تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بررسی رویکردهای سیاسی و معنوی امامت شیعه در زندگی امام کاظم علیه السلام؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بررسی رویکردهای سیاسی و معنوی امامت شیعه در زندگی امام کاظم علیه السلام، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل بررسی رویکردهای سیاسی و معنوی امامت شیعه در زندگی امام کاظم علیه السلام با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی رویکردهای سیاسی و معنوی امامت شیعه در زندگی امام کاظم علیه السلام آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل بررسی رویکردهای سیاسی و معنوی امامت شیعه در زندگی امام کاظم علیه السلام به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل بررسی رویکردهای سیاسی و معنوی امامت شیعه در زندگی امام کاظم علیه السلام ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی رویکردهای سیاسی و معنوی امامت شیعه در زندگی امام کاظم علیه السلام، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی رویکردهای سیاسی و معنوی امامت شیعه در زندگی امام کاظم علیه السلام را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی رویکردهای سیاسی و معنوی امامت شیعه در زندگی امام کاظم علیه السلام :

مقدمه

تنوع رفتارهایی که از امامان شیعه در طول تاریخ دیده میشود، باعث شده که تحلیلگران به صورت های مختلفی به بررسی رفتار ایشان بپردازند. بسیاری از چهره های بنام معاصر، این تنوع رفتار را بر اساس مبنایی واحد میدانند که به تناسب شرایط مختلف، جلوه هایی گوناگون داشته است. با توجه به این دیدگاه، امامان معصوم چونان انسانی بوده اند که دویست وپنجاه سال عمر کرده و شرایط مختلفی را تجربه نموده، ضمن دارا بودن اصولی ثابت و استوار، با توجه به این شرایط مختلف، رفتارهای متفاوتی از خود بروز داده است.[۱]

در مقابل این نگاه، برخی پژوهشگران این تنوع رفتار را شاهدی بر تغییر و تحول هایی بنیادین در اندیشه شیعه امامی و تکامل تدریجی آن از مسیر یک انشعاب سیاسی، به یک مذهب و نحله فکری و فقهی دانسته اند.[۲] طرف داران این نظریه، معتقدند تشیع که از ابتدا خاستگاهی سیاسی داشته و داعیه دار حکومت بر مسلمانان بوده، پس از ناکامیدر واقعه عاشورا، به سوی ناامیدی از تشکیل حکومت رفت و برای جبران جای خالی مسئولیت رهبری سیاسی در شئون امامت، با تأثیرپذیری از مذاهب دیگری چون ناووسیه، مسائلی مانند: عصمت، مرجعیت علمی و علم غیب امام، و مسئله متکیبودن بقای خلقت به وجود امام را جایگزین شأن رهبری سیاسی جامعه برای امام کرد.

بر اساس این دیدگاه، ائمه از گرفتن خمس به دلیل اینکه آن را مالی میدیدند که باید در اختیار رهبر سیاسی جامعه باشد، خودداری میکردند؛ اما از زمان امام کاظم و امام رضا، تلاش دوباره ای برای شکل دهی حکومت سیاسی آغاز شد و با همین هدف، دریافت خمس و به تبع آن، شبکه وکالت، در میان شیعه امامیه توسعه یافت. این دیدگاه، ظهور واقفه را تحت تأثیر اندیشه قیامگری و قائم بودن امام کاظم میداند؛ اما ناکامی این دو امام بزرگوار از تشکیل حکومت، باعث شد تا امامان بعدی ضمن حفظ مسئله دریافت خمس به عنوان یک حق شخصی و ملک ائمه، بر جایگاه فوق بشری آنان و امامت کودکان خردسال صحه بگذارند و بدین صورت، تعالیم غالیان میانه رو وارد معتقدات شیعه گردد.[۳]

به اذعان نویسنده، شئون سیاسی امامت با محوریت مشروعیت انحصاری حکومت سیاسی جامعه مسلمانان برای امام معصوم پس از پیامبر و تلاش برای بازپس گیری این حق غصب شده تعریف شده است؛ آن هم به صورت تلاش های کوتاه مدت برای دستیابی به حکومت در عصر امام و تلاش های بلندمدت برای زمینه سازی جهت تشکیل حکومت جهانی اهل بیت یا انجام موازی این دو تلاش با یکدیگر.

شئون معنوی امام، تمام امور خارق العاده ای است که امام به دلیل مقام والای قدسی و مدد الهی، از آن برخوردار است و شامل ولایت تکوینی در جهان و علم نامحدود الهی درباره هستی و هرآنچه در آن است، میشود. گرچه این امور بالاتر از افق درک و توانایی انسان های عادی است، اما پذیرش آن برای امام معصوم یا هر ولی خدای دیگر، ملازم با غلو درباره امام یا اعتقاد شرکآمیز نیست؛ هرچند غلو و اعتقادات کفرآمیز درباره ائمه، ملازم اعتقاد به امور فوق بشری درباره آنان است.

نوشتار حاضر، در بخش نخست به بررسی رویکرد سیاسی امام کاظم در دوران امامت خود پرداخته و به این سؤال پاسخ میدهد که آیا امام در عصر خود برنامه ای کوتاه مدت برای قیام داشت یا خیر؟ در بخش دوم و پس از پاسخ به سؤال اول، این پرسش مطرح میشود که با توجه به رویکرد سیاسی امام، آیا ایشان به شئون و جنبه های معنویی و ملکوتی امامت شیعه پرداختند یا خیر؟ بلکه با توجه به رویکرد سیاسی خود، از دامن زدن و ادعای شئون فرابشری خودداری کردند؟

نگاهی دیگر به تلاش سیاسی امام کاظم

برخی معتقدند که امام کاظم درصدد قیام نبود و راهبرد ایشان تقیه و مدارا با سلطه وقت و برنامه ریزی درازمدت برای رهبری سیاسی جامعه بود.[۴] طرف داران این دیدگاه، ناگزیرند رفتارهای تند و خارج از مدارای امام با زمامداران را با توجیه هایی پرتکلف چون استفاده امام از علم خاص خود در مورد این رفتارها یا بر اساس دستور خاصی که به هرکدام از ائمه رسیده، تبیین نمایند. این در حالی است که به گمان نویسنده، شواهد بسیاری وجود دارد که سیاست امام و بلکه سیاست امام صادق را سیاستی تهاجمی و تلاشی جدی برای انقلاب و قیام عمومی ترسیم میکند. این تحلیل، میتواند زوایای مخفی از سیره آن حضرت را بدون این تکلف ها تبیین نماید؛ از جمله این شواهد، عبارت اند از:

۱. معرفی امام کاظم به عنوان قائم اهل بیت از دوران امام صادق

روایت های متعددی از قیامگر بودن امام کاظم حکایت دارد. بر اساس این گزارش ها، او امامی است که اگر تنها یک روز از دنیا مانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی میکند که وی که همنام شکافنده دریا، موسی کلیم الله است، جهان را پر از عدل وداد میکند[۵] و فرج و گشایش دین و دنیای این امت به دست اوست.[۶] خداوند همچنان که بنیاسرائیل را با موسی بن عمران از چنگال فرعون نجات داد، این امت را نیز با همنام او، از چنگ فرعون نجات میبخشد.[۷] خداوند بنیعباس را که چونان فرعونیان سیاه میپوشند، با همنام موسای پیامبر، هلاک خواهد کرد[۸] و امام کاظم صاحب شمشیر است و دشمنان خدا را میکشد[۹] و او، هفتمین امامی است که پادشاهی و حکومت و ملک و فرج و گشایش در مورد او مقدر شده است.[۱۰]

شیخ طوسی(متوفای ۴۶۰ه. ق) که از برجسته ترین فقیهان و محدثان شیعه است، بدون نقد سند و تردید وارد کردن در نسبت این روایات به امام صادق، تنها با توجه به اینکه در روایات متعددی، همه امامان شیعه قائم، به معنای برپادارنده فرمان الهی، هستند،[۱۱] این روایات را در مورد امام کاظم به همین معنا یا از آن جهت که قائم از جمله فرزندان اوست، تفسیر کرده است؛ درحالیکه به نظر میرسد، صراحت موجود در این روایات که امام را نه قائم به معنای عام آن، بلکه کسی که قیام نظامی میکند و درعمل عدل وداد برپا میکند، با این تفسیر سازگار نیست. از طرف دیگر، حمل این روایات بر اینکه او پدربزرگ کسی است که این اقدامات را انجام میدهد نیز حملی بعید و دور از دسترس میباشد؛ هرچند احتمال جعل برخی از این روایات به وسیله راویان واقفی برای تأیید مذهب خود وجود دارد؛ اما فراوانی این روایات و سندهایی که به واقفه نمیرسد، دلیل محکمی برای قطعیبودن صدور این مضمون از روایات مذکور است.

بنابراین، به نظر میرسد که بهترین توجیه در مورد این روایت ها، پذیرش این نکته باشد که در عصر امام صادق پیشوای جامعه شیعه درصدد زمینه سازی برای قیام و یک نهضت عمومی بود و به تدریج رهبر این نهضت را به جامعه شیعه معرفی میکرد؛ هرچند به جهت هماهنگ نشدن شرایط و کوتاهی پیش آمده از سوی جامعه شیعه، در این امر بدا حاصل شد و قیام عمومی شیعه به وقت نامعلومی تأخیر افتاد. این مسئله با روایاتی ثابت میشود که بیان میکنند فرج امت پیامبر و گشایش شیعیان، زمانی پیش تر مقرر شده بود؛ ولی به دلیل رعایت نکردن اصول امنیتی حفظ اطلاعات و آشکارسازی اسرار ائمه که قاعدتا مربوط به جزئیات مقدماتی قیام بود، این تقدیر مشروط الهی محقق نشد و قیام به وقتی نامشخص به تعویق افتاد؛ چنان که در مقابل، دلیل موفقیت بنی عباس، رعایت همین نکات امنیتی و حفظ اسرار بود.[۱۲]

این موج آن چنان قدرت داشت که تا چندی بهانه ای شد برای رفتار فرقه انحرافی واقفیه که با وجود نصوص فراوان برای امامت امام رضا و شواهد روشن بر وفات امام کاظم، وفات آن حضرت را انکار کرده، با استفاده از روایت های غیبت مهدی اهل بیت، مدعی غیبت آن حضرت شدند؛ البته برای این ادعا، دلایلی چون: احضار گروهی از مؤمنان عادل کرخ(محله شیعیان بغداد) برای گواهیدادن به وفات امام توسط سندی بن شاهک[۱۳] و قراردادن جنازه مطهر امام کاظم بر روی پل بغداد از سوی یحیی بن خالد برمکی و معرفی آن حضرت به عنوان امام رافضیان که وفات کرده نیز دخیل بود.[۱۴]

قرار داده شدن جنازه مطهر امام کاظم بر مکانی عمومی چون پل بغداد، احتمال این مسئله را ضعیف میکند که شیعیان امکان اطمینان یافتن به وفات آن حضرت و کشف

حقیقت را نداشتند.[۱۵] تذکر این نکته مناسب است که اگرچه معرفی امام کاظم به عنوان قیامگر اهل بیت پیش از امامت آن حضرت و به وسیله امامان پیشین، به خصوص پدر گرامیاش انجام شده، اما سکوت همراه با تأیید امام کاظم و تلاش محتمل آن حضرت برای تحقق این آرمان کوتاه مدت، باعث میشود که بتوان این مسئله را در رویکرد سیره سیاسی آن حضرت ارزیابی کرد.

۲. تشکیل یا توسعه شبکه مخفیانه و گسترده وکالت در سرزمین های اسلامی

شبکه وکالت، شبکه ای هرمیشکل برای تبادل اطلاعات و اموال میان شیعیان بود که در رأس آن، امام و رده های بعدی سروکیلان مناطق مختلف، و سپس وکلای شهرهای گوناگون قرار داشت و در پهنای سرزمین های اسلامی انتشار مییافت. این شبکه دوسویه، کارکردهای مهمی چون تأمین پل ارتباطی مطمئن میان امام و پیروانش در اقصینقاط سرزمین های اسلامی و نیز رساندن پیام مکتب تشیع به دوردست ها را بر عهده داشت و از طرف دیگر، منابع مالی لازم جهت فعالیت های مختلف سیاسی اجتماعی را فراهم میکرد و بستر مناسبی برای توزیع این منابع به شاخه های مورد نیاز شیعه در گستره این سرزمین به شمار میرفت. اهمیت شبکه وکالت و درجه حساسیت عباسیان به این شبکه را وقتی میتوان دریافت که یادآور شویم شبکه یادشده، بسیار به شبکه داعیان عباسی شباهت دارد که پیش از سال ۹۸ تا ۱۳۲ه. ق توانست با یک کار تشکیلاتی نظامی، فرهنگی منسجم در سراسر جهان اسلام تشکیل داده، به وسیله آن به سامان دهی نیرو و در نهایت، قیام مسلحانه علیه بنیامیه بپردازد. بدیهی است که خلفای عباسی پس از اطلاع یافتن از حضور وکیلی از امام در نقطه دوردست کشور پهناور اسلامی، نسبت به حیات حکومت خود احساس خطر کنند و امامان شیعه را در تدارک قیامی چونان قیام عباسیان بر ضد خود بدانند. البته درباره فعالیت سازمان وکالت در دوره امام کاظم، دو

دیدگاه وجود دارد؛ عده ای این دوره را سرآغاز فعالیت های این شبکه میدانند و برخی نیز آغاز این فعالیت ها را از زمان امام صادق و گسترش وسیع آن را از این دوره میشمارند که پراکندگی و وسعت شیعیان اعتقادی نسبت به سابق، بسیار توسعه یافته بود.[۱۶] این نظام، خدماتش را هم زمان به اشخاص و مناطق مختلف ارائه میداد؛ همچون شطیطه نیشابوری برای امام کاظم خمس اندک مالش را فرستاد و امام تنها مال او را در میان اموال فرستاده شده از نیشابور، به جهت اعتقاد صحیحش، قبول نمود و وعده داد که در مراسم دفنش شرکت کند.[۱۷] همچنین، میتوان به علی بن یقین، وزیر دربار و صاحب البرید(متوفای ۱۸۲ه. ق)[۱۸] و جعفر بن محمد بن اشعث(زنده در ۱۷۰ه. ق)[۱۹]، از درباریان پرنفوذ هارون اشاره کرد.

این سیطره و نفوذ، در زمانی است که آن را دوره اوج شکوه و اقتدار عباسیان میخوانند و دستگاه عباسی توانسته یکی از پهناورترین ممالک جهان را مدیریت و اداره کند. وجوهی که توسط این شبکه به خدمت امام میرسید، دارای عناوین متعددی از جمله: هدیه، خمس، زکات، نذورات و درآمد موقوفات بود[۲۰] که با توجه به ماهیت همگانی خمس، بیشترین قسمت آن باید با این عنوان و یک پنجم اضافه درآمد سالانه باشد و روایات مختلف نیز میتواند شاهدی بر آن باشد. یکی از مصارف اصلی درآمد حاصله از شبکه وکالت را میتوان تأمین هزینه های قیام و زمینه سازی برای آن، به خصوص در میان مردم مدینه دانست که نقش حامیان اصلی را در قیام علیه عباسیان در این برهه ایفا کرده، از سوی آنان در تنگنای اقتصادی شدیدی بودند؛ به گونه ایکه مورخان گفته اند: منصور مدینه را به نهایت ضعف کشاند و آن را خالی از مال و سلاح کرد.[۲۱] هارون، خود به صراحت از این خطر آگاه بود و بر فقر و تنگدستی امام و پیروانش اصرار داشت و معتقد بود که اگر نیازهای اقتصادی امام تأمین باشد، او با صدهزار شمشیرزن از شیعیان و موالیانش در برابرش خواهد ایستاد.[۲۲]

۳. سخنان و رفتار تحریک آمیز امام با خلفای عباسی

در سیره امام کاظم به سخنان و رفتار مبارزه طلبانه ای برمیخوریم که بیش از آنکه بتوان آن را با سیاق کلی تقیه و مخفیکاری توجیه کرد، میتوان آن را در یک منظومه رفتارهای هشداردهنده و حماسه برانگیز تفسیر نمود که از طرفی، تبلیغات رژیم غاصب عباسی را خنثا میکرد و از سوی دیگر، ضمن ارائه هدف و دورنمای حق اهل بیت در محفل های عمومی، ندای مظلومیت و غصب حق اهل بیت را به گوش علاقه مندان میرساند. رفتارهایی چون درخواست بازپس دادن فدک از مهدی که مدعی اقامه عدل شده بود و وقتی مهدی عباسی(حکومت ۱۵۸ ۱۶۹ه. ق) محدوده فدک را از آن حضرت پرسید، آن حضرت کوه احد و عریش مصر و سیف البحر و دومالجندل، یعنی سرزمین هایی را که بدون قدرت نظامی در اختیار سپاه اسلام قرار گرفته بود، از خود دانست.[۲۳] آن حضرت در مقابل هارون(حکومت ۱۷۰ ۱۹۳ه. ق) محدوده این قلمرو را عدن(یمن)، سیف البحر(خزر)، افریقیه و شمال افریقا و سمرقند معرفی کرده بود و این ها همگی پیامی روشن داشت که به موجب آن، هارون با رنگ پریده و حالتی عصبی و لحنی اعتراض آمیز به امام گفت: «دیگر چیزی برای ما نمانده. پس بیا و بر مسند من بنشین! »[۲۴]

استدلال به نزدیک تر بودن به پیامبراکرم بر اساس آیات قرآن از جمله آیات مباهله، مشروعیت بنیعباس را که بر ارث بری خلافت از سوی جدشان عباس و سزاوارتر بودن ارث بری عمو نسبت به پسرعمو استوار بود،[۲۵] به روشنی زیر سؤال میبرد.

یکی از برخوردهایی که به روشنی نشان دهنده این موضع گیری تند و صریح و برخلاف تقیه از امام کاظم است، در سفر هارون به مدینه احتمالا در سال ۱۷۹ه. ق خودنمایی میکند. بنا بر منابع مختلف، هارون در زیارت رسمیاش از قبر پیامبر اکرم، برای تأکید بر مسئله انتساب و ارث بری از آن حضرت و افتخار به آن،[۲۶] پیامبر خدا را با صدای بلند به عنوان پسرعمو مورد خطاب و سلام قرار داد و گفت: «السلام علیک یابن العم. » در همین حالت که هارون میخواست بهترین بهره برداری را از این خطاب و قرابت داشته باشد، امام کاظم پیش آمد و باعنوان «ای پدر»، به رسول خدا سلام داد؛ «السلام علیک یا أبه. » این اقدام، واکنش صریح هارون را در پی داشت و او را خشمگین ساخت و رنگش را دگرگون کرد؛ به گونه ایکه در کمال شرمندگی اظهار کرد: «هذا هو الفخر؛ این، مایه افتخار واقعی است. » بنا بر گزارشی، همان جا دستور دستگیری امام را صادر نمود.[۲۷]

استدلال امام در پاسخ به هارون به آیه مباهله که حسنین را پسران رسول خدا میخواند و نیز آیه ۷۴ سوره انعام که حضرت عیسی را از خاندان حضرت ابراهیم میداند، بااینکه رابطه نسبی آنان از طریق مادر است، منطق دیگری برای زیر سؤال بردن مشروعیت دروغین عباسیان است که بر آن تاکید داشتند.[۲۸]

همچنین، زیر سؤال بردن شایستگی هارون برای خلافت، با طرح پرسشی که هارون از جواب آن درماند و نیز نقل این روایت که امام هر قوم، باید داناترین آن ها باشد.[۲۹]

گفت وگوی امام با هارون، هنگام زندانیشدن در بغداد که باعث شد خشم و سخت گیری و جسارت هارون بر امام بیشتر شود. هارون از امام درباره کاخ و تشریفات خود پرسید و حضرت آن را خانه فاسقانی دانست که به ناحق تکبر میکنند و راه هدایت نمیپویند. آن گاه شایستگان واقعی این خانه را شیعیان خود دانست. وقتی هارون به کنایه پرسید: «چرا صاحبان خانه، حق خود را پس نمیگیرند؟»، امام با اشاره به این مطلب که این خانه مقام، به صورت آباد از شیعیان گرفته شده و آنان نیز تا آباد نشود، آن را پس نمیگیرند، به تلاش پنهان شیعه برای بازپس گیری آن اشاره کردند. همچنین، امام در پاسخ به سؤال هارون که شیعیانش چه کسانیاند، با تلاوت آیه ای پاسخ دادند که تا بینه و حجت روشن نیامده، شیعیان و گمراهان در کنار یکدیگرند. شیخ مفید(م ۴۱۳ه. ق) با استشهاد به این روایت، از این نظر حمایت میکند که ایشان در موضع خوف و تقیه در برابر هارون نبودند.[۳۰]

۴. واکنش های امنیتی خلفای عباسی در برابر امام کاظم

عباسیان که با شعار خون خواهی اهل بیت پیامبر بر سرکار آمده بودند، به خوبی میدانستند که مقابله با اهل بیت و برخورد تند با آنان، تأثیر منفی شدیدی بر محبوبیت اجتماعی آن ها دارد. بر همین اساس است که میبینیم، یکی از وصیت های عمل نشده خلفای عباسی، خودداری از ریختن خون علویان است؛ زیرا آن را عامل اصلی سقوط زودهنگام بنیامیه میدانستند؛ در عین حال، رفتارهای امنیتی و خشنی که حکومت عباسی در قبال امام کاظم مرتکب شده، نشان از این دارد که حاکمان عباسی با وجود درک حساسیت برخورد با امام، خطر رها بودن و برخورد نکردن با آن حضرت را شدیدتر میدیدند و حاضر به تحمل عواقب آن بودند. در ادامه، به برخی از این شواهد تاریخی اشاره میکنیم:

* زندانی کردن های متعدد امام کاظم در دوره های مهدی و هارون عباسی که گاهی بسیار طولانی میشد، از جمله این برخوردهاست. خلفا برای کمترکردن حساسیت های مردمی، چنین کارهایی را انجام میدادند.

بنا بر گزارش های موجود، آن حضرت یک بار در دوران خلافت مهدی عباسی، در بغداد میان سال های ۱۵۸ ۱۶۹ه. ق و دست کم دوبار در زمان هارون الرشید زندانی شد؛ دستگیری اول ایشان، در ابتدای خلافت هارون بود[۳۱] و دیگری، پس از بازگشت هارون از عمره در سال ۱۷۹ه. ق.[۳۲]

هارون برای دستگیری امام کاظم، به گونه ای فریبکارانه زمینه سازی میکند. او در میان جمع، هنگامی که قبر پیامبر اکرم را زیارت مینماید، از آن حضرت به جهت زندانیکردن ایشان عذرخواهی کرده، دلیل آن را جلوگیری از خون ریزی و اختلاف میان امت پیامبر عنوان میکند.[۳۳]

* دستگیری علنی امام، هنگامی که در مسجد پیامبر در حال نماز بود و شکایت حضرت به درگاه پیامبر که گریه و ضجه مردم را به دنبال داشت، به روشنی شتاب زدگی حکومت عباسی را در خاموش کردن صدای امام نشان میدهد.[۳۴]

مخفینگهداشتن مسیر انتقال امام به عراق با استفاده از دو کاروان که یکی به بصره و دیگری به کوفه میرفت،[۳۵] نشان دهنده بیم هارون از واکنش مردم و احتمال اقدام آنان جهت فراری دادن امام است. این اقدام، کاری بیسابقه است که در مورد امامان و خلفای دیگر، گزارش نشده است.

* هارون به زندانیکردن امام بسنده نکرد؛ بلکه تلاش داشت با شکنجه و ترفندهای دیگر، امام را به زانو درآورد و دستورهای ویژه ای برای سخت گیری و شکنجه امام در زندان صادر کرد؛ هرچند مسئولان زندان امام که از سران دربار هارون بودند، تحت تأثیر رفتار و خلوص امام قرارمیگرفتند و اوامر هارون را در مورد ایشان به طور کامل اجرا نمیکردند؛ به عنوان نمونه، فضل بن یحیی برمکی به دلیل خوش رفتاری با امام، به دستور هارون شلاق خورد و در دربار هارون لعنت شد.[۳۶]

* گزارش ها حکایت از این دارند که هارون، تنها از ترفند فشار بر امام استفاده نمیکرد؛ بلکه با فرستادن کنیزی زیبارو سعی در اغوای امام داشت. مخالفت امام با این کار و پیام هارون برای امام که ما نه با رضایتت تو را به زندان انداختیم و نه با رضایتت به تو خدمت میکنیم و نیز بازگرداندن اجباری کنیز،[۳۷] روشنگر نیت سوء هارون از این قضیه است.

* تصمیم به قتل حضرت توسط هادی عباسی؛ به گونه ایکه سوگند خورد آن حضرت را به شهادت برساند.

* شهادت آن حضرت به فرمان هارون عباسی؛ در فضایی که هارون احتمالا برای تبرئه خود مخفیانه به گماشتگانش برای این کار فرمان میداد و در شرایطی که از بیم واکنش ها برای سلامت بودن آن حضرت در زندان سندی، جمعی از بزرگان بغداد را دعوت کرد که به بالین آن حضرت روند و سلامت ایشان را گواهی کنند[۳۸] و پس از وفات امام نیز جمعی دیگر سلامتی جنازه مطهرش را از هرگونه ضربه و اثر ضرب و جرح گواهی نمایند و آن گاه جنازه ایشان را بر پل بغداد نهاد.[۳۹] این ها، همگی نشان از احساس خطری بوده که هارون از امام داشته و موجب شده تا او همه این سختیها را برای آسیب رساندن به امام بپذیرد.

شواهدی که گذشت، همه از یک اقدام سیاسی حساس و مهم از سوی امام کاظم خبر میدهد که البته گویای ناکام ماندن آن است. زمان دقیق این خیزش سیاسی که از سوی امام پیش بینی میشد، مشخص نیست ؛ اما شاید بتوان با توجه به مناسب بودن نسبی شرایط دوره حکومت هادی عباسی برای قیام، زمان تقریبی این خیزش را هم زمان با قیام شهید فخ، حسین بن علی حسنی(متوفای ۱۶۹ه. ق) در ذیالقعده سال ۱۶۹ در این دوره دانست.

این دوره، پس از تسامح و گشایشی بود که مهدی در حکومت خود برای جبران چهره خشن خلافت پدرش، منصور، از خود نشان داد و فرصت بیشتری را به مردم مدینه و مکه، برای قیام و انقلاب داد.[۴۰] به قدرت رسیدن خلیفه جدید که تا پیش از آن، تجربه حکمرانی چندانی نداشت، مناسب بودن زمان قیام را بیشتر جلوه میداد.

با توجه به واکنش شدید هادی عباسی بر ضد امام کاظم و سوگندش نسبت به قتل امام[۴۱] در پی قیام حسین بن علی حسنی، میتوان احتمال داد قیامی که در روایات وعده داده شده بود، در عصر امام کاظم اتفاق بیفتد و به شورش سراسری و حکومت جهانی اهل بیت منجر شود. ناکامی اهل بیت در این قیام، به تغییر روش ایشان در این برهه از زمان انجامید. حمایت و تأیید عمل حسین بن علی حسنی(شهید فخ) از سوی امام[۴۲] و امامان بعدی[۴۳] و نیز گزارش های حاکی از تغییر سیاست امام، تاییدکننده این گمانه زنی است. این قیام، دست کم با یک سال برنامه ریزی انجام شده، مقدمات آن، به خوبی فراهم آمده بود؛ چنان که تعداد حاجیانی که پیش از شروع اعمال حج به زیارت قبر پیامبر اکرم آمده بودند، بسیار بود و شمار قابل ملاحظه ای از آنان، عراقی و طرف دار طالبیان بودند؛[۴۴] اما به جهت درگیری حاکم مدینه با سران حسنیان مدینه و تحت فشار قرار دادن آنان[۴۵]، شروعی زودهنگام داشت و از قضا برخلاف تصور هرساله، نیروهای عباسی موجود در حرمین در موسم حج، بیشتر از سال های گذشته بود؛ به گونه ایکه قدرت نمایی عباسیان باعث ترس همراهان قیام و کنارکشیدن آنان شد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *