توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مدرنیسم و همجنس گرایی؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل مدرنیسم و همجنس گرایی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 80 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل مدرنیسم و همجنس گرایی:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل مدرنیسم و همجنس گرایی آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل مدرنیسم و همجنس گرایی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مدرنیسم و همجنس گرایی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل مدرنیسم و همجنس گرایی، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مدرنیسم و همجنس گرایی :
همجنسگرایی
موضوع جنسیت یکی از نمودهای مهم و عمده مدرنیته است. موضوع جنسیت و سکس، از آنجا که تبلور کامل فردگرایی مورد ترویج جوامع مدرن و بخصوص غربی است، یکی از عوامل عمده و محوری تفکیک و تقابل هرچه بیشتر دو جبهه اخلاق/ مذهب و مدرنیسم/ سکولاریسم است. توسعه توجه جهانی به همجنس گرایی، مسائل حقوقی این امر، قائل شدن جنبه حقوق بشری برای گزینش و زیستن «مدل جنسی» توسط افراد، تلاش برای رسمیت بخشیدن به چندگانه بودن گونه های ارتباط جنسی تحت عنوان «مدل های جنسی»، و بسیاری مسائل دیگر، از جمله نمودهای جنسی گسترش شکاف میان اخلاق و اجتماع به عنوان بخشی از فرآیند مدرنیسم است.
یکی از حوزه های جدی قابل بررسی در بحث غرب و همجنس گرایی، وجه علمی مدرنیسم است که از قرن شروع به توسعه نمود و به تدریج تمامی شئون زندگی اجتماعی و فردی غرب را تحت تأثیر قرار داد. توسعه علمی و نفوذ تجربه گرایی experimentalism)) و عینیت گرایی (objectivism) در علوم اجتماعی، نشانگر اهمیت نگاه علمی و تخصصی به زندگی بشر، در مقابل نگاه های ارزشی است. این سیر تاریخی، بشر و دانش او از امور را هرچه بیشتر در مرکز تعاملات اجتماعی و سیاسی قرار داده و دیدگاه های الوهی و اخلاقی را از اعتبار ساقط کرد. به این ترتیب، باید گفت توسعه علمی و افول مذهب در جامعه مدرن دو حرکت موازی هستند. در این مقاله به بررسی نظریات مطرح در علوم انسانی و اجتماعی، روند رنگ باختن سیستم اخلاق و مذهب، و نتایج مقایسه های تاریخی به منظور شناخت ارتباط مدرنیسم و توسعه همجنس گرایی در غرب پرداخته می شود.
اخلاق زدایی؛ جلوه ای از مدرنیسم
در نظر آن دسته از جامعه شناسان که طبق توصیه امیل دورکیم (Emile Durkheim) خود را «جامعه شناس اخلاق» (ethic socialogist) می دانند، اخلاق زدایی از جامعه نتیجه مستقیم و بخشی از پروژه مدرنیسم (modernism) بوده است. تابوزدایی از مسائل اخلاقی، نتیجه جایگزینی «تخصص» و «قانون» به جای اخلاق به عنوان نهاد مسئول ایجاد انسجام اجتماعی است.
به اعتقاد این دسته از جامعه شناسان، رنگ باختن اخلاق، از منظری دیگر، محصول رخت بربستن مذهب از معادلات رسمی جامعه مدرن است. این در حالی است که سایر شئونات اجتماعی مدرن هرچه بیشتر تخصصی می شوند. در چنین جامعه ای، گرایشات اخلاقی افراد ماهیت احساسی می یابد، زیرا مذهب به عنوان خاستگاه و منبع اصلی ترویج اخلاق، دیگر از اعتبار رسمی چندانی برخوردار نبوده و قوانین اخلاقی در آن الزام آور و منبع قانون گذاری نیست. در چنین جامعه ای، در بهترین حالت، اخلاق تنها به عنوان یکی از «سلائق» موجود در کنار هزاران سلیقه ممکن دیگر به رسمیت شناخته شده و مورد توجه قرار می گیرد.
روشنفکری، مدرنیسم و توسعه همجنس گرایی
در بررسی جنبه های نظری مدرنیسم و نقش آن در توسعه همجنس گرایی، قبل از هرچیز لازم است به تقسیم بندی موجود از این دیدگاه ها به پارادایم «جبرگرا» (essentialist) و پارادایم «برساخته های اجتماعی»(Social Construction Theory) اشاره شود.
مطالعات اولیه دوره مدرن بر همجنس گرایی صرفاً جنبه توصیفی داشته و مشاهدات انجام شده درخصوص همجنس گرایی در جوامع مختلف را بدون نگاه تحلیلی ارائه می کردند. مشاهدات همجنس گرایانه در این دوره شامل جوامع بدوی بومیان آمریکا، مطالعه همجنس گرایان عصر باستان، و تلاش برای دسته بندی این مشاهدات بود.
این بررسی ها همجنس گرایی را مقوله ای می دانستند که در سرتاسر جهان و در تمامی فرهنگ و ادوار تاریخی یکسان بوده و از قابلیت چندانی برای تحلیل برخوردار نبودند. با توسعه مطالعات مردم شناسانه موسوم به «مردگرایی» (Masculinism) این بررسی ها توسعه یافت و علاوه بر بررسی های سابق، به تفاوت های اندک میان همجنس گرایان در جوامع مختلف اشاره کرده و تدریجاً دیدگاه رایج از سکسوالیته «نرمال» و «آنرمال» را زیر سؤال برد. این شیوه بررسی سکسوالیته به دلیل آنکه همجنس گرایی (homosexuality) و دگرجنس گرایی (heterosexality) را دو تقسیم بندی عمومی و جهانشمول می دانستند، به نظریه های «جبرگرا» موسوم شدند.
در مقابل دیدگاه رایج و یکه تاز جبرگرا که برای مدت زیادی بر مطالعات سکسوالیته و همجنس گرایی مستولی بود، به تدریج نظریه های موسوم به برساخته های اجتماعی نضج گرفتند. این سری نظریه هاکه با فمینیسم (feminism) آغاز شد، در نوع خود یک انقلاب محسوب می شد؛ چراکه برای اولین بار سکسوالیته را مقوله ای تاریخی خواند.
این بدان معناست که، همچون همه امور تاریخی دیگر و تعبیرات و نرم های جنسیتی در معرض تغییر، تمامی پیش فرض هاو شیوه های «جهانشمول» (universal) سکسوالیته انکار شدنی اند. مدل های جنسی، همجنس گرایی، هویت همجنس گرایان، کشش جنسی، و سایر مقولاتی که زمانی حقایقی مطلق تلقی می شدند، به این ترتیب اموری نسبی و در ارتباط با جامعه و تاریخ شناخته می شوند. پیرو گسترش این افق دید، باب جدیدی در معنا، نمادگرایی و روابط قدرت گشوده شد و ابزارهای مفهومی برای در آغوش کشیدن تغییرات سکسوالیته در غرب مهیا گشت.
مدل های جنسی؛ برساخته های اجتماعی
نظریه های موسوم به «نظریه های برساختگی اجتماعی» به طور وصف ناپذیری توسعه خود را موهون نظریه «برساخته» (construction) میشل فوکو، نظریه پرداز مدرن فرانسوی، هستند. فیلسوف فمینیست، سالی هسلانگر (Sally Haslanger)، برساخته را چیزی می داند که «محصول دانسته یا نادانسته فعل اجتماعی است». بنابراین تعریف، تمامی تقسیم بندی ها، سنن، دیدگاه ها، رتبه بندی ها، و ارزش گذاری های اخلاقی ما محصول قراردادهای قابل تغییر اجتماعی هستند که طی دوره های تاریخی مختلف بوده و لذا قابل تغییر، دست کاری، و جایگزینی هستند.
با اتکاء بر این نظریه، برساختگی اجتماعی بر آن است تا تعاریف موجود از مدل جنسی برتر و بدتر را واسازی کرده و دوگانه همجنس گرا/ دگرجنس گرا را در جامعه غرب به چالش بکشد. برخلاف نظریه های جبرگرا، این نظریه ها قصد دارند تا جنبه ارادی برای همجنس گرایی در نظر گرفته و لذا به آن معنا، انگیزه، عمق، و هویت ارادی بخشند.
برساختگی مدعی آن است که تنها یکی از «لنز» های هزارگانه ای را فراهم می کند که از ورای آن می توان همجنس گرایی را طور دیگری دید و آن را نفی نکرد. این دیدگاه، دوگانه همجنس گرا/ دگرجنس گرای تمدن غرب را به پیروی از فوکو «افسانه» (myth) خوانده و در صدد ارائه افسانه خود از مدل های جنسی است که در آن همجنس گرایی دیگر یکی از اقلیت های جنسی نیست.
برساختگی از طریق ارائه یک مدل شناخت که شناخت صحیح و قطعی از سکسوالیته را به دلیل موقعیت مندی (situationality) و تاریخی بودن سکسوالیته زیر سؤال می برد، امیدوار است این امکان را فراهم کند که کنترل هرچه کمتری بر سکسوالیته میسر شود و انتخاب های بیشتری به عنوان انتخاب «قابل قبول» مجال بروز پیدا کنند.
به علاوه، این رویکرد شناختی با برشمردن ساختارهای مختلف اجتماعی و فرهنگی که بستر مدل های جنسی متنوع را فراهم می کند، در حقیقت امکان ساختارشکنی به منظور تبیین و توضیح، و لذا بازسازی ساختار یا ارائه راهکارهای جدید را به نفع چندگانگی و واگرایی فراهم می نماید.
نظریه های برساخته اجتماعی
فمینیسم
فمینیسم در توسعه نظریه هایی که در پارادایم «برساخته های اجتماعی» می گنجند، نقش بی بدیلی دارد. این نظریات قایل به نسبیت فرهنگی (cultural relativism) بوده و پدیده هایی همچون همجنس گرایی را زاییده شرایط عدیده اجتماعی و فرهنگی جوامع در ادوار تاریخی می دانستند. به این ترتیب، همجنس گرایی نه یک پدیده ثابت و یکسان، که پدیده ای نسبی، تاریخی و فرهنگی معرفی شد.
فمینیست هایی همچون گایل روبین (Gayle Rubin)، آدریان ریچ (Adrienne Rich)، اولین بلک وود (Evelyn Blackwood)، و استر نیوتن (Ester Newton) در دهه به بحث در این زمینه پرداختند که تفاوت های سکسوالیته (مدل های جنسی) ریشه در تفاوت های اجتماعی نقش های جنسی دارد، نه در تفاوت حتمی زن و مرد. در نظر این دسته، «نابرابری» جنسیتی نه حاصل تفاوت های طبیعی دو جنس، که حاصل ساختارهای اجتماعی مترتب بر دو جنس یا همان «سیستم های جنسی» است.
در نظر روبین، «هویت جنسی»(sexual identity) و «جنسیت» دو مقوله مجزا از هم اند و لذا تئوری های مجزا از هم را می طلبند. وی با ارجاع به نظرات مارکس، فروید، و لوی استراوس اینطور استدلال کرد که «ازدواج» شیوه ایست که به مردان برای تسلط بر زنان حقوقی ارائه می کند که زن را در جایگاه «کالا» یا «ابزار» تولید تنزل می دهد.
ریچ در انتقاد به مطالعات مردگرایان (masculinist) که زنان را در مطالعات خود نمی گنجاندند به این دلیل که همجنس گرایی زنان (lesbianism) را قابل شناسایی از همجنس گرایی مردان (gayship) نمی دانستند، عنوان داشت که همجنس گرایی زنان قابل قیاس با همجنس گرایی مردان نیست.
در نظر وی، دگرجنس گرایی وسیله ای برای مردان بود تا بتوانند تسلط خود بر زنان را تداوم بخشند. همچنین، وی معتقد بود ازدواج کودکان، نفقه، مهریه، پرده حایل میان زنان و مردان (در جوامع اسلامی)، سقط جنین دختران در برخی جوامع، همگی گونه های اجتماعی برای تداوم بخشیدن دگرجنس گرایی است. در مقابل این روند کنترل گر و غیرحقیقی، برقراری رابطه جنسی میان زن- زن می تواند یک شیوه مقاومتی برای واسازی ساختارهای موجود باشد. در نقد این دیدگاه، ان فرگوسن (Anne Ferguson) معتقد است به این ترتیب، همجنس گرایی زنان تنها برای مقاومت است نه انتخاب شخصی زنان برای ارتباط جنسی.
بلک وود با اشاره به تفاوت ساختارهای جنسیتی زنان و مردان در جوامع مختلف این طور استدلال می کرد که همجنس گرایی زنان و مردان نیز با یکدیگر قابل مقایسه نیستند. وی همجنس گرایی زنان و مردان را محصول شرایط اجتماعی و فرهنگی جوامع مختلف می دانست که لزوماً یکسان نیستند. برای مثال، از «خواهران چین» و «سمن» های پاپوا گینه نو یاد می کند که در نتیجه شرایط اجتماعی و اقتصادی متفاوتی به همجنس گرایی روی آورده بودند؛ شرایطی که برای جنس مخالف در همان جوامع موجود نبود.
نیوتن با ارائه تحلیل های اقتصاد سیاسی همجنس گرایی در دهه میلادی و تبیین تأثیر این شرایط بر طبقات مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، این طور نتیجه گیری می کند که اگر چیزی به نام مدل جنسی «غلط» در نتیجه این شرایط اکتسابی- قابل تغییر- قلمداد می شود، آنگاه می توان گفت چیزی به نام مدل جنسی «صحیح» هم می تواند اکتسابی و محصول شرایط – و لذا قابل بازنگری- تلقی شود.
روشنفکری فرانسوی (French intellectualism)
همان طور که در دیدگاه های سایر نظریات مشاهده می شود، روشنفکری فرانسوی تا حد زیادی مرهون نظریات میشل فوکو (Michael Foucault)، فیلسوف و جامعه شناس مدرن فرانسوی است. نظریه برساخته فوکو یکی از نظریه های مطرح در پارادایم «برساخته های اجتماعی» است و می توان گفت این پارادایم نام خود را از نظریه فوکو وام گرفته است. ایده های او به فمینیسم این امکان را داد تا روابط جنسی «نرمال» و «منحرف» را یک میزان مقولاتی تاریخی و «موقعیت مند»، لذا قابل تغییر بدانند. این بدان معناست که این دوگانه نرمال/ منحرف غیرجهانشمول هستند؛ چراکه هر دو «برساخته»اند.
فوکو در توضیح شکل گیری تاریخی همجنس گرایی می گوید: «همجنس گرایی زمانی به عنوان یکی از مدل های جنسی متولد شد که از یک عمل لواط به حالتی از دوجنسی بودگی و تغییر جنسیتی درونی تغییر یافت. لواط یک انحراف گذرا بود، اما همجنس گرایی برای خود یک گونه است. »
جامعه شناسی
مری مکینتاش (Mary McIntosh)، جامعه شناس همجنس گرایی در دهه انگلستان، در رد نگاه کلینیکی و درمانی به همجنس گرایی، همجنس گرایی را نه یک «وضعیت» مثل بیماری، که «ایفای یک نقش اجتماعی» نامید. وی رابطه جنسی را امری سیال دانست که نمی تواند محدود به دوگانه همجنس گرایی/ دگرجنس گرای بماند. وی برای اولین بار در علم جامعه شناسی، همجنس گرایی را امری تاریخی و لذا موقعیت مند و غیرجهانشمول معرفی کرد.
تاریخ
جفری ویکز (Jeffery Weeks)، مورخ سکسوالیته انگلیسی، با اقتباس از نظرات مکینتاش، میان همجنس گرایی به عنوان یک رفتار و همجنس گرایی به عنوان یک هویت تفکیک قائل شد؛ چرا که به اعتقاد وی، رفتار یا عمل همجنس گرایی در طول زمان و با تغییر شرایط یکسان است، اما هویت، تابع پیرنگ های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی است.
سایر نظریات مدرنیسم
س
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.