تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل اصول و مبانی اخلاقی سیاست در دیدگاه امام علی (ع)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل اصول و مبانی اخلاقی سیاست در دیدگاه امام علی (ع) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل اصول و مبانی اخلاقی سیاست در دیدگاه امام علی (ع) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل اصول و مبانی اخلاقی سیاست در دیدگاه امام علی (ع) شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل اصول و مبانی اخلاقی سیاست در دیدگاه امام علی (ع) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل اصول و مبانی اخلاقی سیاست در دیدگاه امام علی (ع) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل اصول و مبانی اخلاقی سیاست در دیدگاه امام علی (ع) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل اصول و مبانی اخلاقی سیاست در دیدگاه امام علی (ع) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل اصول و مبانی اخلاقی سیاست در دیدگاه امام علی (ع) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اصول و مبانی اخلاقی سیاست در دیدگاه امام علی (ع) :

۱. مقدمه

اخلاق و سیاست و رابط بین آن دو از مهم ترین موضوعاتی است که بشر همواره در مسیر زندگی با آن روبرو بوده و محل گفتگو و بحث دانشمندان و فلاسفه در طول تاریخ نیز بوده است. رعایت موازین و اصول اخلاقی از جانب سیاست مداران و زمامداران باعث عدل و قسط و رشد و کمال انسان ها می گردد و اگر سیاستمداران و حاکمان پایبند به اصول اخلاقی و الهی نباشند، باعث گسترش استکبار و ظلم و فساد و در نتیجه تباهی و سقوط انسانیت می گردند. در آموزه های ادیان و مخصوصا دین مبین اسلام نیز به این مسأله توجه شده به گونه ای که از توجه در سنت و سیره معصومان (ع) که اجراکنندگان واقعی دین هستند به رابط بین این دو توجه ویژه شده است. پژوهش حاضر این مسأله را از نگاه امام علی(ع) به عنوان الگوی اخلاق و سیاست کاویده است.

۱-۱. بیان مسئله

یکی از مهم ترین مفاهیمی که در نهج البلاغه به چشم می خورد مفهوم سیاست و مسائل و احکام مربوط به آن است. در بینش سیاسی امام علی (ع) حاکمان و سیاست مداران، حافظ حقوق مردم هستند و حکومت بر مردم، امانتی الهی است که حاکم و سیاست مدار باید آن را رعایت کند. حاکم در صورتی می تواند سیاست را ابزاری برای ادای امانت به کار گیرد که پاکی نفس و تقوای الهی داشته باشد و خود را پای بند به دین و رعایت اخلاق سیاسی مبتنی بر شریعت نماید. بنابراین، اگر سیاست مداران مزین به لباس اخلاق نباشند حکومت و سیاست دچار آسیب هایی از قبیل کاهش کارآمدی، تزلزل قدرت سیاسی، رویگردانی تدریجی مردم از حکومت و زمینه کاهش وفاداری آنها به سیاست مداران می شود. این در حالی است که برخی معتقدند که بین اخلاق و سیاست هیچ رابطه ای نیست و از نظر گروهی دیگر باید اخلاق تابع سیاست باشد. از طرفی دیگر مدیریت و حکومت یکی از ضرورت های هر جامعه است و هیچ جامعه ای یافت نمی شود که بدون مدیر و حاکم بتواند به حیات خود ادامه دهد، بنابراین، ارائه یک مدل حکومتی و سیاست مبتنی بر اخلاق دینی می تواند در جهت ارتقاء بینش سیاست مداران و حاکمان جامعه مفید و مؤثر باشد.

۱-۲. پیشین پژوهش

دربار ارتباط اخلاق و سیاست به طور عام کارهای فراوانی اعم از کتاب، مقاله و پایان نامه انجام شده، ولی بررسی ها نشان می دهد که از دیدگاه امام علی (ع) جز آثاری اندک که حسب بررسی های نگارنده موارد ذیل هستند چیزی تدوین نشده است. مطالعه این آثار نشان می دهد که آنها یا بسیار جزئی و گذرا به مسأله پرداخته اند و یا مانند پایان نامه ها هیچ کدام در دسترس استفاده عموم محققان قرار ندارند و در قفسه های کتابخانه ها بلامصرف باقی مانده اند.

برخی از مهم ترین مقالات عبارت اند از: آسیب های اخلاقی قدرت سیاسی در نهج البلاغه (۱۳۹۲): ورکشی؛ تعامل اخلاق و سیاست (۱۳۸۳): صدرا؛ مراحل رشد تربیت اخلاقی از دیدگاه امام علی (ع) (۱۳۹۲): سلحشوری؛ نگاهی به مدیریت و تدبیر در فرهنگ علوی (۱۳۹۰): دری نجف آبادی؛ اخلاق سیاسی اجتماعی کارگزاران در نهج البلاغه (۱۳۸۶): مهرابی ؛ اخلاق سیاسی در نامه های نهج البلاغه (۱۳۸۹): بهشتی. برخی از مهمترین پایان نامه ها نیز عبارت اند از: اخلاق قدرت در سیره علوی (۱۳۹۰): رحیمی؛ تعامل اخلاق و سیاست در سیره علوی (۱۳۸۸): بروجردی ؛ ثمره تربیت سیاسی اخلاقی از دیدگاه امام علی (ع) (۱۳۸۴): احمدزاده؛ رابط اخلاق و سیاست از دیدگاه امیرالمؤمنین علی (ع) (۱۳۸۰): شیری؛ ارتباط اخلاق و سیاست و تعیین مهم ترین مؤلفه های سیاست مبتنی بر اخلاق (۱۳۸۸): آروین. از میان پایان نامه ها تنها یک مورد با عنوان «اخلاق و سیاست در اندیشه و رفتار سیاسی امام علی» توسط محمدعلی برزگر چاپ شده که ضمن ارج نهادن به زحمات ایشان در بسیاری موارد سطحی گذر نموده و کمتر به تحلیل پرداخته است. این مقاله تلاش می کند با تحلیلی همه جانبه از موضوع و با تمرکز بر اصول و مبانی اخلاقی سیاست و پیامدهای عمل به اخلاق در سیاست، گامی هرچند کوچک در جهت آشنا کردن مدیران و زمامداران امور جامعه بردارد.

۱-۳. ضرورت و اهمیت پژوهش

از آنجا که در سیره سیاسی امام علی (ع) به عنوان حاکم اسلامی و انسان کامل و دارای فضائل اخلاقی، دستورالعمل هایی در این باره وجود دارد و مدیران جامعه و سیاست مداران باید با آنها آشنا بوده ، لذا این تحقیق با هدف تبیین رابط اخلاق و سیاست از دیدگاه امام علی(ع) سامان یافته و تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد که اولا اخلاق چه جایگاهی در سیاست دارد، ثانیا امام (ع) چه راهبردهایی عملی برای اخلاقی نمودن سیاست به کار بسته است؟ فرضیه ای که در این پژوهش دنبال میشود این است که از نظر امام (ع) سیاست و حکومت منهای اخلاق اصالت ندارد و سیاست باید تابع اخلاق باشد، به گونه ایکه اخلاق بر تمام رفتارهای یک سیاست مدار حاکم باشد. روش تحقیق در این پژوهش نیز از نوع توصیفی – تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه ای است .

۲. مفهوم شناسی اخلاق

واژه «اخلاق» از نظر لغوی جمع «خلق» به معنای خوی، طبع، سجیه و عادت است، (فراهیدی، ۱۴۰۹، ۴: ۱۵۱) اعم از اینکه آن سجیه و عادت نیکو باشد یا زشت و بد (ابن منظور، ۱۴۱۴، ۱۰: ۸۶).

در اصطلاح برای اخلاق معانی متعددی ارائه شده است. برخی خلق و اخلاق را ملکه ای نفسانی دانسته اند که مقتضی صدور کارها از انسان بدون نیاز به فکر و اندیشه است، برخی نیز اخلاق را تنها بر فضایل اخلاقی اطلاق می کنند و آن را در مقابل ضد اخلاق به کار می برند (جزائری، ۱۳۸۲: ۱۰). به طور خلاصه در اصطلاح عالمان دین اسلام، اخلاق کیفیتی برای نفس آدمی است که رفتارهایی متناسب با آن از انسان بروز می کند یعنی اگر کیفیت نفس خوب باشد، کارهای خوب و اگر بد باشد کارهای بد صورت می گیرد (نراقی ، ۱۳۷۶: ۳۸؛ دیلمی، ۱۳۸۰: ۱۸). پس اخلاق به اخلاق حسنه و اخلاق رذیله تقسیم می گردد، این کیفیت نفسانی ممکن است به صورت غیر راسخ و یا به شکل ملکه در آید.

سیاست واژه ای عربی از ریشه «ساس یسوس» گاهی به معنای «خلق و خو» (ابن منظور، ۱۴۱۴، ۶: ۱۰۹؛ صاحب بن عباد، ۱۴۱۴، ۸: ۴۱۶) و غالبا در معنای «ریاست و تدبیر امور» (زمخشری، ۱۹۷۹: ۳۱۳) آمده است. لغت شناسان فارسی نیز در تعریف سیاست گفته اند: «سیاست به معنای پاس داشتن ملک، حکم راندن بر رعیت، حکومت، ریاست و داوری کردن است» (دهخدا، ۱۳۷۲: مدخل سیاست).

در اصطلاح علوم سیاسی نیز هر امری که مربوط به حکومت، دولت، مدیریت و چگونگی فعالیت آنها در اداره جامعه، رهبری طبقات و حزب های جامعه باشد، از جمله «امور سیاسی» است (عالم ، ۱۳۷۶: ۳۳).

برخی معتقدند: «نظام سیاسی عبارت است از مجموعه ای از سازمان های اجتماعی که برای تأمین روابط طبقات اجتماعی و حفظ انتظام جامعه به وجود می آیند» (آقایی، ۱۳۶۹: ۲۴۵).

باید توجه داشت که گرچه معنای لغوی سیاست، اداره کشور بر اساس مصالح آن می باشد، ولی هر حزب و گروهی بر اساس اندیشه و جهان بینی خود راجع به انسان و جهان، قیدی بر این تعریف افزوده و یا کم کرده است. بر این اساس با توجه به دیدگاه اسلام دربار انسان و جهان که جهان مبدأیی به نام الله دارد که او جهان را برای رسیدن به اهدافی آفریده است، وظیفه مدیر و سیاست مدار اسلامی اداره جامعه بر اساس ارزش های دینی و هدایت جامعه به سوی صراط مستقیم است (مرتضوی ، ۱۳۸۴: ۱۳۱).

۳. دیدگاه ها دربار رابط اخلاق و سیاست

دربار رابط اخلاق و سیاست باید گفت که این بحث همواره مورد توجه اندیشمندان، سیاست مداران و فلاسفه بوده است. نسبت اخلاق و سیاست نتایج عملی گسترده ای دارد که ماحصل آن پای بندی یا عدم پای بندی دولت به اصول اخلاقی است. اگر ادعا شود که اخلاق و سیاست از یکدیگر جدا هستند، لازمه اش این است که انتظار پای بندی به اصول اخلاقی را از دولت و مدیران جامعه نداشته باشیم و عملکرد آنها را بر اساس معیارهای اخلاقی نسنجیم و تنها معیار را کارآمدی بدانیم؛ اما اگر ادعا کردیم که دولت باید اخلاقی باشد، آن گاه باید در مواردی که میان اصول اخلاقی و منافع دولتی تعارضی پیش آمد، اخلاق را حاکم نماییم. به طور کلی در این باره سه نظریه اصلی مطرح شده است.

نظریه نخست، حوزه اخلاق و سیاست را از هم تفکیک می کند. طرفداران این نظریه معتقدند که اگر قرار باشد اخلاق وارد سیاست شود، سیاست از قدرت ساقط می شود و اگر سیاست وارد اخلاق شود، اخلاق از خاصیت می افتد، پس باید از هم جدا باشند. زیرا مدار اخلاق حق و حقیقت است و مدار سیاست منفعت و مصلحت ؛ و لازمه سیاست دست کشیدن از پاره ای اصول اخلاقی است .

نظریه دوم، اخلاق را تابع سیاست می داند. بر این اساس، سیاست مدار هر عملی انجام دهد، اخلاقی است .

اخلاق چیزی است که به تبع شرایط برای حفظ جایگاه فرد یا افرادی و یا طبقه خاصی به کار می رود. در حقیقت در این رویکرد عمل سیاسی همان عمل اخلاقی است .

تفاوت نظریه جدایی اخلاق و سیاست با این نظریه (تبعیت اخلاق از سیاست) در این است که این نظریه هیچ اصالتی را برای اخلاق قائل نیست بر خلاف دیدگاه جدایی اخلاق و سیاست که مفاهیم اخلاقی را به عنوان یک اصل پذیرفته اما در حوزه سیاست کارساز نمی داند.

نظریه سوم می گوید سیاست تابع اخلاق است. این دیدگاه معتقد است اخلاق و سیاست هر دو در پی تأمین سعادت انسان هستند. وظیفه سیاست ، پرورش معنوی شهروندان، اجتماعی ساختن آنها، تعلیم دیگرخواهی و رعایت حقوق متقابل است؛ و این چیزی نیست جز همان قواعد و اصول اخلاقی. بنابراین، هر چه در سطح فرد، اخلاقی است در سطح اجتماع و سیاست و برای دولت مردان نیز اخلاقی است. این نوع نگرش برخاسته از معارف قرآن کریم و روایات اسلامی است، زیرا اسلام در حقیقت مجموعه ای از مقوله های به هم پیوسته است که یک جزء آن سیاست و حکومت و اجزاء دیگر آن اخلاق و مفاهیم ارزشی است که بررسی هر کدام از این ها بدون دیگری موجب انحراف از فهم جامع اسلام می گردد. در واقع عمل به یکی منهای دیگری در چهارچوب معارف سیاسی اسلام مورد پذیرش نیست (الهامی نیا، ۱۳۸۵: ۲). حکومتی که در آن اخلاق نقش اساسی دارد و سیاست بر مبنای اخلاق استوار گردیده است، در سرنوشت سیاسی و سعادت مندی آحاد جامعه نقشی تعیین کننده دارد. چرا که رعایت موازین و اصول اخلاقی از جانب کارگزاران و مدیران باعث عدل و قسط و رشد و کمال انسان ها می گردد و اگر سیاست مداران و حاکمان پای بند به اصول اخلاقی و الهی نباشند، باعث گسترش استکبار و ظلم و فساد و در نتیجه تباهی و سقوط انسانیت می گردد.

۴. رابط اخلاق و سیاست در اسلام

در شریعت اسلام و به خصوص فقه سیاسی شیعی، هم سیاست و هم اخلاق از دین منشأ می گیرند و اصل واحدی دارند. منابع هر دو نیز، قرآن، سنت و سیره معصومان (ع) و متون دینی مانند نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و… است. این ادعا با کلامی از رسول اکرم (ص) که خود اولین حاکم اسلامی و متصف به والاترین درجه اخلاق است تأیید می شود. ایشان هدف از رسالت جاودانی و جهانی خود را اتمام مکارم اخلاق معرفی کرده است (طبرسی، ۱۴۱۲: ۸).

از نظر قرآن شرط شایستگی حکومت حاکمان الهی و رهبران جامعه، ظالم نبودن است و با صراحت، حکومت ظالمان را جایز ندانسته است : (البقره /۱۲۴). مطابق آیه، خداوند عهد خود (امامت و زمامداری جامعه) را به ستمگران نمیدهد. در آیه ۴۱ حج اهداف عالی حکومت صالحان را، گسترش فضایل اخلاقی و انهدام رذایل دانسته است؛ در مقابل ، خداوند مطابق آیه ۲۱ سوره نور کسانی را که به فحشا و منکرات امر می کنند و درصدد طرد فضائل اخلاقی در جامعه هستند نکوهش می کند و آنان را مطیع و تابع شیطان دانسته است. بنابراین، در منطق قرآن، هدف از حکومت، برقراری فضائل در جامعه، پایه ریزی مساوات و برادری و برپایی عدل، نابودی پایه های ظلم و استبداد، برقراری زندگی سعادت مندانه بر اساس کرامت انسانی، امر به معروف و نهی از منکر و… دانسته شده است، البته روشن است که این امور زمانی جامه عمل به خود می پوشد که حاکمان و مدیران جامعه متخلق به اخلاق اسلامی و متخصص در امور سیاسی باشند و سیاست و نظام حکومتی را تابع اخلاق کنند (صافی، ۱۳۷۵: ۱۹۰).

در برخی آیات با صراحت بیشتری، نه تنها به تلازم سیاست و اخلاق اشاره می نماید بلکه هدف از سیاست را برپا داشتن و برقراری اخلاق، عدالت و امانت داری معرفی نموده است: (النساء/ ۵۸) بنابراین، اگر اخلاق و سیاست از هم جدا باشد و اخلاق در سیاست هیچ جایگاهی نداشته باشد، هیچکدام از این ارزش ها در جامعه عملی نمی شود و در نتیجه جامعه به سعادت نخواهد رسید. (الهامی نیا، ۱۳۸۵: ۳) در کلامی از امام علی (ع) به ضرورت تهذیب اخلاقی زمامداران اشاره شده آنجا که فرموده است : «آن که خود را پیشوای مردم سازد پیش از تعلیم دیگری باید به ادب کردن خویش بپردازد و پیش از آنکه به گفتار تعلیم فرماید باید به کردار ادب نماید و آن که خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد، شایسته تر به تعظیم است از آنکه دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد» (حکمت /۷۳)۱. قرآن کریم نیز افرادی که دیگران را امر و نهی می کنند ولی خود به آن عمل نمی کنند مورد سرزنش جدی قرار می دهد: (البقره /۴۴؛ الصف /۳).

بنابراین، نکته مهم در حکومت اسلامی این است که مدیریت برخلاف مکاتب مادی گرا مقام و پست به معنای متداول نیست و موضعی برای تکاثر قدرت و ثروت و نیل به اهداف و اغراض نفسانی محسوب نمی شود؛ بلکه وظیفه و امانتی الهی است که هر چه مراتب مدیر و رهبر بالاتر رود سنگینی بار مسؤولیت و رسالت آن بیشتر می شود.

۵. رابط اخلاق و سیاست از دیدگاه امام علی (ع)

در نظر امام علی (ع) حسن خلق ارزشمندترین مقام و حسب ، (حکمت /۳۸) بهترین همنشین، (حکمت /۱۱۳) و عامل ازدیاد نعمت دانسته شده است (حکمت /۲۲۹). برخی دیگر از مهمترین برکات اخلاق مداری در زندگی فردی و اجتماعی که با موضوع پژوهش مناسبت بیشتری دارد عبارت اند از: عامل وحدت در میان امت اسلامی، بهره مندی از پشتیبانی مردم ، جبران شدن ضعف ها و کمبودها، برخورداری از هیبت، بالا رفتن منزلت اجتماعی، کامل شدن نعمت ها، ثابت شدن بزرگی، مقهور شدن مخالفان، بهره مندی از یاران فراوان، اصلاح شدن میان او و مردم ، برخورداری از صیانت الهی و… (طاهری، ۱۳۸۴: ۱۵۶).

۱- نسخه نهج البلاغه مورد استفاده در این پژوهش مربوط به صبحی صالح است. همچنین، در ترجمه عبارات نهج البلاغه نیز، از ترجمه حسین انصاریان بهره گرفته ایم.

سیاست نیز به معنای مدیریت و اداره امور جامعه در نگاه امیرالمؤمنین (ع) از ضروریات هر جامعه ای است. امام (ع) در نفی دیدگاه خوارج که مبلغان هرج و مرج و نفی حکومت بودند می فرماید: «جامعه ناچار از داشتن یک حاکم است، چه نیکوکار باشد و چه فاجر» (خطبه /۴۰). شاید این کلام امام (ع) تعریضی به واقعیت تاریخی در امر رهبری جامعه اسلامی و دلیل تن دادن وی به خلافت خلفای قبل از خود نیز باشد (شایسته نژاد، ۱۳۸۵: ۱۲۰)؛ و نیز شاید بتوان گفت هدف از بعثت انبیاء نیز همین است (درخشه، ۱۳۷۸: ۲۱۲).

هدف حکومت در نگاه امام علی (ع) برپایی فرمان خداست، یعنی سیاست علوی ، ترکیبی از رابط خدا، مردم و حکومت است (غلامعلی، ۱۳۹۱: ۲۴۱). تمام گزاره های تشکیل دهنداندیشه امام علی (ع) دربار اخلاق و سیاست، از قرآن و سنت پیامبر اکرم (ص) گرفته شده است. در دیدگاه آن حضرت، اخلاق به عنوان یک عنصر نظارتی درونی برای کنترل و مهار قدرت و سیاست تلقی می شود. بی تردید در اندیشه اخلاقی حضرت، هرگز تفکیک اخلاق فردی و اخلاق سیاسی مشاهده نمی شود و حضرت بر ضرورت تلازم اخلاق فردی و اخلاق سیاسی تأکید می کند. اخلاق فردی در پی فضیلت و سعادت فردی و اخلاق سیاسی به دنبال فضیلت و سعادت جمعی است. حضرت علی (ع) که مظهر عینی و تجسم مطلق اخلاق فردی بود و قرب الهی را غایت نهایی زندگی می دانست ، در سیاست به دنبال سعادت جمعی بود.

شاید بتوان گفت که مهم ترین و اولین مؤلفه ای که بیان کننده پیوند اخلاق و سیاست در اندیشه امام علی (ع) است توصیه های آن حضرت به مسئولان سیاسی نسبت به رعایت تقوای سیاسی در عرصه زندگی فردی و اجتماعی است. این مطلب از آغاز نامه امام علی (ع) به مالک اشتر فهمیده می شود که در آن امام (ع) پیش از هر چیزی بر رعایت تقوا در امور حکومت داری تأکید دارند (نامه /۵۳). از نظر امام علی (ع) مدیر و حاکمی که بااخلاق باشد اطاعت او بر مردم واجب است (لیثی واسطی، ۱۳۷۶: ۴۳۱)، از طرفی دیگر نیز حاکمان را تشویق می کند که اگر می خواهند حکومت شان تداوم داشته باشد باید در سیاست، اخلاق داشته باشند و نیکو رفتار نمایند (همان: ۲۲۹، ۳۵۹)، مردم نیز در راستای اجرای سیاست نیکو به والیان و حاکمان خود اعتماد بیشتری پیدا می کنند (همان : ۲۲۷)، همان گونه که از نظر امام (ع) تدبیر صحیح امور و پرهیز از اسراف و زیاده روی از نشانه های سیاست مدار و مدیر متخلق است (همان: ۲۲۹؛ حائری، ۱۳۸۶: ۱۱۸؛ نوری، ۱۴۰۸، ۱۳: ۱۴۹).

بی مناسبت نیست گفته شود که در دیدگاه امام علی (ع) رعایت اصول اخلاقی صرفا مربوط به حوزه سیاست داخلی نیست، بلکه در سیاست خارجی و روابط با سایر ملل نیز باید اخلاقی برخورد نمود. برای نمونه همواره از وفای به عهد و پیمان و پرهیز از پیمان شکنی، خدعه و نیرنگ و اجتناب از دروغ و فریب کاری در روابط با دیگر ملل و ادیان صحبت می کند و به کارگیری چنین رذایل اخلاقی در روابط خارجی از منظر امام علی (ع) مطرود و مذموم شمرده شده است (نامه /۵۳).

۶. مبانی اخلاقی سیاست از دیدگاه امام علی(ع)

اسلام دارای یک سلسله اصول و مبانی است که بر اساس آن تعالیم و آموزه های دینی شکل می گیرد. از جمله این اصول، مربوط به سیاست است که اخلاق شاکله و اساس آن را تشکیل میدهد. این اصول و مبانی توسط پیامبر اسلام (ص) ترسیم و در رفتار آن حضرت به منصه ظهور رسید و بعد از او، در سیره و رفتار حضرت علی(ع) به خوبی نمایان گشت، به طوریکه سیاست بدون اخلاق در نظر و رفتار آن حضرت، جلوه ناپسندی دارد. در نگاه امام علی (ع) اصول اخلاقی جان مایه و مقوم سیاست محسوب می شود. بر اساس این نگاه، کسب قدرت از هر طریق ممکن، مشروعیت نداشته و حرکت در غیر این مسیر تباهی و هلاکت را به دنبال خواهد داشت. برخی از اصول اخلاقی که سیاست مداران باید به آنها توجه کنند عبارت اند از: «سازگاری گفتار و کردار، ادای امانت الهی، نرمی با مردم، پرهیز از بیاعتنایی و دروغ، وفاداری نسبت به حقوق مستمندان و مردم، امانت داری، پرهیز از خودبزرگ بینی، ترس از خدا در اسرار پنهانی، اطاعات الهی و انجام کارها مطابق کتاب و سنت، رعایت عدل و انصاف، پرهیز از اختلاف و دعوت به اتحاد همه حزب ها و گروه ها، بهره کافی بردن از فرصت ها، استقامت در هدف و اصول ثابت، عفو و بخشش و جلوگیری از انتقام، تحمل افکار مخالف، انتقادپذیری، مشورت با خردمندان و…» (خسروپناه ، ۱۳۸۴: ۷۵). در ادامه بحث برخی از مهم ترین این اصول و مبانی به اختصار توضیح داده میشوند.

۶-۱. رعایت عدالت و انصاف بین مردم

در دیدگاه حضرت علی(ع) عدالت عنصر ذاتی و مهم ترین رکن سیاست است (نامه /۵۳). به همین دلیل حضرت (ع) تمام توان خویش را برای مبارزه با بیعدالتی به کار برد تا اصول اخلاقی را در مردم و در میان مسؤولان پایدار کند (معینینیا، ۱۳۸۵: ۲۱۳). از نظر امام علی (ع) بهترین سیاست ها اجرای عدالت است (لیثیواسطی، ۱۳۷۶: ۲۳۵) و آن را در سه چیز میداند: «نرمی کردن با مردم در عین قاطع بودن در اجرای قانون؛ به نهایت رساندن کار در دادگری و احقاق حقوق مردم؛ در عین میانه روی، بخشش خود را نسبت به مردم افزایش دادن» (آمدی، ۱۳۶۶: ۳۳۹). در روایتی دیگر، امام (ع) راه رسیدن به عدل در اداره امور را سه چیز میداند: خیرخواهی برای مردم و کم کردن طمع ورزی و افزودن پارسایی (همان: ۱۴۲). از طرفی دیگر ممکن است برخی عدالت را بر مردم مشتبه کنند و درعین حال که به مردم ظلم می کنند آن را عدالت معرفی کنند و اجازه ندهند که مردم اعتراض نمایند، از نظر امام (ع) چنین فردی ظالم ترین ستمکاران است (همان: ۴۵۶)، همین مفهوم از امام سجاد (ع) نیز نقل شده است (صدوق، ۱۳۹۸: ۳۶۷).

مطابق روایت آن کس که ستم میکند و آن را عدل به شمار میآورد و حقیقت امر را بر جامعه پوشیده نگاه می دارد، از هر ستمکاری ظالم تر است.

پس آنچه مهم است این است که مردمان نسبت به فهم عدالت و شناخت آثار آن غافل نباشند، تا بتوانند بدون اینکه امر بر ایشان مشتبه شود، خواستار اجرای آن باشند. به هر حال از نظر معصومان (ع) و به ویژه امام علی (ع) اگر سیاست مداران و حاکمان عدالت را رعایت نکنند نتایج ناگواری در جامعه ایجاد می کنند؛ برخی از این موارد عبارت اند از: «سستی و ناتوانی دستگاه حاکم و اداری کشور، فقر مردم، ایجاد فواصل معیشتی، سست شدن معتقدات دینی، انتشار نیافتن صلاح و پاکیزگی اخلاقی و دینی در میان مردم، شیوع انواع فجور و فساد و رشوه گیری و تورم و موارد فراوان دیگر» (حکیمی، ۱۳۸۰، ۶: ۵۳۰) که این مقاله گنجایش اشاره به همه موارد آنها را ندارد.

۶-۲. پرهیز از دنیادوستی و دنیاپرستی

دنیاپرستی از انحرافات فکری و بیماری های اخلاقی ، است که از نظر دین مقدس اسلام بسیار مذمت و سرزنش شده است، به گونه ای که از نظر رسول خدا (ص) رأس و محور همه خطاها دانسته شده است: (کلینی، ۱۴۰۷، ۲: ۱۳۱)، منظور از دنیاپرستی آن است که انسان چنان علاقه مند و شیفته آن باشد که در راه تحصیل آن به هر عمل زشتی دست بزند و حقوق دیگران را پایمال نموده، واجبات الهی را ترک کرده و وظایف خود را درست انجام ندهد و از تحصیل کمال و تهذیب نفس و اعمال نیک باز ماند. این گونه عشق و علاقه افراطی را دنیاپرستی می نامند و از نظر عقل و نقل مذموم است. خداوند این نوع زندگی دنیایی را سرگرمی و بازیچه (الانعام /۳۲) و «متاع غرور» (آل عمران /۱۸۵)، معرفی کرده و عاقبت دنیاطلبان را آتش جهنم دانسته است (یونس /۷-۸).

بنابراین، اگر انسان تحصیل مال و ثروت، پست و مقام، خوراک، پوشاک، مسکن و تجملات زندگی زودگذر را هدف اصلی خویش قرار دهد و از آخرت غافل بماند، هرگز به کمال واقعی و سعادت ابدی نمی رسد. از نظر امام علی (ع) نیز حب دنیا سرآمد همه فتنه ها و مشکلات بشر است (آمدی، ۱۳۶۶: ۳۴۸).

پرهیز از دنیاپرستی مخصوصا برای سیاست مداران و صاحبان قدرت که زمام امور جامعه را نیز در دست دارند از اهمیت خاصی برخوردار است. ازاین رو، امام علی (ع) به این مهم توجه زیادی نموده و در موارد گوناگونی به فرمانداران و کارگزاران خود اهمیت آن را گوشزد می کند.

امام (ع) با یادآوری سهمگین بودن مرگ و هولناکی منزلگاه های آخرت، مردم را نسبت به دنیا و فناپذیری آن تذکر می دهند (خطبه /۲۰۴). در وصیت نامه خود به امام حسن (ع) نیز هدف خلقت را آفریده شدن انسان ها برای آخرت می داند و می فرماید: «برای آخرت آفریده شده ای نه برای دنیا و برای فنا نه برای بقا و برای مرگ نه برای حیات، در منزلی هستی که باید از آن کوچ کنی و جایی که از آن به جای دیگر برسی» (نامه /۳۱). در قسمتی دیگر از همین وصیت نامه دربار دنیاطلبان چنین می گوید: «همچون حیواناتی هستند برخی بسته و برخی رها که خردهایشان را از دست داده و به بیراهه می روند». پر واضح است که منظور امام ، دنیاخواهانی هستند که به دنیا دل بسته اند و آخرت را فراموش کرده اند و گرنه «دنیا مزرعه ای است که بندگان خدا در آن هر کار خوب، بد، شیرین و یا تلخ را می کارند» (ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴: ۵۱۱). پس مقصود امام (ع) این است که «دنیا هدف نیست بلکه وسیله و پلی است به سوی معنویات و سعادت اخروی» (محمدی اشتهاردی، ۱۳۸۱: ۸۰).

امام (ع) بارها و بارها و به مناسبت های گوناگون به والیان و فرمانداران و اداره کنندگان جامعه با عبارات گوناگون اهمیت دل نبستن به دنیا را گوشزد کرده و دنیا را مکانی دانسته تا آنان بتوانند حدود و احکام اله

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *