تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل گفتمان های امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان های امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان های امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان های امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان های امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان های امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل گفتمان های امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گفتمان های امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران :

مقدمه

در یک نظام سیاسی دموکراتیک، وظیفه دولت، تامین امنیت ملی است. در واقع،برآیند تمامی وظایف و کارکردهای دولت در یک نظام دموکراتیک، تامین امنیت ملی به مفهوم امنیت تمامی افراد جامعه است. بنابراین می توان گفت که دولت، کارخانه ای است که محصول آن، امنیت است و همه ابزارها، اختیارات و قدرتی که در اختیار نهاددولت قرار دارد، به منظور حصول این هدف اصلی است. دولت های مختلف برای تامین امنیت ملی بر اساس برداشت و تعریفی که از آن دارند، سیاست ها و راهبردهای خاصی را تدوین می کنند. بنابراین، اتخاذ یک سیاست امنیتی، مبتنی بر پیش فرض ها و انتظاراتی است که نخبگان سیاسی یک کشور در مورد امنیت ملی و موضوع و مصداق آن دارند.این جاست که اهمیت نوع نظام سیاسی در تعیین موضوع و مصداق امنیت ملی مشخص می شود. به طور کلی، ساخت نظام سیاسی حاکم، مهم ترین نقش را در تعیین سیاست امنیتی و تعریف امنیت و تفسیر تهدیدها ایفا می کند. بر همین اساس، چه بسا ممکن است تعریف یک نظام سیاسی از امنیت ملی، زمینه ساز بروز تهدیدهای مختلفی نسبت به امنیت عمومی افراد جامعه از سوی دولت باشد. از لحاظ تاریخی، نظام ها و ساخت های سیاسی مختلفی حاکم بوده است که بخش عمده این نظام های سیاسی، نه تنها تامین کننده امنیت ملی نبوده اند; بلکه خود از تهدیدات جدی امنیتی بوده اند. به نظر می رسد ه ساخت سیاسی دموکراتیک، تنها ساخت سیاسی در جوامع مختلف بوده است که درمقایسه با سایر نظام های سیاسی، تا حد زیادی در تامین امنیت ملی (امنیت عمومی)توفیق پیدا کرده است; چون تعریف آن از امنیت، تعریفی جامع، همه جانبه و نرم افزاری می باشد. علاوه بر این، مقتضیات محیطی حاکم بر یک نظام، اعم از داخلی و خارجی،شامل مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ارزشی، تاثیر قاطعی بر تعیین اولویت های امنیتی و تعریف تهدیدها می گذارد. به طور کلی در تدوین راهبرد امنیتی، عوامل گوناگونی دخیل هستند که آنها را می توان بدین ترتیب ذکر کرد:

۱ – اندیشه و ادراک ذهنی نخبگان و تصمیم گیرندگان سیاسی;

۲ – شرایط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حاکم بر جامعه;

۳ – نظام بین الملل و تحمیلات ناشی از آن;

۴ – موقعیت ژئوپلیتکی کشور;

۵ – اهداف ملی کوتاه مدت و بلند مدت.

البته میزان دخالت هر کدام از متغیرهای فوق در کشورهای مختلف، متفاوت است.در برخی از جوامع که دارای قدرت شخصی هستند، تنها اندیشه های رهبران، تعیین کننده خط مشی های آن می باشد; ولی در کشورهایی که قدرت و اهداف ملی، نهادینه شده اند، افکار و دیدگاه های شخصی رهبران تاثیر کمی بر سیاست های امنیتی می گذارد.با وجود این، ادراک ذهنی نخبگان از امنیت، حائز اهمیت زیادی است. نخبگان سیاسی همان گونه که امنیت را درک می کنند، درباره آن تصمیم می گیرند و بر اساس آن،سیاست های امنیتی را تدوین می کنند. به همین دلیل درک آنها از امنیت و منابع اطلاعاتی تحلیل آنها از این مفهوم، اهمیت بسیاری دارد. البته باز هم تاکید می شود که این امر درجوامعی که به تعبیر «روزنا» در شمار کشورهای عقب مانده بوده و دارای جامعه ای بسته وفرهنگی رسوخ ناپذیر هستند، نمود بیشتری دارد. (۱)

و در کشورهایی که دارای حکومت های دموکراتیک هستند، بینش و منش رهبران تاثیر کم تری بر سیاست گذاری های داخلی و خارجی می گذارد. نکته ای که در این جااهمیت دارد، میزان انطباق محیط روان شناسی و محیط عملیاتی است. هر چه میزان سازگاری تعریف غالب از امنیت ملی، با واقعیت امر بیش تر باشد، امکان توفیق سیاست های امنیتی مبتنی بر آن تعریف، بیش تر خواهد بود.

سیاست های امنیتی جمهوری اسلامی ایران

بر اساس مطالب فوق مهم ترین هدف هر کشوری تامین امنیت ملی است که برای رسیدن بدان، به اقدامات مختلفی متوسل می شوند. هدف نهایی در سیاست های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز تامین امنیت ملی است. بدون تردید در شکل گیری سیاست های امنیتی داخلی و خارجی ایران هم متغیرهای مختلف مؤثر بوده که تا حدزیادی متاثر از پیروزی انقلاب اسلامی است. سؤال این است که سیاست های امنیتی جمهوری اسلامی ایران را چگونه می توان بررسی کرد و تحولات آن را دریافت؟ یکی از مهم ترین نظراتی که در بررسی تحولات سیاست های امنیتی جمهوری اسلامی ایران عرصه شده، این سیاست ها را بعد از انقلاب اسلامی به سه دوره «بسط محور»، «حفظمحور»، «رشد محور» تقسیم بندی کرده است. این تفکر اولین بار به صورت نظری توسط سعید حجاریان و محمد رضا تاجیک در سمینار توسعه و ولی محمد جواد لاریجانی هم در این زمینه مطالبی را مطرح کرده است. (۳) براساس این نظریه، جمهوری اسلامی ایران از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی در سیاست خارجی خود، سه مرحله را پشت سر گذاشته است. در مرحله اول، گفتمان بسط محور برجهت گیری های جمهوری اسلامی ایران غالب شد که در آن، حفظ جمهوری اسلامی ایران در گرو بسط آن تلقی شده و امنیت، مفهومی محافظه کارانه تلقی گردید. بر اساس این نظریه، در دوره بسط محوری اصولا نمی توان از امنیت ملی بحث کرد; بلکه اولویت اصلی، امنیت جهان اسلام است. با آغاز جنگ تحمیلی، این گفتمان جای خود را به گفتمان حفظ محور داد که بر اساس آن، حفظ نظام از اهمیت و اولویت اصلی برخوردارشد. نظریه هایی مانند ام القرا در این دوره شکل می گیرند. این نظریه، حفظ جمهوری اسلامی ایران را به خاطر حفظ مصالح جهان اسلام ضروری می داند. این گفتمان تا پایان جنگ، همچنان بر ذهنیت نخبگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران غالب بوده و مبنای تصمیم گیری نظام است. بر اساس این گفتمان، بسط نظام در گرو حفظ نظام است. با پایان جنگ، به تدریج گفتمان جدیدی شکل می گیرد که اولویت اصلی آن در توسعه اقتصادی است و امنیت ملی بر اساس متغیر توسعه، تعریف و تبیین می شود. بر اساس این گفتمان، الگوی موفق «توسعه ملی »، الگوی موفق استراتژی امنیت ملی هم خواهد بود وبستر مناسب برای پیشبرد امر توسعه، چیزی جز امنیت نیست. بنابر این امنیت، مبنای توسعه و توسعه هم مبنای امنیت خواهد بود. از دیدگاه این نظریه در گفتمان رشد محور،تاکیدات امنیتی جنبه داخلی پیدا کرده و باید از درون به دنبال توسعه باشیم.

این نظریه با وجود این که می تواند تحولات سیاست های امنیتی جمهوری اسلامی ایران را بر اساس تقسیم بندی فوق تبیین نماید; ولی از روح اصلی حاکم بر خطمشی های نظام جمهوری اسلامی غفلت می کند. به نظر می رسد که طی دو دهه گذشته همواره بر سیاست های امنیتی جمهوری اسلامی ایران، علقه های ایدئولوژیک حاکم بوده است. بی تردید در طول بیست سال گذشته سیاست های امنیتی ایران با محوریت ایدئولوژی شکل گرفته است و اگر حتی تحولات گفتمانی مذکور را بپذیریم، هر سه گفتمان همواره تحت الشعاع گرایش های ایدئولوژیک بوده است. این امر بدین معناست که با وجود این تحولات، نمی توان از تحولی اساسی در سیاست های امنیتی کشور در طی سال های گذشته سخن گفت; بلکه واقعیت امر و تجربه تاریخی نشان می دهد که طی سال های متمادی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در هر سه دوره مذکور، نگرش کلی حاکم بر سیاست های امنیتی ایران علی رغم تحولات مقطعی و غیر اساسی، بی تغییر باقی مانده ست بنابر این می توان هر سه گفتمان فوق را در قالب ایدئولوژی گرایی قرار داد که البته تحول از یکی از گفتمان های مذکور به گفتمان دیگر، تحولی عمیق و اصولی به شمارنمی آید و در واقع، تحول گفتمانی محسوب نمی شود; بلکه تحولی است که ازضرورت های سیاسی ناشی می شود. به عبارت دیگر، محور اصلی در تدوین سیاست های امنیتی کشور، ایدئولوژی گرایی است; ولی ضرورت های سیاسی،گفتمان های فوق را تحمیل می کند. این مساله که تحولات فوق را نمی توان تحول گفتمانی خواند، اهمیت زیادی دارد. قبل از این که این بحث تفصیل داده شود، بایدمنظور از ایدئولوژی گرایی توضیح داده شود. به طور خلاصه، منظور از ایدئولوژی گرایی در سیاست های امنیتی، تاکید بر این نکته است که این سیاست ها دارای مشخصه هایی است که با عمل گرایی و واقع بینی در تضاد است. از لحاظ تاریخی، غالبا کشورهایی که نظام سیاسی آنها، نتیجه یک انقلاب سیاسی / اجتماعی است، در نهایت دچارایدئولوژی گرایی می شوند. این کشورها هم به لحاظ جو انقلابی در داخل و هم به دلیل تعصب انقلابی در سیاست خارجی، اهداف ایدئولوژیک را دنبال می کنند. در این معنامراد از ایدئولوژی گرایی مبانی دینی آن سیاست ها نیست و در این نوشتار هم مرادنویسنده از ایدئولوژی گرایی، تاکید بر بنیان ها و مبانی دینی سیاست گذاری های امنیتی جمهوری اسلامی ایران نیست، چون بسیاری از کشورهای دیگری هم که دارای اهداف ایدئولوژیک در داخل کشور و یا نظام بین الملل هستند، نظام هایی غیر دینی و یا حتی ضد دینی دارند. بنابراین در این چارچوب، ایدئولوژی گرایی لزوما ناشی از آموزه های دینی نیست; بلکه برخاسته از احساسات و شور انقلابی است که می خواهد همه چیز را درهم شکند و در همه ابعاد (در داخل و خارج) طرحی نو در افکند، آن هم به طور دفعی وفوری به همین دلیل، همه نظام های انقلابی (اعم از دینی و یا غیر دینی) دچارسیاست های ایدئولوژیک شده و از این جهت، بین یک نظام مادی گرا و یک نظام دینی،وجوه مشترک زیادی وجود دارد.

بر اساس این مدل تحلیلی، سیاست های ایدئولوژیک دارای مشخصه هایی هستند که عبارتند از:

۱ – تفکر فراملی به جای تفکر ملی; ۲ – رویارویی با نظام بین الملل; ۳ – عدم واقع بینی و درک واقعیت های عینی; ۴ – انعطاف ناپذیری در سیاست خارجی; ۵ – افراط دراستقلال خواهی; ۶ – برداشت سخت افزاری از امنیت ملی; ۷ – بی توجهی به اهمیت عوامل اقتصادی; ۸ – عدم استفاده از رقابت های بین المللی به نفع امنیت ملی; ۹ -آرمان گرایی دفعی گرا (به جای آرمانخواهی تدریج گرا); ۱۰ – عدم تناسب اهداف ملی باقدرت ملی; ۱۱ – تفسیر امور عینی بر اساس باورهای ذهنی (ذهن گرایی مفرط).

مشخصه های فوق قابل تفسیر در عین حال قابل افزایش هستند و در مورد هر کدام ازآنها و مصادیقشان می توان توضیحاتی را ارائه داد. نکته ای که باید تذکر داد، این است که معیارها و مشخصه های فوق بیش تر بعد بیرونی و خارجی سیاست ایدئولوژیک را نشان می دهد; ولی بر مبنای تئوری پیوند میان ساختارهای داخلی و رفتار خارجی، بدون ساخت ایدئولوژیک در داخل، نمی توان انتظار سیاست خارجی ایدئولوژیک را داشت و به همین ترتیب هم نمی توان از ساخت ایدئولوژیک، انتظار داشت که در داخل سیاستی غیر ایدئولوژیک در پیش گیرد.

به هر حال سیاست های امنیتی که دارای مشخصه های فوق باشد، تفسیر خاصی ازامنیت ملی و منافع ملی دارد و بر اساس آن تفسیر خاص است که چنین سیاست خارجی وداخلی را تدوین می کند. صرف نظر از مثبت و یا منفی بودن مشخصه های فوق در یک سیاست امنیتی، این امر تا حد زیادی نتیجه طبیعی هر انقلابی است. انقلابات عموما باداعیه های بزرگی به میدان می آیند و همین امر باعث غلبه تفکر ایدئولوژیک بر ذهن رهبران و نخبگان آن می شود و این اهداف ایدئولوژیک، در ذهنیت نخبگان و مردم چنان تقدسی پیدا می کند که آنها را بر هر هدف دیگری اولویت می دهند.

چنان که ملاحظه می شود، هیچ کدام از آنها لزوما مبنای دینی ندارد یک انقلاب دینی ممکن است دچار سیاست های ایدئولوژیک شود; ولی لزوما نمی توان مشخصه های فوق الذکر را نتیجه آموزه های دینی یک سیاست خارجی و یا داخلی دانست. (۴)

بدیهی است که سیاست خارجی ای که دارای مشخصه های فوق باشد، تفسیر خاصی از امنیت ملی دارد که منجر به چنین سیاست هایی می شود. در واقع جوهر سیاست های امنیتی ایدئولوژیک در داخل و خارج، آرمان گرایی دفعی گرا است که نخبگان ایدئولوژیک بدون توجه به توانایی ها و شرایط زمانی و مکانی و مقتضیات داخلی و بین المللی به تدوین سیاست هایی می پردازند که اهداف بسیار دور دست و غیر ممکن را درحداقل زمان تعقیب می کند. از این سیاست با عنوان آرمانگرایی دفعی گرا یاد می کنیم که در مقابل آن روش آرمان خواهی تدریج گرا قرار دارد.

به عقیده نگارنده، سیاست های امنیتی جمهوری اسلامی ایران در قالب فوق قابل مطالعه و بررسی است و بدون توجه به متغیر ایدئولوژی گرایی، نمی توان تحولات آن رامورد بررسی قرار داد. به این ترتیب، امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران نیز طی دودهه گذشته به طور عمده در چارچوب ایدئولوژیک تعریف شده و مفاهیم تهدیدها،مصالح ملی، آسیب پذیری ها و محیط امنیتی، تحت الشعاع این متغیر بوده است.

بر اساس تحلیل فوق می توان سیاست های امنیتی جمهوری اسلامی ایران را به دودوره کلی تقسیم بندی کرد که عبارتند از:

دوره اول: ایدئولوژی گرایی افراطی;

دوره دوم: ایدئولوژی گرایی تعدیل شده.

بر مبنای تقسیم بندی فوق، دوره اول از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان جنگ تحمیلی را شامل می شود که در واقع، شرایط داخلی و بین المللی، تحمیل کننده سیاست های ایدئولوژیک بود. دوره دوم با پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی شروع می شود، در این دوران، شاهد کم رنگ شدن سیاست های ایدئولوژیک هستیم که ما را به عمل گرایی نزدیک می کند; ولی این بدین معنا نیست که وارد عمل گرایی شده باشیم.بدیهی است که منظور از عمل گرایی، سیاست های غیر دینی نیست; بلکه سیاست های غیر ایدئولوژیک است. بر اساس عمل گرایی، اهداف دینی در داخل و خارج بر اساس واقع بینی و درک نیازهای واقعی و عینی تعقیب می شود. بنابراین، عمل گرایی متضمن تدریج گرایی در رسیدن به اصول و اهداف دینی و معنوی است، در حالی که ایدئولوژی گرایی، به معنای تلاش برای رسیدن دفعی و فوری به آن اصول و اهداف ست بدون این که مقدمات لازم برای آن وجود داشته باشد.

بنابراین، طی بیست سال اول انقلاب اسلامی هرگز، با شکاف گفتمانی مواجه نبوده ایم و به همین دلیل، تقسیم بندی بر اساس گفتمان های بسط محور، حفظ محور ورشد محور نمی تواند به خوبی تحولات سیاست های امنیتی ایران را توضیح دهد; چرا که آنها شکاف گفتمانی محسوب نمی شوند; بلکه تحولات مقطعی هستند که نتیجه ضرورت های سیاسی هستند; در حالی که شکاف گفتمانی، شکافی است که موجب تحول در مبانی فکری و نظری سیاست های امنیتی می شود بنابر این، تحولاتی که برمبنای سه دوره بسط محور، حفظ محور و رشد محور در سیاست های امنیتی کشور شاهدآن هستیم، شکاف های درون گفتمانی است. محور این سه دوره که همگی درون یک گفتمان قرار می گیرند، ایدئولوژی گرایی (به مفهومی که توضیح داده شد) است.محمدرضا تاجیک در این زمینه یاد آور می شود که شکل گیری این سه گفتمان ناشی ازنیازهای زمانه بوده است نه ناشی از رویکردهای فکری، عقیدتی (۵) ولی باید پرسیدبدون تحول فکری و عقیدتی چگونه جای گفتمان جدید است؟ در واقع بر اساس ضرورت های سیاسی و تاریخی، گفتمان ایدئولوژیک رویکردهای متفاوتی نسبت به سیاست های امنیتی پیدا کرده است.

یکی از شاخص های اصلی که نشان می دهد سیاست های امنیتی جمهوری اسلامی ایران دچار تحول گفتمانی نشده، مساله عدم تحول نهادی در سیاست خارجی است.این که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران طی سال های متمادی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در هر سه دوره مذکور تغییر نیافت، بی دلیل نیست، بلکه مؤید آن است که نگرش کلی حاکم بر سیاست های امنیتی کشور، علی رغم تحولات مقطعی و غیراساسی، بی تغییر باقی مانده است و دچار تحول گفتمانی نشده است و تقسیم بندی فوق به هیچ عنوان نمی تواند عدم تحول نهادی در سیاست خارجی ج.ا.ا. را که دارای جهت گیری ایدئولوژیک پر رنگی بود، تبیین نماید.

بنابراین، هر سه دوره بسط محور، حفظ محور و رشد محور در درون گفتمان ایدئولوژی گرایی قرار می گیرند و بر اساس آن قابل تحلیل هستند. نکته قابل ذکر این است که همان طور که قبلا هم گفته شد، از ایدئولوژی گرایی به هیچ عنوان مفهوم منفی مورد نظر نیست; بلکه اصولا ایدئولوژی گرایی، نتیجه طبیعی هر انقلابی می باشد و درمورد جمهوری اسلامی ایران هم ایدئولوژی گرایی عامل مهمی در حفظ و بقای آن بوده است.

بنابراین، بر اساس تقسیم بندی بر مبنای ایدئولوژی سیاست های امنیتی کشور دودوره را با محور ایدئولوژی گرایی شت سر گذاشته است; دوره اول، ایدئولوژی گرایی افراطی است و دوره دوم، ایدئولوژی گرایی تعدیل شده است که تا پایان دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی که در میان نخبگان سیاسی ج.ا.ایران به عمل گرایی مشهور است، ادامه یافت و پس از این دوره، سیاست های امنیتی کشور نیز حداقل ازلحاظ نظری وارد گفتمان جدید شد.

ظهور آقای خاتمی، گفتمان امنیتی دیگری را وارد فضای سیاسی کشور کرد که حقیقتا اولین تحول گفتمانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به شمار می آید. گفتمان نوینی که در تضاد با گفتمان سنتی شکل گرفت و حیات سیاسی انقلاب اسلامی را واردمرحله جدید و پیچیده ای کرد. مرحله ای که گذر از آن، سیاست امنیتی بسیار ماهرانه ای را ضروری می سازد. از این پس، گفتمان ایدئولوژیک را گفتمان سنتی می نامیم که دربرابر آن، گفتمان نوینی شکل گرفته است. بنابراین، بر اساس این تقسیم بندی، هر سه دوره بسط محور، حفظ محور و رشد محور در درون گفتمان سنتی قرار می گیرند.همان طور که قبلا هم گفته شد، تحولات سه گانه فوق در سیاست های امنیتی، ناشی ازضرورت های سیاسی و تاریخی بوده است; در حالی که تحول گفتمان کنونی تا حدزیادی نه تنها از ضرورت های سیاسی، بلکه از تحول نسل ها ناشی می شود. گفتمان نوین،گفتمان نسل جدید است که بر مدار ارزش های سنتی، به سیاست ها و روش های نوینی می اندیشد. گفتمان نوین در واقع در تضاد عمیق با گفتمان سنتی است و ناشی از تحول فکری و ظهور بینش های جدید در جامعه است که امنیت را بر مبنای تعاریف جدیدتری جست و جو می کند. در حقیقت گفتمان های امنیتی سنتی و نوین، هر یک بر مبنای گفتمان های فکری و سیاسی کلان تری شکل گرفته اند و هر کدام در باب سیاست، قدرت و امنیت نوع دیگری می اندیشند، که در ادامه به بررسی مشخصه ها و عناصر اصلی آنهاخواهیم پرداخت.

گفتمان سنتی همچنان حال و هوای گذشته را حفظ کرده و دغدغه گذشته را دارد،گفتمان سنتی در واقع به استمرار گذشته می اندیشد و گفتمان نوین نه به گسست و انقطاع گذشته; بلکه به تفسیر جدیدی از گذشته می اندیشد که بر اساس آن، همه چیز از جمله امنیت و سیاست های امنیتی مفهوم جدیدی پیدا می کند.

گفتمان سنتی از لحاظ عملی هنوز گفتمان مسلط در جامعه است و سیاست های امنیتی بر اساس تعریف آن از امنیت، تهدید و ارزش ها شکل می گیرد; ولی گفتمان نوین باوجود این که از لحاظ نظری و اقبال نسل جدید، گفتمان مسلط است، اما هنوز در عمل مبنای شکل گیری سیاست های امنیتی نیست. در واقع شاهد شکاف گفتمانی در جامعه هستیم که هنوز هیچ کدام از آنها از لحاظ نظری و عملی به طور توامان نتوانسته است،گفتمان مسلط جامعه شود و سیاست های امنیتی کشور را تعریف کند. البته ادامه این وضعیت می تواند سیاست های امنیتی کشور را دچار ابهام و سردرگمی بیش تر نموده ومدیریت امنیتی کشور را (در صورت وجود آن) با مشکلات مضاعف تری مواجه سازد.

فایل پاورپوینت کامل گفتمان های امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران

در ادامه بحث، به بررسی نظرات موجود درباره امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران پرداخته و گفتمان های امنیتی موجود، مشخصه های آنها و عناصر اصلی هر یک را موردمطالعه قرار می دهیم. اصولا یکی از مشخصه های اصلی مسائل امنیتی جمهوری اسلامی ایران، فقدان اجماع عمومی در بین نخبگان در مورد مفهوم امنیت ملی، سیاست های امنیتی، تهدیدها و آسیب پذیری هاست. به همین دلیل، رهیافت های متعدد و متضادی درباره امنیت، تهدیدها، ارزش ها و اهداف وجود دارد که عوامل مختلفی بر این شکاف گفتمانی تاثیر می گذارند طی دو دهه گذشته و به ویژه دهه اول، عوامل مختلفی موجب وحدت نسبی نیروها شده و گروه ها و نیروهای سیاسی و جریان های فکری مختلف،مجال ظهور پیدا نکردند. عواملی مانند: تفکر ایدئولوژیک، تهدیدات بیرونی و درونی در این زمینه تاثیر گذار بوده اند. عوامل فکری، سیاسی و اقتصادی مختلفی نیز درپیدایش فضای جدید مؤثر بوده است. از لحاظ فکری، همچنین نظرات جدیدی مطرح شد، که با بینش حاکم در سال های گذشته، در تضاد است. از لحاظ سیاسی هم، کاهش نسبی تهدیدات خارجی نسبت به امنیت ملی جمهوری اسلامی و تمرکز بیشتر بر مسائل داخلی، توجه گروه های سیاسی به نقاط اختلاف خود، موجب ظهور نظرات مختلف درزمینه مسائل امنیتی شده است. همان طور که میشل دش تاکید می کند، وجود تهدیدخارجی همواره عامل مهم و مؤثری در وحدت داخلی در ابعاد سیاسی، فکری،اجتماعی و اقتصادی بوده است و با رفع این تهدید، اختلافات درونی در جامعه شدت پیدا می کند. میشل دش به نقل از امیل دورکیم، این فرآیند را این گونه تبیین می کند:

«آشوب های اجتماعی و جنگ های توده ای بزرگ، احساسات جمعی راافزایش می دهند، روح رزمندگی را تحریک می کنند; و در این میان، میهن پرستی،ایمان سیاسی و ملی و نظایر آن و فعالیت متمرکز برای رسیدن به هدف واحد، حداقل در کوتاه مدت باعث هم گرایی شدید یک جامعه می گردد… هر چه آنها برمردم برای نزدیک کردن پیوندها و مواجهه با خطر مشترک فشار می آورند، فرد کم تربه خود و بیش تر برای عموم می اندیشد.» (۶)

به هر حال جنگ و دیگر تهدیدهای خارجی و نیز انقلابات اجتماعی، نقش مهمی درحفظ یکپارچگی و انسجام ملی ایفا می کند به همین دلیل هم به محض از میان رفتن تهدیدهای خارجی و یا کاهش آنها و نیز فاصله گرفتن از سال های انقلاب، به تدریج ازانسجام سیاسی و فکری جامعه کاسته می شود و شکاف های سیاسی و اجتماعی خود رانشان می دهند. در جامعه ای که این تنش ها و شکاف ها شدید باشند، هنگامی که تهدیدهای خارجی از بین می رود، حتی احتمال فروپاشی آن نیز می رود.

جمهوری اسلامی ایران نیز در دو دهه گذشته به دلیل وجود تهدیدهای خارجی جدی، جنگ تحمیلی و تجربه یک انقلاب بزرگ، از انسجام زیادی برخوردار بود واصولا در آن دوره فرصتی برای توجه به مسائل داخلی و بروز اختلاف نظر درباره مسائل مختلف وجود نداشت. اما پایان جنگ و کاهش تهدیدهای خارجی، بار دیگر اختلافات را شدت بخشیده و نظرات مختلف را وارد فضای فکری و سیاسی جامعه کرده است.بروز سریع و عمیق چنین اختلافاتی، نشانگر این است که وحدت نسبی سال های گذشته ناشی از هماهنگی فکری و منافع مشترک نبوده است; بلکه بیش تر وحدتی احساسی ومبتنی بر احساسات انقلابی و ترس از تهدید خارجی بوده است که طبیعی است با رفع آنها و گذار از جامعه احساسی به سوی جامعه عقلانی که ائتلاف ها و اختلاف ها بر سرمنافع است، جامعه دچار تشتت فکری و سیاسی شود. از همین رو، در حال حاضر درزمینه مسائل امنیتی با نظرات و گفتمان های مختلفی روبرو هستیم که طیف مختلف ومتنوعی از دیدگاه ها را شامل می شود.

در یک تقسیم بندی اولیه، گفتمان های امنیتی ملی در جمهوری اسلامی ایران رامی توان به نظرات درون حاکمیت و بیرون حاکمیت تقسیم کرد. رهیافت های بیرون حاکمیت را نیز می توان به رهیافت های اپوزسیون اصلاح طلب و نظرات محققین آکادمیک تقسیم نمود. منظور از رهیافت های بیرون حاکمیت، نظرات گروه های سیاسی،جریانات و یا افرادی هستند که در قدرت سیاسی کشور، سهم و نقشی ندارند. اما با وجوداین که این گروه ها در قدرت سیاسی و تصمیم گیری های امنیتی نقشی ندارند، نظرات آنهادر زمینه مسائل امنیتی، از اهمیت خاصی برخوردار است. به طور معمول گفتمان های اپوزسیون در درون هر جامعه ای بر نقاط ضعف، آسیب پذیری ها، عملکردهای غلط وعوامل تهدید کننده می پردازند. از همین رو نظرات آنها می تواند به تصمیم گیران نظام درشناخت آسیب پذیری های جامعه کمک کند، بنابراین، توجه به دیدگاه و گفتمان های خارج از حاکمیت ضروری و مفید است. با وجود این، در حال حاضر اهمیت گفتمان های درون حاکمیت و تاثیر آنها بر سیاست های امنیتی کشور به مراتب بیش تر ازگفتمان های بیرون حاکمیت است. توضیح این مطلب ضروری است که منظور ازگفتمان های درون حاکمیت، نظراتی است که از سوی جناح های مختلف موجود درکشور ابراز می شود. این جناح ها که در قدرت سیاسی نقش داشته و در فرهنگ سیاسی انقلاب اسلامی از آنها تحت عناوین «خودی » در مقابل «غیر خودی » و یا «دوستان » دربرابر «دشمنان » تعبیر می شود. این نظرات نیروهای خودی در حال حاضر به دو گفتمان بسیار متضاد تقسیم شده اند که تضاد آنها به حدی است که این گفتمان ها همدیگر را دربعضی موارد خودی تعریف نمی کنند، بلکه آنها را در ردیف دشمنان قرار می دهند. این گفتمان ها را تحت عناوین قرار دادی و اعتباری گفتمان سنتی امنیت ملی و گفتمان نوین امنیت ملی بررسی خواهیم کرد. همان طور که گفته شد، با وجود این که برخی ازطرفداران افراطی هر یک از گفتمان ها، طرفداران گفتمان دیگر را غیر خودی و درردیف دشمنان تعریف می کنند، اما به هر حال هر یک از این گفتمان ها سهمی را درقدرت سیاسی دارا هستند و از لحاظ سابقه تاریخی، جزء نیروهای انقلاب اسلامی به شمار می روند. هر یک از این گفتمان ها در میان جریان ها و گروه های سیاسی طرفداران ومبلغان شناخته شده ای دارند که البته در این تحقیق از آنها نامی به میان نخواهد آمد و تنهادیدگاه های آنها ذکر خواهد شد. ذکر این نکته هم ضروری است که تقسیم بندی گفتمان های امنیتی ج.ا.ایران به دو گفتمان سنتی و نوین، بدین معنا نیست که طرفداران هریک از این گفتمان ها دارای اتفاق نظر کامل بوده و در تقسیم بندی طیف های سیاسی،گروه های طرفدار هر یک از گفتمان ها در یک طیف واحدی قرار می گیرند; بلکه این تقسیم بندی فقط یک تقسیم بندی کلی است که به معنای فقدان اختلاف نظری و عملی در درون هر یک از گفتمان های امنیتی نیست. در نهایت این که، هر یک از گفتمان های امنیتی مذکور، بر مبنای گفتمان سیاسی و فکری کلان تری شکل گرفته اند، یعنی اختلاف نظر آنها در زمینه مباحث امنیتی، ناشی از اختلاف نظر آنها در زمینه مسائل مختلف مربوط به قدرت، سیاست و امنیت است. در ادامه مطلب، به بررسی مشخصه های هرکدام از آنها می پردازیم:

۱ – گفتمان سنتی امنیت ملی ج.ا.ایران

گفتمان سنتی امنیت ملی ج.ا.ایران در شرایط تاریخی خاصی شکل گرفته است. این گفتمان از یک سو، زاییده شرایط انقلابی جامعه و از سوی دیگر، ناشی از وضعیت جنگی بود. گفتمان سنتی پس از تحولی ژرف در ساخت سیاسی، و فرهنگی کشور شکل گرفت و حدود دو دهه با تحولات مقطعی و غیراساسی به عنوان تنها گفتمان امنیتی کشورعمل کرد. انقلاب، در درون و بیرون اهداف بزرگی را تعقیب می کرد. در درون، انقلاب به دنبال جامعه ای آرمانی، یک رنگ و یک صدا بود که همه مردم مجری و مبلغ ارزش های دینی و اخلاقی باشند و همه تحت لوای شعار واحدی، هدف یگانه ای رادنبال کنند. آغاز جنگ به این گفتمان جهت و مسیر خاصی بخشید و در واقع راه را برای مدعاهای جهان گرایانه واقع گرایانه آن فراهم کرد. از سوی دیگر، مقاومت در برابرتجاوز و تهدید خارجی و تلاش برای دفع تهدید نیروهای بر انداز داخلی و ضد انقلاب به تدریج عناصری را وارد فرهنگ سیاسی نخبگان و مردم کرد که می توان آن را دشمن محوری نامید که بر اساس آن، همه چیز در رابطه، با دشمن (چه درونی و چه بیرونی)تعریف شد و تمام سیاست های امنیتی بر اساس تهدیدها و توطئه های دشمن تدوین واجرا می شد. به هر حال، گفتمان سنتی امنیت را می توان گفتمان ایدئولوژیک نیز نامید که طی دو دهه اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی، گفتمان غالب و سایر گفتمان های درون و بیرون نظام را در حاشیه قرار داد. این گفتمان هنوز بر سنت ایدئولوژیک انقلاب اسلامی تاکید نموده و اصول کلی آن را به عنوان مبنای عمل در آینده در نظر می گیرد وآینده ایران را در گرو ادامه راه گذشته آن می داند. بر این اساس، همان طور که قبلا هم گفته شد، دوره های «بسط محور»، «حفظ محور» و «رشد محور» هر سه در درون این گفتمان قرار می گیرند. گفتمان سنتی از امنیت، تهدید، ارزش ها و اهداف، تعریف هایی دارد که بر مبنای همان تعاریف به سیاست گذاری در امور امنیتی می پردازد که در ذیل آنها را بررسی می کنیم:

الف – تعریف امنیت: گفتمان سنتی، تعریفی مطلق از امنیت ارائه نموده و برداشت گسترده ای از مفهوم امنیت را، از لحاظ نظری و عملی تعقیب می کند. و به همین دلیل،سطح تهدید امنیتی را در سطح بسیار نازلی می گیرد و هر چیزی را وارد حوزه امنیت ملی می کند. بر اساس تعریف مطلق از امنیت، حوزه ناامنی بسیار گسترده است گفتمان سنتی ازامنیت، تعریفی ارزش مدار ارائه می نماید و در مرکز ثقل دیدگاه امنیتی آن، پاسداشت ارزش ها نهفته است. حفظ ارزش ها از خطر تهدیدهای داخلی و خارجی، رمز اصلی بقای نظام جمهوری اسلامی است و چون انقلاب اسلامی یک انقلاب ارزشی است،تهی کردن آن ازبن مایه های فرهنگی و ارزشی، بزرگ ترین منبع ناامنی است. همان طورکه گفته شد، گفتمان های امنیتی مبتنی بر گفتمان های سیاسی و فکری کلان تری هستند.گفتمان سیاسی و فکری سنتی از وظایف دولت و حکومت برداشتی اخلاقی دارد.گفتمان سنتی، وظیفه دولت را تعالی انسان ها و سیر آنها به سوی الله می داند. از همین رو،ارزش ها را در درونی ترین لایه های

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *