند و اگر بادی می آمد، مانند همان دانه ی بی ارزش، در هوا این طرف و آن طرف می شدید. به یاد بیاورید که خداوند متعال شما را زیاد کرد تا این که به نیرویی تبدیل شده اید که دیگر دشمن روی شما حساب می کند. پس معلوم می شود، مؤمنینی که کنار رسول الله صلوات الله علیه و آله بودند، دوران ضعف بسیار مأیوس کننده ای را سپری کردند که اگر خدای متعال در معادله ی آن دوران نبود، از بین رفتن آنها حتمی بود.
اوج آن «یتَخَطَّفَکُمُ النَّاس» هنگامی بوده است که پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله در مکه بودند و همان تعداد اندک مؤمنین به ایشان، در اثر اِعمال محدودیت ها و تعرضا ت مشرکین، به حبشه مهاجرت کرده بودند. آنهایی هم که در مکه مانده بودند، یا امکان مهاجرت نداشتند یا به دلایلی مانند عدم تضعیف هسته ی دینی حاضر در مکه، صلاح نبود که مهاجرت کنند. در مکه به دلیل حضور بنی هاشم، مشرکین اجازه نمی یافتند به شخص پیامبر تعرضی کنند، چون ابوطالب که ظاهراً به اسلام نگرویده بود، به عنوان رئیس قبیله ی قریش و طایفه ی بنی هاشم، با آداب و سنن و تعصب های قومی از پیامبر صلوات الله علیه و آله محافظت می کرد. البته به غیر از این، مشرکین می توانستند سایر محدودیت ها را علیه مسلمانان اعمال کنند.
مشرکین در این مقطع یک محاصره ی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همه جانبه را علیه مؤمنین طراحی و اجرا کردند. آنها طبق این برنامه ی تحریم، تمام ارتباطات مسلمین را قطع کردند. مسلمانان که حتی از سرپناهی در مقابل گرمای تابستان محروم شده بودند، تقریباً سه سال از دارایی های خودشان خوردند و امکان فعالیت اقتصادی نداشتند، به گونه ای که در اواخر دوران شِعب ابی طالب، حتی برای بچه هایشان هم غذایی یافت نمی شد. مؤمنین در آن سه سال بسیار تکیده و فرسوده شدند؛ تا حدی که اگر محاصره شکسته نمی شد، تنها یک قدم تا مرگ فاصله داشتند.

البته موضوع این تحریم، تهدید جانی و حذف فیزیکی مسلمانان نبود؛ تنها اعمال فشار اقتصادی شدید و گرسنگی مطرح بود. وضعیت به جایی رسید که دیگر هیچ کاری از دست پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله برنمی آمد. در این وضعیت طبیعتاً جذب مردم به اسلام هم کم شد. یعنی اینهایی که پیرامون هستند، وقتی می دیدند ورود به اسلام هزینه ی خیلی بالایی دارد، خیلی اشتیاق نشان نمی دادند. البته بعضی ها هم ممکن بود بگویند که دیگر رها کنیم و برویم. پس برای یک مکتب، تهدیدی بالاتر از این متصور نیست که ریزشش بالا برود و رویشش کم شود؛ این یعنی از بین رفتن. بنابراین «یتَخَطَّفَکُم» را به حد اعلا رسانده بودند که خداوند متعال خودش وارد میدان شد و آن موریانه را مأمور خوردن و از بین بردن نامه کرد.
چرا مشرکین حاضر شدند تنها به دلیل از بین رفتن نامه، محاصره ی شعب را پایان دهند؟
در آن زمان آیه ای نازل شد و خداوند فرمود «وَ لَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ» در درگیری با اینها سست نشوید، زیرا «إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ» اگر شما در درگیری با آنها درد می کشید، آنها هم مثل شما درد می کشند و البته یک تفاوتی با هم دارید «تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یرْجُونَ»[۳] شما امیدی به خدا دارید که آنها ندارند.
در آن وضعیت سخت، یکی از منابع مالی ارزشمند برای مسلمانان، همان تجارت حضرت خدیجه سلام الله علیها و اموالش بود. مشرکین برای تکمیل محاصره شان تمام معاملات تجاری حضرت خدیجه سلام الله علیها را قطع کردند تا هیچ کس به مسلمین جنس نفروشد. در نتیجه مسلمانان مجبور بودند که اجناس را به چهار برابر و پنج برابر قیمت بخرند. ضمن این که مشرکین برای جلوگیری از دادو ستد اجناس کاروآنهای تجاری با مسلمانان داخل شعب، مجبور بودند اجناس را گران تر بخرند. وقتی اجناس را گران می خریدند، دیگر در مکه کسی خریدار این اجناس گران نبود. در نتیجه طی این سه سال، تراز مالی بسیار بالایی از مکه خارج شد.
بنابراین مشرکین احساس کردند ادامه ی این سیاست، مکه را هم دچار فقر می کند و تجار مکه هم از بین می روند. یعنی همان طور که مسلمین در شعب زیان می دیدند، تجار مکه هم زیان شدیدی را تحمل می کردند، منتها آنهایی که داخل شعب بودند، می گفتند ما خدا را داریم، اما آنهایی که بیرون بودند، هیچ اعتمادی به خدا نداشتند. لذا شعب و بیرون شعب مانند دو کُشتی گیر در حال مسابقه، نفس هایشان رو به اتمام بود و کسی برنده بود که یک قدم بیشتر مقاومت می کرد. بنابراین وقتی موریانه آن کاغذ را خورد، یک باره راهی برای مشرکین هم پیدا شد که خودشان را نجات دهند.
اگر بخواهیم به جنگ بدر بپردازیم، این جنگ یک بهانه ی اقتصادی داشت و آن هم مسدود کردن راه کاروان تجاری ابوسفیان بود. برخی شبهه می کنند که پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله راه تمامی کاروآنهای مکه را می بستند. نظر شما در این باره چیست؟
نه، این یک اشتباه تاریخی است که برخی گمان کرده اند پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله راه تجاری مردم مکه را بستند. خیر، چنین نبوده است. به این دلیل که وقتی حضرت از جنگ احد برمی گشتند، خداوند متعال به ایشان فرمان داد که برو و ابوسفیان را تعقیب کن و فقط هم با کسانی برو که دیروز در جنگ فرار نکردند. همه ی آنهایی که مانده بودند، به غیر از زخمی ها حدود هفتاد نفر بودند. حضرت که از مدینه حرکت کردند، در راه با کاروان تجاری «نائب بن مسعود اشجعی» ملاقات کردند که از شام راهی مکه بود. نایب بن مسعود مشرک بود، اما پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را دوست داشت. به ایشان عرض کرد «من از این وضعیتی که برای شما پیش آمده، خوشحال نیستم، آیا کمکی از دست من برمی آید؟» پیامبر فرمودند «در این مسیر اگر دیدی که ابوسفیان با لشگرش به سوی ما می آید کاری کن که برگردد و نیاید.» سؤال این است که نایب بن مسعود عازم کجا بود؟ مکه. چه داشت؟ آذوقه. اگر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم راه تجاری اهل مکه را بسته بود، پس این کاروان چطور از مکه به شام رفت و آمد کرده بود؟
دلیل دوم نقض ادعای فوق این است که وقتی نع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *