توضیحات
فایل پاورپوینت کامل معرفی و نقد کتاب «پایان دموکراسی»؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی و نقد کتاب «پایان دموکراسی» شامل 87 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی و نقد کتاب «پایان دموکراسی» را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل معرفی و نقد کتاب «پایان دموکراسی» با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی و نقد کتاب «پایان دموکراسی» با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی و نقد کتاب «پایان دموکراسی» تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی و نقد کتاب «پایان دموکراسی» را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معرفی و نقد کتاب «پایان دموکراسی» :
نام کتاب: پایان دموکراسینویسنده: ژان ماری گنو
ترجمه: عبدالحسین نیک گوهرمحل نشر: تهران
ناشر: انتشارات آگاهسال چاپ: ۱۳۷۸ ش
تعداد صفحات: ۱۵۰ صفحه.
مقدمه
متن پیش رو، خلاصه و نقدی از کتاب پایان دموکراسی(La Fine De La Democratic)اثر ژان ماری گنو (Jean Marie Guehenno) است که در ۱۵۰ صفحه از سوی انتشارات آگاه چاپ شده. این کتاب، اندکی پس از انتشارش، یعنی چند سال پس از فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و فروریختن دیوار برلین، بازتاب گسترده ای در محافل روشنفکری غرب داشته است؛ از آن رو که به عقیده گنو، دموکراسی حد کمال هر جامعه انسانی نیست که ناگزیر همه جوامع بخواهند به آن دست یابند؛ چون دموکراسی هم در کشورهای شمال (جهان اول=غرب) و هم در کشورهای جنوب (جهان سوم=شرق) با چالش های جدی روبه رو است؛ از جمله:
جامعه سیاست زده
اکنون در پایان عصر دولت ها قرار داریم. پایان این عصر، در بطن خود حامل پایان سیاست به معنای خدعه و نیرنگ است. به بیان دیگر، این سیاست گریزی، ناشی از بدسرشتی سیاست در دموکراسی های امروزی است؛ به طور مثال، دیوان سالاری امریکا، سی هزار کارگزار لابی(LOBBY)در خود دارد.
این مسأله، بیانگر زیروروشدن عمیق فرایند تصمیم گیری در بزرگ ترین دموکراسی به اصطلاح مدرن دنیا؟! است؛ زیرا مثلاً کارگزار لابی، برای مدیران شرکت، اطلاعاتی فراهم می کند که شرکت ها به یاری آن می توانند از دیدگاه و منافع خویش، به صورت نادرست و نامشروع دفاع کنند فقط از آن رو که لابی ها اطلاعات مهمی دارند، و آن را در اختیار تراست ها و کارتل ها قرار می دهند. روشن است که کارگزاران لابی بی مزد کار نمی کنند؛ بلکه از منافعی که به دست می آید، سهم می برند. میل به سهم بری بیشتر، آنان را بیش از پیش به سوی دفاع از سرمایه داران می کشاند؛ به این دلیل می توان گفت که در امریکا، فقط از ثروتمندان به خوبی دفاع می شود؛ بنابراین، نباید تعجب کرد که در محافل لابی ها گفته می شود، آنچه برای جنرال موتور خوب است، برای امریکا هم خوب است. این به معنای آن است که سیاست دیگر برایند منافع عمومی نیست؛ بلکه به معنای راهکاری برای دستیابی به منافع خصوصی (صنفی شدن منافع=سیاست) است. اقتضای منطق صنفی شدن منافع، انشعاب بی حد و حصر آن است؛ پس خیلی طبیعی خواهد بود که هر کس برای کسب منافع یا به حداکثر رساندن مطلوبیت شخصی، به هر شیوه ممکن دست بزند؛ یعنی که نیروی محرکه این دنیا، به رسمیت شناختن نفع مشترک نیست؛ بلکه نبرد همه با همه است؛ نبردی که در آن میزان (اراده) قدرت هر فرد، مرزی جز میزان (اراده) قدرت همسایه نمی شناسد.
ماحصل چنین فضایی، دنیایی است که دیگر با اجتماعات و تعریف انسانی تعریف نمی شود؛ بلکه وجه ممیزه آن مشکلاتی اند که بایدآن ها را فقط به شیوه ای که بیشترین منافع شخصی را در برداشته باشد، اداره یا حل کرد؛ پس وظیفه اصلی سیاستمدار، مدیریت صنفی است. در این وضعیت، اولاً سیاستمدار، بشارت دهنده است؛ ولی وسایلی که در اختیار دارد، نومید کننده اند. ثانیا سیاستمدار دست در دست خبرنگاران و رسانه ها، ادراک جامعه را به طرق نادرست سازمان می دهد. ثالثا این گونه تلقین می شود: فقط آن چیزی را که سیاستمدار درباره آن سخن می گوید، وجود دارد، و نیز داوری او، یگانه داوری درست است. رابعا یگانه شناختی که شایستگی عمیق شدن را دارد، شناخت نشانه ها است، نه کشف حقایق تازه؛ یعنی که شناخت، رمزگشایی از قواعد جدید است که باعث پیشرفت های شخصی، صنفی یا گروهی، و نه ملی، عمومی و سراسری می شود. برآیند این سیاست ها، جامعه ای بدون شهروند و بدون هویت است. می توان نتیجه گرفت که امریکا در جایگاه نماد برتر دموکراسی؟!دچار انسداد سیاسی است، به آن علت که پاره پاره شدن جامعه و صنفی شدن منافع، گروه های متعدد و ائتلاف های گوناگونی را پدید آورده که هر یک، سنگ خود را به سینه می زنند؛ چون زنجیره ای از تصمیم های کوچک از سوی گروه های کوچک تر برای نیل به کوچک ترین هدف ها شکل گرفته و در این میان، منافع عمومی ناپدید می شود؛ در نتیجه، جای شگفتی نیست که در دموکراسی های پیشرفته، رأی دهندگان کمتری در انتخابات شرکت می کنند، و سیاستمداران هر روز منزلت شان را نزد هموطن شان از دست می دهند.
گسیختگی اجتماعی
دموکراسی، به برقراری امپراتوری جهانی میل دارد؛ اما انسجام لازم برای نیل به این مقصود (ابرقدرتی جهانی) را دارا نیست؛ زیرا دموکراسی یک مفهوم نظری و عملی واحدی را ندارد؛ برای مثال، بین دموکراسی امریکایی و اروپایی تفاوت های متعددی وجود دارد؛ مانند این که دموکراسی اروپایی بر عنصر همبستگی تاکید می کند؛ ولی دموکراسی امریکایی برآزادی اصرار می ورزد. شاید از این رو است که هر فرانسوی، هر آلمانی، و هر انگلیسی، کامیابی ایرباس را بیش از بوئینگ آرزو می کند؛ البته بین خود اروپایی ها هم تضاد به چشم می خورد؛ برای مثال، فرانسوی ها عادت دارند، منافع ملی را مورد سؤال قرار دهند؛ اما آلمانی ها که به خود بدگمانند، به گونه ای دیگر واکنش نشان می دهند. این تضاد منافع و عدم انسجام که دموکراسی و کشورهای صاحب آن را پریشان می سازد، حتی در سطح ملی، چون درون جامعه امریکا هم دیده می شود؛ از این رو می توان گفت: واشنگتنی که موفق نمی شود منافع متضاد تگزاسی ها، کالیفرنیایی هاو نیویرکی ها را ترکیب کند، چگونه می تواند منافع سوئدی ها، لهستانی ها، ایتالیایی ها، فرانسوی ها، پرتغالی را با هم و با منافع خود ترکیب کند؟! بنابراین، نه امریکا و نه اروپا، به یک قدرت جهانی تبدیل نخواهند شد؛ پس بهتر است در سطح جهانی، از تجمع شبکه های به هم متصل یا جهان چند ساحتی سخن به میان آورند.
در واقع، آنچه اکنون، در حال ایجاد شدن است، توانایی دموکراسی برای خلق بدنه سیاسی جهانی واحد نیست؛ بلکه بافتی بدون دوخت آشکار است؛ ولی این دوخت هرچه باشد، ابرقدرتی جهانی دموکراسی نخواهد بود؛ در نتیجه، فضایی در حال پدید آمدن است که هر واحد سیاسی (کشور) در شبکه محلی و منطقه ای اش به قدر کافی ریشه دار است، و به این دلیل می تواند نقش جهانی خود را ایفا کند و نیز به قدر کافی، با سایر کشورها یا واحدهای سیاسی دیگر متصل باشد تا بتواند نقش خنثای خود را کاهش دهد.
ایفای نقش ها باید با آگاهی از این مسأله صورت گیرد که سلسله مراتب هرمی شکل قدرت که دموکراسی در پی گستراندن جهانی آن است، در شرف نابودی و الگوی درختی قدرت در حال جایگزینی است. ساختار سلسله مراتبی هرمی شکل که در آن قدرتمند بودن، به معنای کنترل کردن و فرمان دادن است، جای خود را به ساختار پخش قدرت با حلقه های اتصال متعدد می دهد که در آن قدرتمند بودن، معنایش در تماس بودن و ارتباط داشتن با سایر واحدهای سیاسی است. ساختاری که در آن قدرت با میزان نفوذ داشتن تعیین می شود، نه با مهار کردن این یا آن کشور.
در هرم درختی قدرت، دنیایی سیال پدید می آید که ثبات آن دیگر، نه بر پایه نهادها، بلکه بر شیوه تغییرها استوار خواهد بود، و چون دنیایی است که انعطاف پذیرتر است؛ با ثبات تر است؛ دنیایی که باید آن را طبق طرح زیست شناسی بنا کرد و نه طبق فیزیک؛ دنیای قواعد، نه دنیای اصول یک سویه دموکراسی که می کوشد اصول واحد و غیرمنعطفش را به شکل هماهنگ در جهان بگستراند.
فرایند تصمیم سازی ناکارآمد
اندیشه دموکراسی را به آزادی مرتبط می سازند؛ اما آزادی به معنای حق انتخاب سرنوشت یا وسیله ای برای مهار قدرت، در حال زوال است. عصر نظارت بر اعمال قدرت، خاتمه یافته و همراه با آن، اندیشه حاکمیت دموکراسی بر جهان، جاذبه اش را از دست داده است.
در حقیقت، اعمال اراده جمعی، تهدیدی برای آزادی اقلیت بوده؛ حفظ قاعده بازی، یگانه معیار درستی اعمال دموکراسی شده؛ به حساب و کتاب تصمیم سیاسی رسیدگی نمی شده؛ کثرت آیین رسیدگی، از رشد خودکامگی جلوگیری نکرده و ستیزه های اجتماعی افزایش یافته است؛ در حالی که نظام سیاسی اجتماعی ژاپن بهتر از دموکراسی پرمدعای امریکایی عمل می کند؛ زیرا در روزهای قبل از تصمیم گیری سیاسی اجتماعی، جلسات رایزنی بسیاری برپا می شود، و طی آن جلسات، همه دیدگاه ها فرصت می یابند مطرح شوند بدون آن که ترسی از اظهار نظر داشته باشند. پرشمار برگزارشدن جلسات رایزنی، به منظور دست یافتن به توافق آرای فرضی نیست؛ بلکه در پایان گفت وگوها، عقاید ابراز شده صیقل می خورد و بهترین ها نمایان می شود. تصمیم گیری نهایی عبارت است از گرفتن مجموعه ای از تصمیم های کوچک. همچنین همه آن هایی که در جریان نشست ها مشارکت دارند، سهمی از مسؤولیت های آینده تصمیم های خود را بر عهده می گیرند، و به این وسیله، به درستی یا نادرستی تصمیم های خود پی برده، در صدد اصلاح آن بر می آیند. ژاپن از این دیدگاه، درست در مقابل امریکا قرار دارد؛ زیرا منطق امریکایی به همه حکم می کند که از همه امکانات خود برای پیروزی در نبردی که قانون قرارداد اجتماعی آن را داوری می کند، استفاده کنند؛ ولی منطق ژاپنی، اعتدال و احتیاط را توصیه می کند. در چنین فرایند تصمیم گیری، نه مرکزی وجود دارد ونه قدرت برتری. فقط تعداد بسیاری گروه به چشم می آید که در صددند بدون لطمه زدن به قدرت گروه مجاور، قدرت تصمیم گیری و اجرای آن را افزایش دهند. هر یک از این دو، در بازی تصمیم گیری، به دو اصل وابستگی متقابل و محدود سازی خویش پایبند هستند؛ بنابراین، دیگر قدرت تابعی وجود ندارد؛ بلکه آنچه وجود دارد، قدرت کاملاً پخش شده ای است که بیشتر تکثیر شده تا تکه تکه. پخش قدرت، ستیزه ها را بی اثر کرده است؛ ولی در شبکه تصمیم گیری امریکایی، اگر در هر نقطه ای قدرت مهمی سربلند کند، یا به فوریت سرکوب می شود یا شبکه آن را از هم می پاشانند.
ساختار سلسله مراتبی
در دموکراسی، ساختار سلسله مراتبی وجود دارد و نیز دموکراسی، مدل رفتار ماشینی راتولید می کند که در آن، همسانی، قاعده است، و تفاوت، هنجار شکنی و نیز قدرت از آن هرم قدرت سیاسی است، نه ناشی از بدنه اجتماعی. این مدل، نه به شاهان فیلسوف و نه به ثروتمندان روشنفکر، بلکه بیشتر به افراد همسان نیاز دارد؛ البته هم سان گرایی در جوامع صنعتی پیشرفته، نه یک عارضه است، و نه ضعف مایه تأسف؛ بلکه شرط ضرور کارکرد مطلوب نظام لیبرال دموکراسی غرب، و آن به معنای انقیاد همه از طبقه حاکم و مسلط جامعه است که فقط او، شیوه های تفکرش رابه همه جامعه تحمیل می کند؛ بدین سبب، ضد همسان گرایان در جایگاه اخلال گر حرفه ای طرد می شوند.
همسان بودن در همه جا، از اغذیه فروشی تا خیاطی دیده می شود. همه می خواهند فقط خلاقیت مبتکر را عرضه کنند، نه این که خود تولیدکننده خلاقیت باشند. در واقع، ارزشمندترین دارایی شرکت، لزوما فرایند تولید و صنعتش نیست؛ بلکه نام آن است پس از آن که توانسته باشد، آن را تحمیل کند؛ از این رو است که می توان عصر دموکراسی را عصر سرهم بندی نامید. در عصر دموکراسی، خلاقان احترام درخورشأن ندارند؛ جامعه، جامعه ای تحکمی است که در آن قدرت هر روز بیش از گذشته، متمرکزتر می شود؛ هر کنشگر بی نام و نشان، خود را با کنشگران دیگر، هم طراز نمی بیند؛ داده ها و راهکارها به او تحمیل می شود؛ گسیختگی و تکثر که گام ها را برای رسیدن به هدف کند می کند، در آن به چشم می آید؛ هر تصمیمی با تصمیم های دیگر در تعامل قرار ندارد، و فقط برخی تصمیم ها بازتاب گسترده ای در جامعه می یابد.
مثال فرانسه، در بیان همسان نگری بسیار گویا است. فرانسوی ها در ۱۹۴۰ باورکردند که در برابر آلمانی ها مقاومت نشان دادند، نه این که شکست خوردند و نیز با خروج از فرماندهی مشترک ناتو در ۱۹۶۶، استقلال شان را در مقابل امریکا حفظ کردند. این باورهای یکسان و در عین حال تسکین بخش به آنان کمک کرد که زندگی کنند و همچنین به آنان اعتماد به نفس داد؛ ولی این موضوع، چیزی بیش از صحنه پردازی ماهرانه نبوده؛ زیرا چنین تصوری از فرانسه به واقع نمی گذارد آلمان را آن طور که در ۱۹۴۰ بود، و امریکا را در ۱۹۶۶ و نیز آلمان را در ۱۹۹۳ و امریکا را در ۲۰۰۴ دید. این باورهای قالبی، اسباب زحمت برای درک درست است. همسان گرایی، همانند لباسی است که در اثر کثرت پوشیدن، قالب تن را به خود می گیرد، و بازتابی تمامیت خواه می یابد، و همه انعطاف خود را از دست می دهد. بنابراین است که می توان گفت: دموکراسی نظامی تقریبا غیر منعطف است.
ستیز با ادیان
علایق دینی، از قلب انسان غربی، در عصر دموکراسی ناپدید شده است. به ظاهر، پیش بینی دوقرن و نیم پیش مونتسکیو که گفته بود: پویایی برآمده از عصر روشنفکری به مرگ ادیان می انجامد، اتفاق افتاده است. اکنون، از دین، برای انسان غربی جز مناسک و دلبستگی های سحرآمیز که برای معنا دادن به زندگی پرحادثه امروزی لازم است، چیزی باقی نمانده. سیاست خاستگاه دینی اش را رها کرده، و از این رو، از درد رهاسازی دین به خود می پیچید.
بنیادگرایی های جدیدی که به دنبال انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران در غرب پدید آمده است؛ به همین دلیل، خواهان مناسبات اجتماعی گرم در روابط شخصی، تأسیس اجتماع همگن یا بازگرداندن دین به صحنه اجتماعند.
جامعه عادلانه ای که بنیادگرایان می خواهند پدید آورند، از بالا و باجلوس شاهزاده ای خوب ایجاد نخواهد شد؛ بلکه از پایین و با به قدرت رسیدن مستضعفان ساخته می شود. این بلندپروازی معقول، فقط بر پایه شکست پیوند دین و سیاست بنا می شود. در کشورهای ثروتمند دمو
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل ارائه آموزه های مهدویت از سوی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.