توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین علیه السلام ویژگی ها و فضیلت ها (۱) یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین علیه السلام ویژگی ها و فضیلت ها (۱) شامل 95 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین علیه السلام ویژگی ها و فضیلت ها (۱) را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین علیه السلام ویژگی ها و فضیلت ها (۱) با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین علیه السلام ویژگی ها و فضیلت ها (۱) بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین علیه السلام ویژگی ها و فضیلت ها (۱) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین علیه السلام ویژگی ها و فضیلت ها (۱) وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین علیه السلام ویژگی ها و فضیلت ها (۱) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین علیه السلام ویژگی ها و فضیلت ها (۱) مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین علیه السلام ویژگی ها و فضیلت ها (۱) :
مقدمه، ضـرورت و اهمیت
عاشورای حسینی، سرمشقی پایا و مانا و اسوه ای پویا و راهنما برای سالکان طریق حق است و هیچ عصر و نسلی نیست که در طلب «سراج و منهاج» باشد و بدان نیازمند نباشد.
اصحاب پاکباز، مخلص و فداکار حسینی بخشی از هـویت فـرهنگی و وجودی این نهضت عظیم و انسان سازند و شناخت یاران بایسته و شایسته اباعبدالله از چند جهت لازم است .
۱. بازشناسی دقیق و عمیق یاران ما را با ابعاد و اضلاع نهضت حسینی آشناتر خواهد ساخت. اصولا شناخت کربلا و عاشورا بدون صـحابه شـناسی حسینی، ناقص و ناتمام خواهد بود.
۲. انسان هماره نیازمند اسو حسنه است و امام عاشورا خود را اسوه نامید. فلکم فیّ اسوه (فرهنگ جامع سخنان امام حسین، ۱۳۸۱: ۴۰۵) و اسوه بودن عاشورا، ایجاب مـیکند کـه سازه های آن – از جمله اصحاب – را بشناسیم .
۳. شناخت اصحاب عاشورا ما را با گم گوشه ها آشنا و در زدودن برخی ابهامهای آن، یاری خواهد کرد. بسیاری از حقایق کربلا و عاشورا بدون شناخت اصحاب، دست نایافتنی خواهد بود.
راهـهای شـناخت اصـحاب امام حسین
شناخت شهدا و اصـحاب امـام حـسین – به ویژه ابعاد شخصیتی، سلوک و رفتار و فضایل آنان از چند طریق ممکن است:
۱. توصیفی که از اصحاب در کلام امام حسین می توان یافت.
۲. رفـتار و گـفتار آنـان در موقعیت های گوناگون – از لحظ همراهی تا شهادت – تـرجمان و آیینـ شأن و جایگاه و منزلت آنان است.
۳. سخنانی که از دشمنان دربار آنها مطرح شده است.
۴. گزارشهای تاریخی و اقوال بزرگان دربار فـضایل و خـصایل آنـان اگر در ستایش و توصیف صحاب حسینی تنها همین سخن مولا و راهـبرشان – حسین بن علی – به جای مانده بود، کافی بود تا شوکت و شکوه و رفعت آنان را دریابیم. امام سجاد مـی فـرماید: شـب عاشورا به خیم پدرم نزدیک شدم تا سخنانش را بهتر بشنوم. امام خـطاب بـه یارانش فرمود:
فانی لا اعلم اصحابا اوفی (اولی) و لا خیرا من اصحابی.
(الارشاد مفید: ۱۳: ۲۳۱) در این توصیف اصحاب، وفادارترین (برترین ) و بهترین اصحاب معرفی شـدهاند. جـز این، حـضرت دربار برخی از یاران نیز پیش از شهادت یا در لحظ شهادت سخنانی دارد که مقام و منزلت آنان را آشـکار و مـشخص مـی سازد.
پیش از وقوع عاشورا، امیر مؤمنان علی نیز دو بار – رفتن به صفین و بازگشت – از کـربلا عـبور مـیکند که در این سفر امام حسین و برخی که بعدها در کربلای ۶۱ حضور داشتند، حضرت را همراهی میکردند، عـلی هـمین که به کربلا رسید به رویداد عظیمی که در آن رخ می دهد اشاره کرد و فرمود:
واهـا لک یاتـربه لیحـشرن منک قوم یدخلون الجنه بغیر حساب
(سلونی قبل ان تفقدونی: ۱۳۷۳: ج ۲، ۳۷۹)
ای خاک! از تو قومی برمی خیزند کـه بـی حساب وارد بهشت می شوند.
ستودنهایی از این دست در کلام دیگر بزرگان و گزارشگران کربلا، حتی گـزارشگران سـپاه دشـمن مانند حمیدبن مسلم و هلال بن نافع می توان یافت که در جای خود خواهد آمد.
برخی از فـضایل و مـکارم یاران حسینی
سرفراز و پیروز آزمون های دشوار
انسان به تعبیر قرآن، هماره در مـعرض آزمـون و ابـتلاست. جریان ابتلای الهی که در قرآن ۳۹ با واژگانی چون تمحیص، اختبار، امتحان، فتنه و ابتلا شناسانده مـی شـود، جـریانی مستمر و همیشگی است. در آغاز سور عنکبوت آمده است:
احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفـتنون؛
آیا مـردم گمان میکنند رها شده اند و همین که بگویند ایمان آورده ایم، آزمایش نمی شوند؟
تنها کسانی در این آزمون پیروز می شـوند کـه با پشتوان معرفت و محبت و تهذیب و تزکیه، از سنگلاخها و خطرگاهها عبور کنند؟ آنان که ربـنا الله گـفته و استقامت و شکیب پیشه سازند:
ان الذین قالوا ربنا الله ثـم استقاموا تتنزل عـلهم المـلائکه…
؛(فصلت / ۳)
چنین کسانی در خوف، جوع، نقص امـوال و انـفس و ثمرات و در بأساء و ضراء (همه صحنه های سخت و دشوار)، استوار خواهند ماند و سربلند و پیروز از مـیدان آزمـون بیرون خواهند آمد.
حضرت ابـاعبدالله الحـسین، در راه مکه بـه عـراق (کـربلا)، رمز و راز شکست در آزمونهای الهی را بیان کـرد و فـرمود:
الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون
؛ (فـرهنگ جـامع سخنان امام حسین ، ۱۳۷۹: ۳۹۹)
مردم بندگان دنیایند و دین تنها بـازیچ زبانهایشان، دین را تا آن گاه خـواهانند کـه معاش و دنیایشان فراخ و مهیا بـاشد و هـرگاه در آزمون و بلا قرار گیرند، دینداران اندک می شوند.
پس بازماندگان در آزمون، دنیاپرستان و خودمدارانند. آنـان کـه در گفتار دین را زیبا باز می گـویند و در هـنگام نـیاز به رفتار دین مـدارانه، نـاگهان از صحنه غایب می شـوند و «دین» را بـه دنیا می فروشند.
امام حسین، در توصیف یاران خویش، آنان را پیروزمند میدان آزمون می شناساند و حـتی مـی فرماید بر سرشان فریاد کشیدم و از خـود رانـدم (بیعتم را بـرداشتم) امـا آنـان مرا نکردند.
نافع بـن هلال – یار جوان اباعبدالله – می گوید: در شب عاشورا، امام از خیمه ها دور شد، وقتی او را دیدم، انگیز دور شدن از خـیمه هـا را پرسیدم و گفتم: یابن رسول الله، نزدیک شـدن شـما بـه لشـکرگاه دشـمن در این هنگام شب مـرا نـگران و هراسان ساخته است . امام فرمود: آمده ام تا پستی و بلندی اطراف خیمه ها را بررسی کنم تا مـبادا دشـمن از آنـجا مخفیانه دست به حمله بزند. آن گاه دسـتم را گـرفت و فـرمود: هـی والله ! وعـد لا خلف فیه، امشب ، همان شب میعاد است. شب موعود! شبی که در آن هیچ خلافی نیست! بعد امام، رشته کوههایی را که در پرتو مهتاب دیده می شد به من نشان داد و فـرمود: الا تسلک بین هذین الجبلین فری جوف اللیل و تنجو نفسک؛ ای نافع سر آن نداری که در این شب تاریک به این رشته کوهها پناهنده شوی و جان به در بری و خود را برهانی؟
نافع می گوید: به پای امام افـتادم و گـفتم: مادرم سوگوارم شود، من این شمشیر را به هزار درهم و اسبم را هم به هزار درهم خریدهام، به خدا سوگند هرگز از تو جدا نمی شوم تا آن که این شمشیر کند و شکسته و این اسب خـسته و نـاتوان شود.
پس از این گفت وگو امام به خیم خواهرش زینب بازگشت، من در بیرون خیمه نگاهبانی میکردم؛ شنیدم که زینب کبری به برادر گفت: برادر! آیا یارانـت را آزمـودهای و به شکیب و پایداریشان اطمنیان داری کـه فـردا ما را میان دشمن رها نکنند و در لحظه های خطر از تو دست برندارند؟ امام در پاسخ خواهر فرمود: اما والله لقد نهرتهم و بلوتهم و لیس فیهم الا الاشوس الاقعس یستأنسون بالمنیه دونـی اسـتیناس الطفل الی محالب (بلبن) امـه، آری بـه خدا سوگند بر سرشان فریاد کشیدم و از خویش راندم و آنان را آزمودم و جز دلاوران مرگ ناهراس و صخره های ستبر و استوار کوهستان نیافتم. آنان چنان به مرگ شیفته و عاشق اند که کودکان شیرخوار به سین مـادر. (مـقتل مقرم، ۱۳۹۲ ق: ۲۶۲ و فرهنگ جامع سخنان امام حسین: ۱۳۷۹: ۴۵۷)
یاران امام، آزمونهای گوناگونی را پیروزمندانه پشت سر نهادند؛ از آن جمله بود:
– محاصر کامل نظامی بدون توازن و تعادل نظامی
– تشنگی و گرسنگی شدید (سه روز دسترسی به آب بسیار مـشکل و دشـوار شد)
– تـهدید به کشتن زن و فرزند و ویران کردن خانه و قطع حقوق بیت المال
– تحقیر و تمسخر و استهزا (جنگ روانی)
– مرگ و کشته شـدن قطعی در بی رحمانه ترین شکل ممکن
صحاب پاکباز حسینی بی هـراس از این آزمـونها، بـی هیچ تزلزل و سستی ایستادند و فوز و فلاح حاصل این ایستادگی و استواریشان شد.
نکت قابل توجه آن است که این آزمـون تـنها در کربلا و شب عاشورا نبود، در هر منزلی و با هر رخدادی امام، یاران را می آزمود تا نـاصافها و نـاخالص هـا و سست رایان سرخویش گیرند و بازگردند و کربلایی زلال و خالص و پاک رقم بخورد.
آزمون امام هم فردی و هم گـروهی بود. وقتی خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی و عبدالله بن یقطر و قیس بـن مسهر صیداوی می رسـد، هـمه از جمله فرزندان عقیل – برادران مسلم – را به رفتن می خواند. وقتی خبر اسارت فرزند بشر بن عمرو می رسد، امام بلافاصله بشر را می خواند و بهای آزاد کردن فرزند را آماده میکند و از او می خواهد کـه برود و فرزندش را رهایی بخشد. در ذی حسم – یکی از منازل راه – و در عذیب الهجانات – منزل دیگر – راه گشود و دعوت به رفتن کرد و به گفت امام سجاد ، در هر منزلی قصه یحیی و شهادت او را باز گفت تا هرکس تزلزل و تـردیدی دارد بـرود و کربلا زلال و پاک و بی آلایش بماند. (اربعین الحسینیه، ۱۳۷۹ ش: ۲۲۲).
اما در هم این ابتلائات پیش از نبرد و ابتلائات و آزمونهای سخت ساعات نبرد، چون تشنگی، زخم، دیدن شهادت یاران و تمسخر و هلهله و شادمانی دشمنان، کوچک ترین تزلزل و فتوری در رفتار یاران دیده نـشد و هـمگان «فائز» آزمونهای بزرگترین آزمونگاه تاریخ شدند.
معرفت و بصیرت مدار
فهم عمیق و شناخت همه سونگران حق، تردیدها، تزلزلها، حیرتها و وسوسه ها را فرو می شکند و انسان را در گذار از عقبه ها و دامچاله هـا، تـوان و استواری می بخشد.
یاران حسین، می دانستند چرا آمده اند، با که آمده اند، چه باید بکنند و فرجام این راه چه می شود. آنان خداشناس، خودشناس، راهشناس، امام شناس، دشمن شناس و بیراهه شناس بودند و بـا هـمین «شـناخت» در محاصره و عطش و شمشیر و تیر مـاندند و بـر آرمـان و ایمان خویش پای فشردند.
در شب عاشورا وقتی امام فردای تیغ و تیر و مرگ را ترسیم کرد و همه را به رفتن خواند، جانهای بصیر و روشن، یکـدل و هـمراه و هـمزبان گفتند: انا علی نیاتنا و بصائرنا (آینه داران آفـتاب، ۱۳۸۷، ج۱: ۶۵). و همین بصیرت و روشن نگری و تلفیق نیت (انگیز قوی) و بصیرت (ژرف بینی)، آنان را در هولناک ترین لحظه ها و صحنه ها نگاه داشـت.
امـیر مـؤمنان علی، کاراترین سلاح در هنگام هجوم شیطان را بصیرت می داند:
الا و ان الشـیطان قد جمع حزبه و استجلب خیله و رجله و ان معی لبصیرتی؛
(نهج البلاغه ، ۱۳۸۰: ۱۴)
آگاه باشید که شیطان سواره و پیادهاش را فرا خوانده و تاختن آغـاز کـرده امـا بصیرت من با من است (همین شیطان را در هم خواهد شکست).
حـضرت، در خـطب ۱۵۰ نهج البلاغه انسانها را به دو گروه تقسیم میکند؛ گروهی که شمشیرشان بر بصیرتشان حکومت میکند: حملوا اسـیافهم عـلی بـصائرهم، یعنی وقتی شمشیر (نماد و قدرت ) در دست دارند، چشم بر «حقیقت» می بـندند و خـودبین و اکـنوننگر و بی تدبیر و بی رحم می شوند و گروه دوم آنان که شمشیر (قدرت و موقعیت)، تدبیرشان را نـمی شـکند و بـر آن پرده نمی افکند: حملوا بصائرهم علی اسیافهم
(همان: ۱۴۶ ).
نکت مهم این است که اگـر این مـعرفت و بصیرت نباشد، هرچند شخص عابد، زاهد، قاری قرآن و شب زنده دار باشد، همچون خـوارج بـازیچه و ابـزار دست بیدادگران و سیاست بازان خواهد شد و فرجام او همان خواهد شد که پیامبر پیش بـینی کـرده بود:
یخرج فیکم قوم تحقرون صلاتکم مع صلاتهم وصیامکم مع صیامهم واعمالکم مـع اعـمالهم یقـرؤون القرآن ولایجاوز حناجرهم یمرقون من الدین مروق السهم من الرمیه
؛ (صحیح بخاری ، ۲۰۰۸: ۵۹۱ )
در میان شما گروهی پدیدار میآیند کـه نـماز و روز خود را در برابر نماز و روز آنان و اعمالتان را در مقابل اعمال آنها ناچیز و اندک می شـمارید؛ قـرآن مـی خوانند و این خواندن از حد گلویشان فراتر نمی رود و همچون تیری که از کمان برون آید، از دین بیرون می روند.
آنـان کـه در مـقابل حسین صف آرایی کردند اهل نماز و قرآن بودند؛ هم زمان در اردوگاه عمر سـعد صـدای اذان برمی خاست و حتی ادعای شمر در هنگام برپایی نماز ظهر عاشورا – خطاب به حبیب بن مظاهر این بـود کـه نماز شما پذیرفته نیست نماز ما مقبول است!
این آموز بزرگ عاشوراست کـه دین مـداری باید بر محور فهم و معرفت و بصیرت ژرف بـاشد و صـرف عـبادت، بدون شناخت اینکه در کدام جبهه و با چـه کـسی هستی ارجمند و ستودنی نیست.
وقتی امیر مؤمنان علی، سفیر خود ابن عباس را بـرای مـذاکره با خوارج فرستاد، ابن عـباس شـگفت زده از عبادت و سـاده زیستی و سـلوک آنـان – این گونه نزد علی گزارش داد:
لهم جـباه قـرحه لطول السجود و اید کثفنات الابل و علیهم قمص مرحضه و هم مشمرون
؛ (العقد الفرید، ۱۴۰۸ ق، ج ۲: ۱۳۵)
سجده های طولانی، پیشـانی هـایشان را پینه بسته کرده و دست هایشان چـون زانوی شتران از کثرت سـجده و بـر خاک افتادن، چین خورده اسـت؛ لبـاسهایشان کهنه و ساده و رنگ باخته است. آنان را در اجرای خواسته هایشان مصمم و کمربسته یافتم.
فـقدان مـعرفت و بصیرت که نتیجه بی مـطالعگی، فـقر تـأمل و همه سونگری و ره آورد تـکیه محض بر احساسات و عـواطف و ظـواهر است، جز بازی در میدان دشمن و مصادر خویش به نفع ستم، نتیجه ای ندارد.
عزت مند و ذلت ناپذیر
از آموزه های مهم دینی، پرهیز از زبـونی و ذلت و حـفظ عزت و کـرامت انـسانی اسـت.
انسان مؤمن عزت مـند است:
ولله العزه ولرسوله وللمؤمنین
؛ (منافقون/ ۸) عزت از آن خدا، رسول و مؤمنان است .
امام عاشورا فرمود:
الا و ان الدعـی بن الدعـی قد رکزنی بین الاٍنتین بین السله والذله و ما اخذ الدنیه ابـی الله ذلک و رسـوله و جـدود طابت وطـهرت؛
(بحارالانوار، ۱۴۰۴ ق، ج ۴۵: ۹)
آگاه بـاشید نـاپاک دامن فرزند ناپاک دامن مرا میان دو امر مخیر کرده است. میان شمشیر (مرگ) و ذلت؛ آری ذلت از ما دور است. خـداوند و پیامـبر او و دامـن های پاک و مطهری که ما را پرورده اند هرگز چـنین نـمی پذیرنـد و گـردن نـمی نـهند.
معلوم است که باورمندان و صحاب چنین امامی که عارفانه و عاشقانه او را همراه شدند هرگز تن به ذلت و خواری نخواهند سپرد.
خاستگاه ذلت پذیری، دنیاطلبی است؛ آرزومندان و آزمندان دنیا به سبب اسـارت در زنجیر هواها و خواسته ها، ارج و آبروی خویش را به سادگی زیر پا خواهند گذاشت و به بهای رسیدن به آرزوها و تمنیات، زیستن پست و ذلیلانه را گردن می نهند. امیر مؤمنان علی سرچشم ذلت و حقارت نفس را نفاق و دورویی درونـی مـی داند:
نفاق المرء من ذل یجده فی نفسه.
(غررالحکم و دررالحکم، ۱۴۰۷ ش: ۲۹۸)
انسان ذلیل و خودخوارکرده دچار چند ویژگی خواهد شد:
۱. خطرناک و شرور خواهد شد. امام هادی می فرماید:
من هانت علیه نفسه فلا تأمن شـره
؛ (اصـول کافی، ۱۳۸۸، ج ۲: ۳۱۲)
آنکه خود را خوار و ذلیل بداند (بسازد) از شرش ایمن مباش. همان گونه که بندگان زر و تشنگان قدرت و ثروت در کربلا از هیچ زشتی و پلیدی پروا نداشتند.
۲. به او امید خیر و رحـم و مـحبت نمی توان داشت. امیر مـؤمنان عـلی می فرماید:
من هانت علیه نفسه فلاترج خیره
؛ (غررالحکم و دررالحکم، ۱۴۰۷ ش، ج ۳: ۲۳۷ )
از جان تاریک از ذلت و خواری، نوری نمی تراود و خیری نمی جوشد. ۴۵ یاران وفادار و جان نثار اباعبدالله بـارها در مـعرض تطمیع و تهدید دشمن بـودند امـا هرگز تن به رفاه و عافیت زیر سایه خواری و ذلت نسپردند. آنان عزیز و سربلند، رها از کشش ها و جاذبه های فریبناک، به استقبال تیغ و تیر و زخم و عطش و طعنه و تمسخر رفتند اما عزت خویش را پاس داشـتند. آنـان شاگردان امامی بودند که در
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.