تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل رواسازی خشونت علیه زنان در احادیث مجعول «قسمت اول»؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل رواسازی خشونت علیه زنان در احادیث مجعول «قسمت اول» شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل رواسازی خشونت علیه زنان در احادیث مجعول «قسمت اول» را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل رواسازی خشونت علیه زنان در احادیث مجعول «قسمت اول» با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل رواسازی خشونت علیه زنان در احادیث مجعول «قسمت اول» با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل رواسازی خشونت علیه زنان در احادیث مجعول «قسمت اول» تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل رواسازی خشونت علیه زنان در احادیث مجعول «قسمت اول» را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رواسازی خشونت علیه زنان در احادیث مجعول «قسمت اول» :

چکیده:

زن در اسلام مورد تجلیل و تکریم فراوانی قرار گرفته و از ارزش و مقام بسیار والائی برخوردار است. با این وجود، در برخی متون دینی روایاتی دیده می

شود که حداقل به ظاهر نگاهی بدبینانه به زن را تلقی می

نمایند و حتی در بعضی موارد، کرامت زن را مورد خدشه قرار می

دهند. این نگاه منفی به زن، معلول عوامل مختلفی است که مهمترین آن، مجعول بودن این

گونه روایات است. منع کتابت حدیث و نفوذ تفکرات منفی خلیفه دوم بر زنان، از جمله مهمترین مبادی احادیث مجعول، از قبیل اسرائیلات می

باشد. از این

رو، لازم است این روایات مورد بررسی سندی و دلالی قرار گیرند. این نوشتار به نحو گزینشی به بررسی بعضی از این روایات که از جهت سندی و دلالی مخدوش هستند، پرداخته و غیر مستند بودن آن

ها را آشکار می

سازد. موضوعات کلی این روایات عبارتند از: تنبیه بدنی، آفرینش زن از مرد، فریب شیطان، نهی از علم آموزی، خانه

نشینی.

واژگان کلیدی:

زن، احادیث مجعول، اسرائیلات، تنبیه بدنی، خانه

نشینی، آفرینش زن از مرد، شیطان، علم آموزی، کتابت حدیث، خشونت.

بحث شخصیت و حقوق زن حدود یک قرن است که در دنیای غرب وارد مباحث اجتماعی و حقوقی گردیده است اما این مبحث در اسلام بیش از هزار و چهارصد سال پیشینه دارد.

به اعتراف دوست و دشمن، اسلام گام

های بلند و حیرت آوری به سود زن و برای احیای حقوق و شخصیت او برداشت و این گام

ها را در عصر و زمانی برداشت که در بسیاری از جوامع، زن از کمترین حق انسانی خویش برخوردار نبود، اما اسلام با جرأت و شهامت تحسین برانگیزی در برابر دیدگاه

ها و آرای رایج زمانه درباره زن ایستاد واز حقوق انسانی وی دفاع نمود و اعلام کرد که زن از شخصیت کامل انسانی برخوردار است و در این جهت هیچ نقصان و کاستی نسبت به مرد ندارد.

برحسب این دیدگاه، میان زن و مرد فرقی در سیر و سلوک معنوی و تحصیل کمالات روحی و ارتباط با پروردگار نمی

باشد؛ چنانکه در پاداش اخروی میان زن و مرد فرقی نیست. بلکه آنچه ملاک است، ایمان، عمل صالح و تقواست. با این وجود با توجه به دیدگاه والای اسلام نسبت به زن، پاره

ای از روایات در متون دینی دیده می

شود که القا کننده نگاه بدبینانه، تحقیرآمیز یا خشونت

جویانه نسبت به جنس زن است. این گونه روایات ممکن است این ذهنیت را القا نماید که اسلام نگاه وهن آمیز نسبت به جنس زن دارد و در عرصه حمایت از حقوق زن موضع منفی و انتقادی دارد. از این

رو، برای حل این تعارض موجود، میان این

گونه احادیث از یک

سو و منزلت زن در آیات و دیگر روایات از سوی دیگر، لازم است این احادیث مورد بررسی سندی و دلالی قرار گیرند. بدین منظور در این نوشتار پاره ای از این روایات که از جهت سندی مخدوش هستند، مورد نقد و بررسی قرار می

گیرند.

مبادی احادیث مجعول

در دیدگاه شیعیان احادیث پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع)، به عنوان یکی از منابع مهم و معتبر دینی در کنار کتاب خدا، قرآن مجید مطرح است. تنها راه دستیابی به این روایات، مراجعه به کتب روائی است، اما مع

الاسف در این کتب گرانقدر، همچون بحارالانوار، وسایل الشیعه و…، روایاتی غیرمستند به پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) هم دیده می

شود. وجود این گونه روایات مخدوش در اصلی

ترین کتب روائی، بیانگر عدم دقت بزرگوارانی از قبیل علامه مجلسی، شیخ حرعاملی و… نمی

باشد، بلکه حاکی از مقتضیات آن عصر است؛ زیرا آن

ها در زمانی به جمع

آوری احادیث پرداختند که اصل وجود روایات به خاطر وجود خلفای جور در حال از بین رفتن بود، از این

رو، برای حفظ روایات، با توجه به شرایط بسیار ضیق و سخت آن زمان، تنها توانستند به جمع

آوری احادیث بپردازند و فرصت این امر را نیافتند که احادیث سره را از ناسره جدا نمایند، بنابراین این وظیفه را محول آیندگان کردند تا با آسیب

شناسی روایات به احادیث ناب دست پیدا کنند. یکی از موارد آسیب

شناسی، تشخیص احادیث مجعول است، روایاتی که باب خشونت علیه زنان را گشودند و چهره ای منفی و ناروا از زن ارائه دادند. قبل از بیان این نوع روایات، در ابتدا لازم است مبادی ورود این

گونه روایات بیان گردد.

الف) منع کتابت احادیث

یکی از عوامل راه یابی روایات مخدوش به مجامع روایی، منع کتابت حدیث از جانب خلفای جور است. آن

ها به واسطه این عمل نه تنها موجب گشتند که احادیث غیرمستند به پیامبر اکرم (ص)، از جانب صحابه نقل گردد، بلکه باب ورود اسرائیلات به حوزه روایات دینی را گشودند.

اسرائیلیات مجموعه روایاتی می

باشد که از جانب اهل کتاب به ویژه یهودیانی که در ظاهر به اسلام می گرویدند، وارد حوزه اسلام شده است؛ به گونه

ای که بسیاری از این روایات از طریق ارتباط صحابه و تابعین با دانشمندان اهل کتاب و به خاطر اعتماد به گفته های آنان، به تدریج در میان مردم شایع گردید و در منابع روایی جای گرفتند. عمده این روایات اسرائیلی، از چند دانشمند یهودی و نصرانی مانند عبدالله بن سلام، کعب الأحبار، وهب بن منبه، تمیم داری و ابن جریح نقل شده است. محمد رشید رضا، صاحب تفسیرالمنار معتقد است: از میان کسانی که اسرائیلیات را روایت می کنند، وهب

بن

منبه و کعب

الأحبار بدترین، ریاکارترین و نیرنگ بازترین آنان هستند، به طوری که هیچ خرافه ای نیست که در کتاب های تفسیری و تاریخی، پیرامون آفرینش، پیامبران الهی و اقوام آنان، فتنه ها، رستاخیز و عالم آخرت آمده باشد، مگر این که اثری از این دو نفر در آن وجود داشته باشد. ورود این

گونه روایات بر مجامع روایی شیعه، آسیب های جبران ناپذیری وارد کرده است. از این

رو، ائمه اطهار (ع) در بیانات مختلفی، به مبارزه با این

گونه احادیث پرداخته اند که به دو مورد آن اشاره می

گردد:

امام صادق (ع) می

فرمایند: «بعضی از عالمان، به دنبال احادیث یهود و نصارا هستند، تا علم و دانش خود را تقویت و حدیث خود را بسیار سازند، اینان در پایین ترین مرتبه دوزخند.»

