توضیحات
فایل پاورپوینت کامل در آمدی بر مفاهیم اجتماعی در قرآن کریم؛ ۱- آزادی؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل در آمدی بر مفاهیم اجتماعی در قرآن کریم؛ ۱- آزادی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل در آمدی بر مفاهیم اجتماعی در قرآن کریم؛ ۱- آزادی را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل در آمدی بر مفاهیم اجتماعی در قرآن کریم؛ ۱- آزادی با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل در آمدی بر مفاهیم اجتماعی در قرآن کریم؛ ۱- آزادی با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل در آمدی بر مفاهیم اجتماعی در قرآن کریم؛ ۱- آزادی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل در آمدی بر مفاهیم اجتماعی در قرآن کریم؛ ۱- آزادی را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل در آمدی بر مفاهیم اجتماعی در قرآن کریم؛ ۱- آزادی :
قرآن کریم دریایی عمیق، موّاج و سرشار از دُرّ و گوهرهای دست یافتنی است، از آن جهت که هر کسی به فراخور حالش می تواند، از آن بهره مند شود، «فسنیسره للیسری» نامیده شده است. ولی تا به حال اندکی از این گوهرهای ناب به دست انسانها رسیده است، خصیصه دیگر قرآن کریم وزانت و سنگینی استدلالهای آن می باشد تا جایی که به عنوان قول ثقیل «سنلقی علیک قولاً ثقیلاَ» خوانده شده است، اما چرا با وجود آسانی فهم و برخورداری از استدلالهای محکم و غیر قابل خدشه آن، تعداد محدودی از این مائده آسمانی بهره مند شده اند؟ زیرا شرط اساسی فهم، درک و دستیابی به قرآن کریم «لایمسه الا المطهرون» می باشد، بنابراین تا مسلمانان نتوانند چهره دل را، با آب پاکی و صفا بشویند، نمی توانند غبار مهجوریت از چهره این گوهر آسمانی بزدایند و به معانی بلند و نورانی آن دست یابند و از گوهرهای نهفته در آن بهره گیرند.
هر زمانی که بحث قرآن کریم به میان می آید این سؤال در ذهن آدمی نقش می بندد که آیا قرآن مجید که دارای بطن های زیادی است، فقط به توحید و آخرت توجه داشته و یا اینکه به مسائل حکومتی، اجتماعی، حقوقی و . . . هم پرداخته و اگر به این مسائل هم توجه نموده تا چه اندازه آن را بسط و گسترش داده است؟! برای پاسخگویی به این سؤال درصدد برآمدیم بخشی از مسائل اجتماعی را با کمک صاحبنظران از قرآن استخراج نموده و مورد استفاده قرار دهیم.
آزادی مقوله ای است بس ارجمند، که انسان مشتاق در راه کسب آن تلاش، پیکار و مبارزات زیادی نموده است. توده های مردم در طول تاریخ طعم تلخ انواع ظلم ها و ستم ها را چشیده اند، و بدین دلیل همیشه در آرزوی آزادی و رهایی بوده و همواره ظهور منجی رهایی بخش مسیحایی را انتظار می کشیده اند. در دنیای امروز، آزادی نه تنها یک آرمان ارزشمند به شمار می رود، بلکه در بسیاری از
کشورهای جهان به یک ارزش بی بدیل تبدیل گردیده، به گونه ای که معیار بسیاری از قضاوتها و داوریهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قرار می گیرد. از این رو، شایسته است، این بحث از منظر اسلام و قرآن کریم نیز مطرح و بررسی شود. البته، تبیین دیدگاه اسلام در این زمینه کار صعب و دشواری است که نیازمند مباحثات علمی گسترده میان دانشمندان و اسلام شناسان محترم می باشد. این مقاله فقط بحث آزادی اجتماعی از دیدگاه اسلام و قرآن را طرح می کند تا صاحبنظران ارجمند برای تبیین بیشتر آن وارد بحث و گفتگو شوند.
لازم به یادآوری است که آزادی در رشته های مختلف مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. که در هر کدام از این رشته ها بعد خاصی از آن مورد توجه قرار گرفته است، البته نباید وجوه این مباحث را با هم خلط و اشتباه نمود. به عنوان مثال، در فلسفه راجع به آزادی و اختیار انسان بحث می شود؛ تعدادی از فلاسفه معتقدند که انسان در کارهای خود اراده و اختیاری ندارد، در حالی که عده ای دیگر برآنند که انسان دارای اختیار و اراده است. این بحث فلسفی در واقع به اراده و اختیار تکوینی مربوط می شود. به همین ترتیب در فقه، حقوق، جامعه شناسی و علوم سیاسی نیز به تناسب، آزادی بحث و گفتگو می شود.
علیرغم آنکه این واژه در چند قرن اخیر در مجامع روشنفکری به وفور مطرح شده و مورد بحث قرار گرفته، ولی هنوز از ابهام زیادی رنج می برد. حتی نزاع بر سر مفهوم و معنی این واژه حل نشده و قلمرو مفهومی آن روشن نگردیده است. هر نحله ای بر اساس باورها و جهان بینی خاص خود آن را تعریف می نماید و تاکنون تعریفی که برای همگان قابل قبول باشد، ارائه نشده است. تعاریف آنقدر متعدد و پراکنده اند که برخی حدود دویست تعریف برای این مفهوم نوشته اند. از این رو، لازم است، قبل از هر مطلب دیگری اندکی راجع به معنی و مفهوم «آزادی» بحث شود، تا موضوع بحث تا حدی روشن گردد.
«آزادی» در لغت به معنی رها بودن از قید، مانع و فشار است. اما در مباحث اجتماعی وقتی از «آزادی» سخن به میان می آید هرگز مطلق «آزادی» مراد نیست، زیرا لازمه فرهنگ و زندگی اجتماعی، وجود ارزشها، هنجارها، قوانین مدنی و اجتماعی است. هنجارها و قوانین اجتماعی همیشه خواستها و رفتارهای افراد جامعه را قاعده مند و محدود می کند. بنابراین، تعاریفی که هنجارها و قواعد اجتماعی را در مفهوم آزادی مورد لحاظ قرار نمی دهند، بیشتر به آزادی فلسفی، اختیار و اراده تکوینی فرد اشاره دارند. هابز می نویسد: «انسان آزاد، کسی است که در اموری که می تواند با تکیه بر قدرت و دانش خود، عملی انجام دهد بدون آنکه مواجه با مانعی باشد، آنچه را که می خواهد انجام دهد.» برخی از نویسندگان مهم ترین تعاریف آزادی را چنین ذکر کرده اند:
۱)فقدان فشار خارجی، یعنی موانع فیزیکی و قانونی برای انجام کاری وجود نداشته باشد.
۲)انجام دادن کار برای آن شخص ممکن باشد، مثلاً در باره انسانی که توان تهیه مایحتاج زندگی روزمره خود را ندارد، نمی توان ادعا کرد که در خرید ماشین بنز مدل بالا، آزاد است.
۳) آزادی برای انجام کارهای درست و ارزشی، معنا پیدا می کند، آزادی آن نیست که انسان برای انجام هر کاری آزاد باشد. «تی.اچ. گرین» آزادی را چنین تعریف می کند: «قدرت یا استعداد ایجابی برای انجام دادن یا برخورداری از چیزی که ارزش انجام دادن یا برخورداری را داشته باشد.»
۴)«آزادی» تنها به معنای عدم موانع بیرونی نیست، بلکه مسائل روانی را نیز در برمی گیرد، به طوری که فرد علاوه بر مسائل بیرونی از لحاظ روانی نیز نباید تحت فشار باشد. بنابراین آزادی در اجتماع، زمانی فراهم می آید که اولاً: انسان، تحت اجبار فیزیکی نباشد؛ ثانیاً: فشار روانی ای که فرد را تحت تأثیر قرا دهد، وجود نداشته باشد؛ ثالثاً: قوانین دست و پاگیر برای انجام کارهایی که شایسته انسان است، وجود نداشته باشد؛ رابعاً: امکانات مادی و غیر مادی، برای انجام عمل نیز وجود داشته باشد. مثلاً نمی توان گفت که همه ثروتمندان و فقرا برای خرید ویلاهای گرانقیمت نواحی شهر آزادند، چون از همان اول برای همگان معلوم است که فقرا نمی توانند اقدام به خرید املاک گرانقیمت نمایند.
آزادی بر دو گونه است: آزادی مثبت و آزادی منفی. آزادی مثبت به مشارکت در فرآیند تصمیم گیری گروهی اشاره دارد، و معمولاً به صورت مضاف یعنی «آزادیِ . . . .» به کار برده می شود. برخی از موارد مهم آن عبارتند از: آزادی جابجایی و سکونت، آزادی اندیشه، آزادی مذهب، آزادی اجتماعات و انجمنهای صلح آمیز، آزادی بیان، آزادی مشارکت در حکومت، آزادی مالکیت خصوصی، آزادی کار و آزادی تعلیم و تعلم. در حالی که مقصود از آزادی منفی، رهایی از فشارهای دولت و جامعه می باشد. این آزادی به صورت «آزادی از . . . » به کار می رود. که موارد عمده آن عبارتند از: آزادی از انواع تبعیض ها (نژادی، سیاسی، مذهبی و . . .)، آزادی از بردگی و کار اجباری، آزادی از شکنجه و ظلم، آزادی از دستگیری، بازداشت و تبعید دلخواهانه، آزادی از مداخله در امور خصوصی و آزادی از تعقیب دلخواهانه. اینها مواردی هستند که در ارتباط با دولت ودین مطرح می شود. البته وقتی سخن از آزادی اجتماعی به میان می آید موارد بسیار زیادی مطرح می شود که رنگ و بوی سیاسی هم ندارد.
بحث از آزادی، مستلزم بیان موانع آن است. زیرا آزادی به معنای رهایی از موانع عمل و رفتار است. بنابراین تا موانع روشن نگردد، فرایند آزادی نیز مشخص نمی گردد و برای شناخت موانع آزادی هم باید ابتداءً هدف از آزادی مشخص گردد. به طور کلی انسانها، آزادی را برای رسیدن به سعادت و کامروا شدن دنبال می کنند. اما از آنجا که خواستگاه آنها در معنای سعادت متفاوت است، معنای آزادی نیز نزد آنها متغایر می گردد. و از آن جهت که اختلاف در معنای سعادت، ریشه در مبانی انسان شناختی دارد، بنابراین لازم است در رابطه با شناخت اهداف آزادی، مبانی انسان شناختی نیز مطرح گردد. البته این مقدمات تنها در حد اشاره طرح می گردد تا راه منطقی بحث بازگردد، ولی خوانندگان ارجمند برای تفصیل مباحث به منابع بیشتری باید رجوع کنند. لذا برخی از مبانی انسان شناختی و معرفت شناختی اسلام که به بحث آزادی مربوط می شود، به اختصار، مطرح می گردد که عبارتند از:
انسان موجودی صرفاً مادی نیست، بلکه ترکیبی از بدن و روح الهی است.
انسان از کرامت و احترام بسیار زیاد برخوردار است، که این کرامت به بعد انسانی او مربوط می شود.
حیات انسان به این دنیا محدود نمی شود، بلکه جهان دیگری وجود دارد که پس از این جهان می آید و بسی وسیعتر و ماندگارتر از این جهان است.
انسان بخشی از نیازهای خود را می تواند تشخیص دهد. ولی قادر به تشخیص بسیاری از نیازمندیهای واقعی خود و راههای تأمین آنها نمی باشد. این موارد را تنها آفریدگار دانا و توانا می تواند تشخیص دهد.
خداوند راه درست زندگی را توسط پیامبران به مردم نشان داده است.
بنابراین با توجه به مبانی انسان شناختی فوق، معلوم می گردد که در مکتب اسلام، انسان مرکب از جسم و جان بوده که جسمش خاکی و روحش الهی است، لذا انسان باید به پرورش روح و جان خود بپردازد و برای کمال پرورش روح، رضایت و قرب الهی را کسب نماید. هر چند انسان در مکتب اسلام می تواند برخی از موارد سعادت و فلاح خود را تشخیص دهد، ولی جهت گیری عمده و موارد اساسی آن را تنها خالق هستی که بر همه امور آگاه است به انسان نشان می دهد. اما در تمدن غربی انسان موجودی دنیوی است. لذا بهره مندی از امکانات و به حداکثر رساندن لذات مادی جزء مهمترین برنامه های آنها می باشد. بنابراین، اگر چه موارد زیادی از آزادی، مورد توافق اسلام و دنیای غرب می باشد، ولی روح و جهت گیری اصلی آن در این دو مکتب تفاوت اساسی دارد. در این مکتب آزادی را دین مشخص می کند که انسان در کجا و در چه کارهایی آزاد است؛ در حالی که در غرب، انسان در هر کاری که منافی آزادی دیگران نباشد آزاد است. به عنوان مثال «رالز» نظریه پرداز مهم عدالت و آزادی در غرب معتقد است که «آزادی فقط می تواند به خاطر خود آزادی محدود شود.» و «تی.ام. اسکنلون» اظهار می دارد: «آزادی های اساسی ممکن است فقط موقعی محدود شود، که روشهای استدلالی که قابل قبول برای همگان باشد، روشن سازد که آزادی های نامحدود به نتایجی می انجامد که به اجماع عام، برای همه زیانبار است.»اما شهید مطهری می فرماید: «علاوه بر آزادی ها و حقوق دیگران، مصالح عالیه خود فرد نیز می تواند آزادی او را محدود کند.» بنابراین «برخلاف تصور بسیاری از فلاسفه غرب، آن چیزی که مبنا و اساس حق و آزادی و لزوم رعایت و احترام آن می گردد، میل هوی و اراده فرد نیست ، بلکه استعدادی است که آفرینش برای سیر مدارج ترقی و تکامل به وی داده است. اراده بشر تا آنجا محترم است که با استعدادهای عالی و مقدسی که در نهاد بشر است هماهنگ باشد، اما آنجا که بشر را به سوی فنا و نیستی سوق می دهد و استعدادهای نهانی را به هدر می دهد، احترامی نمی تواند داشته باشد.» از آن جا که تلقی اسلام و تمدن غرب از انسان کاملاً متفاوت است، لذا اهداف و حدود آزادی انسان، نیز در این دو متغایر می گردد.
به طور کلی «آزادی از دو محور قابل بررسی است: الف) آزادی معنوی؛ ب) آزادی اجتماعی. آنجا که انسان مکلف است که خود را برده و بنده خرافات فکری یا هواهای نفسانی قرار ندهد، آزادی جنبه درونی و باطنی دارد و آنجا که دیگران مکلفند که نسبت به انسان، راه و مسیر او قید و بندی ایجاد نکنند، آزادی جنبه خارجی و بیرونی دارد».که در این نوشتار سعی می شود به طور اختصار، آزادی های اجتماعی در قرآن بیان گردد.
آزادی های اجتماعی
آزادی های اجتماعی در قرآن کریم را می توان به دو محور آزادی مثبت و آزادی منفی تقسیم کرد، که به صورت گزینشی به چند مورد از آن اشاره می شود:
۱-آزادی مثبت
الف) آزادی عقیده و اندیشه
متأسفانه انسانهای متفکر در طول تاریخ تحت فشار و ستم قدرتمندان، ثروتمندان و کاهنان قرار داشته اند و توده مردم نیز به انحای مختلف از آزادی اندیشه منع و مجبور شده اند، طبق افکار قدرتمندان نظر بدهند تا مبادا مصالح و منافعشان به خطر بیفتد. قرآن کریم، تحمیل عقیده بر مردم را منع نموده و می فرماید: «لااکراه فی الدین، قد تبین الرشد من الغی»در پذیرش دین هیچ اکراهی نیست، ]زیرا[ راه درست از راه انحرافی روشن است. در شأن نزول این آیه چند روایت وجود دارد که همه آنها در اصل مطلب با هم مشترک می باشند: در صدر اسلام عده ای می خواستند به دین یهود بگروند، مردم مانع آنها می شدند و آنها را از این عمل باز می داشتند. در این هنگام این آیه شریفه نازل شد و مردم را از تحمیل دین، بازداشت.البته استدلالی که در آیه کریمه برای نفی اکراه بیان شده بسیار مهم است، زیرا خداوند متعال می فرماید: بدین دلیل نباید مردم را در پذیرش دین مجبور کرد که با آمدن اسلام راه درست از راه غلط و انحرافی باز شناخته شده و اکنون مردم باید بر اساس عقل سلیم و فطرت الهی، دین خویش را انتخاب نمایند. بنابراین منطق اسلام، منطق استدلال است، نه منطق زور و فشار. زیرا قرآن کریم می فرماید: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن» مردم را به سوی راه پروردگارت با حکمت، منطق، برهان و موعظه نیک دعوت کن و اگر آنها با تو مجادله کردند، تو هم به نحو نیکی با آنها مجادله کن. در این آیه راه اسلام آوردن را دعوت به حکمت و موعظه معرفی می کند. لذا مهمترین رسالت پیامبران که تبلیغ دین است تنها نشان دادن راه است، نه طی طریق کردن. به همین دلیل خداوند متعال در قرآن کریم، پیامبر را «مذَّکِّر» خطاب می کند «فذکر انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر»پس تذکر ده که تو فقط تذکر دهنده ای، تو سلطه گر بر ایشان نیستی که (بر ایمان) مجبورشان کنی.
در آیه دیگر، نیز آمده است: «اگر خداوند بخواهد همه مردم ایمان خواهند آورد» سپس در رد ایمان تحمیلی می فرمایند: «أفأنت تکره الناس حتی تکونوا مؤمنین»آیا تو می خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟
البته بنابر نظر برخی، بین این آیات تعارض ظاهری وجود دارد، زیرا از یک سو بر طبق آیه «لا اکراه فی دین» آزادی فکر و عقیده قابل احترام می باشد و آزادی اندیشه ترویج می شود و از سوی دیگر به آیاتی بر می خوریم که نه تنها بعضی تفکرات و عقاید مردود شناخته می شوند، بلکه مبارزه با آنها نیز لازم و ضروری شمرده شده است. این امر موجب گردید که با نگرش یکسویه عده ای به آزادی اندیشه در اسلام و عده ای دیگر به نفی آزادی اندیشه رأی دهند.
در مقام جواب به این طرز تفکرهای افراطی و تفریطی، بعضی از علماء به مقام پاسخگویی برآمدند. استاد شهید مطهری میان آزادی اندیشه (تفکر) و آزادی عقیده تفکیک قائل شده و می فرماید: عدم اتحاد این دو گونه رأی را در تمایز تفکر و عقیده باید جستجو کرد. از نظر ایشان نه تنها آزادی تفکر، در امور مربوط به اصول دین جایز و آزاد است، بلکه اینگونه تفکر ضروری و واجب می باشد. زیرا اسلام، این حق را برای هر مسلمانی گذاشته است تا در اصول دین به تفکر منطقی بپردازد و بدون هیچ واهمه ای، اشکالات وارده را مطرح نماید. اینگونه آزادی، از مواردی نیست که بر آن توصیه و تأکید شود، زیرا اصولاً در باب آزادی تفکر هیچ نوع اجباری راه ندارد و به عبارت دیگر در اینگونه مسائل طبعاً مردم آزاد هستند و امکانی غیر از آزادی وجود ندارد.اما آزادی عقیده بر خلاف آزادی اندیشه، در اسلام صریحاً مردود شناخته شده است. زیرا اشاره به عقایدی دارد که صرفاً بواسطه تابعیت از عرف و تقلید و بدون بهره گیری از تفکر منطقی شکل گرفته باشند.
رواج این آزادی تحمیلی، برای تفکر آزاد بشر، بالاترین خطر به حساب می آید. زیرا اصرار نمودن بر اینگونه عقاید خشک، باعث جمود ذهن بشریت می گردد و همچون زنجیری، عقل و فکر انسان را به سخره می کشد.به همین خاطر در اسلام شدیداً آزادی عقیده نهی شده و پیامبران الهی مأمور به مبارزه با آن شده اند.
آیت الله جوادی آملی با تمایز میان آزادی اندیشه در مسائل درون دینی با مسائل برون دینی به حل این شبهه پرداخته اند. از نظر ایشان آیه «لا اکراه فی دین» ناظر به کسانی است که در بیرون دین قرار دارند و به کسانیکه در بیرون دروازه دین ایستاده اند، راه و چاه را نشان می دهد و می گویند تو مختاری؛ در قبول و نکول اجبار نیست. پس اولاً آیه یاد شده، ناظر به کسانی است که هنوز وارد قلمرو دین نشده اند؛ ثانیاً نفی اکراه دراین مقام، بیان یک حکم تکوینی است، نه یک حکم تشریعی. نمی گوید «اکراه نکنید، چون بد است»، بلکه می گوید: «اجبار نکنید، چون نمی شود». زیرا این مقام، اکراه پذیر نیست و اجبار در آن راه ندارد. به عبارت دیگر در مقام اندیشه یکی از این سه حالت رخ می دهد: تصدیق، تکذیب و شک؛ رهبری این امور سه گانه به عهده دلیل است. اگر دلیل بر چیزی اقامه شد، خود به خود تصدیق می شود؛ به طوری که خود انسان، دیگر نمی تواند خلاف آن عمل کند و شخص دیگری هم قادر نیست، انسان را بر خلاف آن وادار کند. بنابراین در بخش علم، اجبار و اکراه امکان ندارد و انسان در آن بخش آزاد است.
اما کسانی که دینی را پذیرفته اند و وارد آن قلمرو شده اند، به طور طبیعی محدوده آن را نیز باید بپذیرند. وارد محدوده ای شدن به معنای پذیرش مرزها و محدودیتهای خاص آن است. بنابراین نمی توان ادعا کرد، شخصی که دینی را پذیرفته، در عمل آزاد می باشد که هیچ محدودیتی را به رسمیت نشناسد. این یک قاعده و اصل عام بوده و اختصاصی به دین اسلام و یا ادیان آسمانی دیگر ندارد. بنابراین آیه «لا اکراه فی الدین» نمی تواند مستمسکی برای شکستن مرزهای دین باشد. لذا کسی که دینی را پذیرفت، در عمل آزادی تشریعی ندارد.
البته تنها دین اسلام نیست که برای حفظ و تداوم اصول و قواعد دینی، مکانیزم هایی را مطرح کرده و از سرپیچی مردم در احکام دینی جلوگیری به عمل می آورد، بلکه تمامی ادیان، مکاتب و جوامع نیز مکانیزم هایی برای حفظ اصول خویش دارند، هرچند از لحاظ وسعت، شدت و مواردی که مردم نباید از آنها تخطی کنند، ممکن است با هم تفاوت داشته باشند.
ب ) آزادی نژادی و قومی
تعصب و تبعیض نژادی و قومی پدیده شومی است که در طول تاریخ، عده زیادی از انسانها در آتش آن سوخته اند. سیاهان شاید بیشتر از هر قوم دیگر آماج تعصبات نژادی قرار گرفته اند، هر چند شاید هیچ قومی نباشد که در طول تاریخ دوره هائی از تعصبات و تبعیض های قومی و نژادی را تجربه نکرده باشد. یهودیان که روزگاری نه چندان دور به خاطر تعلق به قوم و مذهب یهود در سراسر اروپا مورد تحقیر و تبعیض قومی و نژادی قرار می گرفتند، امروزه خود بدترین شکل تعصب و تبعیض را در حق مردم مظلوم فلسطین روامی دارند. حتی در پیشرفته ترین کشورهای جهان، برخی از اقوام و نژادها به بدترین وجه مورد تبعیض قومی و نژادی قرار می گیرند. سیاه پوستان آمریکا، مثال خوبی است: «یان رابرتسون» جامعه شناس آمریکائی در ضمن توصیفی که از وضعیت اسفبار سیاه پوستان آمریکائی ارائه می دهد، می نویسد: «تبعیض نها
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.