توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل گذری بر «مبانی، قواعد و روش تفسیری علامه بلاغی رحمه الله »؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل گذری بر «مبانی، قواعد و روش تفسیری علامه بلاغی رحمه الله » انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل گذری بر «مبانی، قواعد و روش تفسیری علامه بلاغی رحمه الله »:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل گذری بر «مبانی، قواعد و روش تفسیری علامه بلاغی رحمه الله » آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل گذری بر «مبانی، قواعد و روش تفسیری علامه بلاغی رحمه الله » با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل گذری بر «مبانی، قواعد و روش تفسیری علامه بلاغی رحمه الله » از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل گذری بر «مبانی، قواعد و روش تفسیری علامه بلاغی رحمه الله »، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گذری بر «مبانی، قواعد و روش تفسیری علامه بلاغی رحمه الله » :
کتاب “آلاء الرحمن فی تفسیر القران” اثر گران سنگ فقیه، اصولی، متکلم، ادیب، شاعر، قرآن پژوه و مفسر بزرگ و گران مایه شیعه علامه محمدجواد بلاغی است.این تفسیر در دو سال آخر عمر شریف این علامه بزرگوار (۱) نگارش یافته است.یعنی زمانی که شخصیت علمی ایشان در ابعاد مختلف به کمال خود رسیده بود و به همین دلیل آثار این کمال در جای جای این تفسیر نمایان است.
از جمله ویژگی های برجسته این تفسیر، اتقان، اختصار، دفاع از ظاهر تعابیر قرآنی در مقابل برداشت هایی با گرایش های عصری متجدد مآبانه، دفاع از شان و مقام اهل بیت علیهم السلام (ذیل برخی آیات قرآن)، دفاع از احکام فقهی شیعه (ذیل آیات الاحکام)، پرهیز از تفسیر قرآن با ذوق فلسفی و عرفانی و اجتناب از تمسک به اسرائیلیات است.
در این نوشتار به اختصار به بیان مبانی و روش تفسیری علامه بلاغی در تفسیر آلاء الرحمن می پردازیم:
مبانی تفسیری علامه بلاغی رحمه الله
مبانی تفسیری، مجموعه ای از قضاوت های کلی و اساسی پیشینی درباره قرآن است که نقشی بسزا در چگونگی تفسیر قرآن دارد.زبان قرآن، از سوی خدا بودن قرآن، تعین معانی قرآن (در مقابل نظریه ابهام ذاتی متن)، میزان دقت عبارات قرآنی و قلمرو معارف قرآن از جمله مبانی تفسیری است که بخشی از «مسائل علوم قرآنی » را در برمی گیرد.در این مقاله به بررسی برخی مبانی تفسیری علامه بلاغی در تفسیر “آلاء الرحمن” می پردازیم.
۱.از سوی خدا بودن قالب و محتوای قرآن
نقش این مبنا در چگونگی برداشت ما از قرآن روشن می شود.اگر قرآن را کلام خداوند و معجزه ای الهی بدانیم، به گونه ای متفاوت از یک متن بشری با آن مواجه خواهیم شد و انتظاری فراتر از بافته ها و ساخته های بشری از آن خواهیم داشت.
بیان برخی مبانی تفسیر همچون مبانی فوق شاید در نظر اول به جهت بداهت آن نزد مسلمانان امری کم ثمر جلوه کند، اما اشاره ای گذرا به آن با توجه به دیدگاه هایی که اخیرا در برخی محافل علمی مطرح می شود خالی از فایده نیست.شاید هیچ موضوعی در قرآن، به اندازه خدایی بودن آن تصریح و تاکید نشده است.سر این صراحت و تاکید، مواجهه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله با کسانی است که الهی بودن آن را به شدت نفی می کردند و یا مورد تردید قرار می دادند: «و آنان که کفر ورزیدند گفتند این [قرآن ] جز دروغی نیست که آن را بربافته و گروهی دیگر او را یاری کرده اند.به راستی [که با این گفتار خود ] ستم و دروغی ناروا و بی دلیل پیش آورده اند و گفتند: افسانه های پیشینیان است که هر بامداد و شبانگاه بر او خوانده می شود و او آن ها را برای خود می نویسد.بگو: این [قرآن] را کسی فرو فرستاده است که راز نهان را در آسمان ها و زمین می داند و همو آمرزنده مهربان است.» (فرقان; ۴- ۶) آیاتی همچون «فرو فرستادن این کتاب، که هیچ تردیدی در آن نیست از جانب پروردگار جهانیان است.آیا می گویند آن را خود بربافته است؟ [نه چنین نیست ] بلکه آن [سخن]، حق و از جانب پروردگار توست.» (سجده: ۲ و ۳) «و حقا تو قرآن را از سوی حکیمی دانا دریافت می داری.» (نمل: ۶) «بی تردید ما این قرآن را نازل کردیم و قطعا نگهبان آن خواهیم بود.» (حجر: ۹) در همین اوضاع و شرایط نازل شده است.مدلول روشن چنین آیاتی این است که قرآن، که نزد همه مسلمانان و مخاطبان وحی، امری شناخته شده می باشد – یعنی همان پیام الهی با الفاظ و عبارات معهود – از جانب خداوند متعال بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نازل شده است.جای تردید نیست که پیامبراکرم صلی الله علیه وآله اجازه هیچ گونه اعمال نظر و دخل و تصرفی در این پیام الهی نداشته است: «و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود کسانی که امیدی به دیدار ما ندارند می گویند: قرآنی دیگری جز این بیاور، یا آن را دگرگون کن.بگو: حق ندارم از پیش خود آن را تغییر دهم، تنها از آنچه به من وحی شده است پیروی می کنم.» (یونس: ۱۵) همچنین آیاتی که بنابر تصریح آن ها خداوند قرآن را بر پیامبر «اقراء» (۲) و «تلاوت » (۳) نموده است، مؤید همین معنا است.
اعجاز ادبی قرآن نیز علاوه بر آیات پیشین، دلیلی دیگر بر خدایی بودن الفاظ و محتوای قرآن است.خداوند حکیم هر پیامبری را معجزه ای متناسب با علوم رایج عصر خود بخشیده است تا دلیلی بر صدق ادعای نبوت او برای مخاطبان باشد.معجزه پیامبراکرم صلی الله علیه وآله در عصر شکوفایی ادب عرب، از جنس سخن است و وجه روشن اعجاز آن، قالب و محتوای بی نظیر و تقلیدناپذیر آن است.هرگونه دخالت پیامبر یا مخلوقی دیگر، عبارات قرآن را از سرحد اعجاز پایین می کشد و زمینی می کند.
هر چند اندک تاملی در مورد چگونگی دریافت پیام الهی از سوی پیامبراکرم صلی الله علیه وآله جای هیچ شبهه ای را در مورد این که محتوا و الفاظ قرآن از سوی خداست، باقی نمی گذارد، با این وجود، برخی بر این باورند که الفاظ و محتوای قرآن تراوش های روحی و فکری پیامبر است و چنین اظهار می دارند: «پیامبر صلی الله علیه وآله که همه سرمایه اش شخصیتش بود، این شخصیت، محل و موجد و قابل و فاعل تجارب دینی و وحیی بود.و بسطی که در شخصیت او می افتاد، به بسط تحربه و (بالعکس) منتهی می شد و لذا وحی تابع او بود نه او تابع وحی و هرچه آن خسرو می کرد شیرین بود و اگر بخواهیم به زبان عارفان سخن بگوییم او در اثر قرب فرائضی و نوافلی چنان شده بود که حق سمع و بصر و شم او بود و به حکم «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی » (انفال: ۱۷) کلامش کلام حق بود.او نه تابع جبرئیل که جبرئیل تابع او بود…به اشاره بگویم: کلام باری را عین کلام پیامبر دانستن بهترین راه حل برای حل مشکلات تکلم باری است » . (۴)
در پاسخ به این نظریه باید به چند نکته اشاره کرد:
۱.تصریح قرآن به خدایی بودن آن جایی برای نسبت دادن آن به غیر خدا باقی نمی گذارد.در مقابل این تصریحات، در قرآن و سنت مضمون یا تعبیری وجود ندارد که برای جمع آن ها ناچار باشیم قرآن را از پیامبر صلی الله علیه وآله بدانیم و انتساب آن به خدا را به گونه ای خلاف ظاهر، بلکه خلاف نص توجیه نماییم.
خداوند بارها این حقیقت را با تعابیر گوناگون به زبان پیامبرش جاری ساخته است که «بگو…تنها از آنچه بر من وحی شده است پیروی می کنم » (انعام: ۱۶۹) و «و آنچه را از کتاب پروردگارت بر تو وحی شده است بخوان » (کهف: ۲۷) ممکن است ظاهر تعابیری که در آن پیامبران خود را آورنده معجزه معرفی می کنند مانند «ما را نرسد که جز به اذن خدا برای شما حجتی بیاوریم.» (ابراهیم: ۱۱) مضامین مخالف قلمداد شوند، اما با اندک تاملی روشن می شود که ظهور قوی تر یا تصریح آیات دسته اول خود قرینه ای است بر این که پیامبران، تنها نقش واسطه را در آوردن معجزه الهی و ابلاغ پیام آسمانی داشته اند و انتساب معجزه یا کلام آسمانی به ایشان به همین دلیل است.
بگذریم از این که اساسا محل و موجد و قابل و فاعل اوصافی درمقابل هم هستند و بایکدیگر دریک شی ءجمع نمی شوند، مگراین که بخشی از وجود پیامبر را قابل و بخشی را فاعل و…بدانیم که دراین صورت نقشی برای خداوند درابلاغ پیام الهی باقی نخواهند ماند!
۲.در آیه شریفه «وما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی » ، نسبت رمی به خداوند تشریفی است (۵) و حمل بر نسبت تشریفی دلیل قطعی می خواهد و در مواردی از جمله مورد بحث، نه تنها دلیلی بر این حمل و توجیه نداریم، بلکه با توجه به صراحت آیات در این که اصل پیام از جانب خداست و پیامبر تنها دریافت کننده و مبلغ وحی است، جایی برای این توجیه و حمل باقی نمی ماند.
۳.از سوی دیگر، این ادعا که قرآن و به طور کلی «دین حاصل تجربه روحی و اجتماعی پیامبر است و لذا تابع اوست » (۶) با هدفی که در ارائه معجزه نهفته است، به گونه ای آشکار ناسازگار و ناهمگون است; چرا که به حکم آیات تحدی (۷) ، قرآن به سبب تقلیدناپذیری و بی همانندی دلیلی استوار بر سفارت پیامبر از جانب خداست. اما در این ادعا دین و قرآن صرفا تراوشات روحی و فکری بشری عادی است که البته چون شخصیت او در اثر عبادت رشد و تکامل یافته، به خلاف رضای حق سخنی نمی گوید. (۸)
بدیهی است چنین سخنی هر چند مورد تاییدنهایی خداوند باشد نمی تواند ادعای نبوت پیامبراکرم صلی الله علیه وآله را اثبات کند.
دیدگاه علامه بلاغی
هرچند «خدایی بودن قالب و محتوای قرآن » در گفتار علامه بلاغی به لحاظ بداهت آن به صورت یک مساله طرح نشده است، اما از اعتقاد ایشان به «اعجاز ادبی قرآن » و چگونگی تبیین «وجه دلالت معجزه » در کلام ایشان می توان دیدگاه مؤلف “آلاء الرحمن” را در این زمینه به دست آورد.
به اعتقاد علامه بلاغی، تحقق معجزه به دست پیامبران، محصول عنایت ویژه الهی و شاهدی بر صدق و عصمت آنان در ادعای نبوت ومحتوای دعوتشان می باشد. (۹)
اگر عنایت خاص الهی در کار نباشد، معجزه ای تحقق نمی یابد.پیامبر، انسان برگزیده ای است که معجزه از سوی خدا بر دست و قلب و جان او جاری شده است (۱۰) وگرنه هر چند انسان از قوای فکری و روحی بالایی برخوردار باشد، توان آوردن چیزی شبیه معجزه را ندارد. (۱۱)
قرآن نیز به عنوان معجزه پیامبراکرم صلی الله علیه وآله از همین قاعده و قانون پیروی می کند و با تمام الفاظ و محتوایش از سوی خداست.
از اعتقاد علامه بلاغی (مانند اکثر قرآن پژوهان) به اعجاز ادبی قرآن (۱۲) نیز می توان دیدگاه ایشان را مبنی بر خدایی بودن الفاظ و محتوای قرآن به دست آورد. اعجاز ادبی قرآن، علاوه بر محتوای عالی آن، به چگونگی گزینش کلمات و چینش عبارات آن بستگی دارد و همه این ها را وقتی می توان معجزه الهی قلمداد کرد که مستقیما از جانب خدا باشد و نه ساخته اندیشه و ذهن بشری که دارای شخصیتی مؤید است.
۲- معناداری و تعین معانی قرآن
از دیگر مبانی تفسیر، معناداری و تعین معانی متون دینی از جمله قرآن است.اگر معتقد باشیم خداوند در قرآن همان روش عرف و عقلا را در بیان مقاصد خود برگزیده و با مخاطب قراردادن عموم مردم مقاصد و پیام های خود را به گونه ای شفاف و به دور از ابهام و تعقید بیان نموده، در فهم معانی قرآن و کشف مراد الهی به همان قواعد محاوره عقلایی و معانی متبادر عرفی در عصر نزول رجوع خواهیم کرد.اما اگر – همچون زعم برخی – معتقد باشیم که متون دینی دارای ابهام ذاتی هستند و خداوند به صورتی حیرت زا سخن گفته تا هر کسی در خور باورها، معلومات و پیش فرض های خود به فهمی از متون دینی دست یازد و هدایتی از آن باز گیرد، فهم متون دینی ضابطه ای مشخص نخواهد داشت.اگر ضابطه ای هم در کار باشد، دایما در حال تغییر و تحول است و اساسا باید معتقد باشیم که متون دینی و از جمله قرآن، به تعداد مفسران و خوانندگان قرآن قابل تفسیر است که البته در این صورت، چیزی به عنوان تفسیر معتبر و رسمی نخواهیم داشت و….
آیا می توان پذیرفت شریعت به خودی خود سخن روشنی ندارد و تنها در اندیشه مخاطبان به سخن می آید و تنها نقش متون مقدس آسمانی حیرت افکنی در مخاطبان خود بوده است؟ !
هدف از بعثت انبیا علیهم السلام و نزول قرآن، در یک کلام هدایت انسان ها به سوی خدا و سوق دادن ایشان به خداشناسی، خداباوری و خداپرستی در اعتقاد و عمل است. سخن پیامبران الهی – حداقل به گونه ای که در قرآن از آن ها یاد شده است – سخنی صریح، روشن و بی پرده است; نفی همه طاغوت ها و عبادت خالصانه خدا و برقراری عدالت در صحنه اجتماع از آرمان های اصلی ایشان بوده است و همین سخنان صریح و بی پرده، مخالفت سرسختانه بسیاری از بت پرستان، مشرکان هواپرستان، و حتی افراد به ظاهر موحد از طرفداران ادیان پیشین را برانگیخته است.اگر آن گونه که برخی نویسندگان پنداشته اند، متون دینی و پیامبران الهی سخنی مبهم، بدون تعین و حیرت زا داشتند و شریعت، بی سخن بود، به طوری که تنها در اندیشه مفسران و معبران معنا پیدا می کرد (۱۳) این همه فتنه ها و جنگ و ستیزها و موضع گیری ها در مقابل دعوت انبیا پدید نمی آمد.علاوه بر فلسفه بعثت انبیا علیهم السلام، ظاهر و صریح آیات قرآن، و شواهد تاریخی با ادعای عدم تعین و صامت بودن آن – به معنایی که ادعا شده – ناسازگار است که در ادامه به برخی از آن ها اشاره خواهیم کرد.
رسا بودن پیام قرآن
قرآن خود به رسا بودن پیام و مقاصد این کتاب آسمانی گواهی می دهد.شاهد این مطلب، علاوه بر سیری اجمالی در عبارات قرآن، آیاتی است که زبان قرآن را «عربی مبین » معرفی می کند.نظیر: «و انه لتنزیل رب العالمین…بلسان عربی مبین…و لو نزلناه علی بعض الاعجمین فقراه علهیم ماکانوابه مؤمنین.» (شعرا: ۱۹۲- ۱۹۹) علامه طباطبایی رحمه الله در تفسیر شریف المیزان می فرماید: «معنای آیات [مزبور ] این است که ما قرآن را بر تو به زبان عربی آشکار و با دلالتی روشن بیان کردیم تا بدان ایمان آورند و به بهانه نفهمیدن مقاصد آن تعلل نورزند..» . (۱۴)
همچنین آیاتی که قرآن را «نور» و بیانی رسا برای همه چیز (تبیانا لکل شی ء) دانسته است، دلالت بر روشن بودن معارف قرآن و مصون بودن آن از ابهام و تیرگی دارد.نظیر: «…قدجاءکم من الله نور و کتاب مبین » (مائده: ۱۵) «و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی ء و هدی و رحمه و بشری للمسلمین » (نحل: ۸۹) علامه طباطبایی رحمه الله در مقدمه تفسیر المیزان، از کسانی که درصددند قرآن را از طریق گفتار و دریچه فهم این و آن تفسیر نمایند انتقاد می کند و می فرماید: «کتابی که خود نور و بیانی رسا برای همه چیز است، در تبیین معارف خود ناتوان نیست و نیاز به چیزی غیر خود ندارد» . (۱۵)
با وجود گواهی قرآن بر شیوایی و رسایی پیام خود، برخی برای اثبات «ابهام ذاتی متن » به دلایلی ازجمله حضور آیات متشابه در قرآن استناد کرده اند. (۱۶)
در این جا ضمن ارائه دیدگاه علامه بلاغی درباره چگونگی پیام قرآن، به بیان حکمت وجود متشابهات در قرآن و ریشه اصلی اختلاف آراء مفسران از نظر ایشان می پردازیم.
رسایی پیام قرآن از نگاه علامه بلاغی علامه بلاغی نیز همچون اغلب قرآن پژوهان معتقد است آیات قرآن نه تنها مبهم و حیرت زا نیست، بلکه مدلولی روشن و مشخص دارد و ریشه ابهام ها و اختلاف انظار و دیدگاه های مفسران را باید در جای دیگر جست وجو کرد.ایشان در بخشی از مقدمه تفسیر خود درباره مفردات و عبارات می فرمایند: «قرآن کریم بر فصیح ترین، متداول ترین و مانوس ترین واژه های عربی نازل شده، به طوری که معانی مفرداتش برای عرب زبانان عصر نزول روشن بوده است مگر در مواردی نادر، آن هم به خاطر بعضی جهات (۱۷) که برای نوع انسان ها پیش می آید…اما پس از گسترش اسلام و اختلاط عرب با دیگر اقوام، اسلوب کلام عربی در میان عامه مردم تغییر یافت و مزایای کلام و روش های محاوره دگرگون شد تا جایی که آنچه در عصر نزول مانوس و قابل فهم بود، برای توده مردم غریب و ناآشنا و نیازمند تفسیر شد…و این روند ادامه یافت تا این که دامن بعضی خواص را نیز گرفت » . (۱۸)
علامه بلاغی همین مطلب را عامل اساسی در نامانوس شدن فهم عبارات قرآنی و مزایای ادبی قرآن معرفی می کند و می فرماید: «قرآن کریم به عالی ترین شیوه های بلاغی در زبان عربی، اعم از مجاز، کنایه، استعاره، تلمیح و دیگر مزایای سخن استوار گشته است، به طوری که در عصر نزول، یعنی دوره گرمی بازار ادبیات عرب و رواج آن، فهم عبارات قرآن برای مردم عصر مانوس بود و هر شنونده عرب زبانی با ارتکاز غریزی اش مراد قرآن را درک می کرد و به مزایای آن پی می برد.ولی پس از آن که دیگر امم از برکت اسلام بهره مند شدند و جزیره العرب از امم دیگرآکنده و عرب در سرزمین های دیگر پراکنده گشت، اسلوب کلام عربی در میان توده مردم تغییر یافت و شیوه محاوره دستخوش دگرگونی شد و آنچه مانوس بود غریب و ناآشنا گشت. (۱۹)
بنابراین، از دیدگاه مرحوم بلاغی عامل اصلی نیازمندی قرآن به تفسیر را باید در تحولاتی که در طول تاریخ در زبان عربی رخ داده است و عدم آشنایی کافی مدعیان تفسیر، اعم از عامه و خاصه با زبان اصیل عربی و ضوابط و قواعد فهم قرآن جست وجو کرد و نه در ابهام ذاتی متن قرآن و «حیرت زایی » آن عبارت یا محتوای این پیام.
اگر آیات قرآن را در بیان مراد خداوند روشن و گویا دانستیم، چنان که مضمون بسیاری از آیات قرآن مؤید این مطلب است، حکمت وجود متشابهات در قرآن چیست و چرا برخی آیات قرآن حداقل در نظر اول حتی برای عرب زبانان و آشنایان با زبان وحی معنایی چند پهلو و شبهه انگیز دارد؟ آیا وجود متشابهات در قرآن، به اصطلاحی که در آیه ۷ سوره آل عمران از آن یاد شده است، خود دلیلی بر «ابهام ذاتی متن » نمی باشد؟
تعریف محکم و متشابه
محکم و متشابه اصطلاحی قرآنی و برگرفته از قرآن است.خداوند در آیه هفتم سوره آل عمران آیات قرآن را دو قسم می کند: «منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات » از دنباله این آیات به دست می آید که منحرفان و کج اندیشان با پیروی از آیات متشابه، درصدد فتنه جویی و تاویل این آیات برمی آیند.
اگر کارکرد عبارات قرآن را مانند سایر متون، افاده معنا بدانیم، چنان که ظاهر مطلب همین است، باید تشابه این دسته آیات در معانی آن ها باشد.و به قرینه مقابله و تقابل آن ها با آیات محکم، می توان به این نتیجه رسید که آیات محکم در لالت بر معنا به گونه ای هستند که اسباب فتنه جویی و تاویل در آن ها فراهم نمی باشد; یعنی دلالت آن ها بر معنای مراد چنان صریح است که جای هیچ گونه شبهه باقی نمی گذارد; به خلاف آیات متشابه، که به جهت تشابه در معانی و چند پهلو بودن، زمینه فتنه جویی و تاویل گرایی و ارجاع آن ها به معانی ناروا فراهم است.
علامه بلاغی رحمه الله با چنین برداشتی از آیات محکم می فرماید: «آیات محکم آیاتی هستند که عبارت آن ها دلالتی صریح بر مقصود دارد و کلمات آن ها به لحاظ وضع لغوی و استعمال به گونه ای هستند که جز همان معنای صریح، احتمال معنای دیگر از آن نمی رود» . (۲۰)
در این آیات به نظر ایشان تشابه در دلالت نزد کسانی که از درکی استوار برخوردارند و با معیارهای کلام آشنا و از لغزش های جهل و گمراهی و هوا و هوس و بازی با حقایق مبرا می باشند، راه ندارد. (۲۱)
بنابراین تعریف، آیات متشابه از نظر ایشان آیاتی هستند که دلالت آن ها بر مقصود صریح نمی باشد و همین امر اسباب فتنه جویی برخی کج اندیشان، با تکیه بر آیات قرآن شده است.
فلسفه وجود متشابهات در قرآن
چنان که اشاره شد، برخی نویسندگان، از وجود متشابهات در قرآن به عنوان مؤیدی بر «ابهام ذاتی متن » یاد کرده اند و چنین اظهار داشته اند که: «وقتی فرایند فهم متون را به دقت مورد ملاحظه قرار می دهیم، معنا و دلیل وجود متشابهات را در قرآن می یابیم.بسیار جالب توجه است که قرآن هیچ سررشته ای به دست ما نمی دهد که دریابیم چگونه می توان متشابهات را معلوم کرد و از سایرین تمیز داد.کل تاریخ اسلام به وضوح نشان می دهد که در واقع تمام آیات قرآن در مظان متشابه بودن واقع شده اند و همین امر قرینه ای است مؤید این مدعی که وجود متشابهات ناشی از ماهیت تفسیر و نیز نوع مفروضاتی است که شخص از پیش مقبول می شمرده است » . (۲۲)
در نقد این سخن چند نکته در خور تامل است:
۱.اگر وجود متشابهات را ناشی از فرآیند فهم و تابع متغیر و پیش فرض های مفسر بدانیم، تشابه دامان تمام آیات قرآن را فرا خواهد گرفت.در این صورت، دلالت هیچ آیه ای را صریح نخواهیم یافت و مصداقی برای محکمات در قرآن پیدا نخواهیم کرد. البته، قائل به این نظریه، ابایی از چنین پیامدی ندارد و حتی «در مظان تشابه بودن تمام آیات قرآن در طول تاریخ » را قرینه ای برای تایید ادعای خود آورده است.
روشن است که تقسیم آیات به محکمات و متشابهات و تصریح به وجود همیشگی محکمات در قرآن، که مرجعی برای فهم درست متشابهات می باشند، هرگز با نظریه ابهام ذاتی متن و در مظان تشابه بودن تمام آیات قرآن نمی سازد و با صریح این آیات در تنافی تام است.جالب آن که، قرآن پیش از طرح آیات متشابه، بر وجود آیات محکم تاکید دارد.
۲.برخلاف پندار صاحب این نظریه، هرگز تمامی آیات قرآن در طول تاریخ از منظر مفسران قرآن در مظان تشابه نبوده اند.البته روشن است معیار این ارزیابی، مفسران حقیقی قرآن است; یعنی کسانی که اولا، با قواعد و ضوابط فهم کلام آشنایند و ثانیا، زندگی آنان و روش و منش ایشان نشان می دهد که به دور از تعصبات فرقه ای و کلامی و صرفا درپی کشف حقیقت ودرجست وجوی راه یابی به مقاصد بلند کلام الهی اند و نه در صدد تحمیل آراء عقاید خود بر کلام وحی.
تاملی اندک حداقل در تاریخ عصر نزول نشان می دهد که در این دوره نیاز به تفسیر قرآن درحد روشن شدن مدلول ظاهری آیات بسیار اندک بوده است.گذری کوتاه به نوع پرسش هایی که از جانب صحابه بزرگوار بر پیامبر اکرم و معصومان علیهم السلام عرضه شده است و میزان اختلاف ایشان در فهم معانی قرآن بیانگر این حقیقت است که عمده آیات قرآن در این عصر در مظان تشابه نبوده اند (۲۳) و تشابه در بسیاری از آیات قرآن امری عرضی است که در اثر عوامل مختلفی (مانند دور شدن از زبان و ادبیات عصر نزول و عدم توجه کافی به قراین و…) در طول زمان پیدا شده است. (۲۴)
البته، نمی توان منکر این معنا شد که دست یافتن بر تمامی لطایف قابل استخراج از آیات قرآن و رسیدن به عمق معانی آن و یا بیان جزئیات معارف دین، که قرآن کلیات آن را بیان کرده است، در همان عصر نیز نیازمند تفسیر و تبیین پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بوده است.اما این مطلب با “در معرض تشابه بودن تمام آیات قرآن” از نظر آشنایان با کلام وحی فرسنگ ها فاصله دارد.
۳.قرآن هرچند مصادیق آیات متشابه را معین نکرده است (که البته چنین کاری نه تنها لزومی ندارد، بلکه با توجه به گوناگونی عوامل عروض تشابه مطلوب نیست)، اما کار مهم تری که انجام داده ارائه معیاری است برای درک تاویل درست و معنای صحیح آیاتی که به جهات مختلف معانی آن هابرای نوع مردم مشتبه ومتشابه شده است و آن معرفی آیات محکمات به عنوان مرجعی مجموعه معارف قرآن است: «هن ام الکتاب.» (آل عمران: ۸) براین اساس، اگرچه در برخی آیات به دلایلی، که به پاره ای از آن ها از کلام بلاغی اشاره خواهیم کرد، زمینه عروض تشابه برای نوع مردم فراهم است، اما همین آیات درپرتومحکمات، مقصودخداوند را به بهترین وجه آشکار می سازد و دلالت خود را بر مراد الهی هویدا می کند.
فلسفه وجود متشابهات از نگاه بلاغی رحمه الله
ا.استفاده از انواع دلالت ها
استوار برای درک صحیح علامه بلاغی در مقدمه تفسیر آیه هفتم سوره آل عمران، به برخی عوامل پیدایش تشابه در بعضی آیات قرآن اشاره دارد که شنیدنی است.
ایشان در این باره می فرماید: «خداوند قرآن را بر اساس حکمت خود، به بهترین روش در گفت وگوها نازل کرده است تا با مزایای خود حجتی بر آسمانی بودن این کتاب باشد.از این رو، قرآن کریم باید از انواع دلالت ها (حقیقی و مجازی) در ادای مقصود خود بهره مند شود، چنان که شان هر کلام بلیغی چنین است.و گاهی حکمت اقتضا نموده است که آیه ای را با لفظ عام یا مطلق بیاورد و مراد از آن، منحصر در نوع یا فرد مورد نزول باشد و شکی نیست که استفاده از این روش های محاوره ای و بهره مند بودن از انواع دلالت های حقیقی و مجازی زمینه را برای عروض تشابه به سبب یکی از جهات زیر فراهم می کند:
الف.خفا در قرینه: گاهی قراین روشن عقلی یا نقلی در خود قرآن، حدیث صحیح، مستفیض و یا متواتر وجود دارد که این قراین به جهت قصور در بعضی افهام یا جهات دیگر مخفی می ماند.
ب.مکابره مغرضانه: هرچند معنای آیه به واسطه قراین مذکور روشن است، اما غرض ورزی و تعصب بر عقیده ای خاص، فضای ذهن را چنان آلوده می کند که فهم مراد آیه را دشوار می سازد» . (۲۵)
ب.علو معانی و قصور فهم بشر
قرآن کریم معارف عالی و بدیع خود را به ناچار در قالب کلمات و عباراتی بیان نموده که عمدتا وضع و کاربرد آن ها در امور مادی و موضوعات سطحی و پیش پاافتاده بوده است.نارسا بودن قالب این الفاظ و انس ذهنی بیش تر مردم با این امور، از سویی و علو معارف قرآن از سوی دیگر سبب شده که مراد خداوند در برخی آیات روشن نباشد و برای تفسیر درست آن نیازمند به مراجعه به محکمات قرآن و قراین و شواهد قطعی دیگر باشیم.این تشابه، در مورد آیاتی که برخی صفات خداوند را بیان می دارد نمود بیش تری می یابد.
علامه بلاغی صریحا به بیان این سبب نپرداخته است، ولی در لابه لای تفسیر خود مطالبی دارد که نشانگر توجه ایشان به این نکته است.ایشان درباره توصیف خداوند به «الرحمن » ، که در نظر اول از معنای آن نوعی دلسوزی و تاثیر نفسانی به ذهن می آید، می فرماید: «به این دلیل که نوعا فهم بشر از درک صفات خداوند آن چنان که هست قاصر می باشد، خداوند متعال تعابیری را در معرفی خود برگزیده که با صفاتی نیکو در بشر، که همان آثار و مزایا از آن برمی خیزد، شباهت و تناسب دارد» . (۲۶)
همچنین مرحوم بلاغی در تفسیر کریمه «وسع کرسیه السماوات و الارض » (بقره: ۲۵۵) می فرماید: «وقتی خداوند فرمود آسمان ها و زمین از آن اوست، درصددبیان احاطه علمی و سلطه تدبیرش به تمام ملک خود برآمد و برای تقریب این معنابه ادراک قاصر ما، احاطه و سلطه خود رادر قالب تشبیه و تمثیلی جسمانی، که برای ما مانوس بود، بیان داشت » . (۲۷)
بنابر آنچه که گذشت ابهام و تشابهی که در برخی آیات قرآن به چشم می خورد، امری عرضی و عمدتا ناشی از عواملی بیرون از آیات مانند توجه نکردن به قراین عقلی و نقلی و انس ذهن با مصادیق مادی و مانند آن است.بدین ترتیب، مجموعه عوامل بیرونی شرایطی را فراهم کرده که در برخی آیات زمینه تشابه و ابهام برای توده مردم فراهم باشد وگرنه همان آیات نزد مفسران زبده و آزموده و آشنایان با منطق وحی، چهره ای تابناک و درخشان و معنا و مفهومی روشن دارد.
۳- تاثیرپذیری از فرهنگ عصر نزول
یکی دیگر از مبانی تفسیری قابل بحث تاثیرپذیری قرآن از فضا و فرهنگ عصر نزول است.بدیهی است که هر گونه موضع گیری ما در این باره، نقشی بسزا در انتظار ما از قرآن و چگونگی تفسیر آن خواهد داشت.نتیجه طبیعی دیدگاهی که مؤلف قرآن را پیامبراکرم صلی الله علیه وآله و موجد آن را شخصیت آن گرامی می داند، جز این نیست که در تفسیر عبارات قرآنی نباید چندان موشکافی و سخت گیری کرد و نباید انتظاری فراتر از متنی بشری از آن داشت; متنی که به ناچار در حد معلومات و بینش های مؤلف آن و آن نیز به نوبه خود، برگرفته از علوم و فرهنگ عصر نزول است، چرا که طبق این دیدگاه، وحی الهی تابع شخصیت وگفتار پیامبر صلی الله علیه وآله است، نه این که پیامبر گفتار و رفتار خود را در چارچوب وحیی که توسط فرشته بر او نازل می شود تنظیم کند و از آن تبعیت نماید! (۲۸)
اگرچه حکمت الهی اقتضا می کند که برای اولین مخاطبان اسلام، پیامبری از میان ایشان برگزیند و محتوای پیام خود را به زبان عربی بیان نماید، ولی این هرگز به معنای همراهی و هماهنگی با فرهنگ عرب جاهلی و تاثیرپذیری از آن – هر چند ناخواسته – نمی باشد.نکته اساسی که نبایدموردغفلت قرارگیرد، توجه به تفکیک میان محتوای پیام و قالبی است که آن پیام برای اتصال به مردم و همزبانی با ایشان در آن ریخته می شود.
کتاب های آسمانی، پیام های ویژه ای دارند که شرایط خارجی زمان و مکان و فرهنگ ها در آن تاثیری ندارد، ولی قالبی که این پیام در آن ریخته می شود و از طریق آن منتقل می گردد، متناسب با زبان و فرهنگ مردم عصر نزول است.تعابیر کنایی، استعاره ها، ضرب المثل ها و مثال ها و تمثیل ها و…همه قالب ها هستند، مفسران آشنا با منطق فهم قرآن، به خوبی پیام ویژه آیات را از قالب در برگیرنده پیام تمیز می دهند و پیام آیه را با در نظر گرفتن ضوابط صحیح فهم آن درمی یابند و به مراد واقعی خداوند که ناظر به حقایق ناب هستی است دست می یابند.
برای نمونه، آنجا که سخن از آمادگی نظامی همیشگی مسلمانان در مقابل دشمنان اسلام است، اگر در آیه شریفه «واعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل » (انفال: ۶۰) سخن از اسب های آماده (و من رباط الخیل) رفته به لحاظ راهوارترین مرکب عصر نزول است وگرنه چنان که دنباله آیه حکم می کند، مسلمانان همواره باید از لحاظ آمادگی نظامی و ابزار و وسایل جنگی چنان باشند که بیم و هراس در دل دشمنان خدا افکنند تا دشمن اندیشه حمله به ایشان را از سر بیرون کند: «ترهبون به عدوالله و عدوکم.» روشن است که مثلادر شرایطفعلی بااسب و مانند آن چنین شرایط و هدفی فراهم نمی شود.
بنابراین، در پاسخ به این سؤال که آیا قرآن از فرهنگ عصر نزول تاثیر پذیرفته یا نه، باید بین محتوای کلام و پیام ویژه آن و قالب هایی که از آن در انتقال پیام مدد جسته تفکیک قایل شد.محتوای پیام الهی، هرگز تابع فرهنگ عصر نزول نبوده است; حتی حوادث و پرسش هایی که اسباب نزول آیات می باشد، تنها بهانه ای برای بیان مفاهیمی است که ابلاغ آن به بشر از طریق وحی ضروری بوده است; اما محتوای نهایی و پیام قرآن را فلسفه نزول که همان هدایت بشر برای تمام عصرها و نسل هاست، معین می کند; نه پرسش این و آن، یا پیشامدهای خاص عصر نزول; از این رو، خصوصیات و ویژگی های مورد نزول، محتوای کلی و پیام عام آیه را محدود نمی سازد و این از قواعد و مبانی تفسی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل آثار کثیف بودن دهان
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.