توضیحات
فایل پاورپوینت کامل قرآن در سیره و سخن امام کاظم علیه السلام قسمت دوم؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن در سیره و سخن امام کاظم علیه السلام قسمت دوم شامل 66 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن در سیره و سخن امام کاظم علیه السلام قسمت دوم را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل قرآن در سیره و سخن امام کاظم علیه السلام قسمت دوم با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن در سیره و سخن امام کاظم علیه السلام قسمت دوم با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن در سیره و سخن امام کاظم علیه السلام قسمت دوم تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن در سیره و سخن امام کاظم علیه السلام قسمت دوم را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قرآن در سیره و سخن امام کاظم علیه السلام قسمت دوم :
پاسخ های کوبنده با الهام از آیات
بسیاری از پرسـشگران، سؤالات خـود را بـه گونه ای تنظیم و طرح می کنند که مطلب ندانسته ای را در زندگی خود به علم مفید تبدیل کنند،اما برخی دیـگر نه تنها به دنبال پاسخ نیستند، بلکه قصدشان ریختن آبروی طرف مقابل است؛ گرچه آبروی خـودشان هم در معرض خطر بـاشد. در دوران زنـدگی معصومان، به ویژه در زندگی امام موسی بن جعفر علیه السّلام نمونه های فراوانی می بینیم که گاهی سؤالات دشمنان به این منظور بوده است. اما تاریخ گواه است که آنان در برابر پاسخ های کوبنده و دندان شکن حضرت امام کاظم علیه السـّلام به شدت سرافکنده و خجل گشته اند. به نمونه های زیر دقت فرمایید:
۱.پاسخ به ابو حنیفه
محمد بن مسلم می گوید: روزی ابو حنیفه به محضر امام صادق علیه السّلام وارد شد و عرضه داشت: فرزندت موسی را دیدم که نماز می خواند و مردم از مقابل او عـبور مـی کنند،ولی او از عبورشان جلوگیری نمی کند و همان گونه که می دانید، این کار نادرست است.
امام صادق علیه السّلام فرمود: موسی را صدا بزنید. چون امام موسی بن جعفر علیه السّلام به حضور پدر رسید، آن حضرت فرمود: فرزندم! ابو حنیفه می گوید: تو نماز خوانده ای و مردم از بـرابر تـو عبور می کردند و آنها را منع نمی کردی؟
امام کاظم علیه السّلام در پاسخ فرمود: آری، پدر جان! ولی کسی که من برای او نماز می خواندم، به من نزدیک تر از کسانی بود که از برابرم می گذشتند و خداوند می فرماید: «و نحن أقرب إلیه من حـبل الورید»[۱]؛ «و مـا به او از رگ گردنش نزدیک تریم».
محمد بن مسلم می گوید: همین که امام صادق علیه السّلام این پاسخ را از فرزندش شنید، او را به آغوش کشید و به سینه چسبانید و فرمود: پدر و مادرم به فدای تو باد، ای گنجینه رازها![۲]
۲.چرا مظلمه ما را برنمی گردانند؟
علی بن اسـباط گـوید: چون امـام موسی کاظم علیه السّلام بـر مـهدی عـباسی وارد شد، دید مشغول برگرداندن مظالم مردم است. فرمود:ای امیر! چرا آنچه از ما به ظلم گرفته شده، به ما برنمی گردانند؟
مهدی گفت: ای ابو الحسن! موضوع چیست؟
امام فرمود: همانا خدای تبارک و تعالی چـون فـدک و حومه آن را برای پیامبرش فتح کرد و بر آن اسب و شـتر رانـده نشد (با جنگ گرفته نشد)، خدا این آیه را بر پیامبرش نازل فرمود: «و آت ذا القربی حقّه»[۳]. پیامبر صلّی اللّه علیه و اله ندانست که آنها کـیان اند. آن حـضرت بـه جبرئیل و جبرئیل هم به پروردگارش مراجعه کرد. خداوند به او وحی فرمود: فدک را بـه فاطمه بده. پیامبر صلّی اللّه علیه و اله فاطمه را خواست و به او فرمود: فاطمه! خدا به من امر فرمود که فدک را به تو دهم.
فاطمه گفت: یا رسـول الله! من هـم از شما و خدا پذیرفتم.
تا زمانی که پیامبر صلّی اللّه علیه و اله زنده بود، وکلای فـاطمه نـیز آنجا بودند، اما چون ابوبکر به حکومت رسید، وکلای او را از آنجا بیرون کرد. فاطمه نزد ابوبکر آمد و از او خـواست تـا فـدک را به وی برگرداند.
ابوبکر گفت: شخصی سیاه پوست یا سرخ پوست بیاور تا به نفع تـو در ایـن باره گـواهی دهد. حضرت فاطمه، امیر مؤمنان و ام ایمن را آورد، آنها به نفع او گواهی دادند. ابوبکر برایش نوشت که متعرضش نـشوند. فاطمه بـیرون آمـد و نامه را همراه داشت که به عمر برخورد کرد. عمر گفت: دختر محمد! چه همراه داری؟
فرمود: نامه ای است که پسر ابو قـحافه بـرایم نوشته است.
گفت: آن را به من نشان ده.
فاطمه خودداری کرد. عمر آن را از دست فاطمه بیرون کشید و آن را خواند. و سپس آب دهـان روی نـامه انـداخت و نوشته های آن را پاک و نامه را پاره کرد و به فاطمه گفت: این فدک را پدرت با راندن اسب و شتر نگرفته است کـه تـو بخواهی ریسمان به گردن ما گذاری(ما را بدین وسیله محکوم کنی).
مهدی عباسی به امام کاظم علیه السـّلام گـفت: ای ابـو الحسن! حدود فدک را به من بگو.
حضرت فرمود: یک حدّش کوه احد،و حدّ دیگرش عریش مصر، و حدّ دیگرش سـیف البـحر، و حدّ دیگرش دومه الجندل است.
مهدی گفت: همه اینها؟! حضرت فرمود: آری، ای امیر مؤمنان! همه اینها؛ زیرا همه اینها از زمـین هایی اسـت کـه رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله اسب و شتر بر اهل آن نرانده است.[۴]
۳.این حدیث،ضعیف است!
علامه مجلسی از کتاب نجوم نقل کـرده: روزی هـارون الرشـید به دنبال حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام فرستاد تا احضارش کنند. وقتی کـه امـام در نزد هارن حاضر شد، هارون گفت: ای فرزند فاطمه! مردم به شما علم نجوم نسبت می دهند و می گویند شما این دانـش را بـه خوبی می دانید، ولی فقهای عامه می گویند: پیامبر صلّی اللّه علیه و اله فرموده است: هرگاه یارانم مرا یـاد کـردند، آرام بگیرید، و اگر بحث از قدر کردند، ساکت شوید، و اگـر سـخن از نـجوم و ستارگان به میان آوردند، سکوت کنید؛ در حالی که امـیر مـؤمنان علیه السّلام داناترین بندگان به علم نجوم بود و فرزندان و ذریه طاهرش نیز کـه شـیعه قائل به امامتشان است، به این عـلم آشـنا بودند.
امام کاظم عـلیه السـّلام در پاسـخ فرمود: این حدیث،ضعیف و اسنادش بی اعتبار و بی ارزش اسـت و خـداوند متعال نیز نجوم را ستایش کرده است و اگر این علم صحیح نبود، هرگز خـداوند آن را مـدح نمی کرد. پیامبران هم به نجوم دانا و عالم بـودند. خداوند درباره حضرت ابراهیم خـلیل الرحـمن صلّی اللّه علیه و اله فرمود: «و کذلک نـری إبـراهیم ملکوت السّماوات و الأرض و لیکون من الموقنین»[۵]؛ «و این چنین ملکوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم (تا بـه آن اسـتدلال کند) و اهل یقین گردد».
درجای دیـگری فـرمود: «فنظر نـظره فی النّجوم فـقال إنـّی سقیم»[۶]؛ «سپس نگاهی به سـتارگان افـکند وگفت:من بیمارم». پس اگر عالم به نجوم نبود، هرگز به ستارگان نگاه نمی افکند و نمی گفت من بیمارم.
همچنین حضرت ادریـس عـلیه السّلام آگاه ترین اهل زمان خود بـه سـتارگان بود. و نـیز خـداوند مـتعال به مواقع و جایگاه های نجوم سـوگند یاد کرده و فرموده است: «و إنّه لقسم لو تعلمون عظیم»[۷]؛ «و این سوگندی است بسیار بزرگ،اگر بدانید».
و در جـای دیـگر فرموده: «و النّازعات غرقا و الناشطات نشطا و السـابحات سـبحا فـالسابقات سـبقا فـالمدبرات امرا»[۸]؛ «سوگند به فـرشتگان کـه (جان مجرمان را به شدت از بدن هایشان) برمی کشند و فرشتگانی که (روح مؤمنان را) با مدارا و نشاط جدا می سازند و سوگند به فرشتگانی کـه (در اجـرای فـرمان الهی) با سرعت حرکت می کنند و سپس بر یـکدیگر سـبقت مـی گیرند، و آنـهایی کـه امـور را تدبیر می کنند».
و منظور خداوند، دوازده برج و هفت سیاره می باشد و آنچه در شب و روز به امر پروردگار ظاهر می گردد. آری، پس از علم قرآن، هیچ علمی شریف تر از علم نجوم نمی باشد؛ چراکه این،علم پیامبران و اوصیای الهی است و نیز عـلم وارثان انبیایی است که خداوند درباره آنان فرمود: «و علامات و بالنّجم هم یهتدون»[۹]؛ «و علامت هایی قرار داد و به وسیله ستارگانی هدایت می شوند»، و ما نیز این علم را می شناسیم، ولی درباره اش سخن نمی گوییم.
هارون گفت: ای موسی! تو را به خـدا سـوگند می دهم که این علم را نزد جاهلان و عوام الناس اظهار نکن، مبادا از تو عیب جویی کنند. این علم و دانش را پنهان کن و به سوی حرم جدت بازگرد.[۱۰]
۴.پدر عیسی کیست؟
یکی از حساسیت های دشمنان اهل بیت علیهم السّلام، این بود کـه چـرا مردم به امامان، «فرزند رسول اللّه» خطاب می کنند و این امر، گاهی کینه و حسد دشمنان را برمی انگیخت و علت آن را از امامان می پرسیدند؛ از جمله هارون الرشید در ملاقات با امام موسی بن جعفر عـلیه السـّلام، دلیل قرآنی آن را از آن حضرت پرسید. شیخ صدوق از امـام کـاظم علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
وقتی بر هارون الرشید وارد شدم، به من گفت: برای چه به عامه و خاصه اجازه داده اید تا شما را به رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله نـسبت دهـند؛ حال آنکه شما فرزندان عـلی عـلیه السّلام هستید و هر کس به پدرش منسوب می شود و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله جدّ مادری شماست؟
در پاسخ گفتم: ای امیر مؤمنان! اگر پیامبر از قبر بیرون آید و دخترت را خواستگاری کند، تو به او می دهی؟
گفت: پناه بر خدا! چگونه ندهم؟
گفتم: ولی او از دختر من خواستگاری نمی کند و مـن هـم به او زن نمی دهم.
گفت: برای چه ای ابو الحسن؟
گفتم: چون او مرا زاده است ولی تو را نزاده است.
گفت: احسنت، ای موسی! آن گاه گفت: چگونه می گویید ما خاندان پیامبر هستیم؛ حال آنکه او نسلی نداشت و نسل از فرزند پسر است، نه دختر، و شما فرزندان دختر او هستید؟
امام فرمود: تو را به حق خویشاوندی و بـه حـق این قـبر و کسی که در آن آرمیده است، مرا ازپاسخ این سؤال معذور بدار. ولی او همچنان برای گرفتن پاسخ خود اصرار داشت و گفت:
حتما بـاید شما فرزندان علی و تو ای موسی-که بنا به آنچه به من رسـیده، رهبر آنـها و امـام زمانشان هستی-مرا از دلیل و حجت خود باخبر کنید و زمانی تو را رها می کنم که از کتاب خدا دلیل بیاوری.
امام فرمود:بسم اللّه الرحمن الرحیم.«و مـن ذرّیـّته داوود و سلیمان و أیّوب و یوسف موسی و هارون و کذلک نجزی المحسنین و زکریّا و یحیی و عیسی…»[۱۱]؛ «و از نسل او داود و سـلیمان وایـوب و یـوسف و موسی و هارون است و ما نیکوکاران را این چنین پاداش می دهیم و از نسل آنها زکریا و یحیی و عیسی و الیاس (می باشند)…».
در اینجا امام علیه السـّلام از هارون الرشید پرسید: ای امیر مؤمنان! پدر عیسی کیست؟
گفت: عیسی پدر نداشت.
امام فرمود: ولی ما از طریق مادرش مریم، او را به نـسل پیامبران نسبت می دهیم و مـا نـیز ازطریق مادر خود فاطمه علیه السّلام به نسل پیامبر صلّی اللّه علیه و اله پیوند خورده ایم. و در ادامه فرمود: اگر خواسته باشی،باز هم برایت بخوانم ای امیر مؤمنان!
گفت:آری.
امام آی مباهله را بر او خواند: «فمن حاجّک فیه من بعد ما جـاءک من العلم فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءکم و نساءنا و نساءکم و أنفسنا و أنفسکم ثمّ نبتهل فنجعل لعنت اللّه علی الکاذبین»[۱۲]؛ و افزود:هیچ کس ادعا نکرده که پیامبر صلّی اللّه علیه و اله جز علی و فاطمه و حسن و حسین را زیر کسای مـباهله بـا نصارا برده باشد و بدین ترتیب تأویل آیه، این چنین است که مراد از «ابناءنا» حسن و حسین است، از «نساءنا» فاطمه، و از «أنفسنا» علی بن ابی طالب ا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.