توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل گردشگری در قرآن!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل گردشگری در قرآن بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل گردشگری در قرآن از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل گردشگری در قرآن شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل گردشگری در قرآن استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل گردشگری در قرآن با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل گردشگری در قرآن قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل گردشگری در قرآن حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل گردشگری در قرآن به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گردشگری در قرآن :
قرآن، کتابی است جامع و فراگیر که به عنوان منبع بنیادی و اساسی در فهم و دست یابی به احکام شرعی، سخن نخستین را می زند. هر پژوهشگری از هر زاویه و افقی به این گنجینه خداوند بنگرد به مقصود و مطلوب مورد نظر خویش دست می یابد.
فقه پژوهان، مفسران، تاریخ نگاران، و… از دیرباز گمشده خود را در قرآن می جسته اند و از آن مدد می گرفته اند.
موضوع این نوشتار نیز، از پدیده هایی است که هر چند به این شکل و شیوه نوپیدا و نو ظهور است، لکن می توان برای دستیابی به قواعد و اصول کلی آن، سراغ قرآن رفت و از کتاب الهی برای آن ره توشه گرفت.
البته، این نکته را نباید نادیده انگاشت که موضوعاتی از قبیل «صنعت توریسم » کم تر در کلمات فقهای پیشین مورد بحث و بررسی قرار گرفته است; زیرا این موضوع با این گستردگی یا در زمان آنان مطرح نبوده و یا اگر هم مطرح بوده در حدی نبوده است که نیاز به بحث استدلالی فقهی داشته باشد. افزون بر این، درگذشته حکومت و نظام به نام اسلام و با قوانین اسلامی روی کار نبوده است که بخواهد در زمینه ارتباط و عضویت با خانواده بین المللی، احکام و روابط و مسائل مربوط به آن را مورد بحث و بررسی همه جانبه قرار دهد; از این روی روش استدلال و دستیابی به دلیل شرعی در این مساله نیز ابتکاری و ویژه خواهد بود که جای نقد و بررسی گسترده خواهد داشت.
به هرحال، از دید یک فقه پژوی آشنا به مقتضیات زمان و مکان برگرفتن اصول و قواعد کلی در زمینه گردشگری و جهانگردی، از قرآن کریم، امری ضروری و ممکن است و می توان از صراحتها و اشارتهای قرآن بر آن استدلال کرد و به رهنمودهای عملی و عینی نیز دست یافت.
روش بررسی و بهره وری ما از قرآن کریم در این زمینه بر دو محور استوار است:
۱. دستورها و فرمانها.
۲. نمونه ها و الگوها.
دستورها و فرمانها
الف: واژه سیر
در تکاپوی زندگی به ویژه در ابعاد اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، و تاریخی، سفر و گردشگری و سیرو جهانگردی دارای نقشی تعیین کننده و سرنوشت ساز است. از دیرزمان مردمان خردمند برای سیروسفر جایگاه ویژه ای قائل بوده اند و آن را بخشی از زندگی اجتماعی و انسانی خویش می شمرده اند.
قرآن مجید، با به کارگیری واژه «سیر» در شکلها و هیاتهای گوناگون، دستور به گردشگری و جهان گردی می دهد:
«قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض….» (۱)
پیش از شما سنتهایی بوده است، پس بر روی زمین بگردید و بنگرید….
«فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین.» (۲)
پس در زمین بگردید و بنگرید که عاقبت کار آنان که پیامبر را به دروغ نسبت می دادند، چگونه بوده است.
«قل سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المجرمین.» (۳)
بگو در زمین سیر کنید و بنگرید که پایان کار مجرمان چگونه بوده است.
از مجموع این آیات و مانند آن می توان دریافت که: اصل مساله گردشگری و سیر و جهانگردی و نیز برداشت و دریافت ژرف و عمیق از این سیروسفر، مورد عنایت و توجه خداوند متعال در قرآن مجید است.
در زمانی که هنوز نوشته و کتابی در زمینه شناخت تاریخ و سنن اجتماعی تدوین نشده بود و مدرسه و دانشگاهی در این رابطه وجود نداشت و یا در دسترس عرب و مسلمانان جزیره العرب نبود، خداوند، مسلمانان را به سیر و نظر در این مقوله ها فرا می خواند و از آنان می خواهند که در این باره به تفکر و تدبر بپردازند.
روشن است که فراخوانی خودبه خود نوعی دستور به جهانگردی و سیروسفر به مکانهای تاریخی و جغرافیایی را به دنبال دارد.
از این جا می توان به این نکته نیز دست یافت که مساله مهم و فراگیری که در زمان ما از آن به عنوان «باستان شناسی » یاد می شود و رشته های ویژه ای را در دانشگاههای دنیا به خود اختصاص داده، مورد دعوت و توجه قرآن بوده است.
در آیات قرآن کریم، به بسیاری از نقاط جغرافیایی و تاریخی اشاره شده که همواره مورد توجه باستان شناسان قرار گرفته است: مصر، اصحاب حجر (سنگستان) سد ذوالقرنین، غار اصحاب کهف، ارم ذات العماد، سد مآرب، احقاف، رودی که بنی اسرائیل از آن گذشتند و فرعونیان در آن غرق شدند، و… فهم دقیق و روشن این مفاهیم در گرو آن است که یک مورخ و یا مفسر و یا فقیه نسبت به آنها شناخت همه جانبه پیدا کند و این شناخت بدون کمک گرفتن از دانش باستان شناسی ممکن نیست، گرچه بسیاری از این آثار تاریخی به تدریج بر اثر زمین لرزه ها، افت وخیز دریاها، ریزشهای آسمانی، سایش خاک و مانند آن دگرگون شده است، لکن این دعوت قرآن و فرمان به سیر در زمین روحیه کاوشگری و جست وجو را در پیروان خود بر می انگیزد و ضرورت مساله باستان شناسی را برای درک و شناخت مکانهای مورد اشاره قرآن روشن می سازد.
باستان شناسی، که لازمه آن جهانگردی و گردشگری است، در حقیقت علم بازسازی تاریخ از گذشته تا حال است. به سخن دیگر، باستان شناسی نوعی جراحی تاریخ و پی بردن به علل صعود و سقوط ملتها و امتهای پیشین است. سوکمندانه این بخش از علوم قرآنی مانند بسیاری از رشته های دیگر، کم تر مورد توجه قرار گرفته و هنوز بر این بنیاد چیزی ساخته نشده تا به عنوان فنی درخور و شایسته، با روشهای نو و پیشرفته به بازسازی قصص قرآنی بپردازد و فهم و درایتی نوین از آیات قرآنی ارائه دهد.
آیاتی که بدان اشارت رفت، نه تنها اصل مساله گردشگری را مورد تشویق و ترغیب قرار داده، بلکه آن را در قالب فرمان و امر به پیروان خود تکلیف کرده است.
امر «سیروا» و «انظروا» هر چه باشد (مولوی، ارشادی، وجوبی، استحبابی) چون دیگر اوامر قرآن است که مخاطبان مسلمان باید آن را جدی بگیرند و پی بگیرند، تا به دستاوردهای آن دست یازند. این امرها از دیدگاه فقهی باید مورد توجه فقیهان قرار گیرد: آیا این گونه اوامر قرآن و سنت، تکلیف آور نیست و نمی بایست گروههایی از مسلمانان برای راهنمایی مسلمانان در این زمینه تحقیق و کنجکاوی کنند؟ و مانند دیگر علوم شرعی اصول و قواعد و فروع آن را روشن سازند؟
این نکته درخور دقت است که چگونه فقیه از کنار این امرهای قرآنی به آسانی می گذرد و نسبت به عینیت و اجرای این اوامر رهنمود و راهکارهای عملی ارائه نمی دهد! آیا می بایست دیگران با جدیت و تلاش همه جانبه این دستورهای قرآنی را عملی سازند و ما تماشاگر باشیم. در زمانی که حکومت قدرت مند دینی از آن ماست و ابزارهای پیام رسانی فراهم است، نباید این امرهای قرآنی را در قالب نهاد و سازمانی سامان مند پیاده کرد و الگویی از آن به جهانیان ارائه داد؟
دسته دیگر از آیات قرآن، به صورت استفهام سرزنشی و تحریکی به مساله گردشگری پرداخته و آنانی را که از این مهم سر بر می تابند مورد نکوهش و پرسش قرار داده است:
«ا فلم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبه الذین من قبلهم….» (۴)
آیا در روی زمین نمی گردند، تا بنگرند که پایان کار پیشینیانشان چه بوده است؟
«ا فلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها…» (۵) آیا در زمین سیر نمی کنند تا صاحب دلهایی گردند که بدان تعقل کنند…
این پرسشها، ضمن تحریک و ایجاد انگیزه در مسلمانان برای حرکت و گردش در اطراف و اکناف زمین و گشتن در جهان و سیروسفر در طبیعت و کوه و دشت و هامون این نکته را مطرح می کند که برای دریافت سنتهای تاریخی و نگرش به عاقبت و پایان کار تمدنهای عظیم و بناهای تاریخی و جغرافیایی، نباید تنها به مطالعه آثار پرداخت، بلکه باید همت کرد و رنج سفر برخود هموار ساخت و کوی به کوی و جای به جای جهان را در نوردید و به سیر آفاقی در کنار سیر انفسی دست زد (۶) ، تا به راز و رمز پیشرفتها و تمدنها دست یافت و از فروپاشی و سقوط آنها درس عبرت و تجربه آموخت «فتکون لهم قلوب یعقلون بها».
علامه طباطبایی مفسر نامی قرآن در رابطه با این گونه آیات می نویسد:
«وربما استفید الندب من قوله تعالی: «افلم یسیروا فی الارض…» (۷)
از این آیات چنین به دست می آید که سیروسفر در زمین، امری پسندیده و مستحب در شریعت است.
اضافه می کنیم که مستحب بودن گردشگری و جهانگردی در صورتی است که اسلام و نظام اسلامی و جامعه مسلمانان از ترک آن زیان و ضرر نبینند وگرنه این مساله رنگ وجوب و لزوم کفایی، به خود می گیرد که چه بسا ترک آن موجب نکوهش و سرزنش دین داران است. این نکته را می توان از باب وجود حفظ نظام و نیز حرام بودن، سلطه کافران بر مؤمنان (۸) و نیز برخورداری عزت و عظمت جامعه اسلامی (۹) استفاده کرد.
گذشته از آیاتی که با روشنی و آشکار به مساله سیر و گردشگری فرمان می دهد، آیات دیگری نیز در قرآن وجود دارد که نتیجه و پیام آن دعوت به گردش و سیروسفر در ارض برای دریافت درسهای عبرت آمیز و سرنوشت ساز از آثار بسیارداران و استعمارگران است، از جمله:
«کم ترکوا من جنات و عیون و زروع و مقام کریم و نعمه کانوا فیها فاکهین کذلک و اورثناها قوما آخرین….» (۱۰)
بعد از خود چه باغها و چشمه سارها بر جای گذاشتند و کشتزارها و خانه های نیکو و نعمتی که در آن غرق شادمانی بودند، بدین سان بودند و ما آن نعمتها را به مردمی دیگر واگذاشتیم….
نوشته اند هنگامی که امیرالمؤمنین علی(ع) از شهر مدائن گذشت و به آثار کسری رسید، یکی از همراهان سخنی بدین مضمون گفت که:
«بادها بر این دیار وزیده است و عمارتها را در آستانه تخریب قرار داده است.»
امام(ع) با اشاره به آیات فوق فرمودند:
«این آیات را بخوان از آن پندگیر که چگونه مردمی در نعمت و رفاه می زیستند و بر اثر ناسپاسی و گناه آن نعمتها از آنان گرفته شد و گرفتار نقمت و عذاب شدند. (۱۱)
هان ای دیده عبرت بین از دیده نظر کن هان
ایوان مدائن را آئینه عبرت دان
پرویز که بنهادی بر خوان تره زرین
زرین تره کو بر خوان، رو کم ترکوا برخوان (۱۲)
در جای دیگر قرآن به سنتهای تاریخی ونوامیس طبیعی مانند عزتها و ذلتها، پیروزیها و شکستها، خوشبختیها و بدبختیها اشاره می کند و می فرماید:
«قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض…» (۱۳)
پیش از شما سنتها و قانونهایی عملا به وقوع پیوسته است. پس در زمین و آثار تاریخی گذشتگان گردش و کاوش کنید.
یکی از مفسران، ضرورت تدوین رشته ای درعلوم دینی به نام «علم سنن اجتماع » را از این آیه استفاده کرده و می نویسد:
«رهنمود خداوند به بندگانش بر این که در جامعه و تاریخ سنتهایی وجود دارد. نشانه آن است که ما مسلمانان این دانش را جزء علوم و فنون قرآنی بدانیم و آن را از مهم ترین و اساسی ترین دانشها بشماریم. افزون بر آن، به ریشه و ماخذ آن علم نیز، که عبارت از سرگذشت و تاریخ گذشتگان است، ما را متوجه ساخته است، تا با سیر در زمین و شناخت سنتهای حاکم بر آن، به علتهای فراز و فرود ملتها و تمدنها دست یازیم.» (۱۴)
ب: واژه سیاحت
یکی از واژه هایی که در رابطه با گردشگر ی و جهان گردی در قرآن مطرح شده است، واژه «سیاحت » است. این کلمه با سایر هیاتهای آن در چند جای قرآن به چشم می خورد. لغت شناسان در توضیح آن چنین نوشته اند:
«سائح: من ساح فی الارض، یسیح یسیحا، اذ استمر فی الذهاب ومنه السیح، الماء الجاری و من ذلک یسمی الصائم سائحا لاستمراره علی الطاعه فی ترک المشتهی.» (۱۵)
سائح، به کسی گفته می شود که در زمین می چرخد و گردشگری می کند، اصل این کلمه، به معنای حرکت و رفتن مدام است، به همین جهت به آب روان (سیح) گویند، و از این رو به انسان روزه دار «سائح » گفته شده زیرا درفرمانبری و اطاعت از خداوند و دوری گزیدن از خواسته های نفسانی در طول روز پی گیر و استوار است.
یکی از واژه شناسان معاصر، در پی ریشه اصلی و معنای مشترک آن بر آمده و نوشته است:
«اصل یگانه در معنای این واژه حرکت و جریانی است که همراه با تدبر و تفکر باشد. بنابراین، اگر به آب روان «سیح » گفته می شود به این اعتبار است که آب جاری نرم و آرام راه می گشاید و به پیش می رود. از همین مقوله است، حرکت انسانها آن گاه که براساس اندیشه و توجه و وظیفه شناسی بین آنها و خداوند باشد. با این نگرش در خطاب آیه شریفه که می گوید: «فسیحوا فی الارض » نکته ای لطیف و ظریف نهفته است.» (۱۶)
گزیده سخن آن که این واژه به معنای: گردشگر، حرکت همراه با آرامش و اندیشه، مسافر، جهانگرد و توریست، آمده است.
قرآن مجید، به هنگام ترسیم سیمای مؤمنان و تصویر چهره فرزانگان به تکلیفهای فردی و اجتماعی و ویژگیهای ارزشی آنان اشاره می کند و یکی از آن ویژگیها را «سائح » بودن آنان می شمرد:
«التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الآمرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله…» (۱۷)
آنان که با خدا روی آشتی دارند و خدا را عبادت می کنند، با سپاس و ستایش خداوند نرم و آرام در راه زندگی قدم می زنند، تکلیف انفرادی خود نماز را با دو رکن اصلی آن رکوع و سجده بپا می دارند و تکلیف اجتماعی خود را با دو رکن اساسی آن امر به معروف و نهی از منکر، به فرجام می برند و مرزهای الهی را نگهبانند.
در این آیه «سیاحت » در کنار دیگر ارزشها قرار گرفته و معنای آن هم نمی تواند منحصر و محدود به یک مصداق مانند روزه باشد. گروهی از مفسران به قرینه سیاق و روند آیه آن را به معنای سیر وحرکت به سوی مراکز عبادی معنی کرده اند، ولی هم ایشان باز در توضیح معنای سیاحت گفته است که:
«یسیحون و یجولون من معهد من المعاهد الدینیه و مسجد من مساجد الله الی غیره » (۱۸) از ویژگیهای مؤمنان راستین یکی آن است که گردش و حرکت می کنند از پایگاهی از پایگاههای دینی و عبادی بسوی پایگاهی دیگر.
این معنا سازگار با همان معنای لغوی است که سیاحت را به معنای حرکت و جابه جایی و گردشگری دانسته است.
در آغاز سوره توبه نیز این آیه به چشم می خورد که:
«فسیحوا فی الارض اربعه اشهر.» (۱۹)
پس بچرخید در زمین چهار ماه.
علامه طباطبایی در تفسیر آیه می نویسد:
«السیاحه، السیر فی الارض والجری ولذلک یقال للماء الدائم الجریه فی الساحه: السائح، و امرهم بالسیاحه اربعه اشهر کنایه عن جعلهم فی مامن فی هذه البرهه من الزمان و ترکهم بحیث لایتعرض لهم بشر حتی یختاروا مایرونه انفع بحالهم من البقاء او الفناء.» (۲۰) سیاحت، گردش در زمین است به همین جهت به آبی که دائم درجریان است «سائح » گویند. خداوند که به مشرکان دستور سیاحت می دهد کنایه از آن است که چهار ماه در امنیت باشند [ و به هر چیز بیاندیشند و به هر جا بروند] تا آنچه به سودشان هست برگزینند; ماندن یا رفتن و نابود شدن.
در سوره «تحریم » نیز، اوصاف زنان شایسته را شمارش می کند که از جمله «سائحات » (۲۱) بودن آنان است.
از مجموع این آیات چنین به دست می آید که ایستایی و ماندن در یک مکان مانند زادگاه و یا محل زندگی به خودی خود ارزش نیست، بلکه از آن سوی سیروسفر و سیاحت و حرکت و گردش کردن و آگاهی یافتن از محیط پیرامون وجهان پهناور، نوعی ارزش بشمار می رود که مؤمنان از آن برخوردارند.
سیاحت و مسیح
از اشارات آیات قرآنی و نیز از صراحت روایات بر می آید که: حضرت عیسی(ع) مصداق کامل و روشنی از گردشگران و جهانگردان دنیا به شمار می رود.
لغت شناسان پیرامون واژه «مسیح » چنین اظهار داشته اند:
«ساح فی الارض ای ذهب… وقد ساح، ومنه المسیح بن مریم علیهما السلام، فی بعض الاقاویل: کان یذهب فی الارض فاینما ادرکه اللیل صف قدمیه و صلی حتی الصباح، فاذا کان کذلک فهو مفعول بمعنی فاعل.» (۲۲) این واژه «ساح » به معنای «رفت » آمده و کلمه «مسیح » هم از این اصل گرفته شده و در پاره ای از گفته ها آمده است: آن حضرت در زمین راه می رفت و می گشت، آن گاه که شب فرا می رسید تا به صبح به عبادت می ایستاد. بنابراین «مسیح » در این جا به معنای «سائح » و گردشگر است.
امام صادق(ع) درباره این ویژگی حضرت عیسی(ع) می فرماید:
«ان عیسی بن مریم کان من شرایعه السیح فی البلاد….» (۲۳)
گردش کردن و مسافرت در بین شهرها و آبادیها جزء شریعت حضرت عیسی(ع) به شمار می رفته است.
او، همواره در زمین سیر می کرد و به سیاحت مشغول بود، تا هم با شگفتیهای آفرینش آشنایی بیش تری پیدا کند و هم در راه هدایت بندگان خداوند گام بنهد و هم از بدخواهان گریخته و به دیدار نیکان توفیق یابد.
در کتابهای روایی و تاریخی این ویژگی آن حضرت به گونه ای روشن تر بیان شده است:
۱. «قال رسول الله(ص) مر اخی عیسی(ع) بمدینه و فیها رجل و امراه یتصالحان.» (۲۴)
۲. «وعنه(ص) مر اخی عیسی(ع) بمدینه و اذا فی ثمارها الدود.» (۲۵)
۳. «وعنه(ص) مر اخی عیسی(ع) بمدینه و اذا وجوههم صفر.» (۲۶)
تعبیر پیامبر اسلام(ص) به این که حضرت عیسی(ع) از آبادی و یا شهری می گذشت نشانگر آن است که آن حضرت، همواره در حال سفر و سیاحت و گردش هدفدار بوده و در راستای هدایت مردم و آشنایی آنان به ارزشهای الهی، از این سوی به آن سوی و از این شهر به آن شهر در حرکت و رفت وآمد بوده است.
در پاره ای از روایات از امام صادق(ع) چنین رسیده است که:
«بینا عیسی بن مریم فی سیاحته اذ مر بقریه فوجد اهلها موتی فی الطریق و الدور….» (۲۷)
در لابه لای گردش و سیاحت، حضرت عیسی(ع) به آبادی رسید که تمام مردمان آن در راه و منزلها مرده بودند….
باز همین تعبیر «سیاحت » به عنوان الگوگیری و نمونه یابی بر زبان رسول خدا(ص) جاری شده است. ابی ذرغفاری می گوید: روزی در خدمت پیامبر بودیم، آن حضرت نماز خواند و سپاس خدای گفت سپس فرمود:
«یابن جندب من اراد ان ینظر… الی عیسی فی سیاحته… فلینظر الی هذا الرجل المقابل… فالتفت الناس ینظرون من هذا المقبل فاذا هو علی بن ابی طالب علیه الصلاه والسلام.» (۲۸)
پسرجندب! هر کس بخواهد به سیاحت عیسی بنگرد… به آن مردی که از روبه روی آید بنگرد. مردم به آن سو نگریستند، چهره علی بن ابی طالب(ع) را مشاهده کردند.
مقصود آن است که عیسی(ع) به عنوان الگوی سیاحان و گردشگران در فرهنگ دین مطرح شده است. جالب این است که در پاره ای از تعبیرها و گویش های امامان معصوم(ع) از حضرت عیسی به عنوان «سیاح » و جهانگرد یاد شده است.
مرحوم مجلسی، روایت مفصلی را می آورد بدین شرح:
مردی یهودی که دانا و آگاه به شرایع آسمانی بود، از شام به مدینه آمد و در جمع یاران رسول خدا(ص) که علی(ع) هم در میان آنان بود حاضر شد. پرسشهای فراوانی داشت که یکی یکی مطرح کرد و پاسخ آنها را می طلبید. علی(ع) آمادگی خود را برای پاسخ گویی اعلام کرد، و او پرسشهای خود را آغاز کرد از جمله:
طرفداران عیسی چنین می پندارند که او «سیاح » و جهانگرد بوده است؟
امام(ع) فرمود: آری چنین است و پیامبر اسلام(ص) نیز سیاحتش در صحنه های جهاد و پیکار بود. (۲۹)
روایتها و رهنمودهای رسیده از پیشوایان معصوم نیز گویای آن است که: پختگی و کمال و حقیقت یابی و رسیدن به عینیت و واقعیت در پرتو سیروسفر و جهانگردی ممکن و میسور است و مسلمانان باید برای این بخش از زندگی نیز، برنامه ریزی کنند.
امام علی(ع) در این زمینه می فرماید:
«لیس للعاقل ان یکون شاخصا الا فی ثلاث، مرمه لمعاش او خطوه فی معاد، او لذه فی غیر محرم.» (۳۰)
خردمند از شهری به شهری [و از کشوری به کشور دیگر] نمی رود، مگر برای یکی از این سه چیز: سامان دهی امور معیشتی، گام نهادن در اصلاح آخرت، برخورداری از لذت و تفریح سالم.
«شاخص » به معنای جابه جایی و انتقال از مکانی به مکان دیگر و از شهری به شهر دیگر است. در این فراز، امام علی(ع) بهره مندی و برخورداری از لذتهای مباح و حلال را در گرو سیر و سفر دانسته و آن را بخشی از زندگی مسلمانان شمرده است.
در جای دیگر از آن حضرت رسیده است که فرمود:
«لیس الخبر کالمعاینه.» (۳۱)
شنیدن کی بود مانند دیدن.
ونیز فرمود:
و اسکن الامصار العظام فانها جماع المسلمین.» (۳۲)
در شهرهای بزرگ، که مرکز اجتماع انبوه مسلمانان است، سکنی گزین.
دانشمند فرزانه محمد جواد مغنیه در توضیح این فرازاز کلام امام می نویسد:
«سکنی گزیدن و سفر کردن به شهرهای متمدن و بزرگ، آدمی را به ره آوردهای تمدن و ابتکارات و اختراعات بشری، آشنا می سازد و فاصله تمدنها و پیشرفتها را به مردم نشان می دهد. و افقی ژرف تر وگسترده تر از آنچه در آن می زیند به روی آنان می گشاید.» (۳۳)
در ضرب المثل ها آمده است: «جهان دیدن به از جهان خوردن » است.
از حدیثهایی مانند «اطلبوا العلم و لو بالصین » (۳۴)
نیز می توان آموخت که اسلام برای فراگیری علم و دانش مرز نمی شناسد و گردشگری و جهانگردی را در رابطه با اندوخته های علمی و فراگیری تجربه از دیگر ملتها و کشورها لازم و ضروری شمرده و به مسلمانان دستور و فرمان اکید داده است.
ادبیات فارسی و عربی ما نیز، از همین فرهنگ قرآن و سنت اثر پذیرفته و در آثار باقی مانده و موجود ملی و مذهبی، به مساله گردشگری و جهانگردی اهمیت و توجه فراوانی شده است:
تغرب عن الاوطان فی طلب العلی
تفرج هم واکتساب معیشه
در این شعر که منسوب به حضرت علی(ع) است، به مساله سیر و سفر و جدا شدن از وطن و زادگاه اشاره شده و گذشته از این که سفر و گردشگری را تعالی بخش شمرده به فایده های پنجگانه آن نیز پرداخته است.
۱. غم زدایی و پیدایش نشاط و شادابی
۲. فقرزدایی و رسیدن به زیستی شایسته
۳. دانش آموزی و فراگیری تجربه.
۴. آشنایی با فرهنگها و آداب و رسوم
۵. دوست یابی و شناخت یاران نیک و بزرگوار.
شاعران فارسی زبان نیز در این زمینه به نکته های ارزشمندی اشارت کرده اند. سعدی شیرین سخن، که خود جهانگردی را به مدت سی سال آزموده است، می سراید:
در اقصای عالم به گشتم بسی
به سر بردم ایام با هر کسی
ز هر گوشه ای توشه ای یافتم
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل آثار کثیف بودن دهان
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.