روزی امام باقر (ع) در حالی که در مسجد الحرام، رو به کعبه نشسته بود به یارانش فرمود: نگاه به کعبه عبادت است، در این هنگام مردی به نام عاصم بن عمر گفت که کعب الأحبار می گوید: هر بامداد، کعبه به بیت المقدس سجده می کند. امام پرسید: نظر تو درباره سخن کعب چیست؟ وی پاسخ داد: او راست گفته است. در این هنگام امام خشمگین شد و فرمود: دروغ گفتی، کعب هم دروغ گفته است.

همچنین خلفا با ممنوع کردن کتابت احادیث پیامبر اکرم (ص) و تحت الشعاع قرار دادن اهل بیت پیامبر و بستن در خانه آن ها، مردم را به فراگرفتن احادیث شفاهی از صحابه دعوت کردند و همه صحابه را برخوردار از دو ویژگی عدالت و اجتهاد معرفی کردند؛ در نتیجه تمامی سخنان صحابه از پیامبر اکرم (ص)، به عنوان یک سند معتبر شهرت یافت.

علامه طباطبایی در این رابطه سخن بلیغی دارند: «از یک سو، مصادر امور و خلفای وقت در عین حال که در ظاهر از اهل بیت احترام می کردند، در باطن امر تا می توانستند در تضعیف موقعیت اجتماعی آن ها می کوشیدند… و کم کم امتیاز اهل بیت را از آن ها گرفتند؛ از سوی دیگر، روز به روز بر احترام صحابه می افزودند… و مردم را در فرا گرفتن حدیث از آن ها تشویق می کردند… قدر مسلم این است که روح تحقیق علمی در صحابه نبود و تألیف وکتابت در میانشان ممنوع و قدغن بود… صحابه به نشر حدیث پرداختند و مصدر تعلیم و تربیت قرار گرفته… چنان که بسیار اتفاق افتاد که مردم برای درک یک نفر صحابی یا اخذ یک حدیث، راه های دراز طی می

کردند، هفته ها و ماه ها رنج غربت را بر خود هموار می کردند. ولی چنان که تذکر دادیم، نبودن روح تحقیق در عامه صحابه از یک طرف و ممنوع بودن بحث و انتشار در معارف دینی از طرف دیگر و قدغن نمودن مقام خلافت از کتابت و تألیف از طرف دیگر و پیدا شدن عده قابل توجهی از ظاهرالأسلام های اسرائیلی که اخبار و معارف انبیای سلف را آن طور که دلشان می خواست، نقل می کردند از طرف دیگر و اقبال بیرون از حد و اندازه عموم مسلمین به حدیث و محدثین؛ جمعی از جاه طلبان و سودپرستان را برای کسب امتیازات اجتماعی تطمیع نموده و وادار می کرد که از هر مصدری باشد و به هر مفهومی باشد، حدیث تهیه کنند یا طبق تمایلات و مقاصد سران امور حدیث جعل کرده و بازاری گرم کنند. این ها عواملی بودند که دست به دست داده و حدیث را از ارزش واقعی انداختند… پیغمبر اسلام پیش بینی کرده بود که به زودی این گرفتاری دامنگیر عالم اسلام خواهد شد و لذا دستور داده بود، احادیثی را که از وی نقل می شود، به کتاب خدا عرضه داشته و پس از آن بپذیرند.»

علامه سید مرتضی عسکری هم در این رابطه می گوید: «مسلّماً از همان زمانی که مکتب خلفا، باب نقل حدیث از پیامبر (ص) را مسدود کرد، باب نقل روایات اسرائیلی را به طور کامل برروی آنان گشود و این امر بدین شکل صورت گرفت که به افرادی مانند تمیم داری نصرانی و کعب الأحبار یهودی اجازه داده شد تا احادیث اسرائیلی را به میل خود در میان مسلمانان گسترش دهند.»

