توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل درنگی در شخصیت حدیثی جابر بن یزید جعفی، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل درنگی در شخصیت حدیثی جابر بن یزید جعفی شامل 96 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل درنگی در شخصیت حدیثی جابر بن یزید جعفی در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل درنگی در شخصیت حدیثی جابر بن یزید جعفی با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل درنگی در شخصیت حدیثی جابر بن یزید جعفی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل درنگی در شخصیت حدیثی جابر بن یزید جعفی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل درنگی در شخصیت حدیثی جابر بن یزید جعفی اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل درنگی در شخصیت حدیثی جابر بن یزید جعفی :
اصول أربعمأه در پدیداری و طراحیِ هندسه کتب نخستین حدیث، تأثیری هویدا و محوری داشته است و بسیار طبیعی است که در طرحِ اندیشه هایِ رجالی، پیوندی تعاملی میان اصل و صاحبِ اصل برقرار شود ؛ آن گونه که قوّت اصل، مرتبه بلند دانش و شخصیت رفیع صاحب آن را تداعی کند.
لازم به ذکر است که نظر پیشگفته، به هیچ روی، تقابلی با نقدهای رجالی نداشته و ارزش و سودمندی آنها را انکار نمی کند.
نوشتاری که خواهد آمد، نگاهی کوتاه است به شخصیت یکی از اعاظم اصحابِ ائمه(ع) و نیز ناقلان اخبار آنان.
این مقاله، در پیِ احیایِ نام و تجدید یادِ یکی از صاحبان اصول اربعمأه، یعنی جابر بن یزید جعفی است که در کتب تراجم و رجال، قضاوت های گوناگونی درباره او به چشم می خورد.
آنچه بیش از همه، نگارنده را به پرداختن درباره جابر بن یزید را داشت از یک سو، کثرت روایاتی است که از طریق او نقل شده و از جانب دیگر، طعن هایی است که بر او وارد شده است.
این ناسازی و فراز و فرودهایِ آنی، مسیر مطالعه و بررسی های شخصیت وی را ناموزون ساخته است.
آنچه بیش از همه در این پژوهش بدان عنایت شده است، به دستِ دادنِ بحثی رجالی و ترجمه ای صحیح از جابر، و زدودن غبار ابهام و بَسا اتهام از ساحتِ وی بوده است؛ چه رویکردها و داوری های ناهمگونی از او، در تصفحّ کتب رجالی رخ می نماید.
در این نوشتار، بیشتر به آرا و داوری های دانشوران شیعی پرداخته شده است، اما در انتها به حوزه رجالی عامه و نظریه های آنان درباره وی نظری افکنده شده است.
سعی بر آن است تا در این معرکه آرا با بررسی نظرات عرضه شده، نتیجه ای مقبول دست دهد.
مهم ترین سخنان طرح شده درباره جابر بن یزید بدین قرار است:
۱. نجاشی(ره) در کتاب رجال خود، جابر را تضعیف کرده و به کاستی و اختلاط منقولات فقهی (حلال و حرام) او معتقد است:
روی عنه جماعه غمز فیهم وضعفّوا… و کان فی نفسه مختلطا… و قلّ ما یورد عنه شیء فی الحلال و الحرام.۱
۲. در کتاب کشّی در ذیلِ نامِ جابر، دو دسته روایات آمده که پاره ای از آنها به مدح، و شعبه ای دیگر به قدحش نظر دارند.۲
۳. ابن غضایری هم علی رغمِ آنکه بیشترینؤ روشش جرح راویان است، درباره جابر می گوید:
إنّه کان ثقه فی نفسه، و جُلَّ من روی عنه ضعیف.۳
۴. شیخ مفید(ره) در رساله العددیه می نویسد:
إنّه من الفقهاء الّذین لا مطعن فیهم، و لا طریق إلی ذمّ واحد منهم.۴
۵. شیخ طوسی(ره)، وی را صاحب اصلی از اصول أربعماه می داند.۵
۶. مرحوم ابن شهرآشوب، وی را از خواصّ اصحابِ حضرت صادق(ع) شمرده و بابِ علمِ امامِ باقر(ع) می داندش و می نگارد:
إنّه من خواصّ الصادق(ع) ، و أنّه باب لأبی جعفر(ع) ، والمراد أنّه باب لعلمه(ع).۶
۷. علامه حلّی(ره) نیز، اثباتاً و یا نفیاً بدو نپرداخته و تنها به ثبت نامش بسنده کرده است.۷
معرّفی اجمالی جابر
بر اساس نقل نجاشی(ره) نام وی جابر بن یزید و کنیه اش أبو عبداللّه، أبو محمّد، و أبو زید بوده است که بیشتر به أبو عبداللّه مشهور است.
جعفه نام قبیله ای در عرب است و جعفی بدان قبیله، منسوب است. قبیله جابر در (عام الوفود) به اسلام گروید.
وی از اصحاب صادقین(ع) بوده، از تابعان به شمار می آید.۸
شخصیت و مرتبه جابر در آینه روایات
۱. عن عبداللّه بن الفضل الهاشمی، قال: کنت عند الصادق، جعفر بن محمّد(ع) إذ دخل مفضل بن عمر، فلمّا بصر به ضحک إلیه، ثمّ قال: إلیّ یا مفضل!… فقال: یابن رسول اللّه(ص) فما منزله جابر بن یزید عنکم؟
قال: «منزل سلمان من رسول اللّه(ص)».۹
۲. عن زیاد بن أبی الحلال، قال: إختلف أصحابنا فی أحادیث جابر الجعفی، فقلت: أنا أسأل أبا عبداللّه(ع). فلمّا دخلت ابتدأنی، فقال: «رحم اللّه جابر الجعفی کان یصدق علینا».۱۰
۳. عن أبی محمّد حسن بن علی الثانی(ع)، قال: «ولد أبوجعفر محمّد الباقر… و بوّابه جابر بن یزید الجعفی».۱۱
۴. عن زیاد بن أبی الحلال، قال: إختلف الناس فی جابر بن یزید و أحادیثه و أعاجیبه. قال: فدخلت علی أبی عبداللّه(ع) و أنا أرید أن أسأله منه، فابتدأنی من غیر أن أساله، «رحم اللّه جابر بن یزید الجعفی، کان یصدق علینا».۱۲
۵. عن أبی جمیله، عن جابر الجعفی، قال: حدّثنی أبو جعفر(ع) سبعین الف حدیث، لم اُحدِّث بها أحداً أبدا. قال جابر: قلت لأبی جعفر(ع)، جعلت فداک! إنّک حملتنی وقراً عظیماً بما حدّثتنی به من سرّکم الّذی لا أحدّث به أحداً، و ربّما جاش فی صدری حتی یأخذنی منه شبیه الجنون.
قال: «یا جابر، فإذا کان ذلک، فاخرج إلی الجبّان، فاحفر حفیره، و دلّ رأسک فیها، ثمّ قل: حدثنی محمّد بن علی بکذا و کذا».۱۳
۶. عن جابر بن یزید، قال: حدّثنی محمّد بن علی(ع) بسبعین حدیثاً لم اُحدّث بها أحداً قطّ، و لا اُحدث بها أحداً أبداً، فلمّا مضی محمّد بن علی(ع)، ثقلت علی عنقی، وضاق بها صدری، فأتیت أبا عبداللّه(ع) ، فقلت: جعلت فداک! إنّ أباک حدّثنی بسبعین حدیثاً لم یخرج منّی شیئاً منها، و لا یخرج شی ء منها إلی أحد، و أمرنی بسترها، و قد ثقلت علی عنقی و ضاق بها صدری، فما تأمرنی.
فقال: «یا جابر، إذا ضاق بها من ذلک شیء، فاخرج إلی الجبّانه، واحفر حفیره، ثمّ دلّ رأسک فیها و قل: حدّثنی محمّد بن علی بکذا و کذا، ثمّ طمّه، فإنّ الأرض تستر علیک». قال جابر: ففعلت ذلک، فخفّ عنّی ما کنت أجده.۱۴
۷. عن أبی جعفر(ع) ، قال: «یا جابر، إنّ الجاحد لصحاب الزّمان، کجاحد لرسول اللّه(ع) فی أیّامه. إسمع و عِ». قلت: إذا شئت. قال: «إسمع و عِ و بلّغ إذا انتهت بک راحلتک».۱۵
آنچه از روایات فهمیده می شود ثبات و ژرفْ ایمانیِ جابر است که وی را باب علم و محرم راز معصومان، و سینه اش را زمینِ ایمن و محملی موثق برایِ اسرارِ ناگفته اهل بیت(ع) ساخته است.
از جمله فصول روایی که حجمِ کثیری از اخبار را در خود جای داده است، ابوابی است که در آنها، حدیثْ فهمی و تحمل آنها را مستصعب خوانده است. علامه مجلسی(ره) در بحار الأنوار فصلی را با ۱۱۶ روایت به این موضوع اختصاص داده است.۱۶
روایتِ ذیل نمونه ای از آن بسیار است:
عن شعیب الحداد، قال: سمعت الصادق جعفر بن محمّد(ع) ، یقول: «إنّ حدیثنا صعب مستصعب، لا یحتمله إلاّ ملک مقرّب، أو نبیّ مرسَل، أو عبد امتحن اللّه قلبه للإیمان، أو مدینه حصینه». قال عمر: فقلت لشعیب: یا أبا الحسن، و أیّّ شیء المدینه الحصینه؟ قال: سألت الصادق(ع) عنها، فقال لی: «القلب المجتمع».۱۷
با تأمل و درنگ در روایاتی از این دست، و نظر در پیشینه تاریخیِ شخصیّت جابر، می توان وی را که از خاصان و خلوت نشینان حریمِ قدس اهل بیت(ع) بوده مصداق تامّ «عبد امتحن اللّه قلبه للایمان»، و یا «المدینه الحصینه» دانست.
توثیق های رسیده از عامّه
پاره ای از هم عصران جابر به وثاقت و مقبولی سخنانش تصریح داشته اند، هرچند که مذهب و روایات نقل شده از جانب جابر را در تعارض و تقابل با آیین خود می دیده اند.
۱. سفیان ثوری که نزد عامه با تعابیری چون: الفقیه، الثقه، العابد، الحجّه، و الإمام ستوده شده درباره جابر می گوید:
إذا قال جابر: «حدّثنا و أخبرنا»، فذاک.۱۸
همچنین گفته است:
کان جابر ورعاً فی الحدیث، ما رأیت أورع فی الحدیث منه.۱۹
نیز همو در پاسخ به شعبه که می خواست در قدح جابر سخنانی بگوید گفت:
لئن تکلّمت فی جابر الجعفی لأتکلمنّ فیک.۲۰
۲ . وکیع بن جراح که از بزرگان عامه و واجد القابِ الحافظ، الثقه و أحد الأعلام، در کتاب های رجالی اهل سنت است می گوید:
مهما شککتم فی شی ء، فلا تشکوا فی أنّ جابر ثقه.۲۱
۳. زهیر بن معاویه کوفی که شخصیتی علمی و موثق در میان عامه به شمار می آید درباره جابر چنین گفته است:
کان إذا قال: «سمعت، أو سألت»، فهو من أصدق الناس.۲۲
توثیقات بزرگان شیعه درباره جابر
۱. کشّی(ره) در کتاب رجال، پس از نقل روایتی با اسنادِ صحیح درباره جابر که:
عن زیاد بن أبی الحلال، عن أبی عبداللّه(ع): «رحم اللّه جابراً کان یصدق علینا».۲۳
می گوید:
روی عن سفیان الثوری، أنّه قال: جابر الجعفی صدوق فی الحدیث، إلاّ أنّه کان یتشیع. و حکی عنه، أنّه قال: ما رأیت أورع بالحدیث من جابر.۲۴
همو پس از نقل این سخن که «جابر هفتاد هزار حدیث، حفظ داشته و بر کسی باز نگفته است» می گوید:
إنّه أحیاناً قد یضیق صدره بما یحتمل من الأسرار، فیأمره(ع) أن یلجأ إلی الجبل، أو الصحراء، و ینفس عن نفسه بالحدیث، لا إلی أحد.۲۵
و نیز دیگر بار کشی در ترجمه یونس بن الفضل بن شاذان می نگارد:
إنّ یونس حجّ أربعاًً و خمسین حجّه واعتمر أربعاً و خمسین عمره، و کتب ألف جلد ردّاً علی المخالفین… و یقال: إنتهی علم الأئمه(ع) إلی أربعه نفر، أوّلهم سلمان، و الثانی جابر… .۲۶
۲. مرحوم شیخ مفید در بحث خود درباره این روایت که:
إنّ شهر رمضان، شهر من شهور السنه، یکون تسعه و عشرین یوماً و یکون ثلاثین یوماً،۲۷
می گوید:
راویان این خبر، همه از فقیهانِ اصحابِ صادقین و حضرت کاظم و امام رضا(ع) هستند.
سپس آنان را بدین اوصاف می ستاید:
فهم… الأعلام الروءساء، المأخوذ عنهم الحلال و الحرام و الفتیا و الأحکام، الّذین لا یطعن علیهم، و لا طریق إلی ذمّ واحد منهم، و هم أصحاب الأصول المدوّنه و المصنفات المشهوره، و کلاّ قد أجمعوا نقلاً و عملاً.۲۸
و پس از این جمله ها، در نام بردنِ راویان حدیثِ پیشگفته، به جابر بن یزید هم اشاره می کند.
۳. علاّ مه حلّی(ره) در خلاصه الأقوال، در این باره از قولِ ابن غضایری می نویسد:
إنّه ثقه فی نفسه.۲۹
کتاب ها و نگارش هایِ منسوب به جابر
۱. اصل؛ همان طور که در صدر بحث قلمی شد، شیخ طوسی(ره)، جابر را یکی از صاحبان اصول أربعمأه دانسته و در الفهرست چنین آورده است:
إنّه تابعی، أسند۳۰ عنه و له أصل.۳۱
۲. التفسیر؛ نجاشی(ره) می نگارد:
و له کتب، و منها التفسیر، و روی هذه النسخه احمد بن محمّد بن سعید، عن جعفر بن عبداللّه، المحمدی، عن یحیی بن جندب الزارع، عن عمر بن شمر، عن جابر.۳۲
از موءیدات دیگر این سخن، روایت زیر است:
عن مفضل بن عمر قال: سألت أبا عبداللّه(ع) عن تفسیر جابر؟ فقال: «لا تحدّث به السفله فیذیعوه».۳۳
۳. النوادر؛ نجاشی(ره) کتاب النوادر را از وی می داند.۳۴
زراری نیز در رساله اش درباره آل أعین می گوید:
کتاب جابر الجعفی، حدّثنی به خال أبی أبو العباس الرزاز، عن القاسم بن الربیع، عن أبی سنان، عن عمار، عن منخل، عن جابر، و عن یحیی بن زکریا، عن ابن سنان، عن عمار، عن منخل، عن جابر.۳۵
کتاب های دیگری نیز به جابر نسبت داده شده است. نجاشی(ره) می گوید:
و له کتاب الجمل، و کتاب الصفین و کتاب النهروان و کتاب مقتل امیر الموءمنین(ع) و کتاب مقتل الحسین(ع).۳۶
بیان و تحلیل خبر رسیده در قدح جابر
در میان شمارِ بسیارِ اخباری که درباره جابر آمده است، تنها یکی در وی طعن می افکند. و آن، روایتی است که کشّی(ره) در کتاب رجالش آورده است.
عن زراره، قال: سألت أبا عبداللّه(ع)، عن أحادیث جابر، فقال: «ما رأیته عند أبی قطّ إلاّ مرّه واحده، و ما دخل علیّ قطّ».۳۷
هر چند، واحد بودن این خبر، و نیز حجمِ کثیرِ روایات در کفه دیگر، توانِ تعارض و تقابل را از این تک خبر می ستاند، لیک با فرض صدور، می سزد که این معنا را در عداد تأویل دانست، و نه حکم به ظاهر روایت. آیه اللّه خویی(ره) را باور این است که:
إنّ الروایه محموله علی نحو من التوریه.۳۸
و نیز می توان پای این احتمال را در میان آورد که، بسا فضایِ ویژه زمانی یا مکانیِ پرسشِ زراره، چنین پاسخی را می طلبیده است. به علاوه، روایات بسیاری که جابرْ مستقیم و مخاطبانه از امام باقر(ع) نقل کرده است، با عبارت «ما رأیته عند أبی قطّ إلاّ مرّه واحده» تناسب و هم خوانی ندارد. همچنین احادیثِ او از حضرت صادق(ع) گرچه در مقایسه با روایات نقل کرده از حضرت باقر(ع) کم تر است، اما با جمله «و ما دخل علیّ قطّ»، قابل جمع نیست.
روایاتی از این دست که به جهت توریه و فرافکنی و نیز مصلحتِ حال راوی بیان شده است، در متون حدیثی بسیار بوده، حتی دربارؤ راویانی که در وثاقتشان تردیدی نیست، هم آمده است؛ بسانِ آنچه درباره مفضل بن عمر رسیده است:
عن إسماعیل بن جابر، قال: قال أبو عبداللّه(ع): «إئت المفضل، و قل له: یا کافر، یا مشرک، ما ترید إلی إبنی؟ ترید أن تقتله؟».
۳۹البته وجه صدور این روایت معلوم است و نمی توان با تکیه بر ظهور آن، کفر و شرک مفضل را استنباط کرد.
اختناق سیاسی و هراس آفرینی که هماره از جانبِ ستم پیشگان، سایه منحوسش بر قامت اهل بیت(ع) و صحابیانشان افکنده شده بود، صدور چنین سخنانِ توریه آمیزی را روا می داشت، تا شاید دفع ضرر و منعِ خطری کند؛ لذا بر عهده حدیث پژوهان است تا در کاوش های خود، با ژرف اندیشی و احاطه بر فضای صدور حدیث، حقیقت را باز شناسند و غبارِ ابهام را بنشانند.
به هر روی، با نظر در آنچه که تاکنون قلمی شد، مسلّم می داریم که هرگز نمی توان با استناد و تکیه بر روایتی واحد که در مقام بیان واقع هم نبوده است ، حکم به عدم وثاقت کسی چون جابر کرد.
بررسی ادلّه تضعیف جابر در بیان نجاشی
در میان رجال پژوهان، نجاشی(ره) او را ضعیف خوانده و دلایلی چند هم بر ادعای خویش نشانده است. اینک به ذکر این دلایل و بررسی و نقد آنها می پردازیم:
یکم . وی در کتاب رجال خود، یکی از مواردی که قوّت و وثاقت جابر را کاسته و فرو ریخته است، چنین می داند:
روی عنه جماعه غمز فیهم، وضعّفوا، منهم: عمرو بن شمر، و مفضل بن صالح، و منخل بن جمیل و یوسف بن یعقوب.۴۰
این کلام نجاشی(ره) با آنچه از شیخ مفید(ره) در بحث توثیقات آوردیم، تقابلی بیّن دارد. به علاوه، مگر می توان به حکم کلّی، هر غمزی را موجب و دلیل سلب وثاقت راوی، و یا نفی و حذفِ حجیّت روایاتش دانست؟ اگر چنان کنیم، بسیاری از ثقات و بزرگانِ روّات، بسانِ برید، ابو بصیر، حمران، محمّد بن مسلم و پاره ای دیگر، مجروح و مطعون بوده، خود و روایاتشان از حوزه اعتماد برون خواهند شد؛ زیرا عده ای که ناقل روایات این بزرگان بوده اند، پریشان حال و غمزآلوده هستند.
همچنین، اگر افرادی ضعیف و ناموثّق، از شخصی موثّق روایتی نقل کنند، ضرری بر وثاقت معتمَد نزده، وی را نا امین نمی کند. از سوی دیگر، هرچند بپذیریم که ضعیفانی۴۱ از جابر نقل کرده اند، چرا این نقل ضعیفان را علت ناموثق بودنِ وی بدانیم، با آنکه می دانیم، اخبارِ بسیار دیگری نیز هست که خیل کثیر موجهان و موثّقان از جابر، نقل کرده اند. از طرفی، این دو پاره، با هم کاملاً نابرابر و غیر قابل قیاس بوده، تعداد نقل های سالم و محکم، بسیار بیشتر از دسته دیگر است.
دوم . نجاشی(ره) گفته است:
و کان فی نفسه مختلطاً، و کان شیخنا أبو عبداللّه، محمّد بن محمّد بن نعمان(ره) ینشدنا اَشعاراً کثیره فی معناه، یدلّ علی الاختلاط، و لیس هذا موضعاً لذکرها.۴۲
اینکه در زمانی خاص، آن هم به عللی اخص، جابر در سیمای مجانین رخ کرد و چنان کرد که می کنند، تردیدی نداریم و در ادامه سخن به ذکر و بررسی اخبار آن خواهیم پرداخت؛ لیکن سخن مرحوم نجاشی(کان فی نفسه مختلطا) بنای ادعایی است، بی تکیه بر عمادِ دلیل، و بسا که تسا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل حاضر نشدن در مجالس گناه
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.