در اثر منع نگارش حدیث و نشر آن بر اسلام و مسلمانان خسارت بزرگی وارد گردید که با آمار و ارقام قابل شمارش نیست. این امر موجب پیدایش هرج و مرج در اعتقادات، اعمال، اخلاق، آداب، جوهره و اصول دین گردید. خلأ حاصل از این عمل، زمینه مناسبی را برای پیدایش بدعت های یهودی، یاوه های مسیحی و افسانه های زرتشتی به ویژه از سوی دانشمندان یهود و نصارا به وجود آورد، تا احادیث فراوانی را جعل کنند و آن ها را به پیامبران الهی نسبت دهند؛ همچنان که افسانه هایی را ساختند و به پیامبر اکرم (ص) نسبت دادند.

ب) نفوذ تفکرات منفی خلیفه دوم بر زنان در تاریخ اسلام

ذهنیت ها و دیدگاه های منفی برخی از منتقدان درباره زن که در صدر اسلام نیز از نفوذ عمیقی نیز برخوردار بودند، باعث راه یابی دیدگاه آن

ها، در قالب روایات و احادیث معصومین گردید. یکی از این شخصیت

های ذی

نفوذ «عمربن خطاب» خلیفه دوم می

باشد. وی به گواهی مورخان، به ویژه مورخان اهل سنت دیدگاه منفی و خشونت آمیزی نسبت به زنان داشته است و نسبت بر آن

ها فوق العاده سخت گیر و طرفدار خانه نشینی آن ها بوده است. به عنوان نمونه به چند روایت و حکایت در این زمینه اشاره می

گردد:

در روایت آمده است: پیغمبر اکرم (ص) زنان را اجازه می داد که به خاطر نیازهایی که دارند بیرون روند و کار خویش را انجام دهند. سوده دختر رمعه، همسر رسول خدا (ص) زنی بلند بالا بود. یک شب با اجازه رسول خدا، از خانه به خاطر کاری بیرون آمد، با اینکه شب بود، عمر بن الخطاب سوده را به خاطر بلند بالایی اش شناخت. عمر در این جهت تعصب شدیدی داشت و همواره به پیغمبر (ص) توصیه می کرد، اجازه ندهد که زنانش بیرون روند. عمر با لحن خشنی به سوده گفت: تو خیال کردی که ما تو را نشناختیم؟! خیر، شناختیم، پس از این در برون آمدن خود دقت بیشتری بکن. سوده از همان جا مراجعت کرد و ماجرا را به عرض رسول خدا (ص) رساند، در حالی که رسول خدا (ص) مشغول شام خوردن بود، طولی نکشید که حالت وحی بر او عارض شد، پس از بازگشت به حالت عادی فرمود: به شما اجازه داده شد، اگر حاجتی دارید بیرون روید.

جاحظ در «البیان و التبین» از عمر نقل می کند: بیشتر به زنها «نه» بگویید، زیرا جواب «بلی» آنان را در خواهش جری تر می کند.

در تفسیر کشاف ذیل آیه ۵۳ سوره احزاب آمده است: عمر خیلی علاقمند بود که زنان رسول خدا (ص) در پرده باشند و بیرون نروند.

در سنن ابن ماجد چنین آمده است: «رسول خدا در تشییع جنازه ای شرکت کرد، زنی از کسان متوفی شرکت کرده بود، عمر بر آن زن نهیب زد. رسول خدا (ص) فرمود: ای عمر! او را رها کن، چشم گریان، دل داغدار و عهد قریب است. از این گونه جریان ها در تاریخ زندگی عمر زیاد یافت می شود.

بنابراین منع کتابت حدیث و نفوذ عمیق تفکرات منفی خلیفه دوم بر مجامع روائی را می توان از جمله مهمترین عوامل دانست که موجب گشتند در طول تاریخ، احادیث دروغینی به پیغمبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) منتسب گردد و در لسان علما و سپس عامه جاری شود که در پی آن زنان در طول تاریخ اسلام، حرمان

هائی را متحمل شدند و خسارت

های مادی و معنوی زیادی بر آن

ها وارد گردد. در این نوشتار به نحو گزینشی به بعضی از این احادیث اشاره می

گردد.

مصادیقی از احادیث مجعول

زن و تنبیه بدنی

در پاره ای از روایات و نیز کتب فقهی، از تنبیه بدنی در صورت عدم اطاعت زن از شوهر سخن به میان آمده است که به چند نمونه اشاره می گردد:

– «در تفسیر کلبی از ابن عباس چنین نقل شده است: زنان را به کتاب خدا موعظه کنید و به او بگوئید که از خدا بترسد و از شما اطاعت کند، اگر قبول نکرد با او درشتی کنید وگرنه طوری او را بزنید که بدنش زخم نشود و استخوانش شکسته نشود.»

– «از امام باقر (ع) نقل شده است که منظور از «واضربوهنّ» در آیه کریمه، زدن با چوب مسواک است.»

– «روایت شده است که عمر همسرش را تنبیه بدنی کرد و به همین خاطر مورد ملامت واقع شد، او در جواب گفت: از رسول خدا شنیدم که می فرمود: مرد به خاطر زدن همسرش، مورد بازخواست قرار نمی گیرد.»

ناقلان این

گونه احادیث، دلیل صحت آن را تطابق با آیه ۳۴ سوره کریمه نساء معرفی می

کنند. در این آیه مبارکه آمده است: «و اللاتی تخافون نشوزهن فعظوهنّ و اهجروهن فی المضاجع و اضربوهن»، «اگر شما [مردان] از نافرمانی همسرتان نگرانید، نخست آن

ها را نصیحت کنید، اگر فایده نکرد، از همبستری با آن

ها دوری گزینید و اگر آن هم فایده نکرد، آن

ها را کتک بزنید.»

نقد و بررسی

ضعف سند

روایات پیشین که بر تنبیه بدنی زن دلالت دارند، از جهت سندی ضعیف هستند. آنچه که در تفسیر مجمع البیان از تفسیر کلبی نقل شده است، سخن ابن عباس است، نه معصوم لذا از حجیت برخوردار نیست. همچنین روایتی که از امام باقر نقل شده است، به دلیل مرسله بودن ضعیف و غیرقابل اعتماد است همینطور روایتی که از عمر نقل شده است، ضعیف و غیرقابل اعتماد است؛ زیرا اولاً این روایت مرسله است؛ ثانیاً روایت عمر در نزد شیعه فاقد اعتبار است، به ویژه در مسئله خشونت علیه زنان که بر اساس نقل های متعدد تاریخی و روایی، عمر گوی سبقت را از دیگران ربوده است و نماد برخورد خشونت آمیز و نگاه منفی علیه زنان معرفی شده است. از این گذشته، در همان تفسیر قرطبی روایاتی از صحیح مسلم و ترمذی نقل شده است که به صراحت خشونت علیه زن و تنبیه بدنی وی، به طور شدید مورد نکوهش واقع شده است و تنها در صورت ارتکاب زنا، تنبیه بدنی البته به صورت خفیف تجویز شده است.

ضعف محتوا

تنافی با لزوم احسان به زن در آیات و روایات

براساس آیات، اصل در زندگی زناشوئی، رابطه نیکو، سازگارانه و ایثارگرانه است. قرآن کریم با عبارت دلنشین «عاشروهنّ بالمعروف» به صورت یک قاعده، مردان را به معاشرت نیکو و درست با زنان فرمان داده است و حتی آنجا که پای طلاق به میان می آید، می فرماید: «فأمساک بمعروف او تسریح باحسان»، «نگهداری زن به خوبی و سازگاری یا آزاد کردن او با احسان و نیکی» و در جای دیگر می فرماید: «وأتمروا بینکم بمعروف»، «به نیکی میان خود به مشورت بپردازید.»

این مضمون در روایات متعددی نیز دیده میشود که به پارهای روایات نقل شده از پیامبر اکرم (ص) اشاره می گردد:

– «احب العباد الی الله عزوجل احسنهم صنعاً الی عیاله»، «محبوبترین بندگان خدا کسانی هستند که نسبت به خانواده خویش، خوش رفتارترند.»

– «خیرکم خیرکم لأهله و انا خیرکم لأهلی»، «بهترین شما کسی است که نسبت به خانواده خود بهترین رفتار را دارد و من بهترین شما نسبت به خانواده ام هستم.»

– «ألا خیرکم خیرکم لنسائه و انا خیرکم لنسائی»، «بهترین شما کسی است که نسبت به همسر خویش بهترین رفتار را داشته باشد و من نسبت به همسرانم بهترین رفتار را در میان شما دارم.»

– «من صبر علی سوء خلق إمرأته واحتسبه اعطاه الله بکل مره یصبر علیها من الثواب مثل ما اعطی ایوب علی بلائه»، «هر مردی که بر بد خلقی همسرش به خاطر پاداش الهی، بردباری و شکیبایی نشان دهد، خداوند برای هر بار که صبر می کند به او ثواب ایوب را در مقابل مصائب می دهد.»

روایات فراوانی به این مضمون آمده است که سزاوار است مرد از بدی ها و آزار همسرش بگذرد و به انتقام و خشونت روی نیاورد.

روایات به پیروی از آیه کریمه ۳۴ سوره نساء برخورد فیزیکی نسبت به زن را در هر موردی تجویز نکردهاند. اسلام در صورتی که زن به انجام امور خانه، شیر دادن، پرستاری فرزند و امثال آن اقدام نمی کند، به مرد نه اجازه تنبیه بدنی و نه اجازه برخورد تند و قهرآمیز را داده است؛ زیرا در نگاه اسلام امور فوق وظیفه زن نیست. قرآن کریم می فرماید: «فإن أرضعن لکم فآتوهنّ اجورهنّ»، «اگر فرزند را برای شما شیر دادند، اجرتشان را بپردازید.»

مورد استثنائی

دستور تنبیه بدنی تنها در یک صورت است و آن جایی است که زن به مهمترین حقوق زناشویی یعنی حق استمتاع جنسی و عمل زناشویی گردن نمی نهد و آن را به رسمیت نمی شناسد و بر مخالفت خود اصرار می ورزد و همه راه های دیگر جهت متقاعد کردن وی، برای گردن نهادن به قانون بیفایده باشد، در چنین صورتی چه راه حلّ دیگری می توان داد؟

در جایی که نصیحت، موعظه و نیز کناره گیری، قهر و امثال آن مؤثر واقع نمیشود یا مرد باید با چنین زنی بسوزد و بسازد که به طور یقین هر چند این رفتار نامشروع نیست امّا نمی توان به صورت یک قانون بر مردان الزام کرد یا اینکه اقدام به طلاق نماید که با توجه به مبغوض بودن آن در اسلام و عوارض سویی که برای کانون خانواده به همراه دارد، به هیچ وجه به عنوان بهترین و نزدیکترین راه حل، قابل توصیه نیست یا راه سومی را برگزیند، یعنی مرد راه دادگاه را در پیش بگیرد و از این راه بخواهد مشکل خویش را حلّ و حقّ خویش را استیفا نماید که به طور یقین بهترین راه نخواهد بود؛ زیرا در این صورت اسرار جنسی و مسائل خصوصی زناشویی علنی می گردد و معمولاً یک مرد غیرتمند به آن راضی نخواهد شد. علاوه بر اینکه، وی در صورت عدم اعتراف همسرش برای اثبات ادعای خویش، لازم است اقامه بینه و ارائه شهود نماید که صرف نظر از اینکه در بسیاری از موارد ناممکن است، باعث برملا شدن یک مسئله خصوصی خواهد شد و حتی ممکن است یک مسئله ساده قابل حل به یک مشکل جدی، پیچیده و لاینحل تبدیل گردد. از اینرو در آیه ۳۴ سوره مبارکه نساء و بعضی روایات، از این جهت تنبیه بدنی زن، جایز شمرده شده است؛ اما این جواز به معنای وجوب تنبیه بدنی و نیز به معنای پذیرش هر نوع تنبیه بدنی نمیباشد. بنابراین لازم است در این رابطه دو نکته ذیل مورد توجه قرار گیرد:

الف) دستور تنبیه بدنی در آیه و روایات، از نوع دستورات ارشادی است نه مولوی و تعبّدی، یعنی آیه مبارکه و روایات در صدد این نمیباشند که یک راهکار تعبدی و الزامی برای حلّ مسئله خانوادگی ارائه دهند بلکه به دنبال ارائه یک راهکار عقلایی و منطقی هستند. بنابراین، در صورتی که بتوان با راه معقول و کم هزینه تری مشکل را حل کرد، نوبت به تنبیه بدنی نمی رسد و نیز در جایی که مرد می داند، تنبیه بدنی مؤثر نمیباشد، بلکه حتّی ممکن است مسئله را پیچیده تر و رابطه را تیره تر و آتش نزاع را شعلهورتر نماید، وی نمی تواند به انگیزه انتقام و عقده گشایی به تنبیه بدنی اقدام نماید.

حتی شاید بتوان گفت، اگر فرهنگ عصر و زمانه به گونه ای باشد که تنبیه بدنی، عملی ناپسند، خلاف شأن، منزلت زن و توهین ناروا نسبت به وی شمرده شود، دلیلی وجود ندارد که به آن توصیه گردد. آنچه در دستورات ارشادی اصل است، رسیدن به غرض است و راهکار خاصی مدخلیت توقیفی و تعبدی ندارد.

ب) هر چند تنبیه بدنی مجاز شمرده است امّا همان گونه که در منابع روایی و فقهی مشخص شده است، این تنبیه باید خفیف و ملایم باشد؛ به گونه ای که نه موجب شکستگی یا جراحت گردد و نه باعث کبودی یا سرخی بدن شود. در غیر این صورت موجب ثبوت حق قصاص یا دیه برای زن خواهد بود. به همین خاطر در متون روایی شیعه و سنّی از زدن با چوب مسواک سخن به میان آمده است که بیانگر توصیه اسلام بر نازلترین مرحله ضرب است.

در همین رابطه، کلام بعضی از مفسرین بزرگ بیان می گردد:

علامه طباطبایی (ره) می فرماید: «سه علاج مذکور ]در آیه ۳۴[، نساء گرچه با یکدیگر ذکر شده و هر یک با «واو» به دیگری عطف گردیده اند، ولی اموری پشت سر هم و مترتب بر یکدیگر و تدریجی هستند، یعنی اول موعظه، اگر سودی نبخشید دوری گزیدن در بستر، اگر آن هم فایده ای نکرد، زدن (مؤثر میباشد)، دلیل بر اینکه آیه در صدد بیان مراتب تدریجی است، این است که امور مزبور به همان شکلی که در آیه آمده است، به حسب طبع تدریجی اند، بنابراین می توان تدریجی بودن را از سیاق آیه فهمید نه از واو. ظاهر معنای دوری کردن در مضاجع، دوری کردن در بستر است مانند پشت کردن به زن و …، نه دوری از بستر، گرچه مطلق ترک همخوابگی را نیز می توان از این کلمه اراده نمود ولی بعید است. … (زنان) با آنکه از شما اطاعت کردند، برای اذیتشان بهانه گیری نکنید و برای این نهی دلیل می آورد که خداوند بزرگ و والاست. یعنی نیرومندی و سختی شما مردان، مغرورتان نکند و به این خاطر بر زنان ستم روا مدارید.»

سید قطب هم در این رابطه می نویسد: در نظر گرفتن هدف آیه از این دستورات اجرایی، مانع از این می شود که این «زدن» به انگیزه اذیت، آزار، انتقام گیری و عقده گشایی باشد، چنان که مانع از این می شود که به انگیزه توهین و تحقیر باشد یا به خاطر تحمیل و اجبار بر زندگی ای باشد که زن بدان خرسند نیست؛ بلکه هدف از زدن تأدیب همراه با عاطفه است، همان گونه که این معنا در مورد برخورد پدر با فرزندان یا مربی با شاگردان مطرح است. واضح است که اینگونه دستورات اجرایی در هنگامی که صلح و سازش میان دو شریک برقرار است، مطرح نمیباشد؛ بلکه تنها در موقعی مطرح میگردد که این شراکت در معرض تلاشی و نابودی قرار گیرد و راهکارهای دیگر هم مؤثر مبارکه واقع نمیشود. البته آیه برای دستورات فوق، غایت و فرجامی در نظر گرفته است: «فان أطعنکم فلاتبغوا علیهنّ سبیلا»، با تحقق این غایت، جایی برای توسل به وسایل باقی نمی ماند. همین دلیل بر این است که مقصود از اطاعت، طاعت پذیرش قانون است نه طاعت إرغام (به خاک مالیدن بینی طرف) و معلوم است که طاعت ارغام نمی تواند برای برپاداشتن کانون خانواده مفید فایده باشد.

مرحوم بحرانی نیز به قول شهید ثانی در این رابطه می گوید:

«شهید در مسالک سخنی نیکو گفته است که در بعضی از روایات، از زدن زنان با مسواک سخن رفته است و شاید حکمتش آن باشد که زن گمان کند شوهر با او مزاح می کند وگرنه با چوب مسواک تأدیب و اصلاح حاصل نمی شود. این سخن نیکوست.»

آفرینش زن از مرد

روایات متعددی بر این مدعا دلالت دارند که زن از یکی از دنده های مرد خلق شده است. به بعضی از این روایات اشاره می گردد:

– «ابوبصیر از امام صادق(ع) در حدیث طولانی نقل کرده است که وقتی آدم را خواب ربود، خدا از دنده چپ آدم که کج و سوی شکم است، حوا را خلق کرده است.»

– «طاووس یمانی از امام باقر پرسید: چرا حوا را حوا نامیدند؟ فرمود: زیرا از دنده موجود زنده، یعنی آدم آفریده شده است.»

– «امام صادق(ع) فرمود: «خداوند آدم را به خواب کرد و از دنده کج او حوا را خلق کرد، وقتی آدم بیدار شد حوا را بر بالین خود دید.»

برخی از مفسران نیز، در تأیید این روایات به بعضی آیات تمسک کرده اند که به یکی از آن موارد اشاره می گردد:

«یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً کثیراً و نساءً»، «ای مردم! بترسید از پروردگارتان، آنکه شما را از یک تن بیافرید و از آن تن، همسر او را آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیار پدید آورد». در این آیه مبارکه عبارت «خلق منها زوجها» درواقع بر اشتقاق وجود زن از وجود مرد دلالت دارد که این تأیید همان چیزی است که در تورات و برخی از روایات آمده است.

نقد و بررسی

ضعف سند

روایات منقول از نظر سند ضعیف می باشند؛ زیرا هر سه روایت مذکور مرسله هستند و نمی توان به روایات مرسله اعتماد نمود. روایات مذکور، به طور دقیق موافق با مطالبی است که در تورات آمده است و از همین جا به خوبی می توان حدس زد که از نوع اسرائیلیات و مجعولات می باشند. در تورات داستان آدم و حوا چنین آمده است:

«خداوند خدا را گفت: خوب نیست که آدم تنها باشد، پس برایش معاونی موافق وی بسازم… خداوند خدا خوابی گران بر آدمی مستولی گردانید تا بخفت و یکی از دنده هایش را گرفت و گوشت در جایش پر کرد و خداوند خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود، زنی بنا کرد و وی را به نزد آدم آورد و آدم گفت: همانا این است استخوانی از استخوان هایم و گوشتی از گوشتهایم، از این سبب نساء نامیده شد؛ زیرا که از انسان گرفته شد.»

ضعف محتوایی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *